درباره زهرای ١٢ ساله

کوچکترین قربانی زلزله زیر آوار خانه کاهگلی

سیما فراهانی| دست‌های دخترش را حنا بست. موهایش را خشک کرد و شانه زد. لباس مرتب به او پوشاند. آن شب دلش می‌خواست خودش تمام کارهای دخترش را انجام دهد. دلش می‌خواست موهای زهرا را خودش شانه کند و برایش لباس بپوشاند. دخترش را بوسید و زهرا به اتاقش رفت تا بخوابد. همه خانواده و میهمان‌ها خواب بودند که ناگهان غرش زمین همه را بیدار کرد؛ غرشی وحشتناک که ١٥ ثانیه طول کشید و همه‌جا را با خاک یکسان کرد. خانواده عابدی دقایقی طول کشید تا به خود بیایند و بفهمند چه اتفاقی افتاده است. وقتی می‌خواستند از سلامت همه خانواده مطمئن شوند، متوجه شدند زهرا و میهمان‌ها زیر آوار مانده‌اند. پدر و برادر زهرا رفتند تا آنها را نجات دهند. عمه زهرا و بچه‌هایش نجات پیدا کردند، اما زهرای ١٢ساله نتوانست زیر آوار تاب بیاورد. پدرش با دست‌ خودش دخترش را از زیر خاک بیرون کشید، اما تا او را به بیمارستان بردند، نفس‌های زهرا قطع شد او یکی از معدود قربانیان زلزله روستای ورنکش در شهرستان میانه است. حالا مادر، پدر و برادر زهرا داغدارند. داغ زهرا، داغ از دست دادن خانه‌شان و داغ زندگی مصیبت‌باری که پیش رو دارند، آنها را از پا انداخته؛ نه مادرش می‌تواند صحبت کند، نه پدرش توانایی یادآوری آن شب وحشتناک را دارد. خاله زهرا که حالا از کرج به ورنکش آمده و در چادر از خواهر داغدیده‌اش مراقبت می‌کند، در گفت‌وگو با خبرنگار «شهروند» شب وحشتناک زلزله را روایت کرد.

گزارش اختصاصی «شهروند» از وضع زلزله‌زدگان

بامداد وحشت در شمال‌غرب

تکان‌های شدید زمین، اینبار مردم آذربایجان‌شرقی را وحشت‌زده کرد و امدادگران را به صحنه حادثه کشاند. بار دیگر خانه‌های کاهگلی بر سر صاحبانش آوار شد و چندین خانواده عزادار شدند. مردمی که هنگام خواب، زندگی‌شان از این‌رو به آن‌رو شد. تا قبل از ساعت دو بامداد، زندگی در روستاهای شهرستان میانه جریان عادی خود را طی می‌کرد، اما درست رأس ساعت ٢:١٧ همه چیز عوض شد. دیگر از خانه و زندگی خبری نبود. روستاییان وحشت‌زده، از محل زندگی‌شان فرار کردند و بعد از چند ثانیه، با تلی از خاک روبه‌رو شدند. نه خبری از خانه بود و نه زندگی؛ روستاییان شهرستان میانه در عرض چند ثانیه همه چیزشان را از دست دادند و بامداد جمعه ١٧ آبان ماه برای آنها به شبی مصیبت‌بار تبدیل شد. پنج خانواده عزیزشان را از دست دادند، ٣٤٨ نفر راهی بیمارستان شدند و ٤٠٠ خانه خراب شد. زمین‌لرزه ۵٫۹ ریشتری در عمق ۸ کیلومتری زمین شهرستان میانه را لرزاند. بعد از آن میانه، ۵۷ بار دیگر لرزید که بزرگترین این پس‌لرزه‌ها ۴٫۸ ریشتر و ساعت ۳:۰۲ بامداد در منطقه ترکمنچای میانه بوده است. شدت این زمین‌لرزه و میزان خسارتش به‌حدی بود که رئیس‌جمهوری دستور بسیج تمامی امکانات برای امدادرسانی موثر و سریع به مناطق زلزله‌زده و رفع نیازهای فوری و ضروری زلزله‌زدگان را صادر کرد. حجت‌الاسلام حسن روحانی طی تماسی تلفنی با استاندار استان آذربایجان‌شرقی در جریان ابعاد حادثه، میزان خسارات وارده و وضع مصدومان قرار گرفت. روحانی در این تماس تلفنی درخصوص امدادرسانی موثر و سریع به مناطق زلزله‌زده و آسیب‌دیدگان از این حادثه و رفع نیازهای فوری و ضروری زلزله‌زدگان دستورات لازم را صادر و بر آماده‌سازی همه امکانات از سوی دستگاه‌های مختلف در جهت تسریع در ارایه خدمات و امداد به حادثه‌دیدگان و مصدومان تاکید کرد.

گفت‌وگو با خانواده و همکار آتش‌نشان فداکاری که برای نجات ٣ کارگر ‏جانش را از دست داد

آخرین ماموریت «صادق»‏

«صادق» عاشقانه جان داد. او برای نجات چند کارگر جانش را به خطرانداخت و پس از چند ‏ساعت تلاش، خودش هم زیر خروارها خاک مدفون شد. صادق همراه چند نفر از همکاران آتش‌نشانش ‏در رامهرمز برای نجات و کمک به سه کارگر گرفتار به عملیات رفت. عملیاتی که برای صادق ‏بازگشتی نداشت. آخرین عملیات این مرد فداکار نجات سه کارگر محصور شده بین سنگ‌های چند تنی و ‏تلی از خاک بود. تلاش صادق و همکارانش باعث رهایی دو نفر از کارگران شد، اما نجات ‏سومین گرفتار، نفسگیر و دشوار بود. تلاش نیروهای عملیاتی به جایی نرسید، خطرهر لحظه جان ‏همه افراد حاضر در محل را تهدید می‌کرد، با این همه اما «صادق» فقط به رهایی آخرین کارگر گرفتار ‏فکر می‌کرد. آن طور که همکارانش می‌گویند، به هر دری زد تا شاید بتواند این عملیات را هم با ‏موفقیت به پایان برساند. موفقیت در حرفه صادق و همکارانش یعنی نجات جان انسان‌ها. همین هم شد تا ‏این آتش‌نشان فداکار پا پس نکشد. صادق فقط چند قدم تا نجات آخرین کارگر گرفتار فاصله داشت که ‏ناگهان تلی از خاک روی سرش ریزش کرد. دراین حادثه علاوه بر صادق ایزدپناه آتش‌نشان جوان ‏رامهرمزی، یک کارگر کارخانه گچ این شهر هم جانش را از دست داد.

آدم ربایان در ازای آزادی پسر ثروتمند 5میلیون دلار به علاوه 5/1میلیون یورو درخواست کرده بودند

ماجرای25 روز اسارت پسر «بی ام و » سوار

جوان ثروتمند پس از 25 روز اسارت در چنگال آدم ربایان به خانه بازگشت. این جوان 24 ساله به طرز عجیبی از مقابل خان هاش ربوده شده بود. آدم ربایان در ازای آزادی این پسر 5میلیون دلار از خانواده ثروتمند این جوان درخواست کرده بودند؛ ظاهرا آنها با برنامه قبلی دست به این اقدام زده بودند؛ چون از ثروت هنگفت خانواده این پسر اطلاع داشتند. آنها چند روز پس از ربایش این جوان مبلغ درخواستیشان را افزایش دادند و علاوه بر چندمیلیون دلار قبلی، 5/1میلیون یورویی دیگر هم به لیست خواسته هایشان در مقابل آزادی این پسر اضافه کردند؛ اما سرانجام این آدم ربایی به شکل عجیبی ختم به خیر شد. در حالی که پلیس از همان روزهای نخست در جریان ماجرا قرار گرفت و حتی 3 متهم را در ارتباط با این پرونده بازداشت کرد، این پسر جوان با پای خودش به خانه بازگشت.

کارشناسان پس از بررسی های تکمیلی به بازپرس جنایی اعلام کردند

پیمانکار برق و ورزشگاه آزادی مقصران مرگ عماد

مقصران مرگ عماد مشخص شدند. پیمانکار 50درصد و مجموعه ورزشگاه آزادی هم 50درصد در مرگ این کودک مقصر شناخته شدند. پسربچه 6سال های که در ورزشگاه ناایمن، هنگام بازی کودکان هاش در عرض چندثانیه خشک شد و جان باخت، آن هم در مقابل چشمان پدرش؛ عماد هر روز همراه پدرش به ورزشگاه می رفت. پسربچه استقلالی که فقط به تماشای بازی تیم محبوبش می نشست، اما دقایقی پیش از پایان بازی پرسپولیس و صنعت نفت آبادان، پشت یکی از داربست ها جان باخت و با مرگش شادی تماشاگران فوتبال به عزا تبدیل شد.

گفت‌وگوی شهروندآنلاین با عموی کوچکترین جانباخته حادثه اتوبوس زائران اربعین

اگر امکانات عراق بیشتر بود، آنها الان زنده بودند

مهدی روی تخت ICU لحظات سختی را سپری می‌کند. او همراه زن و فرزند و عده‌ای از دانشجویان و همکلاسی‌های دانشگاهش عازم کربلا بود. آنها سرنشین همان اتوبوسی بودند که پنجشنبه شب در خاک عراق تصادف شدیدی کرد؛ حادثه‌ای که جان 6 نفر را گرفت. همسر و فرزند خردسال مهدی هم در بین جانباختگان آن حادثه بودند. حالا مهدی تنها بازمانده خانواده کوچک سه نفره‌ای است که برای زیارت و راهپیمایی اربعین به عراق رفته بودند؛ تنها بازمانده‌ای که خودش هم حال و روز خوبی ندارد. پزشکان نگران بینایی او هستند؛ اما هوشیاری پایین او جراحی و هرگونه اقدام درمانی دیگر را غیرممکن کرده است. اینها را برادر مهدی برهانیان به شهروندآنلاین می‌گوید.

وحید جعفری طراح صحنه سریال «خواب زده» در اثر انفجار به کما رفت و صبح امروز در بیمارستان مدنی جان…

گریه های خانم تهیه کننده برای مرگ آقای طراح

طراح صحنه 30 ساله «خواب‌زده» که به کما رفته بود ساعت 4:30 بامداد امروز یکشنبه در بیمارستان شهید مدنی کرج جان باخت . در این اتفاق عجیب «وحید جعفری»، طراح صحنه این پروژه که مدتی است به کارگردانی سیروس الوند کار فیلمبرداری آن آغاز شده است، بشدت آسیب دید. این طراح صحنه جوان به دلیل سوختگی عمیق و گسترده به کما رفت. در حالی که پیش از این از بیمارستان مدنی کرج خبر می‌رسید که اوضاع وحید جعفری اصلا رضایتبخش نیست و امکان انتقال او به تهران هم وجود ندارد، الهام غفوری به شهروند گفت : «طراح صحنه سریال خواب زده بامداد یکشنبه روی تخت بیمارستان جان باخت.».علت این آتش‌سوزی نامشخص است و عوامل تولید این سریال هم از دلیل انفجار منجر به آتش‌سوزی اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. با این وجود، برخی شاهدان که در محل حادثه حضور داشتند، از صدای مهیب انفجار صحبت می‌کنند که برای دقایقی باعث آتش‌سوزی و مصدومیت شدید طراح صحنه این سریال در  حال ساخت شده است.

گفت‌وگوی شهروندآنلاین با 3 خانواده‌ای که از خون قاتل عزیزان‌شان گذشتند

3 بخشش بزرگ به جای انتقام

 سال‌ها گذشته، اما هنوز هم برایشان تازگی دارد. انگار همین دیروز بود. همه آن لحظات را با ‏جزییات به یاد دارند؛ صحبت‌ها، رفت‌وآمد ریش سفیدان و بزرگترها، بحث و جدل و شب‌ها و ‏روزهایی که مردد بین یک انتخاب بودند. صدای التماس و تصویر اشک‌های پدر و مادرهایی را که ‏برای نجات فرزندشان چاره‌ای جز جلب رضایت نداشتند، خوب به خاطر دارند. بخشش یا پایان ‏دادن به زندگی قاتل عزیزان‌شان. انتخابی سخت که هیچ‌کس به جز خودشان و آنهایی که چنین ‏دردی را تجربه کرده‌اند، قادر به درکش نیستند. اینها همان‌هایی هستند که تصمیم بزرگی ‏گرفتند. دادن یک فرصت به کسانی که فقط چند قدم با پایان زندگی فاصله داشتند. چند قدم تا ‏چوبه دار.‏

چه کسی به جای پدر 36 ساله دفن شد؟

مرد جوان با حضور در مراسم چهلمش همه را شوکه کرد

مرد جوانی که به گمان خانواده‌اش مرده بود، با حضور در مراسم چهلمش همه اقوام و آشنایان را شوکه کرد. این مرد 36ساله که پدر دوبچه خردسال است، پس از یک غیبت طولانی به خانه بازگشت و متوجه برگزاری مراسم ترحیمش شد. این مرد مدعی است در همه این مدت حوالی تهران مشغول کار بوده است.

گفت‌وگوی شهروندآنلاین با افسر وظیفه‌شناسی که کیف باارزش را به صاحبش بازگرداند

امانت‌داری پلیس در بازگرداندن کیف 40 میلیاردی

چهل میلیارد تومان چک در وجه حامل و یک چک سفید امضا؛ قطعا وسوسه‌انگیز است. برای هر فردی که آن را پیدا کند یک گنج محسوب می‌شود. با اینحال ستوان ‏یکم محمدرضا مجیدیان و همکارش ستوان یکم رضا معرفی یک لحظه هم وسوسه به ‏سراغشان نیامد. وقتی کیف پر پول را دیدند، تمام سعی و تلاششان را کردند تا آن را به صاحبش ‏بازگردانند. هیچ مشخصاتی از صاحب کیف نبود. با این‌حال آنها توانستند هر طور شده صاحب ‏کیف 40میلیاردی را پیدا کنند و بدون هیچ چشمداشتی آن را تحویل دهند. روز 24 شهریور ‏ماه امسال بود که دو نفر از کارکنان ستاد ترخیص پلیس راهور پایتخت، متوجه جا ماندن کیف ‏دستی یکی از مراجعه‌کنندگان به ستاد ترخیص شدند‎. افسران با وجدان، بلافاصله رئیس قسمت ‏را از کیف حاوی 19 فقره چک حامل به ارزش 40میلیارد تومان و یک فقره چک سفید امضا ‏به همراه مدارک موجود مطلع کرد‎ند. با هماهنگی‌های به عمل آمده با بانک و گرفتن دستور ‏مقام قضائی، بلافاصله صاحب مدارک و چک‌ها شناسایی و همه اسناد به وی بازگردانده شد. ‏ستوان یکم مجیدیان که خود را امانتدار مردم می‌داند، پوشیدن لباس پلیس را دلیلی بر این ‏امانت‌داری دانست و در گفت‌وگو با خبرنگار شهروندآنلاین ماجرای این کیف پر پول را توضیح داد.