دسته‌ها
ورزش

دور از خانواده سختی کشیدم تا مربی شوم

سه‌ماه به مجارستان رفتی و با دریافت مدرک مربیگری معتبر برگشتی.
بله، این دوره مربیگری سه‌ماهه در مجارستان زیرنظر IOC برگزار شد و درنهایت بعد از آزمونی که از ما گرفته شد، توانستم معتبرترین مدرک مربیگری در وزنه‌برداری جهان را دریافت کنم. در مجموع اتفاقات خوبی رخ داد، چون مقر فدراسیون جهانی وزنه‌برداری هم در مجارستان است و پنج‌ جلسه کلاس هم در فدراسیون جهانی داشتیم. جدا از مسائل فنی درباره آنتی‌دوپینگ، نحوه برگزاری مسابقات و گزینشی جدید المپیک هم توضیحات زیادی داده شد.
خیلی زود هم وارد عرصه مربیگری شدی و در لیگ برتر وزنه‌برداری به‌عنوان سرمربی حضور داشتی.
من قبلا هم با تیم بیمه رازی به‌عنوان وزنه‌بردار قرارداد داشتم و حالا همان تیم که با نام بازار بزرگ ایران در لیگ برتر حضور پیدا کرده، به‌عنوان سرمربی به من اعتماد کرده است. البته جدا از بحث مربیگری من در کمیته ملی المپیک هم به‌عنوان مشاور امور المپین‌ها حضور دارم و در عرصه مدیریتی هم می‌خواهم کارم را پیگیری کنم. آنجا کنار آقای صالحی‌امیری چیزهای زیادی یاد می‌گیرم. در مجموع معتقدم همه چیز باید پله‌پله باشد، چون هرکاری راه و روش خودش را دارد. نمی‌شود یک‌شبه راه صدساله را رفت.
فکر می‌کنم در این سه‌ماه دوری از خانواده‌ات هم برایت سخت بود؟
دقیقا همین‌طور است. در این سه‌ماه سختی‌های زیادی را تحمل کردم تا کاملا راه و رسم مربیگری را یاد بگیرم. دوری از خانواده که بدترین اتفاق بود، اما جدا از آن، من قبلا از این تجربه را نداشتم که سر کلاسی باشم که به زبان انگلیسی در آن تدریس می‌شود. انگلیسی‌ام کاملا در این چندماه راه افتاد. اوایل کمی سخت بود، اما بعد از دو هفته راه افتادم و دیگر مشکلی از این نظر نداشتم.
در ایران به غیر از خودت کسی چنین مدرکی را در مربیگری دریافت کرده؟
در وزنه‌برداری که بعید می‌دانم فرد دیگری چنین مدرکی داشته باشد، ‌اما در شمشیربازی می‌دانم پیمان فخری این دوره را گذرانده و در بسکتبال هم اگر اشتباه نکنم، یک‌نفر این مدرک را دارد. جدا از بحث مدرک، من در این چندماه توانستم ارتباطات خوبی در فدراسیون جهانی وزنه‌برداری بگیرم.
با توجه به اختلاف‌نظری که با فدراسیون وزنه‌برداری داری، امکان دارد در تیم‌های ملی وزنه‌برداری هم به‌عنوان مربی مشغول به کار شوی؟
ورودکردن به بحث اختلاف‌نظر در شرایط فعلی صلاح نیست. من تجارب خوبی در زمینه مربیگری به دست آوردم و از قبل هم سال‌ها تجربه در وزنه‌برداری داشتم. قرار نیست حتما بتوانم درعرصه ملی مربیگری کنم. به نظرم باشگاه‌های زیادی در شهرستان‌ها هستند که می‌توانند قهرمان پرورش دهند. در همین استان مازندران که زادگاه خودم است، همین حالا هم وزنه‌برداران جوانی هستند که از من برنامه می‌گیرند.
اما بهداد سلیمی یک برند در وزنه‌‌برداری ایران است و شاید حیف باشد که از پتانسیلش استفاده نشود؟
فعلا مثل بهداد سلیمی بازهم هستند نفراتی که بیرون ماندند. کوروش باقری، حسین توکلی و حسین رضازاده هم مگر اسامی کوچکی هستند که راحت از آنها بگذریم؟ این افراد قطعا از من جلوتر هستند.
حالا که گفتی در مجارستان درباره گزینشی جدید المپیک اطلاعات به دست آوردی، درباره دو وزنه‌برداری که قرار است از ایران در المپیک ٢٠٢٠ شرکت کنند، کمی توضیح بده.
سیستم جدیدی که فدراسیون جهانی وزنه‌برداری درنظر گرفته، از چند جهت برای ما جای نگرانی دارد. مهم‌ترین نکته هم این است که انتخاب وزنه‌برداران اعزامی به المپیک برخلاف گذشته دیگر در اختیار فدراسیون و کادرفنی نیست؛ مثلا در وزن ٩٦کیلوگرم ما کیانوش رستمی و سهراب مرادی را داریم، اما شاید طبق امتیازاتی که در رنکینگ هست، هیچ‌کدام از آنها نتوانند به المپیک بروند! علی میری، ایوب موسوی و رضا بیرالوند هم جزو نفراتی هستند که امتیازات خوبی در رنکینگ دارند و شاید به المپیک برسند. ما نمی‌توانیم براساس شانس مدال وزنه‌برداران در المپیک برای آنها تصمیم بگیریم.
یعنی با این وضع شاید وزنه‌برداری در المپیک شانس حتی یک مدال هم نداشته باشد؟
این نگرانی واقعا وجود دارد. شاید شرایط طوری پیش برود که وزنه‌برداری ایران در المپیک ٢٠٢٠ دست‌خالی بماند.
درباره کیانوش رستمی هم حرف و حدیث‌ها زیاد است. رابطه نزدیکی با هم دارید و چند روز قبل هم کیانوش زیرنظر شما در لیگ برتر وزنه زد. امکان دارد کیانوش به خاطر ازدست‌دادن المپیک از ورزش خداحافظی کند؟
اصلا این‌طور نیست. من با کیانوش صحبت کردم. او حتی اگر این المپیک را از دست بدهد، برای المپیک ٢٠٢٤ برنامه دارد و خداحافظی نمی‌کند.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

