موفقیت طرح مدیریت سوخت در گرو صداقت با مردم

همه می‌دانند قیمت سوخت در ایران بسیار پایین است. همه می‌دانند ایرانِ ٨٠‌میلیون نفری ١٨ برابر چینِ یک‌میلیارد و ٤٠٠‌میلیون نفری یارانه سوخت می‌پردازد. همه می‌دانند قیمت سوخت در ایران حتی با در نظر گرفتن حداقل حقوق  و مقایسه آن با کشورهایی که وضع اقتصادیِ مشابه ایران دارند، باز هم بسیار پایین است. اما باز هم افزایش قیمت بنزین طی روزهای اخیر موجب اعتراض و ناآرامی‌ در سراسر کشور شده است. فارغ از اینکه اعتراض‌ها تا چه اندازه به‌حق و ناآرامی‌های بعضا مخرب تا چه اندازه مذموم است، باید به نکته مهمی اشاره کرد و آن اینکه همه تبعات افزایش قیمت سوخت ریشه در آسیب وارد آمده به اعتماد مردم به راهکارها، عملکرد و بهره‌وری چنین طرح‌هایی دارد.
نگارنده افزایش قیمت بنزین را در زمره نوعی مالیات (از طریق کاهش یارانه سوخت) در نظر می‌گیرد که از شهروندان ستانده می‌شود و در ستاندن مالیات از شهروندان یا کاهش یارانه‌ها همواره جلب اعتماد جامعه حرف نخست را می‌زند. حتی اگر بپذیریم که مالیات برای دولت‌ها سودمند است –که هست- اگر شهروندان احساس خوبی هنگام پرداخت آن نداشته باشند باز هم یک جای کار می‌لنگد. درواقع شرایط باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که شهروندان احساس خوبی در پرداخت هزینه‌ به دولت داشته باشند و حتی به پرداخت آن افتخار کنند. درواقع شهروندان باید در قبال پرداخت این مبالغ خود را مالک خدمات بدانند. اگر شهروندی خود را مالک خدمات بداند، آن‌وقت برایش هزینه نیز خواهد کرد. دولت‌ها باید به‌گونه‌ای این مبالغ را جمع‌آوری کنند که شهروندان بفهمند آنچه پرداخت می‌کنند برای راحتی و آسایش آنها هزینه می‌شود، بنابراین شیوه جمع‌آوری این مبالغ نیز از اهمیت بسزایی برخوردار است.
برای مثال در شهری که شهروندان آن از خدمات پارکینگ استفاده می‌کنند، اگر به آنان قبض‌ مالیات پارکینگ ارایه شود، درمی‌یابند که این پول را به چه دلیلی پرداخت می‌کنند. درواقع اصل اساسی این است که شهروندان به‌طور شفاف بدانند پولی که به عنوان مالیات یا خراج پرداخت می‌کنند در چه بخشی و چگونه هزینه می‌شود. بنابراین وقتی شهروندان می‌بینند حمل و نقل عمومی درحال توسعه است و شهرداری به آنها اعلام می‌کند این توسعه از محل مالیات دریافتی از آنها انجام می‌شود، درمی‌یابند پولی که به‌عنوان مالیات می‌پردازند در مقابل چشم‌شان برای راحتی و آسایش خودشان درحال هزینه‌شدن است.
با این‌حال، یکی از جنبه‌های افزایش درآمد دولت از طریق مالیات یا حذف یارانه‌ها که کمتر درباره‌اش مطالعه شده است، مباحث مربوط به آموزش چگونگی دریافت این مبالغ از شهروندان است. جمع‌آوری این مبالغ کار بسیار دشواری است. این کار خصوصا در کشورهایی که مردم آن از سطح رفاه چندان مناسبی برخوردار نیستند دشوار‌تر است. به‌طور کلی چالش‌های مربوط به جمع‌آوری مالیات را می‌توان از طریق آموزش برطرف کرد.
اگرچه هر چه مالیات بیشتر شود درآمد دولت‌ها در ابتدا بیشتر خواهد شد، اما در زمانی خاص افزایش مالیات دیگر درآمدی نمی‌افزاید زیرا شهروندان به این نتیجه می‌رسند که مالیات آن‌قدر زیاد است که تجارت‌شان دیگر سودده نیست، بنابراین دست از تجارت می‌کشند یا اینکه حیطه کاری خود را عوض می‌کنند. بنابراین دولت‌ها باید مالیات یا حذف یارانه‌ها را به‌گونه‌ای وضع کنند که بهره‌وری داشته باشد.
