دسته‌ها
تیتر یک هلال احمر

یک ساختمان پر از فرشته‌های امیدوار

عطیه کریمی| صدای جیغ‌هایی که معلوم نیست از ترس بود یا هیجان تمام شهربازی را گرفته بود. نگار به اصرار خودش ترن هوایی را انتخاب کرد و با ذوق کمربندش را سفت کرد، حتی فکرش را هم نمی‌کرد که چند دقیقه بعد تلخ‌ترین خاطره زندگی‌اش ساخته شود. سقوط کرد و وقتی به هوش آمد، زندگی‌اش دیگر مثل قبل نبود، دکترها گفتند در اثر سقوط از ارتفاع دچار ضایعه نخاعی گردنی شده و این برایش آغاز راهی بود که تا امروز برایش آنقدرها هم ساده نگذشته است. با این حال نگار نگذاشت داستان زندگی‌اش همین اندازه تلخ پیش برود. حالا بعد از پنج‌سال می‌تواند بنشیند، تنهایی غذا بخورد، نقاشی بکشد و حتی نمایشگاهی از آثارش برپا کند و جالب اینجاست که جدیدا تئاتر هم باز می‌کند. از این دست مددجویان در مرکز توانبخشی هلال ایران کم نیستند، کسانی که به علت یک آسیب تمام زندگی‌شان را تعطیل نکرده‌اند و هر روز قدمی جدید برای داشتن یک زندگی عادی بر‌می‌دارند. پزشکان آنها را فرشته‌های امیدوار می‌دانند و آنها پزشکان‌شان را فرشته‌های آسمانی.
امروز روز جهانی معلولان است. افرادی که با وجود مشکلات بسیار برای ادامه زندگی خود تلاش می‌کنند و معلولیت مانع از رشد و پیشرفت آنها نمی‌شود. جمعیت هلال‌احمر به‌عنوان نهادی مردمی و خدمت‌رسان که تسکین آلام بشری و حمایت از زندگی و سلامت انسان‌ها را بدون درنظرگرفتن هیچ‌گونه تبعیضی سرلوحه کار خود قرار داده است، خدمات ویژه‌ای را به معلولان و افرادی که نیاز به درمان‌های توانبخشی دارند، ارایه می‌کند و با داشتن مرکزی جامع در حوزه توانبخشی سالانه بیماران بسیاری را تحت پوشش خود قرار می‌دهد. این مرکز ضمن برخورداری از کلینیک‌های تخصصی توانبخشی مانند طب فیزیکی و ارتوپدی، کاردرمانی، حرکات اصلاحی و همچنین کلینیک‌های توانبخشی مکانیکی شامل کارگاه‌های ساخت اورتز و پروتز با داشتن کارشناسان و پزشکان مجرب در کنار مجهزبودن به پیشرفته‌ترین دستگاه‌ها و متناسب با علم روز خدمات گسترده‌ای را به مددجویان ارایه می‌دهد. روزجهانی معلولان بهانه‌ای شده تا به این مرکز سر بزنیم و از نزدیک با بخش‌های مختلف آن و قصه بیماران همراه شویم. ساختمانی بزرگ که هر گوشه‌ای از آن اختصاص به یک نوع درمان دارد. در ادامه روایتی از بازدید یک‌روزه از مرکز جامع توانبخشی هلال را می‌خوانید.

جایی برای برگشت به زندگی
نخستین جایی که میهمانش می‌شویم، کلینیک تخصصی توانبخشی است؛ جایی که پزشکان متخصص ابتدا بیماران را ویزیت می‌کنند و بسته به اینکه نیاز به چه خدماتی دارند، به بخش‌های دیگر ارجاع داده می‌شوند. افرادی که دارای معلولیت فیزیکی هستند، به این مجموعه مراجعه می‌کنند. حضور ما با ساعت کاری پزشکان همراه شده و چون مشغول ویزیت بیماران هستند، نمی‌‌توانم با آنها صحبت کنم و به پیشنهاد کارشناس توانبخشی همراه‌مان به کلینیک شنوایی‌سنجی می‌رویم. در گوشه‌ای از آن اتاقکی وجود دارد. یکی از بیماران در آنجا نشسته و هدفونی روی گوش‌اش است. خانم پورفهیمی، کارشناس مسئول کلینیک شنوایی است و ٢٥‌سال است که در اودیولوژی هلال‌احمر مشغول به کار است. برایمان از کار در این بخش می‌گوید و اینکه بیماران برای تشخیص مشکل شنوایی یا تعادلی به این قسمت می‌آیند؛ اینکه پشت پرده گوش کودکان مایع جمع شده است یا اینکه در بیماران معمولی پرده گوش پاره شده است یا نه؟ این بخش جایی است که در آن تست‌هایی گرفته می‌شود تا مشخص شود افرادی که دچار سرگیجه هستند، به دلیل افزایش فشار مایع گوش سرگیجه دارند یا خیر و درنهایت چه درمانی باید داشته باشند. دوستانه تذکر می‌دهند که حضور بیشترمان در روند درمان بیمار اختلال ایجاد می‌کند، از بخش خارج می‌شویم تا به قسمت توانبخشی فیزیکی و کاردرمانی برویم. به گفته کارشناس توانبخشی اکثر مخاطبان و مراجعه‌کنندگان معلولان هستند، همچنین افرادی که شاید دچار معلولیت نباشند اما نیاز به خدمات توانبخشی فیزیکی مانند کاردرمانی و فیزیوتراپی دارند؛ ازجمله سالمندان که به این مرکز مراجعه می‌کنند. توضیح می‌دهد که این مرکز بزرگ‌ترین و مجهزترین مرکز توانبخشی است که بیش از ٥٠‌سال سابقه در این حوزه دارد. همچنین جدا از بخش‌های توانبخشی، افرادی که دچار قطع عضو شده‌اند، برای ساخت اندام‌های مصنوعی به این مرکز مراجعه می‌کنند تا بتوانند تا حدودی به زندگی عادی خود بازگردند.
هدف از توانبخشی، مستقل‌سازی افراد است
پریسا رشیدزاده ٢٥‌سال سابقه فعالیت در بخش کاردرمانی مرکز جامع هلال دارد. با کارشناسی کاردرمانی وارد این مجموعه شده و حالا مدرک دکترایش را در این حوزه گرفته است. برای آنکه با این بخش مهم آشنا شویم، از او می‌خواهیم برایمان توضیحاتی را در این زمینه بدهد. «کاردرمانی یکی از چندین بخش توانبخشی فیزیکی است و این مرکز تمرکز ویژه‌ای روی بیماران نورولوژی دارد؛ یعنی بیمارانی که به یکی از دلایلی که به سیستم اعصاب مرکزی و محیطی مربوط می‌شود مانند سکته‌های مغزی، ضربه و فلج مغزی، تروما یا آسیب‌های نخاعی، دچار اختلال حرکتی شده‌اند.» به گفته این متخصص توانبخشی به مفهوم عام یک کار تیمی است و دو دیدگاه در آن وجود دارد؛ یک عملکرد هر بخش به تنهایی و دوم عملکرد هر بخش با دیگر قسمت‌ها که به صورت مشارکتی انجام می‌شود.
او می‌گوید: «در بخش کاردرمانی، در دو فیلد کودکان و بزرگسالان فعالیت می‌کنیم. در حیطه کودکان آسیب‌ها بیشتر ناشی از فلج مغزی است که به دلایل ژنتیکی، مادرزادی، در حین زایمان یا هرعاملی که تا دوسالگی به سیستم اعصاب مرکزی کودک آسیب بزند، از یک‌سالگی تا ١٨سالگی کودک را در برمی‌گیرد. برای مثال کودک در هشت‌ماهگی در اثر تب بالا دچار تشنج شود که باعث آسیب‌هایی در بخش‌های مختلف بدن او می‌شود. در حیطه بزرگسالان نیز عمده‌ترین مشکلات سکته مغزی، پارکینسون، ام‌اس و ضربه‌های مغزی در اثر تصادفات است. میزان بهبود افراد نیز بسته به اینکه تا چه حدی آسیب دیده‌اند و چه مدت بعد از آن برای درمان اقدام کرده‌اند، متفاوت است».
چیزی که بیش از هر چیز دکتر رشیدزاده به آن تأکید می‌کند، این است که هدف از توانبخشی صرفا راه‌رفتن بیمار نیست، بلکه مستقل‌سازی افراد است: «بخش‌های آسیب‌دیده بدن اگر کامل از بین نرفته باشد، بازپروری می‌شود. اگر هم از بین رفته باشد، بخش‌های دیگر را جایگزین آن می‌کنیم. برای مثال بیماری که قطع نخاع شده است، دست‌ها و تنه را توانمند می‌کنیم تا به پاها کمک کنند و فرد بیمار بتواند اندکی راه برود، کارهای روزمره را انجام دهد و مستقل باشد».
دکتر رشیدزاده توضیح می‌دهد که هدف از کاردرمانی، توانبخشی مبتنی بر فعالیت‌های هدفمند است و فرآیند درمان بیماران به شکل کلی و در ارتباط با بخش‌های دیگر انجام می‌شود، به این صورت که ابتدا بیماری که هیچ انقباض عضلانی و پتانسیل اولیه برای کار ندارد، به فیزیوتراپ ارجاع داده می‌شود. پس از ارزیابی و درمان‌های این بخش، زمانی که سیستم عصبی عضلانی بیمار بهبود پیدا کرد، به واحد کاردرمانی ارجاع پیدا می‌کند. او توضیح می‌دهد: «فرد را درشرایط مختلف آنالیز می‌کنیم؛ مثلا اگر خانمی خانه‌دار است یا فردی شاغل است، با چه چالش‌هایی مواجه می‌شود. متناسب با شرایطی زندگی‌ای که دارد، برای او برنامه درمانی طراحی می‌کنیم». او دربخشی از صحبت‌هایش به خاطراتی شگفت‌انگیز  از بیمارانی که بهبود پیدا کرده‌اند و توانسته‌اند به زندگی خود ادامه دهند، اشاره می‌کند. مادری که کودک دوساله خود را که دچار فلج مغزی بوده، ناامید از هر درمانی به این مرکز آورده و پس از چندسال کودک بهبود پیدا کرده و توانسته درس بخواند یا دختر شانزده ساله‌ای که به دلیل معلولیت خانواده او را از فعالیت‌های روزمره منع کرده بودند اما به کمک پزشکان توانسته درس بخواند، دانشگاه برود، رانندگی کند و شاغل شود.
زندگی با تمام مشکلاتش ادامه دارد
بعد از این گفت‌وگو، دکتر رشیدزاده با ما همراه می‌شود و برای بازدید از شیوه‌های درمانی و صحبت با بیماران به بخش کاردرمانی مختص به بیماران ضایعه نخاعی می‌رویم. در همین قسمت است که با نگار آشنا می‌شویم؛ دختر هنرمندی که امید به زندگی را از دست نداده است و تلاش می‌کند تا هر روز تجربه‌های جدیدی را با وجود تمام مشکلاتی که دارد، تجربه کند. او با ذوق از زندگی حرف می‌زند: «زندگی ادامه دارد و با چشم برهم‌زدنی می‌گذرد، پس چه بهتر که تلاش کنم تا زیبا‌تر بگذرد. شاید انجام‌دادن کارها برایم دشوار باشد اما مشکلات بخشی از زندگی هستند و آن را زیبا‌تر می‌کنند.» نگار بر اثر سقوط از ارتفاع دچار ضایعه نخاعی گردنی شده است؛ دختری آرام با چهره‌ای صبور که امید به زندگی در حرف‌های او به وضوح مشخص است. برای دقایقی کوتاه با او هم‌صحبت می‌شوم؛ از فعالیت‌هایش می‌گوید نقاشی می‌کشد، تئاتر بازی می‌کند و با وجود مشکلات بسیاری که دارد توانسته است‌ سال گذشته نمایشگاهی از نقاشی‌های خود را برگزار کند. همین امید به زندگی است که او را به سمت کارهای هنری کشانده است و تمام تلاش خود را برای مستقل‌شدن انجام می‌دهد. او پنج ‌سال است که برای کاردرمانی و فیزیوتراپی به مرکز توانبخشی مراجعه می‌کند و پس از گذشت چند‌ سال توانسته است که  به تنهایی غذا بخورد، بنشیند و نقاشی کند.
در بخش کاردرمانی وسیله‌ای به نام پارالل وجود دارد تا افراد بتوانند به کمک آن تمرین راه‌رفتن کنند. رضا هفده ساله نوجوان کشتی‌گیری است که هنگام ورزش دچار ضربه نخاعی شده است و یک‌سال‌ونیم است که برای کاردرمانی به مرکز توانبخشی مراجعه می‌کند. او به کمک دستگاه « Standing table » تمرین ایستادن و تحمل وزن روی پاهایش را انجام می‌دهد. او بسیار خوشحال است از اینکه نسبت به روز اول حالش خیلی بهتر شده است و می‌تواند دستش را حرکت دهد، غذا بخورد و بنشیند؛ در حالی ‌که در ابتدا از گردن به پایین هیچ حسی در بدن خود نداشت.
در بخش دیگر کاردرمانی بیماری را می‌بینیم که به دلیل ضربه مغزی از ناحیه دست دچار مشکل شده است و کارشناس توانبخشی در حال تمرین‌دادن به او است؛ بیماری که پس از گذراندن دوره‌های درمانی اکنون می‌تواند حتی بدون کمک عصا راه برود و تا حدی دست خود را حرکت دهد. پس از صحبت‌های کارشناس توانبخشی، دکتر رشیدزاده توضیح می‌دهد: «این مرکز به‌عنوان یک مرکز نیمه‌دولتی بسیارمدرن است و دانشجویانی که پایان‌نامه‌های ارشد یا دکترای خود را می‌نویسند به این مرکز می‌آیند و از امکانات آن استفاده می‌کنند.» همچنین به دو دستگاه بسیار پیشرفته و مدرن اشاره می‌کند که ارزیابی حس‌های دخیل در کنترل وضع بدنی را مشخص می‌کند؛ برای مثال در تعادل بینایی و حس مفاصل مهم است؛ این دستگاه ارزیابی می‌کند که چند‌درصد حس بینایی بیمار درست کار می‌کند.
انرژی و امید در کنار هم
مقصد بعدی قسمت کاردرمانی عمومی است که فضایی بزرگتر دارد و در آن انواع دستگاه‌ها برای بیماران تعبیه شده است و بیمارانی که دچار آسیب‌های مغزی مانند سکته شده‌اند یا ام‌اس دارند، در بخش در حال تمرین هستند. اولین بیماری که از بدو ورود نظر ما را به خودش جلب می‌کند، خانم مسن اما بسیار خوش ذوق و پرانرژی است که مشغول تمرین روی دستش است. با دیدن دکتر خوشحال می‌شود و با همان انرژی خوبی که دارد شروع به شعرخواندن می‌کند. از اینکه برای درمان به این مرکز می‌آید بسیار خوشحال است و از نظر او تمام پزشکان این مجموعه فرشته‌های آسمانی هستند که به او کمک می‌کنند و به حرف‌هایش گوش می‌دهند. خودش تعریف می‌کند که سکته کرده و یک‌سال‌ونیم است که به مرکز توانبخشی می‌آید. در این مدت درمان برایش بسیار تأثیرگذار بوده است و خودش می‌تواند به تنهایی بیرون برود، کارهای شخصی‌اش را انجام دهد، آشپزی و خانه را تمیز کند. یکی دیگر از بیماران خانمی با بیماری ام‌اس است که روی دستگاه پرس پا نشسته و برای آنکه عضلات پاهایش تقویت شود، در حال تمرین است و تلاش می‌کند تا به کمک کاردرمانی روند بیماری خود را کنترل کند.
اتاقی برای شبیه‌سازی فعالیت‌های روزانه
در گوشه‌ای از فضای کاردرمانی عمومی، اتاق نسبتا بزرگی قرار دارد که شبیه‌سازی قسمت‌های مختلف خانه اما در یک فضای کوچک‌تر است و آشپزخانه، حمام و سرویس بهداشتی دارد. همچنین تعدادی میز و صندلی و حتی یک تخت نیز در گوشه‌ای از آن قرار دارد. این اتاق به این دلیل طراحی شده است تا در راستای نیازهای روزمره بیماران کاردرمانی برای آنها انجام شود. این اتاق متناسب با فعالیت‌های روزمره چیده شده است. بیماران پس از آنکه درمان‌شان به جایی برسد که بشود به آنها اعتماد کرد و بتوانند به فضای اجتماعی بروند، در این اتاق محک زده می‌شوند. بیمار تمرین می‌کند که چگونه پشت میز بنشیند و غذا بخورد، چطور با ویلچر خود به سمت یخچال برود و از روی ویلچر بلند شود و روی تخت بنشیند. درواقع تمام تجربیات روزانه به صورت سمبلیک و کوچک در این اتاق شبیه‌سازی شده است.
کودک ٤ ساله با عشق به فوتبال
همان‌طور که دکتر رشیدزاده توضیح داده بود، بخشی از خدمات کاردرمانی به کودکان ارایه می‌شود به همین دلیل مرکز توانبخشی هلال ایران فضایی با رنگ و بوی کودکانه طراحی شده است تا بچه‌ها بتوانند به دور از استرس در این محیط قرار گیرند و کارهای درمانی‌شان انجام شود؛ دیوارها و کفپوش‌های رنگی، اسباب‌بازی‌هایی که در هر گوشه‌ دیده می‌شود و فضایی که کاملا مانند مهدکودک طراحی شده است. داخل این فضا می‌شویم و مادر و کودکی را می‌بینیم که در گوشه‌ای نشسته‌اند. با مادرصحبت می‌کنیم؛ امیرحسین دو ساله است و با چشمان معصوم با لبخندش نگاه‌مان می‌کند. مادر تعریف می‌کند در زمان به دنیا آمدن به دلیل کمبود اکسیژن دچار مشکل شده است و پاهایش توان راه رفتن ندارد.  ١٠ ماه است که برای درمان به مرکز توانبخشی می‌آیند و در این مدت امیرحسین توانسته چهار دست و پا راه برود اما هنوز دوره درمانش تمام نشده است.
مهدی چهار ساله کودک دیگری است که مشغول تمرین راه رفتن با دستگاه پارالل است. مادرش می‌گوید که او در خانه می‌تواند راه برود اما بیرون از خانه توانایی ندارد. مهدی به سمت ما می‌دود و با صدای کودکانه‌اش می‌گوید: «توپ بازی می‌کنم و دوست دارم شوت بزنم».
گفتار درمانی و فیزیوتراپی بخش‌های دیگر کاردرمانی
فیزیوتراپی یکی دیگر از قسمت‌های مهم توانبخشی است و هر فردی که مشکل شانه، زانو یا قسمت‌های دیگر داشته یا ورزشکار باشد به این قسمت معرفی می‌شود. سالن فیزیوتراپی نسبت به قسمت‌های دیگر فضای بزرگ‌تری دارد. در یک سمت آن دوچرخه ثابت، تردمیل، تخت ایستا و پارالل قرار دارد. بیماران برای کار الکتروتراپی و تمرین‌درمانی به این بخش می‌آیند و درمان آنها حدودا یک ساعت طول می‌کشد.