قهرمان آملی چشم کشتی را گرفت

شاید کمتر کسی فکرش را می‌کرد یک پسر هجده ساله از پس پتریاشویلی با ٦ مدال جهانی و المپیک بربیاید؟
خدا را شکر می‌کنم که هم تیم ما قهرمان شد و هم من توانستم در این کشتی پیروز شوم. برای این کشتی از قبل برنامه داشتم و می‌دانستم که پتریاشویلی جزو قهرمانان نامدار کشتی جهان است. مدت زیادی بود که به دنبال این فرصت بودم و می‌خواستم خودم را برابر یکی از بزرگان کشتی دنیا محک بزنم. خدا را شکر که همه چیز خوب تمام شد و سربلند از تشک بیرون آمدم.
می‌توانیم امیدوار باشیم تو هم به‌زودی جزو بزرگان کشتی جهان در سنگین‌وزن باشی؟
قبلا هم گفته بودم که می‌خواهم خیلی زود مسیر پیشرفت را طی‌کنم و در کنار بزرگان کشتی ایران و جهان باشم. البته از مبارزه فرار نمی‌کنم و دیدید که روز جمعه هم توانستم خودم را برابر یکی از بهترین‌های جهان ثابت کنم. خیلی دوست دارم با همه کشتی‌گیران نامدار ایران و جهان کشتی بگیرم و برای موفقیت با تمام غول‌ها بجنگم.
 البته تو کار سختی برای رسیدن به دوبنده تیم‌ملی بزرگسالان داری؟
بله، هنوز هیچ چیزی برای من تمام نشده و بعد از هر مسابقه انگیزه دوچندانی پیدا می‌کنم. من به دنبال این هستم که در المپیک ٢٠٢٠ شرکت کنم و برای رسیدن به دوبنده تیم‌ملی می‌جنگم. هدف نهایی من رفتن روی سکوی المپیک است، اما اول باید بتوانم خودم را به کادرفنی ثابت کنم تا برای المپیک انتخاب شوم.
تا دو ‌سال قبل اصلا کسی تو را نمی‌شناخت و هیچ مدالی نداشتی، اما در این دو ‌سال سه فینال جهانی را تجربه‌کردی و اخیرا هم به طلای امیدهای جهان رسیدی.
دو ‌سال قبل که در مسابقات جهانی نوجوانان در کشور کرواسی مدال طلا گرفتم، غلامرضا محمدی، سرمربی تیم نوجوانان بود و از همان موقع به طلای المپیک فکر می‌کردم. این مربی در پیشرفتم خیلی تاثیرگذار بود و زحمات زیادی برای من کشید. در این مدت هم دائما تلاشم را بیشتر کردم و از نظر روحی و جسمی آماده‌تر شدم. تا اینجا مدال طلای نوجوانان جهان، نقره جوانان جهان و طلای امیدهای جهان را کسب کردم و حالا امیدوارم در المپیک هم بتوانم دل هموطنانم را شاد کنم و پرچم ایران را بالا ببرم.
مدیر تیم‌های ملی اعلام کرده پیروزی تو برابر پتریاشویلی از پیامدهای مثبت لیگ است؟
بله، این مسابقات فرصتی برای من به وجود آورد که بتوانم خودم را بیش از قبل نشان دهم. لیگ امسال روند خیلی بهتری نسبت به سال‌های قبلی داشت و درواقع برای نخستین ‌سال بود که تنور لیگ داغ شده بود. همه ملی‌پوشان مثل حسن یزدانی، علیرضا کریمی و رضا اطری در لیگ کشتی گرفتند. از آن‌سو کشتی‌گیران خارجی باکیفیتی به لیگ ایران آمدند که سطح مسابقات را بالابرد. لیگ تنها منبع درآمد کشتی‌گیران است و امیدوارم از ‌سال بعد اسپانسرهای بیشتر و بهتری هم به سمت لیگ کشتی بیایند تا دیگر همه کشتی‌گیران دست‌شان به دهان‌شان برسد.
در آخر این را بگو که از این پس می‌توانیم روی امیرحسین زارع برای مدال‌آوری در کشتی سنگین‌وزن جهان حساب کنیم؟
حتما همین‌طور است. من تمام تلاشم را می‌کنم تا در مسابقات جام تختی که حکم انتخابی تیم‌ملی را دارد، همه حریفانم را شکست دهم و بعد از آن به مسابقات بزرگتر فکر می‌کنم.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

فوتبال همیشه بدهکار

پرسپولیس؛ ١٠‌درصد به جز یک بازیکن خاص
نه‌تنها پرسپولیسی‌ها بعد از پشت‌سرگذاشتن یک‌سوم لیگ‌برتر فقط ١٠‌درصد از قرارداد خود را دریافت کردند، بلکه از فصل قبل نیز مطالبات نسبتا قابل توجهی دارند. بازیکنان پرسپولیس تا پایان هفته دهم بین ١٠ تا ١٢‌درصد دریافتی داشتند و اکثر آنها ١٠ تا ١٥‌درصد هم از فصل قبل طلب دارند. این مطالبات برای دو بازیکن خارجی یعنی رادوشوویچ و بشار رسن به ٣٠‌درصد هم می‌رسد. از سوی دیگر جالب است بدانید در لیگ نوزدهم فقط یک بازیکن بیش از بقیه پول گرفته که او را می‌توان ضعیف‌ترین بازیکن سرخ‌ها هم دانست. جونیور برزیلی که این روزها کاملا نیمکت‌نشین شده و هنوز گلی برای پرسپولیس نزده، ٢٠٠‌هزار دلار از قرارداد ٥٥٠‌هزار دلاری خود را دریافت کرده؛ درحالی ‌که حتی کالدرون هم فقط ٧٠‌هزار دلار گرفته است.

استقلال؛ تقریبا صفر درصد
شاید باورش سخت باشد، اما بازیکنان استقلال در فصل جدید هیچ‌گونه دریافتی نداشتند و این اتفاق به ‌زودی احتمالا باعث اعتراض آبی‌پوشان می‌شود؛ به‌ویژه اینکه آنها در هفته‌های اخیر نتایج خوبی هم کسب کردند. مدیریت استقلال با توجه به بار مالی بدهی‌های قبلی نتوانسته پولی را به بازیکنانش برای لیگ نوزدهم پرداخت کند و این کار فتحی و همکارانش را در ادامه هم سخت خواهد کرد. البته در این میان بازیکنانی که امسال تازه به استقلال اضافه شدند، مبلغ مختصری به‌عنوان پیش‌پرداخت دریافت کردند، اما بازیکنانی که از فصل قبل در استقلال حضور دارند، حتی نتوانستند قرارداد ‌سال گذشته خود را تسویه کنند.

سپاهان؛ ٣٠‌درصد و منظم
سپاهان جزو معدود باشگاه‌هایی است که ٣٠‌درصد به بازیکنانش پرداختی داشته  است؛‌ درصدی که با توجه به قرارداشتن در هفته دهم قابل قبول به حساب می‌آید. سپاهان که در سال‌های اخیر هم نشان داده جزو باشگاه‌های خوش‌حساب ایران بوده، امکانات خوبی هم برای قلعه‌نویی و شاگردانش مهیا کرده و در خیلی از سفرها بازیکنان این تیم با پرواز اختصاصی خودشان را به شهر میزبان  می‌رسانند.

باشگاه‌های ٢٠درصدی
تراکتور، ماشین‌سازی، سایپا، نساجی، فولاد و نفت مسجدسلیمان باشگاه‌هایی به حساب می‌آیند که تا پایان هفته دهم ٢٠‌درصد از قرارداد مربیان و بازیکنان خود را پرداخت کردند. در این میان تراکتور، ماشین‌سازی و نساجی به شکلی کاملا خصوصی اداره می‌شوند. بین باشگاه‌های ٢٠درصدی، نفت مسجدسلیمان با جنجال‌های فراوان و بعد از استعفای مهدی تارتار به خاطر مشکلات مالی، ٢٠‌درصد قرارداد خود را دریافت کرد.

پارس، شهرخودرو، گل‌گهر و پیکان در باشگاه ٣٠تایی‌ها
چهار باشگاه دیگر به جز سپاهان هستند که از نظر پرداختی به بازیکنان وضع نسبتا خوبی دارند. پارس‌جنوبی، گل‌گهر سیرجان، شهرخودرو و پیکان در کنار سپاهان پنج باشگاهی هستند که پرداختی قرارداد بازیکنان خود در لیگ نوزدهم را به ٣٠‌درصد رسانده‌اند. البته ناگفته نماند این‌ درصد پرداختی به معنای نبود مشکل مالی در این باشگاه‌ها نیست؛ به‌عنوان مثال پارس‌جنوبی جم هنوز بخش اعظمی از بدهی بازیکنان و مربیان خود از فصل گذشته را پرداخت نکرده و حتی در هفته‌های اخیر در تهیه بلیت هواپیما هم دچار مشکل شده است! از سوی دیگر درباره شهرخودروی مشهد باید به این نکته اشاره کرد که دریافتی بازیکنان این تیم متغیر بوده و فقط چند بازیکن ٣٠‌درصد یا بیشتر دریافت کردند و بقیه‌ درصد دریافتی‌شان کمتر بوده است.

باشگاه‌های بی‌پول لیگ نوزدهم!
علاوه بر استقلال و پرسپولیس که  به ترتیب صفر‌درصد و ١٠‌درصد پرداختی داشتند؛ ذوب‌آهن هم تا اینجای فصل توانسته فقط ١٠‌درصد از قرارداد بازیکنان خود را پرداخت کند. این درحالی است که ذوب‌آهن همواره جزو باشگاه‌های خوش‌حساب بوده، اما این فصل گویا با خروج آذری نتوانسته به تعهدات خود در قبال بازیکنان و مربیان عمل کند. نفت آبادان نیز دیگر باشگاهی است که هیچ پرداختی به بازیکنان خود نداشته و با شکل عجیبی به کار خود در لیگ نوزدهم ادامه می‌دهد.

باشگاه‌هایی که اصلا بودجه ندارند

طبیعی است هر باشگاهی که بخواهد به‌صورت منطقی برای حضور در لیگ برتر خود را آماده کند و وارد نقل و انتقالات پیش‌فصل شود، باید در ابتدا بودجه کلی خود را برای یک فصل مشخص کند. برآورد هزینه‌های جاری باشگاه مثل حمل‌و‌نقل، اسکان و… باید کنار گذاشته شود و بودجه مشخصی در اختیار مسئول نقل‌وانتقالات باشد تا بتواند براساس خواسته‌های سرمربی و بودجه‌ای که در اختیار دارد، قرارداد بازیکنان را امضا کند. نکته عجیب اینجاست که خیلی از باشگاه‌های ایرانی (اگر نگوییم همه باشگاه‌ها) بودجه مشخصی ندارند! در این میان دو دلیل باعث می‌شود باشگاه‌ها بودجه خود را در ابتدای فصل ندانند و حتی آن را اعلام نکنند. دلیل اول مربوط به باشگاه‌های دولتی است که بیشتر تیم‌های نفتی را شامل می‌شود. تیم‌هایی همچون نفت آبادان، نفت مسجدسلیمان و پارس‌ جنوبی که از سوی وزارت نفت بخاطر مصوبه مجلس که نهادها و وزارتخانه‌های  دولتی  ازکمک به تیم‌های حرفه‌ای ورزشی منع شده‌اند، کمکی به آنها نمی‌شود، بودجه مشخصی ندارند و در طول فصل دایما به این در و آن در می‌زنند تا بتوانند پولی برای اداره باشگاه و پرداخت به بازیکنان جور کنند. از سوی دیگر، برخی تیم‌های خصوصی و حتی استقلال و پرسپولیس هم با عادتی عجیب کار خود را دنبال می‌کنند. بهتر است سرخابی‌ها را مثال بزنیم که در پیش‌فصل پرونده اسپانسرهای خود را نمی‌بندند و حتی حالا که هفته دهم را پشت سر گذاشته‌ایم، پرسپولیس در حال مذاکره با اسپانسرهای جدید است. پس این باشگاه‌ها نمی‌توانند قبل از جذب بازیکن از میزان درآمد خود در طول یک فصل باخبر باشند و حتی آن را تخمین بزنند. از سوی دیگر، رقابت عجیب برای جذب ستاره‌های نقل و انتقالات گاهی اوقات باعث می‌شود مبالغی فراتر از حد انتظار برای خرید یک بازیکن خرج شود. مشخص نبودن بودجه در باشگاه‌های ایرانی یکی از آفت‌های بزرگ است.

چطور بدهی‌ها انباشته می‌شود؟

وقتی یک فصل فوتبالی به پایان می‌رسد، تقریبا هیچ‌کدام از باشگاه‌ها نتوانسته‌اند به تمامی تعهدات خود نسبت به بازیکنان و مربیان عمل کنند. این دیگر به اتفاقی عادی در فوتبال تبدیل شده؛ اگرچه در نگاه عموم و از نظر حرفه‌ای کاملا عجیب است. بلافاصله باشگاه‌ها برای عقب‌نماندن از بازار نقل‌وانتقالات سراغ جذب بازیکنان جدید می‌روند و حتی به برخی از ستاره‌ها پیش‌پرداخت هم می‌دهند. این باعث می‌شود بدهی‌های قبلی از یاد برود و بدهی‌ها همین‌طور روی هم انباشته شود. راه شکایت برای همه باز است، اما پروسه حکم‌گرفتن از کمیته انضباطی حتی با وجودِ داشتن مستندات کوتاه نیست. حتی اگر علیه باشگاهی حکم کمیته انضباطی هم داشته باشید، باز هم دست‌تان به جایی بند نیست. بازیکن و مربی شاکی از یک باشگاه به‌سختی می‌توانند مطالبات خود را با یک باشگاه صاف کنند و معمولا کار به تهدید می‌کشد. درباره بازیکنان خارجی هم که راه مشخص است و آنها سراغ فیفا می‌روند و گاهی اوقات دردسرهایی هم برای باشگاه‌ها در بخش بین‌المللی ایجاد می‌کنند.

خارجی‌ها چه کار می‌کنند؟

حتما وقتی می‌خواهیم نوع هزینه‌کرد باشگاه‌های اروپایی را با ایرانی‌ها مقایسه کنیم، این سوال برای خیلی‌ها پیش می‌آید که چطور باشگاه‌هایی مثل رئال مادرید، بارسلونا یا پاری‌سن‌ژرمن در فرانسه به‌راحتی برای بازیکنان بزرگ مبلغ خرید را افزایش می‌دهند و حتی دیدیم که تا بالای ٢٠٠‌میلیون یورو برای خرید یک بازیکن می‌پردازند. این درست است که باشگاه‌های بزرگ اروپایی هم برای خرید بازیکن بودجه زیادی صرف می‌کنند، اما قبل از دادن یک پیشنهاد ١٠٠ یا ٢٠٠‌میلیون یورویی، به‌صرفه بودن یا نبودن آن را از تمام جوانب می‌سنجند؛ این‌که مثلا اگر رونالدو از رئال‌مادرید به یوونتوس برود، علاوه بر مسائل فنی چقدر می‌تواند سود به باشگاه ایتالیایی برساند. این تفاوت اصلی بین باشگاه‌های ایرانی و اروپایی به حساب می‌آید. البته نبود حق پخش، کپی‌رایت و… نیز در ایران باعث بی‌برنامگی و عقب‌افتادن باشگاه‌های ایرانی از همتایان خود در کشورهای دیگر می‌شود. به‌عنوان مثال رئال‌مادرید که فصل قبل نتایج خوبی نگرفت، ٦٠٠‌میلیون یورو برای خریدهای فصل جدید خود کنار گذاشت تا بتواند تیمش را تقویت کند. این بودجه در هیأت‌مدیره باشگاه رئال‌مادرید قبل از شروع فصل نقل‌وانتقالات به تصویب رسیده بود و مثلا خرید ادن آزارد نتیجه یک برنامه‌ریزی طولانی‌مدت بود. در کشورهای حوزه خلیج فارس مثل امارات، قطر و عربستان هم بودجه تیم‌ها بستگی به ثروت مالک تیم دارد و معمولا چند باشگاه هستند که بدون مشکل مالی بازیکنان خارجی جذب می‌کنند و حتی در طول فصل دست به اخراج بازیکنان و مربیان خارجی خود می‌زنند و غرامت آنها را هم پرداخت می‌کنند.

اعتراض  و تهدیدها

مثل فصل‌های قبلی هر چه جلوتر می‌رویم، صدای اعتراض‌ها بلندتر می‌شود. با گذشت ١٠ هفته از لیگ برتر وضع دریافتی خیلی از باشگاه‌ها خوب نیست و استقلال و پرسپولیس نیز در این دایره قرار گرفته‌اند. تا قبل از این هم طی ١٠ هفته اخیر شاهد اعتصاب و تهدید از سوی بازیکنان و مربیان تیم‌های مختلف بوده‌ایم. از پارس‌جنوبی جم بگیر که حتی کارش به انصراف از لیگ برتر هم کشید تا نفت مسجدسلیمان که بعد از استعفای سرمربی‌اش توانست ٢٠‌درصد قراردادها را پرداخت کند. در همین چند روز اخیر هم شاهد بوده‌ایم که استراماچونی، سرمربی استقلال و بازیکنانش هم به معترضان پیوسته‌اند. بیشتر آبی‌پوشان، که بردهای متوالی زیادی کسب کرده‌اند، هیچ پولی از ابتدای فصل دریافت نکرده‌اند و حالا کار به جایی رسیده که سرمربی ایتالیایی این تیم، مدیران باشگاه را تهدید کرده و به آنها اولتیماتوم دو هفته‌ای داده است. شاید این تهدیدها و اعتصاب‌ها برای مدیران فوتبال ایران هم طبیعی شده باشد، اما برای مربیان خارجی اصلا طبیعی نیست. در سال‌های اخیر حتی تیمی داشته‌ایم که به دلیل مشکلات مالی اعتصاب کرده و بدون تمرین به مصاف رقبایش رفته است، اما در بیشتر مواقع این اعتراض‌ها نتیجه خیلی سریع در پی نداشته و گاهی اوقات آغاز اختلافات بزرگ هم بوده است.

دسته‌ها
ورزش

قحطی آلترناتیو در فوتبال ایران!

دایره محدود مربیان لیگ

با این‌که تغییرات روی نیمکت تیم‌های لیگ برتری اصلا کم نیست، اما دایره مربیان لیگ برتری را می‌توان محدود دانست. بارها اتفاق افتاده یک مربی قبل از پایان فصل، با باشگاه دیگری برای فصل بعد به توافق رسیده، تا خیالش بابت یک فصل دیگر هم راحت باشد. به همین راحتی نیمکت‌های لیگ برتر تکمیل می‌شود و نهایتا دو، سه مربی که در چرخه مربیان لیگ برتری قرار گرفته‌اند، مجبور هستند در ابتدای فصل بیرون بنشینند و منتظر اخراج یکی از همکاران خود باشند! از سوی دیگر تنها شاید هر فصل فقط یک یا دو مدیر باشگاه سراغ مربیانی خارج از این چرخه بروند. آنها هم این کار را برای خودشان ریسک می‌دانند و نام مربیان ثابت لیگ برتری را باتجربه می‌گذارند. آنهایی هم که خارج از این دایره هستند، بی‌تجربه محسوب می‌شوند. نمونه این اتفاق را می‌توان ورود ابراهیم صادقی به چرخه مربیان لیگ در فصل جدید دانست که با اعتماد باشگاه سایپا به نیمکت نارنجی‌پوشان رسید.

کربکندی: برخی مربیان حمایت می‌شوند!

رسول کربکندی، کارشناس فوتبال که خودش سال‌هاست از دایره مربیان لیگ برتری خارج شده، درباره محدودشدن چرخه مربیان در لیگ ایران به «شهروند» می‌گوید: «متاسفانه فوتبال ما فقط اسم حرفه‌ای دارد و شاهد رفتار حرفه‌ای در آن نیستیم. این‌که می‌گوییم دایره مربیان محدود شده، به دلیل بی‌برنامگی و بی‌نظمی است که البته در فوتبال ما به اتفاقی عادی تبدیل شده است. یک عده به دلیل لیاقت و یک عده هم به دلیل ارتباطاتی که دارند، تیم می‌گیرند و مدام دنبال درآمد بیشتری هستند. به نظر می‌رسد همه ارکان فوتبال بسیج شده‌اند تا این دست مربیان همیشه سرکار باشند. من فقط تعجب می‌کنم چند مربی از همین دست مربیان که الان بیرون هستند، چرا تیم نمی‌گیرند!»
وی همچنین می‌افزاید: «نباید نقش رابطه و دلال‌ها را در این ماجرا نادیده بگیریم. آنها تعیین‌کننده هستند و روی تصمیم‌گیرندگان فوتبال هم تاثیر مستقیم می‌گذارند. این‌که مربیان خاصی برای تیم‌های لیگ برتری انتخاب می‌شوند، موضوعی فراتر از بحث باشگاه‌هاست و از رده‌های بالاتر در فوتبال ایران هدایت می‌شود. البته نباید فراموش کنیم که در این میان مربیانی هستند که هم سالم هستند و هم خوب کار می‌کنند. از طرف دیگر برخی یاد گرفته‌اند که با مسیرهای غیرفوتبالی جلو بروند و با حمایتی هم که می‌شوند، کسی نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد.» کارشناس فوتبال ایران در پاسخ به این سوال که فدراسیون و سازمان لیگ می‌توانند برای جلوگیری از تکرار این اتفاق، قانونی را وضع کنند، می‌گوید: «در ایران دنبال چنین چارچوب‌ها و قانون‌هایی نگردید. پول در بی‌قانونی است! همان‌هایی که تصمیم‌گیرنده هستند، خودشان از این ماجرا نفع می‌برند. به نظرم نباید وقت خودتان را برای تغییر در رویه فعلی تلف کنید، چون برنامه نود هم که آمد چنین کاری کند، نابود شد! مرحوم ناصر حجازی به درستی می‌گفت که از حرفه‌ای‌شدن فقط شماره پیراهن‌مان خارجی
شده است!»

دو تیم بدون سرمربی و بدون گزینه!

وینکو بگوویچ و سپس عبدالله ویسی، نخستین مربیان اخراجی لیگ نوزدهم بودند. چند روزی از خالی‌شدن نیمکت این دو تیم می‌گذرد و هیچ‌کدام هنوز نتوانسته‌اند مربی جدیدی را برای نیمکت خود انتخاب کنند. جالب اینجاست بین گزینه‌های سرمربیگری دو تیم هم مربیان جدیدی به چشم نمی‌خورد و آنها نیز سراغ همان گزینه‌های همیشگی رفته‌اند. شاید اگر در سال‌های اخیر مربیان بیشتری وارد چرخه لیگ می‌شدند و می‌توانستند تجربه کسب کنند، مدیران این باشگاه‌ها نیز دست‌شان برای انتخاب جانشین بگوویچ و ویسی بازتر بود.

یک مربی و چند مشتری

اتفاق عجیب‌تر در لیگ حرفه‌ای ایران به جایی برمی‌گردد که یک مربی چند مشتری همزمان دارد. درواقع نه‌تنها ابتدای فصل یک مربی با چند پیشنهاد روبه‌رو می‌شود، بلکه در طول فصل هم وقتی همان مربی در باشگاهی مشغول به کار است، از تیم‌های دیگر پیشنهاد همکاری دریافت می‌کند! این کار که یک تخلف از سوی باشگاه به حساب می‌آید، در ماجرای اخیر دو باشگاه لیگ برتری رخ داده و این دو باشگاه سراغ مربیانی رفتند که خودشان الان در لیگ برتر تیم دارند. این‌که شرایط بهتری جلوی پای یک مربی لیگ برتری قرار دهید، تا تیم خودش را رها کرده و به تیم شما بیاید، تا حدی باورنکردنی است.

چرا گزینه جدید نداریم؟

اعتمادنکردن به مربیان جوان و ارتباطاتی که پشت‌پرده بین باشگاه‌ها، مربیان و برخی دلال‌ها وجود دارد، باعث شده گزینه‌های جدید کمتری به دایره مربیان لیگ اضافه شوند. از سوی دیگر برخی مربیان هم که در این سال‌ها در لیگ برتر مشغول به کار بودند، با محدودیت‌هایی مواجه هستند. به‌عنوان مثال علی دایی که بعد از کنار رفتن از سایپا در فصل گذشته دیگر در تیمی سرمربیگری نکرده، تا به حال چند پیشنهاد از تیم‌های شهرستانی داشته، اما ترجیح می‌دهد همیشه در تهران مربیگری کند! او حتی گزینه اصلی تیم گل‌گهر سیرجان برای جانشینی بگوویچ بود، اما پاسخ منفی داد. مربیانی مثل مجید جلالی و فیروز کریمی هم که سال‌ها سابقه سرمربیگری در لیگ برتر را دارند، در خیلی از تیم‌های فعلی لیگ حضور داشتند و شاید به همین علت بازگشت آنها کمی سخت به نظر بیاید.

 

دسته‌ها
یادداشت

پایان سیستم سکه‌ای در ورزش

پایان سیستم پاداش سکه‌ای در ورزش ایران، یک خبر ناراحت‌کننده و حتی شوکه‌کننده برای ورزشکاران بود. این بار دیگر خبر از زبان وزیر و به صورت رسمی اعلام شد. دلیلش هم واضح و مبرهن است؛ نوسانات قیمت سکه. حتما به‌زودی شاهد واکنش ورزشکارانی هستیم که همین چند ماه قبل برای گرفتن پاداش خود، بعد از نامه‌نگاری و مصاحبه‌های تند، حتی جلوی در وزارتخانه هم تجمع کردند.

اما شاید این اتفاق، خبر بدی برای ورزش ایران نباشد. سیستم پاداش سکه‌ای تا حدودی برخی ورزشکاران را بدعادت کرده بود؛ تا جایی که هر ورزشکاری یا هر تیمی روی سکو می‌رفت،‌ بلافاصله انتظار داشت وزیر و معاونانش از جیب جادویی‌شان سکه‌ها را خارج و از آنها تقدیر کنند. توقع از مسئولان به یک عادت بد در میان ورزشکاران تبدیل شده بود و وقتی چند روز اهدای پاداش‌شان هم دیر می‌شد، با یک برنامه‌ریزی علیه مسئولان مصاحبه می‌کردند. کافی است هر روز رسانه‌های ورزشی را رصد کنید. حتما به یکی، دو مصاحبه از سوی ورزشکاران رشته‌های مختلف برمی‌خورید که از نگرفتن پاداش یا کمبودهایی که دارند،‌ گلایه می‌کنند.

به نظر می‌رسد جایگاه عرق ملی و ارزش پیراهن ملی فراموش شده و خیلی از ورزشکاران مدال را به چشم مقداری پول یا تعدادی سکه نگاه می‌کنند. فلسفه حضور در تیم‌ملی در هر رشته‌ای افتخارآفرینی برای کشور است و در هیچ کجای دنیا ورزشکاری برای حضور در تیم‌ملی پول دریافت نمی‌کند. همیشه مثال‌های زیادی از زبان خیلی‌ها می‌شنویم که ورزشکار فلان کشور بعد از کسب مدال، فلان جایزه را دریافت کرده، اما به جزو فوق‌ستاره‌های ورزش هر کشور شاید خیلی هم مرسوم نباشد که دولت‌ها به ورزشکاران خود سکه بدهند یا برایشان خانه بخرند!

البته در ایران هم در این چند ‌سال چندان سطح پایین به ورزشکاران رسیدگی نشده. بلکه بعد از همین بازی‌های آسیایی به ورزشکاری که مدال طلا گرفته بود،‌ حواله 160 سکه طلا به ارزش 480‌میلیون تومان اهدا شد؛ پاداشی که اصلا هم کم نیست. حتی در برخی از رشته‌ها یک ورزشکار با بردن یک مسابقه به مدال برنز رسید و بعد از چند ماه 120‌میلیون تومان دریافت کرد.

همین حالا هم که وزیر از حذف سکه برای تقدیر از قهرمانان خبر داده، قرار نیست به‌طورکلی پاداش به مدال‌آوران از سیاست‌های وزارت ورزش حذف شود، بلکه به خاطر دردسرهایی که افزایش قیمت سکه برای وزارتخانه داشت، آیین‌نامه اصلاح می‌شود و پول نقد جای سکه را خواهد گرفت. اگر برخی ورزشکاران نسبت به صحبت‌های وزیر سریعا موضع نگیرند و بازهم مثل همیشه برای پیشتازی در صف معترضان رقابت نکنند؛ به نظر نمی‌رسد چیزی برای آنها تغییر کند. در روزهایی که اوضاع اقتصادی کشور با دستور صرفه‌جویی به شکلی جدید پیش می‌رود، ورزشکاران که همواره ادعای افتخارآفرینی به عشق مردم را دارند، باید در این راه پیشرو باشند، نه این‌که به خاطر گرفتن یک سکه بیشتر همه چیز را زیر سوال ببرند. یادمان نرفته که همین چند ماه قبل شایعه تحریم اردوی تیم‌ملی توسط والیبالیست‌ها به خاطر نگرفتن پاداش بعد از لیگ ملت‌های 2019 جدی شد و ملی‌پوشان هم در اقدامی هماهنگ مصاحبه‌های طوفانی را علیه وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک انجام دادند.

گویا ورزشکاران برای گرفتن پاداش نیز با هم رقابت می‌کنند. وقتی وزیر سراغ یک رشته می‌رود و پاداشی می‌دهد، این اتفاق نه‌تنها باعث خوشحالی خیلی‌ها نمی‌شود، بلکه ناراحتی ورزشکاران سایر رشته‌ها را هم در پی دارد. شاید کشیدن خط قرمز روی سیستم پاداش سکه‌ای، شروعی برای پایان دادن به فضای مطالبه‌گری ورزشکاران هم باشد؛ در سالی که منتهی به المپیک است و ایران به ورزشکارانی احتیاج دارد که بدون چشمداشت برای موفقیت تلاش کنند.