دسته‌ها
تیتر یک فرهنگ

رسانه‌ای که جای تلویزیون را گرفت

پولاد امین| «شهرزاد»، «ممنوعه»، «عاشقانه»، «نهنگ آبی»، «مانکن»، «ساخت ایران»، «رقص روی شیشه»، «هیولا» و… اینها تنها تعدادی از سریال‌هایی است که در یکی دو ‌سال اخیر در شبکه نمایش خانگی عرضه شده و کم‌وبیش در مواجهه با مخاطب به موفقیت رسیده‌اند؛ موفقیتی که بی‌ارتباط با فضای بازتر شبکه نمایش خانگی-در قیاس با تلویزیون- و البته تنوع داستانی و ژانری این آثار نیست که موجب می‌شود این شبکه برای هر خانواده‌ای با هر سلیقه و فرهنگی چیزکی داشته باشد.

داستان شکست

شبکه نمایش خانگی البته چنین موقعیتی نداشت. زیاد از آن روزها نمی‌گذرد که این شبکه عرصه سوت و کوری بود، مالامال از یکسری فیلم‌های سانسورشده درجه چند غربی و البته چند فیلم روز ایرانی که تمام بار شبکه بر دوش نحیف‌شان بود؛ عرصه‌ای چنان نحیف که وقتی در اتفاقی عجیب و بی‌سابقه چند تهیه‌کننده شروع کردند به سریال‌سازی برای این شبکه، کمترین امیدی به موفقیت آنها وجود نداشت- که دیدیم چنان هم شد و اتفاقی نیفتاد. حتی می‌توان گفت این سریال‌ها کار را بدتر هم کرد.

داستان بی‌اعتمادی

سریال‌هایی مانند قلب یخی، ویلای من، قهوه تلخ، ابله، کوچه مروارید و… محصول این دوران بود؛ سریال‌هایی اغلب با آغازی امیدآفرین و پایانی ناامیدکننده، البته اگر پایانی در کار می‌بود؛ سریال‌هایی که پای ستارگان محبوب و نام‌های بزرگ را به این فضا باز کرد، اما این چهره‌ها- چه هدیه تهرانی و حمید فرخ‌نژاد، چه مهران مدیری و چه هر نام دیگری- نتوانستند این بازار را که بالقوه می‌توانست مشتریان پرتعدادی داشته باشد، تکان دهند و حتی بدتر با نیمه‌کاره ماندن اغلب سریال‌ها، آن تتمه اعتماد مردم را نیز قربانی کردند؛ هنرمندانی که انگار وقتی آمال و آرزوهای اغلب مالی‌شان تعبیر نمی‌شد، خسته و ناامید سر و ته کار را هم می‌آوردند و حتی در برخی مواقع آن کار را هم نمی‌کردند و سریال بلاتکلیف و پا در هوا رها می‌شد.

تلویزیون خصوصی

امین فرج‌پور| به‌عنوان کسی که نیمچه نگاهی به اغلب تولیدات سال‌های اخیر شبکه نمایش خانگی انداخته، به جرأت می‌توانم بگویم که عرصه نمایش خانگی کم‌کم دارد به رقیبی جدی برای تلویزیون ایران تبدیل می‌شود؛ حیطه‌ای با محصولات متنوع که شاید از نظر کیفی تفاوت چندانی با تولیدات تلویزیون نداشته باشد، اما حداقل گزینه‌هایی بدیل در اختیار کسانی قرار می‌دهد ‌که صداوسیما نتوانسته رضایت‌شان را جلب کند. این یعنی شبکه نمایش خانگی در حال تبدیل ‌شدن به رسانه‌ای درست‌وحسابی است؛ رسانه‌ای سرگرم‌کننده یا همان‌طور که قبلا هم گفته‌ام چیزی در مایه‌های نیمچه تلویزیونی خصوصی؛ در جایی که رسانه ملی بی‌رقیب و آسوده‌خیال از این بی‌رقیبی کمترین تلاشی برای اصلاح و بهبود خود نداشته باشد.
این‌که شبکه نمایش خانگی خود سریال تولید و توزیع کند، موضوعی است که تقریبا می‌توان آن را در تمام دنیا بی‌سابقه دانست، به‌خصوص اگر دورانی را که انتشار آثار نمایشی منحصر به توزیع نسخه فیزیکی دی.وی.دی و بلوری بود، مبنای این ارزیابی قرار دهیم. بی‌سابقه‌تر و جالب‌تر این‌که در این مرز و بوم، در اوج مسائل و مشکلات اقتصادی که بخش زیادی از مردم را بشدت درگیر کرده، رسانه‌ای که مخاطب مجبور است برای تک‌تک برنامه‌هایش پول پرداخت کند، تبدیل می‌شود به رقیبی قدرتمند برای تلویزیون رایگان؛ موضوعی که البته بیش از این‌که نشان‌دهنده قدرت و قوت تولیداتش باشد، به نحو طعنه‌آمیز و در عین حال نگران‌کننده‌ای ضعف و فترتی را که تلویزیون ایران با آن مواجه است، عریان و عیان می‌کند.

داستان اعتماد

اما «شهرزاد» این روند را تغییر داد و نقطه پایانی گذاشت بر ناامیدی‌های مخاطبانی که عادت کرده بودند به سریال‌های پرحاشیه پردردسری که در قسمت‌های آغازین با هزاران وعده و وعید شروع می‌شد، در قسمت‌های میانی جر و بحث‌ها، دعواها و سهم‌خواهی‌ها رخ می‌نمود و در آخر راه هم نیمه‌تمام می‌ماند. ولی این روند با «شهرزاد» در هم شکست و نه‌تنها خودش به سری سوم رسید که سرمشق و نقشه راهی نیز شد برای سریال‌سازان دیگر که به دنبال موفقیت «شهرزاد» به بهانه‌های گوناگونی چون بی‌پولی تلویزیون، ممیزی یا حتی امید فروش بالا در صف ساخت سریال برای شبکه نمایش خانگی ایستاده بودند.
«شهرزاد» برای موفقیت دلایل زیادی داشت. در حقیقت این سریال با جمع‌آوری شماری از بهترین‌های حرفه نمایش جز موفقیت راهی نداشت؛ کارگردانی چون حسن فتحی که هر قدر در سینما سردرگم است، ولی در جعبه جادو راه و رسم برقراری ارتباط با تماشاگران را می‌داند؛ نویسنده‌ای چون نغمه ثمینی و فیلمنامه‌ای پر و پیمان سرشار از ماجرا و کاراکترهای به‌یادماندنی و بازیگران و ستارگانی چون علی نصیریان، ترانه علیدوستی، شهاب حسینی، رضا کیانیان و چند تن دیگر که حتی در مدیوم بالقوه معتبرتر سینما نیز اعتباری برای هر فیلمی بودند، چه رسد به عرصه‌ای که تا آن موقع با انواع و اقسام کاستی‌ها دست به گریبان بود.

داستان موفقیت

بعد از «شهرزاد» این راه بی‌رهرو نماند. سریال‌هایی در سبک و سیاق و ظواهر گوناگون یکی‌یکی آمدند و خلأ آثار جذاب را ،که باعث شده بود تلویزیون روزبه‌روز بیشتر تماشاگرانش را از دست بدهد، پر کردند؛ بیراه نیست اگر بگوییم در سال‌های اخیر شبکه نمایش خانگی حداقل در زمینه سریال‌سازی گوی سبقت را از صداوسیما ربوده است و این اتفاق کوچکی نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *