دسته‌ها
اقتصاد تیتر یک

هراس در قرنطینه

«ریمدان» آخرین نقطه امید چابهاری‌ها
تابلوی سبزی که رنگ‌وروی آن زیر آفتاب پریده، کم‌کم نمایان می‌شود. فلش کجی است که روی آن نوشته به سمت پاکستان… می‌گویند مرز ریمدان امن‌ترین و به‌صرفه‌ترین مرز سیستان‌وبلوچستان است و از آن طرف نزدیک‌ترین فاصله را با کراچی و بندر گوادر پاکستان دارد. همین است که تا پای وزیر و مدیری از تهران به سیستان‌وبلوچستان می‌رسد، تجار نامه‌می‌دهند و جلسه می‌گذارند که فکری به حال تجهیز مرز ریمدان کنند. آنها می‌گویند مرز ریمدان قابلیت آن را دارد که روزی ٥٠٠کامیون از آن رفت‌وآمد کند، اما حالا به زحمت روزی ٣٠-٤٠ کامیون از مرز می‌گذرد. مرزنشینان چابهار می‌گویند تنها نقطه امیدشان همین ریمدان است. خشکسالی و بی‌آبی سال‌هاست باغ‌های موز، انبه و لیموی باهوکلات را خشکانده است و برخی باغداران ثروتمند سال‌های دور این روزها ورشکسته‌های خشکسالی هستند که روزگار خانواده پرجمعیت‌شان با یارانه ٤٥‌هزار تومانی می‌گذرد.
چابهاری‌ها می‌گویند باغ‌های خشکیده پیشکش… آسمان آن‌قدر بخیل شده است که دیگر هیرمند را مانند سال‌های دور وحشی و سرکش نمی‌کند تا دست‌کم موج‌های بلندش از سدهای افغانستان بگذرد و به مزارع فصلی ماش و سورگوم بریزد. ماهیگیران پیر هم وضع‌شان بهتر از باغداران ورشکسته نیست. آنها می‌گویند گاهی یک ماه- ٤٥ روز به دریا می‌روند و با تورهای خالی برمی‌گردند. خودشان اعتقاد دارند برکت از دریا رفته است، اما جوان‌ترها می‌گویند کشتی‌های تجاری بزرگ سهم قایق‌های صیادی کوچک را می‌دزدند و آن‌قدر صید می‌کنند و صید می‌کنند که مجالی به تخم‌ریزی ماهی‌ها و رشد بچه‌ماهی‌ها نمی‌دهند.
چابهاری‌ها حالا تنها نقطه امیدشان همین ریمدان است. ریمدانی، نخستین نقطه طلوع خورشید… درست در منتهی‌الیه جنوب‌شرق ایران، جایی که خشکی را به اقیانوس هند می‌چسباند. بلوچ‌های منطقه می‌گویند با رونق تجارت از ریمدان بالاخره کارگری می‌خواهد که بارها را خالی کند، راننده کامیون می‌خواهد، دفتر و دستکی می‌خواهد و تشکیلاتی که همه اینها کسب‌وکار چابهاری را رونق می‌دهد و زندگی را به مرز برمی‌گرداند. ریمدان اما از‌ سال ٩٥ کمی جان گرفته است و صاحب گمرک و قرنطینه دام و بازارچه مرزی و پاسگاه شده است. با این حال، ریمدان هنوز با یک مرز پیشرفته و استخوان‌دار فاصله زیادی دارد. از کوتاهی مدیران که بگذریم، اینجا چالشی اساسی دارد. گاندوهای پوزه کوتاه همین حوالی، در برکه‌ها و درست زیر نیزارها زندگی می‌کنند. سازمان محیط‌زیست ریمدان را در قلمرو تمساح‌ها می‌داند و عبور حتی یک جاده درست و درمان به سمت مرز نیازمند نامه‌نگاری‌های طولانی و چانه‌زنی با محیط‌زیست است.
اتاقک وحشتی به نام قرنطینه!
در چند پایی مرز اتاقک‌های آجری نوسازی قرنطینه دام است. می‌گویند تا همین چند وقت پیش دامپزشکان قرنطینه در کانکس‌های فلزی می‌نشستند که زیر آفتاب کشنده تابستان، جهنمی می‌شد تماشایی… اما این تنها گرفتاری دامپزشکان نقطه صفر مرزی ایران و پاکستان نیست. اینجا ماجراهایی است که هر دامپزشکی را فراری می‌دهد. خودشان می‌گویند کسی سرش درد نمی‌کند که جانش را کف دستش بگیرد و روی خط مرزی کارکند، یا به زاهدان منتقل می‌شود یا قید کار اداری را می‌زند و به تهران، کیش یا شیراز می‌رود و کلینیک دامپزشکی می‌زند. چه کسی است که بدش بیاید در قلب شهر، آن هم در دفتری شیک و‌ تروتمیز بنشیند و سگ و گربه مداوا کند؟
اینجا مرز ایران و پاکستان اما در دنیای دامپزشکی یک خطه مهم و حیاتی است. ایران در میانه دو درگاه مهم دامپزشکی جهان قرار گرفته است. پاکستان که از نظر بیماری‌های دامی به قول دامپزشکان کانونی بسیار آلوده است و ترکیه که دروازه ورود اروپا با استانداردهای فوق‌پیشرفته صنعت دام شناخته می‌شود. کافی است حیوانی آلوده به آنفلوآنزایی، تب برفکی، چیزی از این نقطه عبور کند تا سرمایه‌های کلانی به فنا برود و عده زیادی را ورشکسته کند.
وزارت کشاورزی ارزش سرمایه دامی ایرانی‌ها را حدود ١٣٠‌هزار‌میلیارد تومان تخمین زده است، عددی به بزرگی مالیات یک‌سال مردم کشور و حدود یک‌سوم کل بودجه‌ای که مملکت را با آن اداره می‌کنند. دامپزشک جوانی در اتاقک آجری خیره شده است به «لام» آزمایشگاه و مایع ارغوانی رنگی را روی سطح شیشه پهن می‌کند. در همان حالی که لام را زیر میکروسکوپ می‌گذارد، از خاطراتش می‌گوید. از زلزله‌زده‌ای که وقتی فهمید آنفلوآنزا تا یک قدمی مرغداری‌اش آمده است، در جا سکته کرد و مُرد. وقتی اسم مرغدار را به زبان می‌آورد، جملات قبلی‌اش را ناتمام می‌گذارد و می‌گوید: «می‌دانی که؟ صنعت مرغداری دومین صنعت بزرگ ایران بعد از نفت است. فکر کن یک بیماری شایع بشود و این سرمایه‌گذاری بزرگ را دود کند و به هوا ببرد.»
کمر راست می‌کند و لام آزمایشگاه را به سمت قفسه فلزی خاکستری می‌برد. نجواکنان ادامه می‌دهد:  «سرمایه مردم هیچ… می‌دانی چقدر دلار نفتی باید از مملکت خارج شود تا گوشت و مرغ بخرند و به بازار بریزند؟.. همه اینها ضرر سنگین است دیگر…»
سرطان قاچاقچی‌ها در جان دامداران
بیرون اتاقک‌های آجری کامیون‌های پاکستانی ایستاده‌اند. راننده‌های پاکستانی هرچه دست‌شان آمده است، روی بدنه کامیون‌شان چسبانده‌اند از منگوله‌های کاموایی و رشته‌های مهره و سنگ گرفته تا پارچه‌هایی که گل‌های پنج پر درشت قرمز و زرد دارد… گاوها بی‌تفاوت و خسته در قسمت بار کامیون‌ها ایستاده‌اند. از پوزه بعضی‌هایشان مایع غلیظی آویزان است. تاجر ایرانی که خودش را بلوچ زهی معرفی می‌کند، مهره‌های آبی تسبیح را تندوتند رد می‌کند و می‌گوید ٢٠ سالی است در کار واردات دام است. به گاوهای خسته کامیون پاکستانی‌ها نگاهی گذرا می‌اندازد و زیر لب نجوا می‌کند، اینها سالم هستند…
آن‌گونه که او تعریف می‌کند تب برفکی کابوس دامدارهاست. خودشان به تب‌برفکی طاعون دام یا سرطان دام می‌گویند… هم به شدت واگیردار است و هم کشنده. کافی است طاعون به جان یک گاو بیفتد و کل سرمایه و زندگی کسی را از بین ببرد. گاو طاعون‌گرفته به قدری ترسناک است که لاشه‌اش را می‌سوزانند و خاکسترش را در کیسه‌های مشکی می‌ریزند و خاک‌می‌کنند.
قصه وحشت دامپزشکان نقطه صفر مرزی هم از همین جا شروع‌می‌شود … کمی این طرف‌تر یا آن طرف‌تر. قاچاقچی‌های حیوان بیشتر از مرز کوهستانی سر باز می‌آیند، اما گهگدار سروکارشان به مرز هموار ریمدان هم می‌افتد. آنها تب برفکی، بروسلوز، دره ریفت و … حالی‌شان نمی‌شود. می‌خواهند گاو و شتر مریض را بی‌دردسر از پاکستان بیاورند و گوشتش را به بازار بفرستند. قاچاقچی‌ها برخی مرزنشینان را اجیر کرده‌اند که به اسم کوله‌بری برای آنها حیوان وارد کنند. حیواناتی که بیشترشان گاو و شتر هستند، اما ممکن است طوطی، میمون یا سگ مریض هم لابه‌لایش پیدا شود. کافی است تست‌های قرنطینه مثبت بشود و دامپزشکان مرز جلوی کامیون‌ها سد بشوند یا دردسر درست کنند، اینجاست که سروکارشان به قاچاقچی‌ها می‌افتد.
تو مرده‌ای، خبر نداری!
اولیاء میرلاشاری، رئیس اداره دامپزشکی چابهار می‌گوید مرتضی ذوالفقاری، معاون رئیس دامپزشکی سیستان‌وبلوچستان یکی از همین قربانی‌هاست. گویا چند قطعه مرغ را آلوده به آنفلوآنزا تشخیص داده بود و قاچاقچی‌ها چهار تیر به او شلیک کرده بودند. یکی از تیرها به گردن او خورده و هنوز که هنوز است همانجاست. جراحان به ذوالفقاری گفته‌اند که اگر تیر را خارج کنند، نخاع گردنش قطع و فلج می‌شود. یکی دیگر از دامپزشکان قرنطینه ١٥‌سال است زمینگیر بروسلوزی است، او از گاوهای آلوده قاچاق مبتلا شده است. دوستش می‌گوید وقتی تهران رفت آن‌قدر حالش وخیم بود که دکترها به او گفتند تو مرده‌ای! فقط نفس می‌کشی. حالا به ناچار دامپزشکی سیستان‌وبلوچستان او را به مشهد منتقل کرده است تا در بخش اداری کار کند.
وزارت کشاورزی دامپزشکان را مجبور کرده از خودرو داخلی استفاده کنند و به این فکر نکرده است که جاده‌های سنگلاخی و پردست‌اندازی که به نقطه صفر مرز ایران و پاکستان می‌رسد، خودروهای آفرود جان‌دار می‌خواهد. یک تیم چهار نفره دامپزشکان و کاردان‌های دامپزشکی پارسال با وانت کاپرا چپ کردند و یکی‌شان به علت مشکل فنی وانت اداره فقط سه ساعت کنار جاده ایستاده و دیروقت به خانه رسیده بود. آن هم درست وقتی پرسنل محیط‌زیست یا اداره بهداشت منطقه با تویوتا و لندکروزهایشان برای سرکشی به منطقه آمده بودند.
دامپزشک‌ها برخلاف محیط‌بان‌ها نه اسلحه‌ای برای دفاع از خودشان دارند، نه کسی آنها را به‌عنوان ضابط قضائی به حساب می‌آورد و نه حتی یک سرباز صفر همراهی‌شان می‌کند. آنها می‌گویند دست خالی به مصاف قاچاقچی‌ها می‌روند و حالا سال‌هاست نه خبر آنچنانی از تب برفکی است و نه آنفلوآنزای پرندگان که بیشتر از دو- سه‌هزار‌میلیارد تومان خسارت به بار می‌آورد. ١٣٠‌هزار‌میلیارد تومان سرمایه دامی مملکت چرخ اقتصادش می‌چرخد و شب‌وروز وحشت برای دامپزشکان مرز ایران و پاکستان تمامی ندارد. مرزی که تمام امید چابهاری‌هاست، برای اینکه اقتصاد منطقه‌شان را بچرخاند و مرزنشین‌ها را از زیر یوغ قاچاقچی‌ها رها کند.

دسته‌ها
یادداشت

نامه‌های مخفیانه و رقم‌های درشت فساد

خبر دستگیری مدیران متخلف این روزها زیادتر از همیشه روی خروجی رسانه‌ها قرار می‌گیرد. دستگیری‌های کم سابقه در ‏صنعت خودروسازی، دستگیری مدیران زمین‌خوار، دستگیری مدیران تجارت و بازرگانی، دستگیری برخی مدیران بانک مرکزی و … ‏این نکته را به ذهن عموم ایرانی‌ها می‌رساند که دستگاه قضائی کمر همت بسته است تا بساط کهنه فساد را از اقتصاد ‏کشور برچیند. گرچه این اتفاق به خودی خود مثبت است و نشان می‌دهد که حساسیت قوه قضائیه نسبت به بروز فساد بیشتر شده ‏است، اما در این‌جا یک نکته اساسی مطرح است: این همه ‏فساد چگونه رخ داده است آن هم در شرایطی که دستگاه‌های نظارتی متعددی در ساختار اداری ایران وجود دارد؟!

پاسخ به این ‏پرسش در ایران بسیار دشوار است. بخشی از اقتصاد ایران در تاریکی مطلق به سر می‌برد و در همین تاریکی است ‏که فسادهای عجیب و غریبی شکل گرفته است. رقم این فسادها گاهی آن‌قدر درشت است که به اندازه بودجه اداره یک‌سال کشور ‏می‌رسد. به‌عنوان مثال ارزش زمین‌خواری‌هایی که در‌سال 95 انجام شده، تقریبا معادل بودجه کشور در همان‌سال است. ‏

پرسش من به‌طور مشخص این است که در تمام این سال‌ها سازمان بازرسی کل، مجلس و به‌ویژه کمیسیون اصل نود، کمیته‌های ‏حقیقت‌یاب و تحقیق و تفحص و سایر نهادهای نظارتی کجای کار بوده‌اند که حجم فسادها به این نقطه رسیده است؟ اشتباه نکنید! برخلاف ‏تصورتان هدف من زیر سوال بردن دستگاه‌های نظارتی نیست! من می‌خواهم به یک قاعده بسیار ساده اشاره کنم:   امکان فساد در هر بخشی وجود دارد. این نکته را بسیاری از کشورهای جهان و به‌ویژه کشورهای پیشرفته درک کرده‌اند و بنابراین به جای ‏آن‌که انسان را ناظر بر انسان قرار دهند، از فناوری کمک گرفته‌اند. آنها با انتشار عمومی اطلاعات و داده‌های آماری و اقتصادی ‏امکان مخفی‌کاری و فساد را از بین برده‌اند.