گفتاردرمانی نیز یکی دیگر از بخش‌هایی است که از آن بازدید می‌کنیم. مرد مسنی پشت میز روبه‌روی پزشک جوانی نشسته است و کتابی در مقابل خود دارد. پزشک با او تمرین می‌کند که بتواند متن را بخواند. طبق توضیحات پزشک، افراد بزرگسال بر اثر آسیب‌های مغزی مانند سکته، پارکینسون، ام‌اس یا ضربه‌های مغزی دچار مشکل در گفتار می‌شوند. کودکان نیز به دلیل اوتیسم و عقب‌ماندگی ذهنی ممکن است دچار این مشکل شوند.
وجود ناهنجاری‌های اسکلتی در همه افراد
در گوشه‌ای از فضای کاردرمانی کودکان فضای مجزایی ایجاد شده است و به تمرینات اصلاحی اختصاص دارد. در این بخش تمرکز درمان‌ها برروی ناهنجاری‌های اسکلتی و عضلانی است که در همه افراد وجود دارد. اگر این ناهنجاری‌ها اصلاح نشود، باعث می‌شود فرد در ادامه زندگی دچار دردهای اسکلتی عضلانی شود و نیاز به مراقبت‌های ویژه داشته باشد. در این قسمت کودکی روی تخت نشسته است و با چوبی در حال تمرین است. دکتر اسماعیل مظفری‌پور یکی از پزشکانی است که در بخش حرکات اصلاحی کار می‌کند. او توضیح می‌دهد: «عموم مراجعه‌کنندگان دانش‌آموزان هستند که به دلیل سبک زندگی کم‌تحرک و نشستن بیش از حد پای گوشی یا کامپیوتر دچار ناهنجاری‌های عضلانی می‌شوند. براساس ارزیابی‌های دقیق اسکلتی عضلانی، الگوهای حرکتی و سبک زندگی افراد، برنامه تمرینی برای آنها در نظر گرفته می‌شود تا ناهنجاری برطرف شود.»
ساخت دست و پای مصنوعی مختص معلولان
بخش پروتز و اورتز آخرین قسمتی است که برای بازدید به سراغش می‌رویم. کارشناس ارشد این بخش توضیح می‌دهد که اورتز به وسایلی گفته می‌شود که روی بدن بیمار گذاشته می‌شود. درواقع فرد عضو را دارد اما برای اصلاح یا محافظت از آن باید از اورتز استفاده کند. بیمارانی که بیماری فلج اطفال دارند یا دچار شکستگی شده‌اند این وسیله را در قسمت‌های مختلف می‌بندند. همچنین افرادی که بر اثر تصادف دچار ضایعه نخاعی می‌شوند تا آخر عمر باید از اورتز استفاده کنند. همراه کارشناس ارشد این بخش به کارگاه ساخت پروتز می‌رویم؛ فضایی جذاب است و در آن انواع مختلف پروتز‌های دست و اندام‌های تحتانی دیده می‌شود. مجروحان جنگی که دست و پای خود را از دست داده‌اند و همچنین کودکانی که به صورت مادرزاد مشکل ستون فقرات دارند برای ساخت پروتز و اورتز به این قسمت می‌آیند. بازدید چند ساعته از مرکز توانبخشی هلال‌احمر ایران با این بخش به پایان می‌رسد، جایی که در آن امید حرف اول را می‌زند و هر کسی که در یکی از بخش‌ها مشغول کار درمانی است به این ایمان دارد که بالاخره یک روز با سلامتی آنجا را ترک می‌کند، آرزویی که برای هیچ‌کدام از آنها دور نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *