طبیعت زیر سم اسب‌های‌ خزری

آرش خیراندیش، مسئول کمیته گردشگری: فدراسیون این اختیار را ندارد که به همه فعالان گردشگری ‏اسب بگوید تحت پوشش ‌آن باشند

«اسب، بچه است و جنگل، مادر». برای رشد بچه باید مادر سالم بماند. باید جنگل پربار ‏باشد و زنده تا بتواند اسب‌ها را در خود جای دهد و جانی تازه برای رشد باقی اسب‌ها بماند. اسب‌های ‏خوش‌اخلاق از سال‌ها قبل، راهی کار گردشگری شدند. خوش‌خلقی‌شان عاملی بود که با هر سلیقه بسازند ‏و هر کس که سوارشان می‌شد با آرامش بتواند طبیعت را ببیند. از نخستین کسانی که اسب‌ها را در ‏منطقه ترکمن‌صحرا به این کار مشغول کرد «لوئیز فیروز» بود که بعدها لقب «بانوی اسب ایران» را ‏گرفت؛ کسی که باعث معرفی دوباره اسب خزری شد و نامش را هم در ایران و هم در جهان زنده کرد. ‏‏«در سواحل جنوبي درياي خزر اسب كوچكي زيست مي‌كند كه هرگز توصيفي از آن در كتاب‌ها ‏نديده‌ام و در خارج از اراضي آنجا ناشناخته است.» ‏
فیروز اسب ترکمن‌صحرا را‌ هم به کارهای گردشگری کشاند و گردشگران خارجی بسیاری را در ‏دهه ٥٠ به آن منطقه روانه کرد. در تمام این سال‌ها در مناطق مختلف کشور از مازندران و لرستان گرفته تا ‏سایر ارتفاعات از آن استفاده شد. ‌سال ٩٤ روابط‌عمومی ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري ‏استان يزد اعلام کرد که شهرستان اشکذر با برنامه‌ريزي‌هاي انجام‌شده به قطب گردشگري اسب در ‏كشور تبديل مي‌شود و تیرماه امسال هم نخستین همایش گردشگری اسب در يزد برگزار شد. همه اینها ‏درنهایت عاملی بود که ‌سال گذشته در فدراسیون سوارکاری کمیته‌ای با نام گردشگری با اسب راه بیفتد. ‏آرش خیراندیش که مسئول این کمیته است، می‌گوید فعالیت گردشگری با اسب در دنیا هم سابقه طولانی ‏ندارد و در ایران هم از قدیم در بعضی از مناطق کسانی این سرویس را ارایه می‌دادند که ‏باشگاه‌دار نبودند و افراد محلی بودند: «اما این شغل در تمام این سال‌ها شغلی مستقل نبود و افرادی که ‏وارد این فعالیت شدند و موفق هم بودند، پیش از هر چیز در شناخت مسیرهای امن و زیبا استعداد داشتند. ‏این شغل از ابتدا هم کمتر با آموزش ارتباط داشت، کسانی را می‌خواست که دانش بومی و ‏ویژگی‌های فردی و ارتباطی بالایی داشته باشند.» ‏
او می‌گوید زمانی که این کمیته تشکیل شد هدفش این بود که برای فعالیت‌ها ضابطه تعیین شود تا ‏ایمنی و بهداشت اسب‌ها رعایت و در عین حال برای صدمه‌نزدن به محیط ‌زیست استانداردهایی ‏مشخص شود: «ایمنی اسب‌هایی که سرویس می‌دهند مهم است و باید خصوصیات رفتاری خاص داشته ‏باشند. برای مثال اسب‌های کورس مناسب این کار نیستند. باید اسب‌ها ویژگی‌هایی خاص داشته باشند.» ‏همین هم عاملی بود تا ضابطه‌ای نوشته شود؛ ضابطه‌ای که به گفته خیراندیش قرار است تا دو ماه آینده ‏به بخش‌هایی که زیر نظر فدراسیون این نوع گردشگری را ایجاد می‌کنند، ابلاغ شود.‏

اسب‌های نان‌آور
‏«امیر پریدار» می‌گوید همه بچگی‌اش در آمل به اسب‌داری و حفظ جنگل‌ها گذشته و این مادر و بچه ‏هنوز و بعد از سال‌ها کار برایش عزیزند. می‌گوید باید هر دو را حفظ کرد و برای همین هم در سال‌های ‏اخیر که خانواده‌اش دیگر دل به کار اسب‌داری ندادند او کارش را ول نکرد؛ وقتی که از ١٨٠ مادیان ‏فقط سه رأس باقی مانده بود. «در آمل، از قدیم‌ پرورش اسب و حیوانات دیگر رونق داشت. برای ‏کارهای روزمره، بردن بار، حمل و نقل، سواری و تفریح استفاده می‌شد و بعدها کمتر و کمتر شد. ‏اسب‌های ما خزری‌اند. اسب‌هایی که در گذشته در جنگل زندگی می‌کردند.»‏
او کار با اسب را تجربی شروع کرد و بعدها سوارکاری آکادمیک را یاد گرفت. تعداد اسب‌هایش زیاد شد ‏و رونق کارش بیشتر. اما هزینه نگهداری از اسب در تمام این سال‌ها بیشتر شد و او برای تأمین هزینه‌ها، به فکر گردشگری افتاد. اسب‌ها را زین و یراق کرد و برای آنهایی که می‌خواستند کوه‌های ‏آمل و راه‌های سخت را ببینند راه جدیدی شد. «همه زندگی‌ام به اسب گره خورد. روز و شبم. زندگی ‏این‌طور نمی‌توانست ادامه پیدا کند. باید راهی پیدا می‌کردم برای جلو بردن زندگی و کارهای روزمره. ‏باید به فکر کسب درآمد می‌بودم.» او برای آنکه زندگی روزمره‌اش را رتق و فتق کند گردشگری را ‏انتخاب کرد. تیمی شکل داد که کاربلد باشند و حیوان را بشناسند و آدم‌هایی را که می‌آیند برای سواری ‏روانشناسی کنند. «من که بومی‌ام می‌خواستم برای محلی‌ها کار ایجاد و درعین حال نژاد این اسب‌ها هم ‏حفظ شود. از سوی دیگر اسب حیوانی اجتماعی است که نیاز به توجه سوارش دارد. ما با هم کار ‏می‌کنیم و این‌طور نیست که فقط از حیوان کار بکشیم.» پریدار می‌گوید اسب برای محلی‌ها مهم است و ‏بیشترشان هم به تغذیه‌اش می‌رسند و زین و یراق درست برایش می‌گذارند. «ما در تعامل با یکدیگریم. ‏باید به اسب رسید که بتواند سرویس درست دهد. از سوی دیگر هر اسب روزانه باید ٨ کیلومتر بدود ‏و در محیطِ باز باشد. نباید اسب را محبوس کرد و در عین حال نباید از او زیاد کار کشید. ما این را ‏سال‌هاست می‌دانیم. فقط بحث کسب درآمد نیست. ما دلبسته اسب‌هاییم.»‏
آنها در سال‌های اخیر تورهای یک‌روزه و چند روزه به راه انداختند و حداکثر ۲۵ و حداقل چهار نفر ‏را با خود به کوه و جنگل‌های آمل بردند. همین هم باعث شد تا محلی‌های بسیاری وارد کار شوند و ‏اقتصاد محلی‌شان تغییر کند. «حداقل مسیر، دو ساعت و سایر تورها سه روزه و چهار روزه است که ‏افراد ۱۶ ساعت سوارکاری می‌کنند. این درحالی است که از مسیرهای مالرو استفاده می‌کنیم و اسب‌ها ‏یورتمه نمی‌روند.» ماهانه ١٠ تا ٥٠ گردشگر دارند که با توجه به فصل تغییر می‌کند و افراد در این ‏تجربه با اسب‌سواری هم آشنا می‌شوند. «درسال‌های اخیر چندین نفر که آفرودسوار بودند مشتری ما ‏شدند. ماشین‌های آفرودیشان را می‌آوردند، پارک می‌کردند و با اسب راهی می‌شدند. آنها میل‌شان دیگر به ‏ماشین نبود و به آنها نشان دادیم که سواری بااسب برخلاف آفرودسواری آسیبی به محیط‌زیست ‏نمی‌رساند.»‏
حضور آفرودسواران در جنگل و در سال‌های اخیر به‌حدی زیاد بود که مرداد ماه امسال، عباسعلی ‏نوبخت، معاون امور جنگل سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور از تخریب گسترده جنگل‌ها به ‏وسیله این ماشین‌ها خبر داد و گفت: «مدیران مناطق چهارگانه شمال درباره آفرود سواری در جنگل به دلیل ‏آسیب‌های وارده به آن حساسیت ویژه‌ای دارند و هر کانون و سازمانی که اتومبیلرانی در جنگل ‏راه‌اندازی کند، متخلف شناخته می‌شود.‏»
این درحالی است که بعضی گروه‌های آفرودسوار، از شعارهای زیست‌محیطی هم استفاده کرده‌اند، ‏نمونه‌اش مسابقات آفرودی است که آبان‌سال ٩٥ و با شعار حفاظت از یوزپلنگ ایرانی برگزار شد. ‏همان زمان اسماعیل کهرم، بوم‌شناس و فعال محیط‌زیست به این مورد انتقاد کرده و گفته بود: «زمانی که یک ‏مسیر به دفعات زیاد محل عبور خودرو می‌شود، خاک آن منطقه فشرده و منفذهایی که در زیر آن ‏به عنوان لانه حیوانات قرار دارد؛ تخریب می‌شود و حیوانات داخل یا فرار می‌کنند یا می‌میرند.» ‏حالا پریدار می‌گوید اسب‌ می‌تواند بهترین جایگزین باشد، اما این جایگزینی شرایط خودش را دارد. ‏
آسیب‌های گریبان‌گیر
در گردشگری با اسب ممکن است به اسب‌ها صدمه وارد شود و این اتفاق بسیار جدی است. ‏خیراندیش می‌گوید حتی در بعضی از کشورهای اروپایی در این زمینه فعالان حامی حیوانات وارد ‏میدان شده‌اند و فعالیت می‌کنند: «اگر این کار بدون دلسوزی و نظارت باشد، آسیب‌زاست، اما نفس این ‏کار، صدمه زدن نیست. دانش، دلسوزی و مدیریت می‌خواهد. اسب‌هایی که خوب تغذیه نشده و برای ‏حمل بار توانایی نداشته باشند، ممکن است دچار مرگ شوند.» به گفته او در ‏این یک‌سال برای نظارت بر این موارد، ضوابطی قرار است ابلاغ شود، اما مشکل اینجاست که  همه ‏گردشگران با اسب، خودشان را تحت پوشش فدراسیون قرار نمی‌دهند و قانونی وجود ندارد که به ‏اجبار، این افراد زیرنظر فدراسیون باشند و درنتیجه ملزم به رعایت ضوابط. «بخشی از ماجرا به ‏شهروندان هم مربوط است. خلاف تصورات رایج که همه کارها را باید مرکز دولتی یا فدراسیون ‏انجام دهند، خود گردشگران هم باید استانداردهای لازم را بدانند و نظارت کنند و در صورتی که ‏مرکزی که اسب را می‌دهد اینها را رعایت نکند به فعالان حقوق حیوانات و فدراسیون اعلام کنند.»‏
او نمونه‌هایی را به یاد می‌آورد که یکی از گردشگران اسب لنگانی را دیده، سوارش نشده و ماجرا را ‏اطلاع داده است، همه اینها بدون ضوابط پیشگیرانه‌ای در این باره است: «فدراسیون این اختیار را ندارد که ‏به همه فعالان گردشگری اسب بگوید تحت پوشش ما باشند. این فعالیت می‌تواند تحت نظارت سازمان، ‏«ان‌جی‌او» یا مرکز دیگری باشد. نمی‌خواهیم انحصار ایجاد کنیم که همه زیرنظر فدراسیون باشند، اما باید ‏نهاد ناظری کار را زیرنظر بگیرد.»‏
به گفته او هنوز آمار دقیقی از افرادی که زیرنظر فدراسیون رفته‌اند، وجود ندارد. این آمار درحال ‏تکمیل است و قرار است بعد از ابلاغ ضوابط و صدور نخستین مجوزهای گردشگری با اسب، ‏منتشر شود. گردشگری با اسب اما برای بسیاری از فعالان حقوق حیوانات اتفاق پذیرفته شده‌ای نیست. ‏نمونه‌اش سپهر سلیمی ازجمله حامیان «پویش نجات اسب درشکه» است که برای نجات اسب‌های ‏اطراف نقش جهان تلاش بسیاری کرده است.‏
او می‌گوید حیوان آزاری و تجاوز به حقوق حیوانات اَشکال متفاوتی دارد. حیوان آزاری در انظار ‏عمومی و به‌ویژه محیط‌های شهری ازجمله مواردی است که می‌تواند منجر به گسترش حیوان‌ستیزی ‏شود و حیوان‌ستیزی از زیر مجموعه‌های طبیعت‌ستیزی است که درنهایت منجر به تخریب محیط‌زیست و ‏نابودی حیات وحش می‌شود: «در همه جای دنیا حامیان حقوق حیوانات جنگ پایان‌‌ناپذیری با ‏مظاهر حیوان آزاری از سیرک حیوانات تا باغ‌وحش، دلفیناریوم و اسب درشکه دارند.» او درباره ‏گردشگری با اسب هم معتقد است تاکنون ضابطه‌ای برای حیوانات نوشته نشده که اجرا شده باشد و این ‏ماجرا را ترسناک می‌کند: «قوانین و ضوابط از باغ وحش‌ها تا دامداری‌ها هرگز رعایت نشده‌اند و در ‏نتیجه نمی‌توان این مورد را به این شکل توجیه کرد. این درحالی است که باید بدانیم هدف این کار ‏چیست. آیا قرار است با این کار گردشگری افزایش پیدا کند؟» ‏
به گفته او اسبی که قرار است این کار را انجام دهد حتما باید نژاددار و قوی باشد و نمی‌توان از هر ‏اسبی برای این کار استفاده کرد. درحالی‌که ممکن است به راحتی این اتفاق نیفتد و کسب درآمد از ‏حیوان ماجرا را به فاز دیگری بکشاند: «این نوع گردشگری برای افراد خاص است. لاکچری است ‏و عوام نمی‌توانند از آن بهره ببرند. درحالی‌که گردشگری باید عوام را هم تحت‌تأثیر قرار دهد و بتواند ‏خدماتی را به آنها ارایه کند، اما این نوع گردشگری این‌طور نخواهد بود.»‏
سلیمی همچنین معتقد است این نوع گردشگری هرگز نمی‌تواند جایگزین آفرویدسواری باشد. چرا که ‏مدل‌ هرکدام از اتفاقات با دیگری متفاوت است: «کسانی که از آفروید استفاده می‌کنند می‌خواهند فضای ‏امنی داشته باشند و به مناطقی می‌روند که فضایش با اسب‌سواری فرق دارد و درنتیجه نمی‌توان این دو ‏را با هم مقایسه کرد و گفت برای کم کردن آفرویدسواران باید از اسب‌ها استفاده کرد.» او می‌گوید این ‏اتفاق نمود بهره‌برداری از حیوانات است و جنبه تبلیغاتی دارد، چرا که دلیلی ندارد در بخش‌هایی از ‏طبیعت مردم حاضر شوند. چه کسانی‌که با آفروید به آن مناطق می‌روند و چه آنهایی‌که سوار بر اسب‌اند.

ممکن است به این مطالب نیز علاقه‌مند باشید

ارسال دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه دیدگاه خود رو با ما در میان گذاشتید، خرسندیم.