در ساختاری که تمام اطلاعات و مراودات مالی و اقتصادی شفاف است و هم‌زمان ‏تمام ارگان‌ها و ادارات به آن دسترسی دارند و علاوه بر آن عموم مردم هم به راحتی می‌توانند این دیتاها را رصد کنند، چگونه ‏ممکن است کسی به راحتی فساد کند؟ در این ساختار درواقع دستگاه نظارتی دستگاهی به بزرگی تک‌تک شهروندان یک  کشور ‏است و همین مسأله به سختی مدیران فاسد و افراد رانت‌خوار را کنترل می‌کند. در ایران اما، بخش بزرگی از مراودات و دیتاها در ‏فضای غیرشفاف می‌گذرد. در ساختار ادارات ایران نه‌تنها نامه‌ها و دستورها به صورت کاغذی مبادله می‌شود بلکه بسیاری از ‏نامه‌های غیرضروری هم مهر محرمانه می‌خورد و از دسترس خبرنگاران و رسانه‌ها خارج می‌شود و طبیعی است که وقتی ‏ایران از نظر راه‌اندازی دولت الکترونیک در قعر جدول جهان قرار دارد و رتبه 153 جهان را از آن خود کرده است، این حجم از فساد رخ می‌دهد. ‏

دسته‌ها
تیتر یک سبک زندگی

گردش مالی 9‌هزار‌میلیارد تومانی مدارس غیرانتفاعی

11.5‌درصد از دانش‌آموزان در مدارس غیرانتفاعی

88.5‌درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی و 11.5‌درصد در مدارس غیرانتفاعی تحصیل می‌کنند، به عبارت دیگر چیزی حدود یک‌میلیون و 610‌هزار دانش‌آموز در مدارس غیرانتفاعی درس می‌خوانند.

شهریه مدارس غیرانتفاعی چند؟

سازمان مدارس غیردولتی درباره شهریه‌های ‌سال 98 اعلام کرده است که شهریه مدارس غیرانتفاعی تهران  در ‌سال 98 حداقل 9 و حداکثر 15‌میلیون تومان است. البته حداقل شهریه مدارس غیرانتفاعی در سایر استان‌ها به 3‌میلیون تومان هم می‌رسد.

گردش مالی 9‌هزار‌میلیارد تومانی مدارس غیرانتفاعی

اگر میانگین شهریه مدارس غیرانتفاعی را 6‌میلیون تومان در نظر بگیریم، یک‌میلیون و 610‌هزار دانش‌آموز مدارس غیردولتی چیزی حدود 9‌هزار و 660‌میلیارد تومان شهریه به این مدارس می‌پردازند.

اگر قیمت 11‌هزار تومان را برای دلار در نظر بگیریم، تنها با حذف یک ماه دورریز غذایمان می‌توانیم حداقل هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان ایرانی را بدهیم

دانش‌آموزان مدارس غیردولتی، والدین دولتی دارند!

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد والدین 76‌درصد بچه‌هایی که به مدرسه غیرانتفاعی می‌روند، کارمند دولت هستند و تنها 4‌درصد بچه‌های این مدارس والدین مدیر و استاد دانشگاه یا والدینی با مشاغل آزاد دارند.

هزینه مدرسه رفتن یک دانش‌آموز چقدر می‌شود؟

حدود 14‌میلیون دانش‌آموز در ایران به مدرسه می‌روند. حداقل هزینه یک دانش‌آموز امسال حدود 700‌هزار تومان است که با این حساب مدرسه بازاری با گردش اقتصادی به بزرگی حدود 10‌هزار‌میلیارد تومان دارد. در حال حاضر حداقل هزینه یک کوله‌پشتی ایرانی چیزی حدود 120هزارتومان، یک جامدادی با محتویاتش 17‌هزار تومان و روپوش مدرسه 130‌هزار تومان تمام می‌شود. اگر یک دانش‌آموز در طول ‌سال تحصیلی حداقل پنج دفتر با قیمت 25‌هزار تومان مصرف کند، تا اینجای کار هزینه تحصیل یک دانش‌آموز دست‌کم 292‌هزار تومان تمام می‌شود. اگر هزینه‌های جانبی دانش‌آموز مانند کرایه رفت و برگشت و پول توجیبی را در 9 ماه تحصیلی هم حداقل 300 تا 400‌هزار تومان در نظر بگیریم، هزینه تحصیل یک دانش‌آموز دست‌کم حدود 700‌هزار تومان تمام می‌شود.

27‌هزار دانش‌آموز در مدارس کپری و شبه‌کپری

هزار و 700 کلاس درس در ایران در کانکس‌ها برگزار می‌شود و 987 کلاس درس به صورت خشت و گلی است. اگر تعداد شاگردان هر کلاس را به صورت میانگین 10 نفر در نظر بگیریم، چیزی حدود 27‌هزار دانش‌آموز در مدارس کپری و شبه‌کپری درس می‌خوانند.  340‌هزار دانش‌آموز زیرپوشش کمیته امداد هستند.

عکس از ایرنا

ترک‌تحصیلی‌ها بیشتر از کدام مناطق‌اند؟

بنا به اعلام وزارت آموزش‌وپرورش بیشترین ترک تحصیل و بازمانده از تحصیل در استان‌های کردستان، کرمان، سمنان، آذربایجان‌غربی، کرمانشاه و سیستان‌و‌بلوچستان اتفاق می‌افتد.

شیوع ترک تحصیل دانش‌آموزان در استان‌های فقیر

مدیران آموزش‌وپرورش اعتقاد دارند بیشترین ترک‌تحصیل‌ها به دلیل فقر اقتصادی اتفاق می‌افتد و جالب است که بیشترین ترک‌تحصیل در کم‌درآمدترین استان‌ها اتفاق می‌افتد.

کم درآمدترین استان‌های ایران و ترک تحصیل دانش‌آموزان

براساس گزارش مرکز آمار ایران مردم آذربایجان‌غربی از تمام مردم ایران کم‌درآمدترند. مردم این استان در‌ سال 97 به‌طور میانگین حدود 2‌میلیون و 205‌هزار تومان درآمد داشته‌اند. سیستان‌وبلوچستانی‌ها با درآمد 2‌میلیون و 370‌هزار تومان، کرمانی‌ها با 2میلیون و 505‌هزار تومان، سمنانی‌ها با 2‌میلیون و 570‌هزار تومان، خراسان‌جنوبی با 2‌میلیون و 608‌هزار تومان و کردستانی‌ها با 2میلیون و 711‌هزار تومان در ماه  در رده‌های بعدی قرار دارند.

به نفع دانش‌آموزان محروم کیسه پلاستیکی نخریم!

سرانه مصرف کیسه پلاستیکی برای هر شهروند تهرانی سه کیسه در روز اعلام شده است. با احتساب جمعیت 8میلیون و 800هزار نفر، در شهر تهران روزانه 26میلیون و 400هزار کیسه پلاستیکی مصرف می‌شود. اگر قیمت هر کیسه پلاستیکی 50 تومان باشد، در یک شبانه‌روز تهران چیزی حدود یک‌میلیارد و 300‌میلیون تومان کیسه پلاستیکی مصرف می‌شود. با جایگزینی کیسه‌های پارچه‌ای، تهرانی‌ها در یک روز می‌توانند هزینه تحصیل حدود‌ هزار و 800 دانش‌آموز بی‌بضاعت را تامین کنند و با 6 ماه چشم‌پوشی از مصرف کیسه پلاستیکی هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان زیر پوشش کمیته امداد را بدهند.

حداقل هزینه یک دانش‌آموز امسال حدود 700‌هزار تومان است که با این حساب مدرسه بازاری با گردش اقتصادی به بزرگی حدود 10‌هزار‌میلیارد تومان دارد

یک ماه ضایعات غذا معادل هزینه تحصیل همه دانش‌آموزان

ایرانی‌ها معادل 10 کشور اروپایی و چیزی به ارزش 15‌میلیارد دلار در‌ سال ضایعات غذا دارند. این آمار را سازمان جهانی خواروبار کشاورزی «فائو» اعلام کرده است. اگر قیمت 11‌هزار تومان را برای دلار در نظر بگیریم، تنها با حذف یک ماه دورریز غذایمان می‌توانیم حداقل هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان ایرانی را بدهیم.

هزینه تحصیل بچه‌های مدارس کپری معادل یارانه پنج فیلم زیان‌ده

سازمان سینمایی ایران یارانه‌های زیادی برای ساخت فیلم‌های سینمایی هزینه کرده که تعداد زیادی از آنها زیان‌ده بوده است. به‌عنوان مثال این سازمان چیزی حدود 8‌میلیارد تومان یارانه را تنها برای دو فیلم در نظر گرفته. فیلم رنج و سرمستی جهانگیر الماسی حدود 1.5‌میلیارد تومان گرفت و فیلم شکست‌خورده گیشه در ‌سال 96 لقب گرفت. فیلم ناتمام لاله چیزی حدود 6.5‌میلیارد تومان بودجه برد. تنها با بودجه این دو فیلم می‌شد هزینه تحصیل حدود 11.5‌هزار دانش‌آموز را پرداخت کرد و درواقع با یارانه ساخت چهار یا پنج فیلم می‌توان هزینه تحصیل تمام 27‌هزار دانش‌آموزان محروم را پرداخت.

 

دسته‌ها
اقتصاد تیتر یک

اشتیاق خارجی‌ها برای مغازه‌دار شدن در ایران

مغازه‌داران و بنگاه‌های املاک این مناطق می‌گویند که تحریم باعث شده که نقل و انتقال پول به ‏کشورهای خارجی دشوار باشد و تاجران ایرانی برای واردات انواع کالا دچار دردسرهای مختلف می‌شوند. ‏در این میان چینی‌ها و اماراتی‌ها ترجیح داده‌اند، به جای این‌که کالایشان را به ‏صورت غیرمستقیم در بازار ایران بفروشند، در بازارهای مناطق آزاد کیش، قشم و انزلی مغازه اجاره ‏یا با ترفندهایی خریداری کنند و کالایشان را به صورت مستقیم به شهروندان ایرانی بفروشند. البته ‏فعالیت در منطقه آزاد معافیت‌های مالیاتی جذابی دارد و آنها در ازای سودهای گزاف، هیچ ‏مالیاتی به ایرانی‌ها نمی‌پردازند. ‏

مغازه‌های شمال در مشت اعراب

منطقه آزاد انزلی، متل قو، رویان، عباس آباد، نوشهر و بندر انزلی این روزها محل تردد اعراب شده ‏است. اعراب امارات و عراق که مغازه‌های خود را به نام شرکای ایرانی‌شان می‌کنند یا با گرفتن ‏تضامین سفت و سخت از مالکان شمالی، املاک تجاری را در اختیار می‌گیرند. شمالی‌ها می‌گویند ‏اعراب معمولا مغازه‌ها را به نام خویشاوندان یا دوستان جنوبی‌شان می‌کنند و همان‌ها هستند که ‏کالاهایشان را می‌فروشند. ‏

بستکی‌هایی که شلوار جین می‌فروشند یا مردم عوض و گراش که نمایندگی برندهای آدیداس و نایک را ‏می چرخانند. لاری‌ها و لامردی‌ها هم بیشتر هتل‌دار هستند. ‏البته عراقی‌ها بیشتر املاک تجاری را به نام کردهای ایرانی می‌زنند که نسبت خویشاوندی با مردم ‏سلیمانیه عراق دارند. ‏

با این حال بحث مالکیت خارجی‌ها بر زمین‌های ایرانی روش‌های پیچیده‌ای دارد. براساس قانون ‏اساسی آنها نمی‌توانند در ایران اموال غیرمنقول مانند زمین، مسکن و ملک تجاری داشته باشند اما ‏بازار ایران برای آنها آن‌قدر جذاب و سودآور است که آنها شده با قیمت‌هایی کمی بالاتر مالکان ایرانی را ‏تشویق به معامله می‌کنند. ‏

چرا بازار ایران برای خارجی‌ها جذاب شده است؟

برای این‌که متوجه شوید بازار ایران تا چه اندازه برای خارجی‌ها جذاب است، بد نیست که بدانید چیزی ‏حدود نیمی از کالاهای بازار ایران از امارات و چین وارد می‌شود. ایران هرسال به‌طور میانگین ‏چیزی حدود 50‌میلیارد دلار واردات کالا انجام می‌دهد که تقریبا 20 تا 25‌ میلیارد دلار آن از دو کشور ‏چین و امارات انجام می‌شود. براساس آمار گمرک چین در صدر کشورهای صادرکننده کالا به ایران ‏است و سالانه چیزی حدود 13 تا 15‌ میلیارد دلار کالا به کشور ما می‌فرستد. از آن سمت امارات هم ‏سالانه حدود 10 تا 12‌میلیارد دلار صادرات کالا به ایران انجام می‌دهد و البته نظارت بر بازار ایران هم تعریف چندانی ندارد.

مجتبی صفایی، سخنگوی اتاق اصناف ایران ‏گفته است در بازار ایران که بیشتر از 3‌میلیون مغازه فعالیت می‌کنند تنها 2‌هزار نفر بازرس وجود ‏دارد. علی فاضلی، رئیس پیشین اتاق اصناف هم گفته بود که این بازرسان حقوق و دستمزد کافی ندارند و ‏به همین دلیل احتمال تخلف آنها بالا می‌رود. ‏البته جالب است که بدانید میزان جرایم گرانفروشی در ایران ارقام بسیار ناچیزی است و معمولا بین ‏‏100‌هزار تا 10‌میلیون تومان آن هم برای تخلف‌های چند‌میلیارد تومانی است. ‏

مهاجرت به شمال در نقطه هشدار

عبدالغفار شجاع، مشاور عالی رئیس سازمان برنامه و بودجه دل پری از مهاجرت گسترده اعراب به ‏مناطق شمالی ایران دارد و آن را نوعی زنگ خطر برای این منطقه می‌داند. او به «شهروند» توضیح ‏می‌دهد: «کشاورزی در شمال ایران غیراقتصادی شده و فروش اراضی باغات و زمین‌های ‏کشاورزی در اولویت روستاییان قرار گرفته است.»

او ادامه می‌دهد: «براساس یک طرح غیرکارشناسی با عنوان طرح «هادی» که به تصویب مجلس رسیده ‏است، روستاهای کوچک می‌توانند تبدیل به شهر شوند و همین مسأله دست روستاییان را باز گذاشته ‏است تا به سادگی مزارع و باغ‌های خود را برای ویلاسازی یا ساخت املاک تجاری واگذار کنند و در ‏این میان اعراب کشورهای امارات و عراق به سراغ روستاییان شمال ایران می‌آیند و زمین آنها را با ‏قیمت‌های نازل می‌خرند و به املاک تجاری تبدیل می‌کنند.» ‏

عراقی‌ها و اماراتی‌ها با چه شیوه‌هایی معامله می‌کنند؟

محمود زعفرانلو که مالک یکی از بزرگترین مشاوران املاک در ایران است، به شهروندآنلاین می‌گوید: «‏اماراتی‌ها و عراقی‌هایی که املاک تجاری شمال کشور را می‌خرند، معمولا به چند روش عمل می‌‏کنند. یک روش این است که آنها املاک را به نام فامیل یا دوست ایرانی‌شان می‌خرند.» ‏
او توضیح می‌دهد: «مردم استان‌های جنوبی به‌ویژه هرمزگان، بخش‌هایی از فارس و اهواز ‏خویشاوندان اماراتی یا عراقی دارند و آنها به نام خویشاوندان‌شان در شمال مغازه و املاک تجاری می‌‏خرند و روش دومی که وجود دارد این است که آنها به صورت مستقیم املاک تجاری را از شمالی‌ها به ‏صورت چند ساله خریداری می‌کنند و چون امکان انتقال سند ندارند، تضامین مالی سنگینی از ایرانی‌ها ‏دریافت می‌کنند.‏»

زعفرانلو ادامه می‌دهد: «به‌عنوان مثال چک‌های تضمین شده یا سفته و ضمانت نامه بانکی می‌گیرند و ‏معمولا چون ایرانی‌ها عادت ندارند با وکیل سر معاملات خود حاضر شوند، امکان کلاهبرداری از آنها ‏زیاد است.» ‏

قشم جزیره محبوب چینی‌ها ‏

قشم اما جزیره مورد علاقه چینی‌هاست. این‌جا منطقه آزاد است و معافیت‌های مالیاتی زیادی برای ‏فعالیت‌های اقتصادی دارد. از آن طرف املاک تجاری قشم نسبت به کیش بسیار ارزان‌تر است. ‏شهریار مشیری، رئیس سابق منطقه آزاد قشم به شهروندآنلاین می‌گوید چینی‌های زیادی در قشم مغازه‌دار هستند و ‏اجناس‌شان را به صورت مستقیم به بازار ایران می‌آورند و بدون پرداخت هیچ‌گونه مالیاتی به ایرانی‌ها می‌فروشند. ‏

حالا تحریم باعث شده است که بسیاری از برندها تمایل نداشته باشند که نمایندگی‌هایشان در ایران ‏فعالیت کنند و این یک فرصت طلایی برای چینی‌های کپی کار است. چینی‌هایی که در دوره اول ‏تحریم‌های ایران تلاش می‌کردند نفت را با کالاهای نه چندان مرغوب‌شان تهاتر کنند، حالا از راه ‏دیگری وارد شده‌اند و جنس‌هایشان را به صورت مستقیم در مغازه‌های ایران می‌فروشند.

حمیدرضا مومنی، رئیس فعلی منطقه آزاد قشم اما به شهروندآنلاین می‌گوید که قرار است چینی‌ها سرمایه‌گذاری ‏بزرگی در قشم داشته باشند. آنها قرار است در این جزیره هتل و پایانه‌های صادراتی پوشاک و کیف و ‏کفش ایجاد و حتی گلخانه برای تولید محصولات کشاورزی احداث کنند. ‏او ادامه می‌دهد: «به‌زودی هیأت‌های چینی برای بررسی این پروژه‌های سرمایه‌گذاری به ایران می‌‏آیند و با توجه به دستمزد پایین نیروی کار در ایران و ریزش ارزش ریال برای آنها بسیار به‌صرفه ‏است که در جزیره قشم فعالیت اقتصادی کنند و کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی‌شان را به این منطقه ‏انتقال دهند.» ‏

چینی‌ها به نام ایرانی‌ها ملک نمی‌خرند ‏

در کیش اما فعالیت چینی‌ها به پاساژ چینی‌ها، مرکز تجاری مروارید و پانیذ خلاصه می‌شود. غلامحسین مظفری، ‏رئیس منطقه آزاد کیش به شهروندآنلاین می‌گوید: «چینی‌های این منطقه زمان زیادی است که در ایران ‏فعالیت می‌کنند و کیش برای چینی‌ها به اندازه قشم جاذبه ندارد.‏» او ادامه می‌دهد: «شاید به دلیل هزینه‌های بالاتر زندگی در کیش است که آنها قشم را ترجیح داده‌اند.»

‏چینی‌ها در ایران چگونه مغازه‌داری می‌کنند؟

آنها معمولا فامیل ایرانی دارند و البته زرنگ‌تر از این ‏حرف‌ها هستند که ملک‌شان را به نام ایرانی‌ها بخرند! بیشتر چینی‌ها در ایران به راحتی و ظرف مدت ‏کوتاهی شرکت ثبت می‌کنند و مغازه را به‌عنوان اموال شرکت‌شان اعلام می‌کنند. آنها اجازه ندارند ‏زمین را به نام خود کنند و تنها می‌توانند مغازه‌ها را به‌عنوان اموال شرکت و در قالب سهام خرید و ‏فروش کنند.

نعمت احمدی، حقوقدان مالی به شهروندآنلاین توضیح می‌دهد: «غیرایرانی‌ها اجازه ندارند اموال غیرمنقول ‏را به نام خود کنند. آنها تنها می‌توانند این مغازه‌ها را در قالب اموال شرکت به صورت سهام خرید و ‏فروش کنند و البته برای ثبت شرکت هم لازم است که شریک ایرانی داشته باشند.» ‏
او ادامه می‌دهد: «شریک ایرانی باید دارای سهم بیشتر یعنی 51‌درصد و شریک خارجی حداکثر 49‌درصد ‏سهامدار باشد.» ‏

از برندهای اصل تا مسواک آمریکایی در قشم و کیش

بازاری‌های کیش و قشم در این میان، حرف‌های جالبی دارند. آنها می‌گویند چینی‌ها اجناس درجه سه ‏و بی‌کیفیتشان را به ایران می‌آورند و البته با سودهای گزاف می‌فروشند. ‏آنها توضیح می‌دهند شما به ندرت در مراکز خرید چینی‌ها با جنس‌هایی ارزان‌تر از مغازه‌هایی با ‏مالک ایرانی مواجه می‌شوید. ‏

البته اگر برندباز باشید، از مغازه‌هایی با مالک چینی و اماراتی راحت‌تر می‌توانید برند مورد نظرتان ‏را پیدا کنید. بازاری‌های این مناطق می‌گویند شما در بازار می‌توانید برندهای اصل پوشاک و عطر را ‏پیدا کنید و حتی برندهای آمریکایی را!‏ آنها می‌گویند در قشم و کیش مسواک‌های آمریکایی هم وجود دارد و البته برندهای اصل را بیشتر ‏اماراتی‌ها می‌فروشند که از خودشان تولید آن چنانی ندارند، اما چینی‌ها تلاش می‌کنند که به هر روش ‏شده است جنس‌های تولید خودشان را به شما قالب کنند حتی به اسم برند اصل!‏

در جلفا و خداآفرین خارجی‌ها خریدار شده‌اند

در منطقه آزاد ارس یا جلفا و خداآفرین هم ترکیه‌ای‌ها و مردم جمهوری آذربایجان و حتی ارمنستانی‌ها ‏آمده‌اند. ترکیه‌ای‌ها بیشتر برای فروش کالایشان به ایران می‌آیند، اما ارمنستانی‌ها و مردم ‏جمهوری آذربایجان بیشتر برای خرید کالاهای ایرانی می‌آیند. ارزش پول ایران در برابر دلار تقریبا به یک سوم گذشته رسیده و همین مسأله پول ارمنستان و آذربایجان را تقویت کرده است.

محسن نریمانی، رئیس منطقه آزاد ارس به شهروندآنلاین می‌گوید در منطقه آزاد ارس صادرات کالاهای ‏ایرانی ارزش پیدا کرده و جالب است که بدانید 17 واردکننده ایرانی که در منطقه آزاد ارس مستقر ‏بوده‌اند حالا تبدیل به تولید‌کننده شده‌اند، زیرا مردم این کشورها تقاضای بالایی برای خرید کالای ایرانی ‏دارند و برای خریدهایشان به ایران می‌آیند.‏

همین مسأله موجب شده است که برخی از شهروندان این کشورها فروشگاه‌هایی در نوار شمال غربی ‏ایران اجاره کنند و کالاهای ایرانی را با سود خوب به هموطنانشان بفروشند.

دسته‌ها
اقتصاد تیتر یک

چرا مسیح و آرش با درآمد ۶۰۰ میلیونی مالیات نمی‌دهند؟

درآمد ماهانه خوانندگان مطرح پاپ چقدر است؟

بلیت کنسرت خواننده‌هایی مانند ماکان بند، آرش و مسیح و بهنام بانی درحال حاضر بین 60 تا 120‌هزار تومان برای هر صندلی تعیین شده است. اگر میانگین این رقم را 90‌هزار تومان در نظر بگیریم هر شب کنسرت خواننده‌های پاپ پرطرفدار چیزی حدود 200‌میلیون تومان فروش دارد. سالن میلاد نمایشگاه بین‌المللی 2‌هزار و 100 صندلی دارد که معمولا تمام صندلی‌های کنسرت خواننده‌های محبوب به فروش می‌رسد. با در نظر گرفتن متوسط 90‌هزار تومانی قیمت بلیت کنسرت این خوانندگان آنها در عرض یک شب چیزی حدود 190‌میلیون تومان درآمد دارند.

آرش و مسیح ماهانه حدود 600‌میلیون تومان درآمد به جیب زده‌اند، اما براساس قوانین آنها معاف از پرداخت مالیات هستند!

نگاهی به برنامه کنسرت‌های آرش و مسیح در 4 ماه گذشته یعنی اردیبهشت، خرداد، تیر و مرداد نشان می‌دهد که این خوانندگان در شهرهای مختلف ایران 24 شب کنسرت برگزار کرده‌اند. اگر در بدبینانه‌ترین حالت ممکن میزان فروش بلیت‌های کنسرت این خواننده را حدود نصف درآمد آنها در تهران یعنی 100‌میلیون تومان در نظر بگیریم، متوجه می‌شویم که این دو برادر در 4 ماه گذشته چیزی حدود 2‌میلیارد و 400‌میلیون تومان درآمد داشته‌اند. به عبارتی آنها ماهانه حدود 600‌میلیون تومان درآمد به جیب زده‌اند، اما براساس قوانین آنها معاف از پرداخت مالیات هستند!

البته بگذریم که برخی مانند مهران مدیری نرخ بلیت کنسرت‌شان حاشیه‌ساز می‌شود و گفته می‌شود نرخ بلیت VIP کنسرت این بازیگر حتی از قیمت بلیت کنسرت برخی خوانندگان بین‌المللی هم بالاتر بوده است.

بازیگران برای افشای دستمزدهایشان مقاومت می‌کنند

بازیگران هم از این داستان مستثنی نیستند و البته آنها به هیچ عنوان زیر بار شفاف کردن دستمزدهایشان نمی‌روند. رامبد جوان، مجری برنامه خندوانه در تلویزیون اعلام کرده بود که دستمزد او برای هر شب اجرای این برنامه از 3 تا 5‌میلیون تومان شروع شده و در ادامه رقم دریافتی او افزایش داشته است.

شوی تلویزیونی خندوانه در طول‌سال هر شب از شبکه نسیم پخش شده است. اگر بخواهیم ایام تعطیل و سوگواری را در مجموع دو ماه در نظر بگیریم و دستمزد این مجری و بازیگر را همان دست پایین 3‌میلیون تومان حساب کنیم، رامبد جوان در یک‌سال احتمالا چند صد میلیون تومان درآمد داشته است. با این حال رامبد جوان و دیگر همکاران او هم از پرداخت مالیات معافند.

فوتبالیست‌ها: ما مالیات می‌دهیم باشگاه تحویل نمی‌دهد!

در این میان رقم قرارداد فوتبالیست‌ها هم غیرشفاف است. هرچند برخی اسناد منتشر شده نشان می‌دهد که برخی مربیان فوتبال برای دو‌سال کار 4‌میلیارد تومان قرارداد بسته‌اند و رقم قرارداد برخی بازیکنان تا 6‌میلیارد تومان هم می‌رسد.

با این حال غلامحسین دوانی، عضو انجمن حسابداران خبره و کارشناس مالیات به شهروندآنلاین می‌گوید که فوتبالیست‌ها از پرداخت مالیات معاف نیستند. او ادامه می‌دهد: «براساس ماده 169 قانون مالیات‌های مستقیم، تبصره ششم باشگاه‌های ورزشی در صورتی که از فعالیت‌های ورزشی مانند نقل و انتقال بازیکنان یا فروش بلیت بازی‌ها درآمدی داشته باشند، آن درآمدها از پرداخت مالیات معاف است اما اگر آنها فعالیت‌های اقتصادی مانند تبلیغ روی لباس یا فروش لوازم ورزشی و … داشته باشند، باید مالیات آن را پرداخت کنند.»

جالب است که بدانید برخی فوتبالیست‌ها مدعی هستند که باشگاه‌ها از قراردادشان مالیات کسر می‌کنند، اما آنها این مالیات را نمی‌پردازند. این کارشناس مالیات درباره این ادعا می‌گوید: «اگر فوتبالیست‌ها راست می‌گویند موضوع را به سازمان امور مالیاتی اعلام تا با باشگاه‌ها تسویه حساب کنند.»

نیمی از پزشکان تهرانی مالیات‌گریزند

پزشکان از دیگر اصناف پر حاشیه مالیات هستند و بارها سازمان امور مالیاتی درباره طفره رفتن این قشر از پرداخت مالیات گفته است. ایرج خسرونیا، رئیس جامعه پزشکان متخصص داخلی ایران به مهر گفته: «تنها 10‌درصد پزشکان دستمزدهای بالایی دارند و 50 تا 60‌درصد پزشکان وضع مالی آنچنان خوبی ندارند و مجبورند شب‌ها در بیمارستان‌ها کشیک باشند!» او درباره میزان درآمد پزشکانی که درآمد بالایی دارند، گفته: «آنها بین 50 تا 80‌میلیون تومان در ماه درآمد دارند.»

طیبه سیاوشی، نماینده مجلس: از نظر من هم منطقی نیست که کارمندی با درآمد 2‌میلیون و 750‌هزار تومان در ماه مالیات بدهد، اما خواننده‌ای با درآمد 600‌میلیون تومان و یک‌میلیارد تومان در ماه مالیات ندهد

با این وجود محمدرضا نوری، رئیس امور مالیاتی تهران به پایگاه اطلاع‌رسانی سازمان امور مالیاتی گفته است که تقریبا نیمی از پزشکان تهران اظهارنامه مالیاتی پر کرده و البته همین تعداد هم به‌طور میانگین تنها 5‌میلیون تومان در‌سال مالیات پرداخته‌اند. این درحالی است که رقم واقعی مالیات آنها 76‌میلیون تومان بوده است. با این حساب اگر نیمی از پزشکان تهرانی را کنار بگذاریم، پزشکانی هم که مالیات داده‌اند، تنها حدود 4‌درصد از مالیات واقعی‌شان را پرداخت کرده‌اند.

خواننده شو، 130‌سال حقوق بگیر!

بر اساس قوانین مالیاتی، در‌ سال 98 هر کارمند و کارگر با درآمد بیش از 2‌میلیون و 750‌هزار تومان در ماه یا 27‌میلیون و 500‌هزار تومان در‌ سال موظف به پرداخت مالیات است. درآمد خواننده‌های پاپ وطنی مانند آرش و مسیح در ماه به 600‌میلیون تومان می‌رسد. اگر نخواهیم این رقم را در طول ‌سال ثابت بگیریم و فرض کنیم آنها 300‌میلیون تومان در ماه کار می‌کنند، درآمد یک‌سال آنها به 3‌میلیارد و 600‌میلیون تومان می‌رسد. در واقع درآمد یک‌سال خواننده‌های پاپ معروف معادل 130‌سال کار یک کارمند مشمول مالیات است. همچنین اگر یک بازیگر معروف در ‌سال یک‌میلیارد تومان درآمد داشته باشد، درواقع درآمد یک‌سال او هم تقریبا به اندازه 36‌سال کار یک کارمند مشمول مالیات است.

اگر میانگین دریافتی پزشکان با درآمد بالا را مطابق با اظهارنظر روسای صنفی‌شان چیزی حدود 65‌میلیون تومان در ماه در نظر بگیریم، آنها در ‌سال 780‌میلیون تومان به دست می‌آورند که این رقم معادل 28‌سال کار یک کارمند مشمول مالیات است.

اسم مالیات که می‌آید، هنرمندان بلوا می‌کنند

«ما گفتیم مالیات بدهند، اما خواننده‌ها و هنرپیشه‌ها بلوا به پا کردند!» این جمله را طیبه سیاووشی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس دهم به شهروندآنلاین می‌گوید و تأکید می‌کند: «از نظر من هم منطقی نیست که کارمندی با درآمد 2‌میلیون و 750‌هزار تومان در ماه مالیات بدهد، اما خواننده‌ای با درآمد 600‌میلیون تومان و یک‌میلیارد تومان در ماه مالیات ندهد.»

او ادامه می‌دهد: «این موضوع بارها در کمیسیون اقتصادی و کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح و بررسی شده است و براساس قانون تازه‌ای که وضع کردیم، بنا شد خوانندگان 10‌درصد از بهای فروش کنسرت‌شان را به خزانه دولت برگردانند تا این مبلغ برای ساخت اماکن فرهنگی و تفریحی در مناطق محروم هزینه شود، اما نمی‌دانم این قانون اجرا می‌شود یا نه؟»

فرمول محاسبه مالیات پزشکان و فوتبالیست‌ها

آیا مالیات پزشکان و فوتبالیست‌ها از فرمول مالیات کارمندان و کارگران تبعیت می‌کند؟ این پرسش را با محسن ابراهیمی، معاون حسابرسی اداره مالیات تهران در میان گذاشتیم و او به شهروندآنلاین توضیح داد: «پزشکان، فوتبالیست‌ها و سایر اصناف و مشاغل تقریبا از همان فرمول مالیاتی تبعیت می‌کنند. در صورتی که میزان درآمد ماهانه‌شان کمتر از 2‌میلیون و 150‌هزار تومان در ماه باشد، معاف از مالیات هستند و سایر افراد با درآمدهای بالاتر باید مالیات درآمدشان را بپردازند.»

ریشه این معافیت به قانون مصوب ‌سال 66 و اصلاحیه‌ سال 80 برمی‌گردد. در آن سال‌ها فعالان رشته‌های فرهنگی و هنری مانند ناشران یا نقاشان اعلام کردند که این مشاغل طرفداری ندارد و کسی در ایران کتاب نمی‌خواند یا تابلوی نقاشی نمی‌خرد، بنابراین برای توسعه مشاغل در این رشته‌ها تصمیم گرفته شد که درآمد آنها معاف از پرداخت مالیات باشد

چرا بازیگران و خواننده‌ها معاف شدند؟

در این میان اما فعالان رشته‌های فرهنگی و هنری تافته‌های جدا بافته مالیات هستند. براساس ماده 139 قانون مالیات‌های مستقیم، فعالان فرهنگی و هنری در صورتی که برای فعالیت‌شان از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز داشته باشند از پرداخت مالیات معاف هستند البته مشروط بر این‌که اظهارنامه مالیاتی پر کنند. محسن ابراهیمی، معاون حسابرسی اداره مالیات تهران درباره علت معافیت مالیاتی هنرمندان و فعالان عرصه‌های فرهنگی هم توضیح می‌دهد: «ریشه این معافیت به قانون مصوب ‌سال 66 و اصلاحیه‌ سال 80 برمی‌گردد. در آن سال‌ها فعالان رشته‌های فرهنگی و هنری مانند ناشران یا نقاشان اعلام کردند که این مشاغل طرفداری ندارد و کسی در ایران کتاب نمی‌خواند یا تابلوی نقاشی نمی‌خرد، بنابراین برای توسعه مشاغل در این رشته‌ها تصمیم گرفته شد که درآمد آنها معاف از پرداخت مالیات باشد.»

او ادامه می‌دهد: «هنرپیشه‌های سینما هم با این توجیه که صنعت سینما زیانده است و ممکن است بازیگری 100‌میلیون تومان در‌ سال درآمد داشته باشد، اما چهار سال یا بیشتر بیکار باشد، تلاش کردند به جرگه مشاغل معاف از مالیات بپیوندند اما این قانون نقص دارد و سازمان امور مالیاتی به دنبال اصلاح این قانون است، زیرا درآمد مقطعی برخی بازیگران یا خوانندگان معادل سال‌ها کار کارگران و کارمندانی است که مالیات می‌پردازند.»

عرصه برای فرار مالیاتی تنگ‌تر شد

فرارهای مالیاتی چگونه انجام می‌شود؟ غلامرضا سلامی، عضو شورای راهبردی مالیات وزارت اقتصاد در پاسخ به این سوال به ما می‌گوید: «ما بانک اطلاعاتی شفافی از میزان درآمد و هزینه‌کرد افراد نداریم و همین مسأله موجب فرارهای مالیاتی می‌شود. با این‌حال، گام‌های خوبی برای شفاف‌سازی درآمدهای افراد برداشته شده است؛ به‌عنوان مثال از ‌سال 95 به این طرف، بانک‌ها موظفند که اطلاعات حساب مشتریان‌شان را بدون تشریفات قضائی در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار دهند یا قانون اصلاح چک و ممنوعیت پشت‌نویسی چک کمک بزرگی در این زمینه است.»

او ادامه می‌دهد: «تا پیش از این، چک بارها پشت‌نویسی می‌شد و دست به دست می‌چرخید و دقیقا مشخص نبود دریافت‌کننده مبلغ چک چه کسی است؟ اما در حال حاضر دریافت‌کنندگان وجوه مالی مشخص هستند و این تشخیص، دریافتی افراد را برای سازمان امور مالیاتی راحت‌تر می‌کند.»

 ممکن است استعلام درآمد و هزینه یک فرد 10‌میلیون تومان خرج بردارد و درنهایت مالیات او فقط 2‌میلیون تومان تمام شود

دردسرهای کشف فرار مالیاتی در ایران

محسن ابراهیمی، معاون حسابرسی اداره مالیات تهران درباره دشواری‌های شناسایی فراریان مالیات در ایران توضیح می‌دهد و به شهروندآنلاین می‌گوید: «در کشورهای پیشرفته وضع درآمد خالص افراد آن‌قدر شفاف است که حتی اطلاعات خرید و هزینه شهروندان ثبت می‌شود و به صورت مکانیزه از درآمدشان کسر و نتیجه برای ادارات مالیات ارسال می‌شود اما در ایران نه‌تنها وضع درآمد افراد شفاف نیست بلکه اطلاعات هزینه و مخارج افراد نیز به دشواری قابلیت استعلام دارد. به جز این، سازمان امور مالیاتی ناچار است به تنهایی تک‌تک این اطلاعات را استخراج و به صورت دستی محاسبه کند تا بتواند به برآوردی غیر دقیق از مالیات افراد برسد.»

او ادامه می‌دهد: «این استعلام‌ها گاهی هزینه سنگینی برای سازمان امور مالیاتی دارد و انجام آن به صرفه نیست. به‌عنوان مثال ممکن است استعلام درآمد و هزینه یک فرد 10‌میلیون تومان خرج بردارد، درنهایت مالیات آن تنها 2‌میلیون تومان تمام شود. واضح است که کشف این دسته از فراریان مالیات برای سازمان امور مالیاتی صرفه اقتصادی و توجیه عقلانی ندارد.» ابراهیمی همچنین تاکید کرد که بر اساس ماده 169 قانون مالیات های مستقیم، اکنون اطلاعات مشمولان مالیات به صورت مکانیزه به سازمان می رسد و این فرآیند به صورت جدی در حال تکمیل است به طوری که مالیات اغلب مشاغل مانند پزشکان به طور دقیق از مستندات به دست آمده محاسبه می شود.

مالیات ایرانی‌ها تنها به اندازه نصف حقوق کارمندان

فرارهای مالیاتی در ایران موجب شده است که ایران به درآمدهای نفتی وابسته بماند و پول فروش نفت که باید خرج توسعه کشور شود، به صورت عمده برای خورد و خوراک، وسایل مصرفی و پرداخت حقوق مردم هزینه شود. امیدعلی پارسا، رئیس سازمان امور مالیاتی با اشاره به درآمدهای ناچیز حاصل از مالیات گفته است که همه درآمدهای مالیاتی ایران به اندازه نصف پولی است که به‌عنوان حقوق به کارمندان پرداخت می‌شود. البته وضع درآمدهای مالیاتی ایران وخیم‌تر از این حرف‌هاست و بنا به تازه‌ترین گزارش صندوق جهانی پول، مالیات در ایران تنها 5‌درصد تولید ناخالص ایران را تشکیل می‌دهد. این درحالی است که در کشورهای پیشرفته سهم مالیات از تولید ناخالص داخلی به 60‌درصد می‌رسد.

دسته‌ها
یادداشت

اسراف غذا در ایران معادل 10 کشور اروپایی

ضایعات غذا در ایران معادل 10 کشور اروپایی است. اتاق بازرگانی ایران اعلام کرده است که ضایعات غذا در ایران معادل 35‌میلیون تن در ‌سال و در 27 کشور اروپایی حدود 90‌میلیون تن است که  با احتساب این میزان هرساله 1.3‌میلیارد تن غذا به ارزش 15‌میلیارد دلار در جهان هدر می‌‎رود.

جالب است بدانید حجم آبی که برای تولید این ضایعات غذا مصرف می‌شود، چیزی حدود 7‌میلیارد مترمکعب برآورد شده که این رقم معادل تمام آب آشامیدنی است که ایرانی‌ها در طول یک‌سال مصرف می‌کنند. درواقع با ضایعات غذا، مردم ایران آب شرب یک‌سال‌شان را دور می‌ریزند.

البته متهمان ماجرای ضایعات غذا در ایران بخش‌های مختلفی هستند. ما در ایران صنایع تبدیلی و تکمیلی نداریم و بخش زیادی از محصولات کشاورزی‌مان فاسد و دورریز می‌شود. سردخانه‌های نگهداری مواد غذایی در ایران کافی نیست و حمل‌ونقل غذا در ایران با استانداردهای لازم انجام نمی‌شود. با این حال سهم مصرف‌کنندگان هم از ضایعات غذا کم نیست و متاسفانه فرهنگ مصرف‌گرایی در ایران روزبه‌روز شدیدتر می‌شود. این موضوع درحالی رخ می‌دهد که گذشتگان ما روی موضوع اسراف غذا تا آن‌جا حساس بودند که این اتفاق را یکی از گناهان بزرگ قلمداد می‌کردند.

احتمالا هنوز هم با پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌هایی برخورد دارید که تکه‌های نان‌خشک را از روی زمین برمی‌دارند و آن را برای پرندگان خیس می‌کنند یا پدر و مادرهایی که هنوز ریختن دانه‌های برنج و غذا در سطل زباله را مذموم می‌دانند. این فرهنگ درست استفاده از غذا در ایران، حالا کم‌کم درحال زوال است و تاسف‌بار این‌که خالی نماندن ظرف غذا در رستوران تبدیل به یک ارزش اجتماعی شده یا این‌که مردم برای چیدن انواع و اقسام غذاهای رنگارنگ سر میزهای میهمانی رقابت می‌کنند. حالا اسراف غذا در ایران به جایی رسیده که زیان کلان اقتصادی به بار آورده است. اتفاقی که در این روزهای سوگواری گاه در کوچه و خیابان‌ها دیده می‌شود و بهتر است با یادآوری این آمار به فرهنگ گذشتگان‌مان برگردیم و روی اسراف غذایمان حساس‌تر شویم.

می توانیم زمانی که به رستوران می رویم ظرف یک‌بار مصرف بگیریم و قبل از سرو، حجم اضافه غذا را در ظرف بریزیم و به فقرا بدهیم. می توانیم غذای اضافه میهمانی‌هایمان را در ظرف های جداگانه بریزیم و به میهمانان‌مان بدهیم تا در یک وعده دیگر استفاده کنند و واقعا ضرورتی ندارد که یک میز پر از غذاهای متنوع بچینیم و بهتر است به جای آن، غذای مورد علاقه میهمانان‌مان را درست کنیم. علاوه بر این کارهای کوچک، بد نیست که به میهمانان‌مان توضیح بدهیم که چه نگرشی به اسراف غذا داریم و تصمیم داریم که فرهنگ درست گذشتگان مان را احیا کنیم.