واقعیت این است که دریافت یا افزایش مالیات یا کاهش یارانه‌ها بدون برخورداری از حمایت شهروندان میسر نخواهد شد. شرط نخست در جلب حمایت مردمی شفافیت است. باید میان مدیران و مردم مفاهمه و گفت‌وگوی دموکراتیک و شفاف شکل بگیرد. در غیر این‌صورت مدیران دولتی توان اقناع نخواهند داشت. تنها در این‌صورت است که شهروندان قانع می‌شوند مالیات پرداخت کنند. اگر شهروندان احساس کنند مالیات و خراجی که می‌پردازند برای راحتی و آسایش آنها هزینه خواهد شد، حتی به افزایش مالیات نیز رضایت خواهند داد. شهروندان باید احساس کنند منشأ اثر هستند.
در نخستین گام، مدیران دولتی باید خدمات عمومی را اولویت‌بندی کنند. این اولویت‌بندی تنها باید در راستای منافع شهروندان باشد، نه منافع و دستورالعمل‌های ملی. در گام دوم باید تعهد خود را به اجرای آن اولویت‌بندی به انحای مختلف به شهروندان ثابت کنند. اگر این دو گام به‌درستی برداشته شود، آن‌وقت چرخه سالم رابطه میان شهروندان، هزینه‌های ملی و خدمات عمومی شکل می‌گیرد. حال برگردیم به موضوع افزایش قیمت بنزین. نگرانی مردم را از افزایش قیمت بنزین می‌توان در دو مورد مشاهده کرد. نخست اینکه این افزایش قیمت قرار است چه تاثیری بر افزایش قیمت کالاهای دیگر و به‌طور کل افزایش نرخ تورم داشته باشد. دومین نگرانی این است که در نبود شبکه‌های کارآمد حمل‌ونقل عمومی، رفت‌وآمد روزمره قرار است چه هزینه‌های اضافه‌ای را بر خانواده سربار کند.
در نخستین مورد، وظیفه دولت است که در عرصه عمل و با ارایه گزارش‌های منظم و دقیق به مردم، نشان دهد که ادعایش مبنی بر افزایش‌نیافتن قیمت کالاهای دیگر، شدنی، بجا و دست‌یافتنی است. در مورد دوم وظیفه دولت است که در مقابل چشم شهروندان نشان دهد بر بهبود وضع کمی و کیفی ناوگان حمل‌ونقل عمومی اهتمام دارد. گاهی اوقات حتی بهبود وضع صرفا افزایش تعداد اتوبوس‌ها نیست. گاهی  رضایت را می‌توان در جزئیات جست. اتوبوسی که در چله زمستان هیچ‌گونه امکانات گرمایشی ندارد، نارضایتی شهروندان را برمی‌انگیزد. فرض را بر این بگیریم از فردای افزایش قیمت بنزین شهروندان تصمیم بگیرند برای کاهش هزینه‌های خود از ناوگان حمل‌ونقل شهری نظیر اتوبوس و مترو استفاده کنند. آیا شهرداری‌ها می‌توانند تضمین دهند ناوگان‌شان توان حمل‌ونقل تعداد افزوده‌شده مسافران را خواهد داشت؟ دولت در توضیحاتی که درباره طرح‌هایش برای افزایش قیمت بنزین ارایه کرده، اشاره دقیقی به برنامه‌اش برای بهبود وضع ناوگان حمل‌ونقل عمومی نکرده است. درحالی‌که به نظر می‌رسد نخستین گام بعد از افزایش قیمت سوخت وسایل نقلیه، در اولویت قراردادن ناوگان حمل‌ونقل عمومی است.
کوتاه سخن اینکه در عرصه کاهش یارانه‌ها در دولت‌های نهم و دهم با مردم با صداقت رفتار نشد. این بی‌صداقتی آسیب‌های اجتناب‌ناپذیری به نگرش جامعه نسبت به موضوع کاهش یارانه‌ها زده که به‌راحتی ترمیم‌پذیر نیست. هنوز هم مشخص نیست درآمدهای حاصل از افزایش حامل‌های انرژی به چه شکل و در کجا هزینه شده و این هزینه‌کرد چه اثر روشن و مطلوبی بر زندگی روزمره مردم گذاشته است. یارانه ماهی ٤٥‌هزار تومان تنها عایدی مردم از این طرح‌ها بود که آن هم بعد از گذشت سال‌ها عملا هیچ ارزش مالی ندارد. به نظر می‌رسد دولت دیگر نمی‌تواند بر پایه همان سیاست‌های غیرشفاف و اعتمادزدای گذشته چنین اصلاحات و جراحی‌های عمیقی را در ساختار اقتصاد ایران به جریان بیندازد. وقتش رسیده است که شفافیت سرلوحه کار قرار گیرد و مردم بدانند بابت چه چیزی پول می‌پردازند و این پول دقیقا در کجا هزینه می‌شود و چه اثر مطلوب و نمایانی بر زندگی روزمره‌شان می‌گذارد.

ممکن است به این مطالب نیز علاقه‌مند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.