دسته‌ها
ورزش

حمله به قلب هوادار

استراماچونی از ترس زندانی‌شدن رفت؟
سیستم بانکی شفاف و قوانین مالی و مالیاتی سفت و سخت در اروپا اصلی‌ترین دلیل فسخ قرارداد یک‌طرفه از سوی استراماچونی و دستیارانش بوده‌ است. قرارداد این مربی و دستیارانش با استقلال برای هر‌سال ٧٥٠‌هزار یورو بوده است. باشگاه استقلال از زمان شروع همکاری تاکنون ٣٢٧‌هزار یورو(١٠٠‌هزار یورو در ابتدای کار و بقیه به صورت ماهانه) از این مبلغ را به حساب استراماچونی واریز کرده بود. در قرارداد فی‌مابین به صراحت ذکر شده پول باید به حساب بانکی استراماچونی در میلان پرداخت شود. باشگاه استقلال هم قسط‌های اولیه را به همین حساب واریز کرد که سیستم بانکی و مالیاتی ایتالیا روی این فعل و انفعال مالی و مبدأ پول‌های واریزی به حساب استراماچونی مشکوک می‌شوند و او را برای ارایه توضیحات به میلان فرا می‌خوانند. به دنبال این مشکل استراماچونی این‌بار حسابی در کشور جمهوری چک به باشگاه استقلال اعلام کرد که قسط بعدی قرارداد از طریق حساب خلیل‌زاده رئیس هیأت‌مدیره باشگاه در ترکیه به این حساب واریز شد که طبق اعلام رسمی این مقام مسئول استقلال، پول ارسالی درنهایت برگشت خورد. به این ترتیب تسویه‌حساب با استرا با تأخیر همراه شد و این مربی را وادار به اعتراض و رفتارهایی کرد که در هفته‌های اخیر شاهد آن بودیم.
مشکل بزرگ در این پرونده اینجاست که به علت تحریم‌های ظالمانه آمریکا تمام بانک‌های ایرانی تحریم هستند و به سبب واریز پول از مبدأهای نامشخص و صرافی‌ها به حساب استراماچونی این مربی متهم به پولشویی و فرار مالیاتی شده است. در این رابطه بد نیست بدانید که در کشورهای اروپایی محکومیت جرمی مثل قتل عمد به مراتب کمتر از جرم فرار مالیاتی و پولشویی است. به همین دلیل طبیعی است که استراماچونی به این نتیجه برسد با این سختگیری‌های قانونی و مشکل تحریم‌‌ها دیگر کارکردن در ایران برای زندگی‌اش خطراتی جبران‌ناپذیر داشته باشد. با طرح همین اتهام هم بود که استراماچونی از ترس نرفتن به دادگاه و پیشگیری از احتمال زندانی‌شدن، خواستار فسخ قرارداد خود و دستیارانش شده و سریع به میلان رفت تا مشکل به وجود آمده را حل کند.
چرا مرد ایتالیایی به ترکیه نرفت؟
قبل از اینکه استراماچونی تصمیم قطعی خود را برای فسخ قرارداد بگیرد، در خبرها آمد که از مدیران باشگاه خواسته است به دنبال مشکلات به وجود آمده و دستمزد کمی که دریافت می‌کند‌، زمان قرارداد او از دو‌سال به یک‌سال کاهش پیدا کند. هیأت‌مدیره استقلال در مرحله ابتدایی با این درخواست به صورت جدی مخالفت کرد و مدیرعامل استقلال به صراحت در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که استراماچونی ‌سال آینده هم سرمربی این تیم خواهد بود. منتهی ٢٤ساعت بعد مشکلات حقوقی به وجود آمده و ورود پلیس و اداره مالیاتی ایتالیا به مسائل مربوط به واریزی‌های غیرشفاف به حساب استراماچونی، شرایطی را فراهم کرد که او تصمیم به فسخ یک‌طرفه قرارداد بگیرد. در اطلاعیه باشگاه استقلال با اشاره به این مسأله که به علت تحریم‌های بانکی باشگاه حساب ارزی ندارد، آمده است: «باشگاه استقلال طی مکاتباتی مکرر از سرمربی محترم درخواست افتتاح حساب در کشور ترکیه را کرد. با این حال و با وجود تهیه بلیت و مهیاکردن مقدمات سفر ایشان و دستیارانش در روز بعد از بازی با سپاهان ایشان از سفر امتناع ورزید.»
معطلی شبانه پشت در خانه استراماچونی
درست است که مدیران باشگاه استقلال در ابتدا با درخواست سرمربی موفق ایتالیایی برای کاهش زمان قرارداد مخالفت کردند،‌ منتهی وقتی خبر رسمی فسخ قرارداد و بیانیه خداحافظی این مربی منتشر و صدای اعتراض هواداران بلند شد، در زمانی به فکر پیداکردن راه‌حل افتادند که دیگر خیلی دیر شده بود. در ابتدا شاید خیلی‌ها بر این باور بودند که مربی ایتالیایی به دنبال گرفتن پول و امتیازهای بیشتر از استقلال باشد اما هرچه زمان گذشت، مشخص شد که قضیه به معنای واقعی جدی است. به همین ترتیب اعضای هیأت‌مدیره بعد از حضور اضطراری در اردوی استقلال در هتل المپیک، تصمیم گرفتند شبانه به خانه استراماچونی مراجعه کنند. ساعت‌ها معطلی آنها برای دیدار با سرمربی نتیجه‌ای نداشت و او حتی تلفن خود را هم از دسترس خارج کرده بود و به هیچ‌عنوان حاضر به مذاکره با مدیران باشگاه نشد. درنهایت در خبرها آمد که هیأت‌مدیره استقلال با درخواست استراماچونی برای کاهش یک‌ساله زمان قرارداد و حتی امضاکردن قرارداد جدید طبق خواسته این مربی هم موافقت کرده‌ است اما این اتفاق در زمانی افتاد که استراماچونی با پرواز ٥ و ٣٠دقیقه بامداد ترکیش به استانبول رفته بود تا از ترکیه راهی میلان شود.

فایل صوتی دردسرساز برای زرینچه
جواد زرینچه، سرپرست تیم استقلال هم در این میان درگیر حاشیه‌های عجیبی شده است. درست است که قبلا هم هواداران نسبت به عملکرد این پیشکسوت انتقادهای زیادی داشتند، منتهی وقتی استراماچونی رفت،‌ یک فایل صوتی از علی فتح‌الله‌زاده مدیرعامل سابق باشگاه استقلال در کانال‌های هواداری منتشر شد که درباره زرینچه می‌گوید: «آقا جواد گفته استراماچونی که کاری نکرده؛ این تیم آن‌قدر خوبه که اگر دست منم  بود همین نتایج رو می‌گرفتم و می‌تونستم قهرمانش کنم.» انتشار گسترده این فایل صوتی بدترین اتفاق برای وجهه جواد زرینچه نزد هواداران بود. چون حالا آنها خواهان برکناری سرپرست تیم‌شان شده‌اند و معتقدند زرینچه در حق استراماچونی و تیم خیانت کرده است. زرینچه هم درنهایت اعلام کرد بعد از بازی با پیکان از استقلال جدا خواهد شد.

کار فتحی در استقلال تمام است؟
برکناری امیر حسین فتحی  از مدیرعاملی استقلال مهم‌ترین خواسته کنونی هواداران است. دیروز بازیگران استقلالی سینما و تلویزیون هم به اتفاقات رخ داده به شدیدترین شکل ممکن اعتراض کردند. تمام سلبریتی‌ها و حتی بازیکنان استقلال از عملکرد مدیریتی انتقاد کردند و حتی وریا غفوری کاپیتان استقلال خواهان توضیح دادن از سوی وزیر شد. بسیاری از پیشکسوتان تیم هم مدیریت باشگاه را تهدید کردند. با این حال چند بار خبر استعفا و برکناری فتحی مطرح شد، اما سایت باشگاه استقلال و مسئولان این خبر را تکذیب کردند. در این رابطه شنیده می‌شود که وزیر ورزش تصمیم قطعی برای برکناری فتحی را اتخاذ کرده چون این مدیر در چند پرونده دیگر هم مثل رأی سوپرجام،‌ ادامه همکاری با پاتوسی و… نتوانسته بود برخلاف وعده‌هایش رضایت هواداران را جلب کند.

مجیدی، جدی‌ترین گزینه سرمربیگری
در شرایطی که مدیران وزارت ورزش با کمک دستگاه دیپلماسی و سفیر ایتالیا در ایران به دنبال راضی کردن استراماچونی برای بازگشت به ایران بودند‌، خلیل زاده رئیس هیأت مدیره، در اقدامی عجیب  از دوست داشتنی بودن جانشین استراماچونی حرف زد و گفت: «استراماچونی پیشنهادی از یکی از کشورهای همسایه داشته است. ما حمایت کامل را از این مربی داشتیم و هیچ تخلفی در قرارداد نداشتیم. اسناد و مدارک آماده انتشار است اما اگر در صورتی که استراماچونی نیاید، مربی بزرگی که همه دوستش دارند به استقلال می‌آید.» بسیاری منظور خلیل‌زاده از یک مربی دوست داشتنی را فرهاد مجیدی قلمداد کردند که فصل قبل هم بعد از اخراج وینفرد شفر چند بازی هدایت آبی‌پوشان را برعهده داشت.

تجمع اعتراضی از بیرون تا داخل باشگاه

دیروز اخبار  و فیلم‌هایی که از مقابل ساختمان باشگاه استقلال در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مخابره شد، به معنای واقعی عجیب بود. تجمع آنها با ١٠ نفر شروع شد و درنهایت به حدود‌هزار نفر رسید. حتی زنان تماشاگر استقلال هم در این تجمع اعتراضی شرکت کردند. آنها علیه وزیر ورزش‌، جواد زرینچه،‌ امیرحسین فتحی مدیرعامل و اعضای هیأت‌مدیره باشگاه شعارهای زیادی دادند. تماشاگران ناراحت استقلال با در دست داشتن تصاویر استراماچونی تأکید داشتند هر طور که شده این مربی موفق را باید به تیم برگردانند و نام‌هایی که علیه آنها شعار داده‌اند، پست خود را ترک کنند. درنهایت اعتراض آنها با شکستن در پارکینگ و حضور در ساختمان وارد فاز جدیدی شد. یکی از معاونان باشگاه هم که در بین هواداران معترض گرفتار شد، مورد ضرب و شتم معترضان قرار گرفت. درنهایت کار به جایی رسید که با دخالت نیروی انتظامی این مساله تا حدودی کنترل شد.

سلطانی‌فر و ظریف در پی بازگرداندن استراماچونی

آیا استراماچونی به استقلال برمی‌گردد؟ این مهم‌ترین سوالی است که جامعه فوتبال ایران به‌ویژه هواداران استقلال به دنبال رسیدن به جواب آن هستند. در این رابطه چند موضوع بسیار مهم وجود دارد؛ اول اینکه اگر استراماچونی می‌خواست در استقلال بماند به خاطر عقب افتادن تنها ١١٠‌هزار یورو از دستمزد خود اقدام به فسخ یک طرفه نمی‌کرد، چرا که مدیران باشگاه هر چند با تأخیر،‌ اما قسط‌های قرارداد را به حسابش تا قبل از مشکوک شدن پلیس ایتالیا  و مطرح شدن اتهام پولشویی واریز کرده‌ بودند. به همین خاطر است که مدیران باشگاه استقلال تأکید دارند اقدام استراماچونی در فسخ یکطرفه کاملا غیرقانونی بوده و او یا باید به کار خود برگردد یا از او به فیفا شکایت خواهند کرد.  مسئولان وزارت ورزش و جوانان اما در شرایط کنونی تمام تلاش خود را کرده‌اند که استراماچونی راضی به بازگشت به ایران شود. به محض اینکه آژیر قرمز در باشگاه استقلال به خاطر رفتن استرا به صدا درآمد‌، شخص وزیر ورزش وارد گود شد و از دستگاه دیپلماسی برای پیگیری پرونده استراماچونی کمک خواست و به مدیران باشگاه هم دستور داد که همه چیز را برای بازگشت این مربی فراهم کنند. مازیار ناظمی مدیرکل روابط عمومی وزارت ورزش در این باره گفته است:  «آقای وزیر تماس‌های متعددی با مسئولان وزارت خارجه ازجمله دکتر عراقچی و همین‌طور سفیر ایتالیا در ایران داشته است. امیدواریم به‌زودی با پیگیری جوزپه پرونه سفیر ایتالیا از بازگشت استراماچونی و ادامه تعهدات ایشان و همراهی با تیم استقلال تهران خبرهای خوبی بشنویم.» عباس عراقچی معاونت سیاسی وزارت امور خارجه هم در مصاحبه‌ای درباره اتفاقات رخ داده در پرونده آندره استراماچونی توضیحات بسیار مهمی ارایه داد. این مقام دستگاه دیپلماسی گفت: «در تلاشیم با وساطت پرونه سفیر ایتالیا در تهران استراماچونی به تهران و هدایت تیم استقلال بازگردد. به نظرم استراماچونی عجله کرد و با کمک سفارت‌های ایران در ایتالیا و سفیر ایتالیا در تهران به‌زودی مطالبات مالی معوقه ایشان به حسابش خواهد رفت.»

عصر دیروز مصاحبه‌ای از استراماچونی با خبرنگار اسکای منتشر شد که در آن مربی ایتالیایی از احتمال بازگشت خود به استقلال در صورت حل مشکلات بانکی و مالی خود خبر داده بود.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

پرتابِ مهر بانیِ نایب قهرمان المپیک

استفاده مجانی خارجی‌ها از حدادی
احسان حدادی که در ٣٤ سالگی همچنان با انگیزه به کار خود ادامه می‌دهد و کسب مدال در المپیک ٢٠٢٠ را نشانه گرفته، در جریان اردوهای خارجی خود بارها با درخواست پرتابگران کشورهای دیگر مواجه شده که دقایقی برای آنها صحبت کند و حتی به صورت عملی به آنها تکنیک‌های پرتاب را بیاموزد. این اتفاق قبلا در کشورهای مختلف رخ داده و نمونه آن همزمان‌شدن اردوی حدادی با پرتابگران چینی در آمریکا بود که باعث شده بود چینی‌ها از بودن کنار نایب‌قهرمان المپیک ٢٠١٢ بهره کامل را ببرند. در همین مسابقات جهانی ٢٠١٩ قطر هم حدادی به درخواست ورزشکاران قطری پاسخ مثبت داد و دقایقی برای آنها به صحبت پرداخت تا راه گام برداشتن در مسیر موفقیت را به آنها نشان دهد. قطعا نمونه‌های دیگری هم وجود داشته است که در طول ‌سال و سفرهای متعدد حدادی ورزشکاران خارجی از تجربیات او استفاده کرده‌اند.
آموزش مجانی به استعدادها
احسان حدادی که مدت‌هاست صحبت از تاسیس آکادمی در ایران را مطرح کرده و این ایده را با مسئولان وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک هم درمیان گذاشته، این بار خودش دست به کار شده است. حدادی در‌ سال المپیک با این‌که می‌تواند وقت زیادی را صرف اردوهای برون‌مرزی کند و در کشورهای مختلف اردو بزند، تصمیم گرفته مسیر جدیدی را برای خودش ایجاد کند. او با هماهنگی هیأت‌های استانی قصد دارد هر هفته به یک استان سفر کند و با برگزاری کلاس‌های آموزشی نکات جدیدی را به استعدادهای موجود دوومیدانی ایران آموزش دهد. نکته جالب توجه اینجاست که حدادی در قبال برگزاری این کلاس‌ها و وقتی که برای آموزش می‌گذارد، هیچ دستمزدی دریافت نخواهد کرد و حضور در کلاس‌های نایب قهرمان المپیک رایگان
خواهد بود.
شروع ایرانگردی از خراسان
احسان حدادی از امروز تور ایرانگردی خود برای آموزش دوومیدانی را از مشهد آغاز می‌کند. در طول یک هفته حضور احسان در خراسان، او به خراسان‌شمالی و خراسان‌جنوبی هم سرکشی می‌کند و کلاس‌هایی را برای نوجوانان و جوانان مستعد این مناطق برگزار خواهد کرد. حدادی در حین برگزاری این کلاس‌های تئوری یک روز هم در هر استان به همراه نوجوانان و جوانان به تمرین می‌پردازد. او قصد دارد طی یک‌سال آینده به تمام مناطق ایران
سرکشی کند.
حدادی: تا الان بیشتر خارجی‌ها از من استفاده کردند
احسان حدادی، نایب‌قهرمان المپیک ٢٠١٢ در رشته پرتاب دیسک درباره برگزاری کلاس‌های آموزشی در شهرستان‌ها به «شهروند» می‌گوید: «با هماهنگی هیأت‌های استانی هر کلاس ما تا ٢٠٠، ٣٠٠ نفر ظرفیت دارد، این موضوع بستگی به تعداد ورزشکاران و استعدادهای موجود آن شهر یا استان در دوومیدانی دارد. البته بیشتر کلاس‌هایی که برگزار می‌کنیم، جنبه انگیزشی دارد، چون شاید طی یکی، دو روز نتوان تکنیک‌های پرتاب را به یک نوجوان یاد داد. من وقتی دیدم به هر کشوری که می‌روم، آنها از من استفاده می‌کنند و هنگام تمرین یا استراحت می‌خواهند به ورزشکاران آن کشور آموزش دهم، گفتم بهتر است وقتم را برای کشور خودم بگذارم.» وی در پاسخ به این سوال که در قبال برگزاری این کلاس‌ها هزینه‌ای از شرکت‌کنندگان دریافت خواهد شد یا خیر، می‌افزاید:   «اصلا قرار نیست از کسی پول بگیریم. اتفاقا هدف ما این است که خیلی از استعدادهای مناطق محروم هم بتوانند در این کلاس‌ها حاضر شوند و شاید این اتفاق جرقه‌ای برای شکوفاشدن آنها باشد. حتی من وظیفه خودم می‌دانم در صورت جذب اسپانسر برای نوجوانان و جوانانی که در مناطق محروم هستند، اقلام دوومیدانی مثل دیسک یا کفش هم تهیه کنم. امیدوارم با این کار بتوانم خدمتی به دوومیدانی ایران بکنم. به‌هرحال با تجربه‌ای که دارم، می‌دانم کدام ورزشکار استعداد درخشش در کدام رشته را دارد. می‌توانم نوجوانان را راهنمایی کنم تا در مسیر درست گام بردارند.»

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

یک بازی کاملا ملی

بانوان چگونه وارد استادیوم شوند؟

با هماهنگی‌های انجام‌شده، ورود زنان به آزادی از پارکینگ اتوبوسرانی به شماره‌های 19 و 20 واقع در ضلع شرقی ورزشگاه صورت می‌گیرد. طرفدارانی که با خودروی شخصی وارد می‌شوند، می‌توانند آن را در پارکینگ مذکور پارک کنند و برای افرادی که خودرو ندارند هم اتوبوس تهیه شده تا از بلوار شیشه مینا به سکوهای بالای تونل ورزشگاه منتقل شوند. درِ مخصوص ورود بانوان از ساعت 13:30 باز می‌شود و توصیه شده که آنها رفتن به ورزشگاه را به ساعت‌های نزدیک به بازی موکول نکنند.

کارت ملی فراموش نشود

با توجه به فروش الکترونیکی بلیت‌، همراه داشتن کارت ملی برای زنان هم مثل مردان الزامی است. به همین دلیل فدراسیون فوتبال در بیانیه‌ای اعلام کرده ورود به ورزشگاه بدون کارت ملی امکان‌پذیر نیست.

وسایل اضافی به همراه نیاورید

شاید خیلی از زنان ندانند آوردن وسایلی که امکان پرتاب آنها به داخل زمین وجود دارد، به ورزشگاه ممنوع است. از آنجایی که بسیاری از بانوان معمولا وسایل آرایشی، ‌ادکلن و برخی لوازم غیر ضروری وشخصی را همراه‌ خود دارند، توصیه می‌شود که این وسایل را با خود به استادیوم نبرند، چراکه اجازه ورود آنها را نمی‌دهند و به همین دلیل از نظر مادی متضرر خواهند شد، زیرا مجبور می‌شوند این وسایل را بیرون از ورزشگاه رها کنند! همچنین با توجه به این‌که معمولا کارتخوان‌ بوفه‌های ورزشگاه به‌سختی کار می‌کند، همراه داشتن پول نقد برای خرید، کار آنها را راحت‌تر می‌کند.

قید تلفن همراه را بزنید

از آنجایی که تلفن همراه در ورزشگاه به سختی آنتن می‌دهد و اینترنت نیز خیلی سخت و کُند کار می‌کند، زنان باید بدانند که کارهای ضروری و تلفنی‌شان را قبل از ورود انجام دهند و به نوعی قید استفاده از تلفن همراه را در زمان بازی بزنند.

قبل از سوت پایان ورزشگاه را ترک کنید

اگر با خودروی شخصی به ورزشگاه نرفتید و از وسایل نقلیه عمومی استفاده می‌کنید، قبل از به صدا درآمدن سوت پایان بازی ورزشگاه را ترک کنید تا از ازدحامی که جلوی در ایجاد می‌شود در امان باشید.

 


حریف امروز تیم ‌ملی یکی از ضعیف‌ترین‌های آسیاست

تدارکات قبل از نبرد سخت بحرین

عکس تیم ملی

حریف امروز شاگردان مارک ویلموتس تیمی از سطح سوم فوتبال آسیاست که طبیعی است حریف ملی‌پوشان ایران نمی‌شود. کامبوج تیمی است که در رده‌بندی فیفا جایگاه 169 را به خود اختصاص داده است و پیش‌بینی می‌شود بردی آسان را در دومین مسابقه از مقدماتی جام‌ جهانی به دست آوریم. جالب این‌که کامبوج در رده‌بندی آسیا نیز رتبه 37 را دارد و حتی از تیم‌هایی مثل افغانستان، مالدیو و نپال نیز پایین‌تر است! همین مسائل برای این‌که بدانید حریف سختی نداریم، کافی است. به همین دلیل انتظار می‌رود تیم ‌ملی ایران به بازی نه‌چندان حساس امروز به چشم مسابقه‌ای تدارکاتی نگاه کند و تمرین گلزنی داشته باشد تا آماده مسابقه سخت هفته آینده با بحرین شود. کامبوج البته تیم سختکوشی است که از ‌سال 2013 تا 2019 در رده‌بندی فیفا 20 پله صعود کرده و از رده 189 خود را روی پله 169 رسانده است. تیم‌ ملی در مسابقه اول با هنگ‌کنگ، بازی تهاجمی را در دستور کار قرار داد و توانست با دو گل این تیم را شکست دهد. در چنین شرایطی مارک ویلموتس تغییرات نسبتا پرتعدادی را در ترکیب تیمش ایجاد کرده و بازیکنان جدیدی را فراخوانده است. از طرفی، سیدمجید حسینی دچار مصدومیت است و احتمالا به جای او مرتضی پورعلی‌گنجی در کنار حسین کنعانی‌زادگان در قلب دفاع قرار خواهد گرفت. علیرضا جهانبخش، سعید عزت‌اللهی، وریا غفوری، مهدی ترابی و چند بازیکن دیگر هم اصلا به تیم ‌ملی دعوت نشده‌اند.

ویلموتس: بازی دفاعی می‌خواهید، من نیستم!

مارک ویلموتس، سرمربی بلژیکی تیم ‌ملی در نشست خبری پیش از دیدار با کامبوج صحبت‌هایش را این‌طور آغاز کرد: «زندگی بدون ریسک اصلا معنی ندارد. وقتی تیم 40 متر جلو می‌رود، پشت بازیکنان فضا به وجود می‌آید و اگر چسبیده به دفاع بازی کنید، قطعا این دو روش با هم تفاوت دارند.
ما در تیم ‌ملی یارگیری نفر به نفر داریم و اگر یک نفر لیز هم بخورد، من بازیکنانم را تشویق می‌کنم، چون بازی هجومی را دوست دارم. در زندگی باید خطر کرد. اگر شما از من بازی تدافعی می‌خواهید، من چنین آدمی نیستم.» او در ادامه به مسأله پرداخت‌نشدن حقوقش هم این‌طور واکنش نشان داد: «من یک مربی هستم. بازیکنانم و تیم ‌ملی ایران را دوست دارم. هدف من این است که خوب بازی کنیم و برنده شویم. مطمئنا بقیه مسائل در آینده حل خواهد شد.» ویلموتس در بخش دیگری درباره تغییرات فهرست تیم ‌ملی نیز گفت: «اگر بازیکنان در باشگاهشان جایی نداشته باشند، طبیعتا به تیم ‌ملی هم دعوت نمی‌شوند. هدف ما این است که هیچ‌ کس مطمئن نباشد که در تیم ‌ملی همیشه حضور دارد و این مسأله فضا را رقابتی می‌کند.»

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

امیدها به المپیک توکیو از دست می‌رود

وزنه‌برداری؛ 2 سهمیه المپیک و افت طلایی‌ها

طلایی‌ترین رشته در المپیک 2016 برای ایران وزنه‌برداری بود که توسط کیانوش رستمی و سهراب مرادی به دو مدال طلا دست پیدا کرد. برای المپیک 2020 اما شرایط وزنه‌برداری ایران چندان تعریفی ندارد. مهمتر از همه این‌که سهمیه ایران به دو وزنه‌بردار کاهش یافته و دیگر خبری از حضور 5 یا 6 وزنه‌بردار نیست. از سوی دیگر مصدومیت شدید سهراب مرادی امید اصلی ایران برای کسب مدال طلا، او را کاملا از آمادگی سال‌های اخیر دور کرده و حتی مشخص نیست سهراب بتواند در توکیو وزنه بزند یا خیر. از سوی دیگر کیانوش رستمی که دیگر طلایی ایران در ریو بوده، در 3‌سال اخیر در هر رویداد رسمی که شرکت کرده، نتوانسته روی سکو برود و همه را نسبت به تکرار مدال قبلی ناامید کرده است. کیانوش حتی به خاطر نتایج ضعیفی که گرفته، شاید نتواند سهمیه المپیک را کسب کند و در تکاپو است تا دوباره شانس خود را افزایش دهد. در دسته فوق سنگین وزنه‌برداری هم که همیشه صاحب شانس مدال بودیم، دیگر خبری از یک وزنه‌بردار مدعی نیست.

کشتی؛ همه نگاه‌ها به حسن یزدانی

کشتی همواره یکی از رشته‌های پرامید ایران برای کسب مدال در ادوار المپیک بوده، اما نتایج سه دوره اخیر مسابقات جهانی نشان می‌دهد که این رشته کاملا دچار افت شده و در فرصت کوتاه باقیمانده تا المپیک هم بعید است اتفاق خاصی رخ دهد. اکثر مدال‌های کشتی ایران در جهانی 2019 هم در اوزان غیرالمپیکی به دست آمد. همه نگاه‌ها در این رشته به حسن یزدانی است تا طلای ریو را تکرار کند، اما او هم یک رقیب بزرگ یعنی دیوید تیلور آمریکایی را سد راه خودش می‌بیند که دوبار توانسته یزدانی را شکست دهد. در کشتی فرنگی هم محمد بنا با ترکیبی جوان به دنبال رقم‌زدن یک معجزه است تا بلکه خاطرات خوش المپیک لندن تکرار شود.

می‌توانیم بهتر از المپیک ریو باشیم؟

با بررسی‌هایی که در رشته‌های مدال‌آور انجام دادیم، خیلی نمی‌توانیم به المپیک 2020 امیدوار باشیم. در المپیک ریو که نتایج چندان هم رضایت‌بخش نبود، کاروان ایران سه طلا، یک نقره و چهار برنز به دست آورد. در توکیو با توجه به اضافه‌شدن کاراته طبیعی است که انتظارها از ورزش ایران بیشتر باشد، اما واقعا چند ورزشکار در ایران توانایی کسب مدال طلای المپیک را دارند. با شرایط فعلی فقط شاید بتوان کمی با اطمینان‌تر درباره حسن یزدانی صحبت کرد و بقیه ورزشکاران وضع چندان جالبی در فاصله کمتر از 10 ماه مانده به المپیک 2020 ندارند.

تکواندو؛ کیمیای مصدوم، دستان خالی در توکیو

در المپیک ریو که سه تکواندوکار آماده ایرانی وارد شیاپچانگ شدند، طرفداران این رشته خیلی به کسب حداقل یکی، دو مدال خوشرنگ امیدوار بودند، اما سه هوگوپوش پسر ایران دست خالی بازگشتند. در سال‌های اخیر هم تکواندو وضع چندان مساعدی نداشته و حتی برای المپیک 2020 ممکن است سهمیه‌های کمتری نسبت به دوره قبلی کسب کند. در بخش دختران هم کیمیا علیزاده که در دوره قبلی با مدال برنز خود تاریخ‌سازی کرد، درگیر مصدومیت‌های متوالی شده و اصلا آمادگی سه‌سال قبل خود را ندارد. او حتی شاید نتواند سهمیه المپیک توکیو را کسب کند و شانس کمی برای تکرار مدال تاریخی خود خواهد داشت. شاید حتی کسب یک مدال طلا در رشته تکواندو برای ایرانی‌ها یک سورپرایز در المپیک 2020 باشد.

دوومیدانی؛ حدادی شانس مدال است؟

احسان حدادی که در المپیک 2012 همه را سورپرایز کرد و یک مدال نقره تاریخی کسب کرد، با وجود سرمایه‌گذاری زیاد روی اردوهای خارجی که برگزار می‌کند، خیلی نتوانسته اهالی دوومیدانی را به رفتن روی سکوی در المپیک 2020 امیدوار کند. او در مسابقات جهانی 2019 هم به رتبه‌ای بهتر از هفتمی نرسید؛ اگرچه سهمیه المپیک را خیلی زودتر کسب کرده است. به ‌هرحال مسئولان ورزش روی احسان حدادی به‌عنوان یک شانس مدال مسلم حساب باز می‌کنند، اما رکوردهای سال‌های اخیر او نشان می‌دهد این پرتابگر دیسک ایران چندان به سکوی المپیک نزدیک نیست.

شمشیربازی؛ به امید شگفتی

در رشته‌ای مثل شمشیربازی کسی انتظار مدال ندارد،‌ اما نتایج سال‌های اخیر ملی‌پوشان این رشته، امیدواری را ایجاد می‌کند تا یک مدال غیرمنتظره توسط مجتبی عابدینی یا علی پاکدامن به نام ایران ثبت شود.

والیبال؛ نه‌چندان امیدوار به سکوی تیمی

قطعا تنها شانس کسب مدال در رشته‌های تیمی ایران،‌ والیبال است. تیم‌ملی والیبال هنوز نتوانسته سهمیه المپیک 2020 را کسب کند و نتایج اخیر این تیم هم نشان می‌دهد هنوز ایران با تیم‌های بزرگ دنیا فاصله دارد.

کاراته؛ تازه‌وارد پرامید

تنها رشته‌ای که این روزها با امید بیشتری درباره مدال‌آوری آن در المپیک صحبت می‌شود، کاراته است. این رشته که نخستین دوره حضور خود در المپیک را تجربه می‌کند، احتمالا بتواند سهمیه‌های مطلوبی را برای توکیو کسب کند. درخشش پسران و دختران کاراته‌کای ایرانی در مسابقات جهانی و بین‌المللی همه را امیدوار کرده که حداقل یکی، دو مدال خوشرنگ در المپیک 2020 توسط آنها به نام ایران ثبت شود.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

پشت‌پرده بازارسیاه بلیت‌های الکترونیکی فوتبال

باز هم بازار سیاه بلیت‌فروشی

نخستین قدم بزرگ برداشته شده توسط مسئولان برای ایجاد نظم و قانون در سیستم فروش بلیت مسابقات فصل جدید این بود که در شورای تامین طرحی را مصوب کردند که دیگر برای هیچ مسابقه‌ای بلیت‌فروشی سنتی با چاپ بلیت انجام نشود. به این ترتیب بلیت فقط به صورت اینترنتی به متقاضیان فروخته می‌شود. در چنین فضایی همه امیدوار بودند بازار سیاه بلیت برای همیشه در فوتبال ایران تعطیل شود، اما همان‌طور که اشاره شد، هنوز برای مسابقات مهم شاهد این فاجعه هستیم.

واکنش مجری طرح بلیت‌فروشی

علی‌اصغر انتظار خیر، مدیر سامانه هوشمند گیت‌های ورزشگاه‌های کشور در این مدت توضیحات زیادی درباره سیستم جدید بلیت‌فروشی و قطع‌شدن دست افراد سودجو ارایه داده است. او با تاکید روی این مسأله که دیگر بلیت‌فروشی کاغذی انجام نخواهد شد، به شهروندآنلاین می‌گوید: «در شورای تامین مصوب شده که دیگر برای هیچ مسابقه‌ای بلیت‌فروشی کاغذی نداشته باشیم، مگر این‌که شرایط خیلی پیچیده باشد. به‌هرحال سیستم بلیت‌فروشی برای تیم‌های لیگ دسته اول و دسته دو مثل لیگ برتر اجرا نمی‌شود و ‌سال آینده سامانه را در این لیگ‌ها هم برقرار می‌کنیم. با این وجود، با سیستم جدید زمانی که بلیت از سایت خریده می‌شود، جایگاه هر تماشاگر مشخص است، حتی نمی‌توان فرد دیگری را به جای خود به ورزشگاه فرستاد، چون اگر جرمی صورت بگیرد، به پای فرد اصلی نوشته می‌شود. ضمن این‌که هر فردی فقط با کدملی خودش می‌تواند از گیت رد شود و کسی بدون بلیت مثل قبل نمی‌تواند وارد ورزشگاه شود.»

با جمع‌شدن کامل بلیت‌های سهمیه‌ای قطعا همین بازارسیاه هم به‌طور کل از بین خواهد رفت. البته همین بلیت‌های سهمیه‌ای بسیار محدود هم با کدملی در اختیار ارگان‌ها قرار گرفته و با تحقیق روی آن می‌توان فهمید این بلیت از طرف کدام ارگان به بازار سیاه راه پیدا کرده است

ماجرای بلیت‌های سهمیه‌ای چیست؟

با در نظر گرفتن استانداردهای موجود و صحبت‌هایی که مقامات انجام می‌دهند، حالا باید مشخص شود چرا برای بعضی مسابقات بازار سیاه راه افتاده است. به‌هرحال بد نیست بدانید با وجود فروش اینترنتی بلیت برای دربی پایتخت،‌ باز هم مثل سال‌های گذشته بلیت‌های سهمیه‌ای برای ارگان‌های برگزار‌کننده مرتبط با مسابقه در نظر گرفته شد که البته تعداد آن کاهش چشمگیری نسبت به سال‌های اخیر داشت. در تمام سال‌های اخیر همین بلیت‌هایی که رایگان در اختیار وزارت ورزش، فدراسیون فوتبال‌، سازمان لیگ‌، باشگاه‌ها‌ و چندین و چند نهاد و ارگان قرار می‌گرفت،‌ سر از بازار سیاه درمی‌آورد و طبیعتا در نظر گرفتن تعدادی محدود از این بلیت‌های سهمیه‌ای باعث شد  برای دربی نود هم شاهد بازار سیاه باشیم.

گفتند کاسبی‌مان کساد شد!

از آنجایی که بازار سیاه با وجود این استانداردها که مسئولان از آن حرف می‌زنند، جای هیچ توجیهی ندارد‌، از علی‌اصغر انتظار خیر خواستیم درباره پشت‌پرده این بحران برای ما توضیح بدهد. این مقام مسئول در توضیحی بسیار مهم می‌گوید: «وقتی سیستم بلیت‌فروشی الکترونیک را به این شکل در سطح کشور راه‌اندازی کردیم،‌ برخی‌ها به ما گفتند کاسبی‌مان را کساد کردید. به‌هرحال این سامانه بحث دلالی را جمع می‌کند. منتهی مثلا برای دربی چند گزارش برای بازار سیاه دریافت کردیم. با پیگیری‌هایی که همان روز مسابقه در ورزشگاه انجام دادیم، دیدیم چند نفر شاید از روی نیاز شدید مالی تصمیم گرفته بودند بلیتی را که برای خودشان خریده بودند، در بازار سیاه با قیمت بالاتر به فروش برسانند و گرنه شاهد بازار سیاه به شکلی که در سال‌های قبل وجود داشت، نبودیم.»

وقتی با مدیر سامانه هوشمند گیت‌های ورزشگاه‌های کشور درباره بلیت‌های سهمیه‌ای که زمینه‌ساز بازار سیاه شده، صحبت کردیم، این توضیحات را داد: «برای دربی تعداد بلیت‌های سهمیه‌ای بسیار کم بود. قبلا مثلا یک باشگاه 3‌هزار بلیت دریافت می‌کرد یا به‌طور مثال 5‌هزار بلیت در اختیار فدراسیون، سازمان لیگ  و وزارت ورزش قرار می‌گرفت. امسال دیگر از این خبرها نیست و با دستور مقامات بلیت‌ها در سامانه با کدملی به فروش می‌رسد. البته درباره بلیت‌های سهمیه‌ای برای بعضی مسابقات مهم هم باید یک همفکری اساسی بین مسئولان انجام شود. به هر صورت باشگاه‌ها بعضا میهمانانی دارند که می‌خواهند وارد ورزشگاه کنند. اما این‌طور هم نمی‌شود که بلیت سهمیه‌ای رایگان داده شود. در شرایط کنونی حتی برای بلیت‌های جایگاه وی‌آی‌پی هم اقدامات لازم برای فروش در سایت را انجام داده‌ایم. با جمع‌شدن کامل بلیت‌های سهمیه‌ای قطعا همین بازارسیاه هم به‌طور کل از بین خواهد رفت. البته همین بلیت‌های سهمیه‌ای بسیار محدود هم با کدملی در اختیار ارگان‌ها قرار گرفته و با تحقیق روی آن می‌توان فهمید این بلیت از طرف کدام ارگان به بازار سیاه راه پیدا کرده است و قطعا نهادهای نظارتی دراین‌باره تحقیقات کامل انجام داده‌‌اند.»

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

همه بلیت‌های جایگاه زنان در کمتر از ۳ ساعت فروخته شد

جایگاه ویژه زنان

ساعت تازه از ۲۲ گذشته بود که خبر رسید بلیت‌های بازی ایران-کامبوج در دسترس عموم قرار گرفته است. سایت Pin90.ir که باز شد تفاوتی اساسی با سابق داشت، آن‌هم جایگاهی بود که به رنگ بنفش در سمت راست «جایگاه‌های ویژه» قرار داشت؛ جایگاهی با حدود ۷۵۰ نفر و به قیمت ۲۰ هزار تومان برای هر صندلی تا برای نخستین‌بار زنان هم در کنار مردان صاحب صندلی و جایگاه باشند و بتوانند یک بازی فوتبال را زنده و از نزدیک در استادیوم آزادی ببینند.

برای عموم مردم و فوتبال‌دوستان، بازی تیم ملی فوتبال برابر کامبوج آنقدر اهمیت ندارد که کسی بخواهد برای خرید بلیتش سرودست بشکند، در نتیجه وقتی بقیه بخش‌های استادیوم هنوز فروش خاصی ندارند و در هر جایگاه، انگشت‌شمار صندلی‌هایی به رنگ قرمز دیده می‌شود، در کمتر از سه ساعت تمامی بلیت‌های جایگاه A6 فروخته شد.

فوتبالی‌ها خوب می‌دانند که این جایگاه (مشهور به جایگاه ۱۰) محل حضور تیفوسی‌های استقلال در بازی‌های باشگاهی است و در بازی‌های ملی و باشگاهی آسیایی هم به دلیل دسترسی‌های جداگانه، به مهمانان تیم‌های خارجی اختصاص می‌یابد. در جریان فینال لیگ قهرمانان آسیا به میزبانی پرسپولیس در استادیوم آزادی،‌ همین جایگاه -البته بطور گزینشی- در اختیار بانوان قرار گرفت تا رضایت دست‌اندرکاران کنفدراسیون فوتبال آسیا تامین شود و حالا هم در اختیار همه زنان علاقه‌مند قرار گرفته است.

بنابر گفته قبلی وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال، ۱۶۰۰ صندلی برای زنان در نظر گرفته شده و در صورتی‌که با استقبال مواجه شود، این عدد قابل افزایش است. حالا که بلیت‌های جایگاه اول زنان شبانه و در این زمان کوتاه به فروش رفته، شایسته است مسئولان هرچه زودتر زمان دقیق فروش جایگاه‌های دیگر را اطلاع‌رسانی کنند. اینطور که به نظر می‌رسد، سه جایگاه دیگر (A8 ،A7 و A9) هم قابلیت اختصاص به زنان را دارند تا قول وزیر ورزش عملی شود.

بازی ایران با کامبوج بازی مهمی نیست ولی پنج‌شنبه هجدهم مهر ساعت ۵ عصر اتفاق مهمی در استادیوم آزادی می‌افتد…

فروش بلیت جایگاه زنان
این تصویری است که قبل از ساعت یک نیمه‌شب دوازدهم مهر از جایگاه A6 ثبت شد
دسته‌ها
تیتر یک ورزش

رابطه عاطفی فوتبال ایران با برق!‏

بدون شک لیگ ایران را می‌توان در زمینه قطع برق ورزشگاه در حین بازی رکورددار دانست. رخ دادن این ‏اتفاق در جریان دیدار استقلال و گل ریحان در جام حذفی به میزبانی استادیوم انقلاب کرج، بهانه‌ای شد تا کمی ‏به عقب برگردیم و نمونه‌های مشابه این اتفاق را در یک دهه اخیر مرور کنیم. ‏

‏۱

در جریان دیدار ملوان و استقلال در 6 شهریور‌سال 88، درحالی‌که انزلی‌چی‌ها بازی را در ورزشگاه خانگی ‏خودشان یعنی تختی انزلی در اختیار داشتند، به یکباره با تاریکی مواجه شدند که بیش از 20 دقیقه ادامه داشت. ‏از نظر احمدزاده، سرمربی وقت ملوان این قطعی برق شرایط بازی را تغییر داد؛ وگرنه تیمش می‌توانست برنده آن ‏مسابقه شود. ‏

این استادیوم‌ها استاندارد است؟!‏

شعار استانداردسازی در ابتدای فصل بارها از زبان مسئولان فدراسیون و سازمان لیگ شنیده شد. این‌که تا ‏ورزشگاه‌ها استاندارد نشوند، لیگ برتر آغاز نمی‌شود یا این‌که استادیوم‌های غیراستاندارد حق میزبانی از بازی‌های ‏لیگ برتر را ندارند. اینها شعارهایی بود که شنیدیم، اما اتفاقات هفته‌های اخیر ازجمله جلوگیری از پر شدن ‏ورزشگاه‌ها، برق گرفتگی یک کودک خردسال و قطعی برق استادیوم در جریان بازی نشان می‌دهد به هیچ وجه ‏تغییری در وضع ورزشگاه‌ها رخ نداده است. شاید بهتر باشد موضوع فشار به باشگاه‌ها برای استانداردسازی ‏فقط مربوط ابتدای فصل نباشد و در حد شعار هم باقی نماند. ‏

‏۲

یکی از عجیب‌ترین ماجراهای قطعی برق مربوط به مسابقه میان پرسپولیس و صبا باتری در تاریخ 3 ‏شهریورماه‌سال 89 بود؛ دیداری که در چارچوب جام حذفی برگزار می‌شد و به ضربات پنالتی کشیده شده بود. بعد ‏از این‌که پرسپولیس پنالتی اول را توسط هوار ملامحمد از دست داد، به یکباره برق ورزشگاه آزادی قطع شد و ‏بعد از این وقفه صباباتری چند پنالتی را هدر داد و شکست خورد تا صدای اعتراض آنها بلند شود. ‏

‏۳

حتی قطعی برق یک بار در دربی هم رخ داده است. بین نیمه دربی 74 در تاریخ 30 بهمن‌سال 90 برق ‏ورزشگاه آزادی رفت و تماشاگران از این اتفاق در چنین بازی بزرگی شوکه شدند. شاید این بار مسئولان شانس ‏آوردند که چنین اتفاقی در جریان بازی رخ نداد.‏

‏۴

یک بار دیگر قطعی برق در ورزشگاه آزادی در 26 مرداد‌سال 92 رخ داد. این بار هم پرسپولیس یک پای ‏میدان بود. این اتفاق در دیدار این تیم مقابل ملوان رخ داد و بازهم باعث توقف مسابقه شد. ‏

‏۵

هشت مردادماه‌سال 94 بود که در جریان دیدار سایپا و گسترش فولاد، برق ورزشگاه دستگردی چند دقیقه ‏ای قطع شد و در بازی یک وقفه طولانی ایجاد کرد. ‏

‏۶

شاید باورش سخت باشد، اما به فاصله کمتر از یک ماه بار دیگر برق ورزشگاه دستگردی قطع شد. این بار ‏سایپا میزبان سپاهان بود و حتی کی‌روش هم از نزدیک مسابقه را می‌دید. به نظر می‌رسید مشکل برق این ‏ورزشگاه رفع نشده و بار دیگر یک بازی لیگ برتری با وقفه طولانی مواجه شد. ‏

‏۷

قطع برق ورزشگاه فولادشهر در جریان بازی ذوب آهن با الوصل امارات باعث شد که برخی از این اتفاق به ‏عنوان یک آبروریزی بین‌المللی نام ببرند. 4 اردیبهشت‌سال 98 در جریان لیگ قهرمانان آسیا این اتفاق درحالی ‏رخ داد که بازیکنان و مربیان تیم حریف از قطعی برق ورزشگاه شوکه شده بودند.‏

‏۸

آخرین بار هم که این اتفاق در جریان دیدار گل‌ریحان و استقلال دوشنبه شب در ورزشگاه انقلاب کرج رخ ‏داد. بازی با تساوی یک بر یک در جریان بود که به یکباره برق رفت و استادیوم را تاریکی مطلق فرا گرفت. ‏البته که پایان این بازی برای استقلالی‌ها خوش بود و آنها اولین پیروزی خود با استراماچونی را جشن گرفتند و ‏به مرحله یک هشتم نهایی جام حذفی صعود کردند.‏

دسته‌ها
ورزش

نام جدید جام حذفی: جام درگیری!

ماجرای اول به دیدار ماشین‌سازی و پرسپولیس برمی‌گردد که رسول خطیبی، سرمربی تیم تبریزی، بعد از گرفتن یک پنالتی به ضرر تیمش همه کار انجام داد تا اخراج شود؛ اتفاقی که بعد از وقفه 10 دقیقه در بازی رخ داد. او می‌خواست تیمش را بیرون بکشد، اما بعد از مهار پنالتی توسط حامد لک برای پرسپولیسی‌ها و داور خط و نشان کشید و به سمت سکوها هدایت شد.

از سوی دیگر در بازی گل ریحان و استقلال هم محمد نصرتی که روی نیمکت تیم دسته اولی حضور داشت، بعد از دریافت گل دوم در وقت‌های اضافه بشدت به داور معترض شد و بعد از چند دقیقه از کنار زمین اخراج شد.

در جم کار حتی به درگیری فیزیکی هم کشید. رعایت‌نکردن بازی جوانمردانه توسط بازیکنان ذوب‌آهن، در شرایطی که بازیکنان حریف در نیمه اول در موقعیتی خوب اقدام به فیرپلی کرده بودند، باعث اعتراض کادرفنی پارس‌جنوبی شد. حین اعتراض کمالوند و جروبحث او با منصوریان، سرمربی ذوب‌آهن به یک‌باره همتای خود را هُل داد! در ادامه منصوریان حتی به یکی، دو تن از اعضای کادر فنی پارس‌جنوبی هم ضربه زد تا جنجال کنار زمین کامل شود.

در دیگر بازی جام حذفی بین خیبر خرم‌آباد و سپاهان با وجود این‌که بازی یکطرفه بود، امیر قلعه‌نویی با واکنش‌هایی در حین مسابقه و پایان بازی از سوی حریف مواجه شد. خادمی، سرمربی تیم دسته دومی خیبر، در پایان بازی مصاحبه تندی علیه قلعه‌نویی انجام داد: «قلعه‌نویی حرف زد، سرپرست ما اعتراض کرد. او نباید به قومیت ما توهین می‌کرد. من هم بودم جوابش را می‌دادم.»

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

اتهام دوباره معامله بر سر عنوان «قوی‌ترین مرد جهان»!

آن دوران حسین رضازاده، سرمربیگری و سپس ریاست فدراسیون را بر عهده داشت و اتهامات زیادی به او وارد شد که در دوپینگی‌شدن و محرومیت مادام‌العمر سعید علی‌حسینی نقش داشته است. حتی این وزنه‌بردار همراه پدرش مصاحبه‌هایی را علیه فدراسیون وقت انجام داد؛ البته این اعتراض‌ها به جایی نرسید و فقط با پیگیری صورت‌گرفته از سوی سعید علی‌حسینی و پدرش، محرومیت مادام‌العمر او بعد از ۸‌ سال دیگر ادامه پیدا نکرد تا این وزنه‌بردار از‌ سال ۲۰۱۷ بار دیگر به تخته برگردد، اما مصدومیت‌های اخیر به او اجازه نداد که در رقابت‌های جهانی ۲۰۱۹ حاضر شود. با این‌که همیشه سعید علی‌حسینی درباره اتفاقات گذشته خیلی با احتیاط صحبت می‌کند اما پدر او به خاطر سختی‌هایی که کشیده هنوز هم معتقد است دست‌هایی در کار بوده تا پسرش از وزنه‌برداری کنار برود و حتی این‌بار هم حسین رضازاده پشت ماجرای خط‌خوردن او از تیم‌ملی بود. در ادامه روایت عزیز علی‌حسینی، پدر سعید علی‌حسینی را از اتفاقات ۱۱‌ سال قبل که منجر به محرومیت سنگین پسرش شد، در گفت‌وگو با شهروندآنلاین می‌خوانید؛ اتفاقاتی که او معتقد است اگر رخ نمی‌داد، پسرش امروز به جای لاشا تالاخادزه رکورددار دسته فوق سنگین وزنه‌برداری جهان بود.

افشارزاده و رضازاده بر سر سعید معامله کردند

سعید اصلا دوپینگی نبود و این موضوع را من بارها گفته‌ام. این ساخت و پاخت افشارزاده و حسین رضازاده بود. فدراسیون ایران در آن دوره باید محروم می‌شد؛ چون چند وزنه‌بردار دوپینگی شده بودند. سعید علی‌حسینی هم به مسابقات رفته بود و می‌خواست رکورد جهان را هم بزند. به نظر شما می‌گذارند یک فدراسیون محروم شود و وزنه‌بردارش رکورد جهان را بزند؟ آیا اجازه چنین کاری را می‌دهند؟ افشارزاده و رضازاده نقش بازی کردند و سعید را قربانی خودشان و فدراسیون وزنه‌برداری کردند. این آقایان با فدراسیون جهانی معامله کردند تا خودشان محکوم نشوند.

سعید راحت می‌توانست رکورد رضازاده را بزند

سعید وقتی ۱۹ سالش بود، رکورد ۲۱۵ کیلو در یک‌ضرب و ۲۶۵ کیلو در دوضرب را در تمرینات می‌زد و راحت می‌توانست رکورد رضازاده را بشکند. او در مسابقات جوانان جهان ۲۰۶ یک‌ضرب و ۲۱۵ دوضرب زده بود و هنوز هم رکورددار جوانان جهان است. من هیچ وقت قبول نکردم سعید دوپینگ کرده است؛ خودم پیش سعید بودم و می‌دانم که هیچ دارویی مصرف نکرد.

پول خرج کردند تا سعید محروم شود!

من چطور این موضوع را ثابت می‌کردم؟ به چه کسی باید می‌گفتم؟ به هر کسی گفتم، طرف حسین رضازاده را می‌گرفتند. به غیر از خدا هیچ‌کس از ما پشتیبانی نکرد. ۲۲۰‌میلیون تومان هزینه کردیم و پول وکیل دادیم تا توسط دادگاه CAS محرومیت کم شد. محرومیت او مادام‌العمر بود و سپس به ۱۲‌سال و بعد از آن به ۸‌ سال کاهش یافت. فکر می‌کنید حسین رضازاده این کارها را کرد؟

هر جا می‌رفتم، به در بسته می‌خوردم

از سازمان تربیت بدنی بگیر تا محاکم قضایی پیگیر این قضیه بودم؛ اما هیچ‌کس با ما همراه نبود. خبرنگارها هم از رضازاده حمایت می‌کردند و می‌گفتند او ۲ مدال المپیک دارد. به همین راحتی به جای این‌که حسین رضازاده محروم شود یا فدراسیون تعلیق شود، سعید علی‌حسینی مادام‌العمر محروم شد. هر جا می‌رفتم، مرا دنبال نخودسیاه می‌فرستادند و به در بسته می‌خوردم.

سعید ۱۱‌سال قبل رکورد این گرجستانی را زده بود

سعید دنبال این ماجرا نبود و از اول خودش را کنار کشید. من از حق او دفاع کردم. زندگی من فدای این ماجرا شد. نمی‌دانم چرا ولی او هیچ وقت نخواست از خودش دفاع کند. زندگی من فلج شد. بچه‌ام را فرستادم قهرمان جوانان جهان شد، اما آخر آقای رضازاده همه چیز را به باد داد، افشارزاده هم دنبال ماجرا نرفت و از ما حمایت نکرد. ۱۱‌سال پیش نگذاشتند بچه من رکورددار شود اما حالا یک گرجستانی آمد و این رکورد را زد. سعید در نوزده سالگی ۲۶۵ کیلوگرم را بالا می‌برد.

برخواه با همدستی رضازاده سعید را خط زد

من می‌گویم همین حالا هم که سعید را از تیم‌ملی خط زدند، باز هم پشت ماجرا حسین رضازاده است. این را مطمئنم که برخواه با رضازاده همدست شده و نمی‌خواهند اجازه دهند که سعید مدال بیاورد. سعید در اردوی تیم‌ملی مصدوم شد و نمی‌توانست در جهانی وزنه بزند. سوال من اینجاست چطور یک نفر که مصدوم می‌شود را به آلمان می‌فرستند، اما سعید را به اردبیل فرستادند؟! این هم قانون جدید فدراسیون وزنه‌برداری است! من قبلا هم گفته بودم که این آقای برخواه می‌خواهد علی داوودی را نفر اول کند و این اتفاق هم افتاد. سعید همین مسابقات جهانی اگر آماده بود و می‌رفت حداقل می‌توانست نایب‌قهرمان شود؛ اما بقیه چه کردند؟

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

مرا با یک پرنده‌فروش مقایسه نکنید

  • هنوز زمان زیادی از حضورت در فوتبال ایران نمی‌گذرد؛ اما انتقادها درباره عملکرد تو تمامی ندارد؛ حتما به گوش خودت هم رسیده است…
    بله، اما طبیعی است که من برای رسیدن به شرایط ایده‌آل نیاز به زمان داشته باشم. سابقه فوتبالی من مشخص است و در تیم‌های مختلفی بازی کردم. شاید این شرایط برای هر فوتبالیستی پیش بیاید که وقتی به کشور دیگری می‌رود، نتواند اوایل کار آن‌طور که دوست دارد بازی کند. خیلی مسائل در فوتبال ایران با برزیل و کشورهایی که من در آن‌جا بودم،‌ فرق دارد و نیاز به زمان است تا به‌طور کامل بتوانم توانایی‌هایم را نشان بدهم.
  • تو از رزومه خوبت حرف می‌زنی، درحالی‌که طی دو سه‌سال اخیر در تیم‌های دیگر هم چندان گلزن نشان ندادی!
    سابقه من مشخص است. شما خودتان تحقیق کنید و ببینید چه اتفاقاتی را پشت سر گذاشتم. اگر منظور شما از آمار بد دوره آخر حضورم در تیم گویاس برزیل است، باید بگویم که من مجبور شدم به این تیم بروم. همسر من باردار بود و من در لودوگورتس بلغارستان بازی می‌کردم. من باید به برزیل می‌رفتم تا پیش همسرم باشم و به همین خاطر با مسئولان باشگاه حرف زدم و آنها نیز مرا به تیم گویاس قرض دادند. آن‌جا هم با شرایط ذهنی چندان خوبی حاضر نبودم و بقیه داستان را هم خودتان انگار بهتر می‌دانید!

من پنج روز بعد از آن‌که پسرم به دنیا آمد، همسرم و او را رها کردم و به ایران آمدم. می‌خواهم بدانید که چقدر برای موفقیت در تیم جدیدم مصمم هستم

  • یعنی به هواداران پرسپولیس قول می‌دهی شرایط درباره تو تغییر کند؟
    قطعا همین‌طور است. در این چند روز اتفاقات زیادی افتاده که از نظر روحی حالم را خراب کرده است. برایم عجیب بود که می‌گفتند پرسپولیس یک مهاجم برزیلی داشته که پرنده‌فروش بوده و من را با سابقه مشخصم با او مقایسه می‌کردند. نمی‌دانم معنی این کارها چیست، اما همیشه یاد گرفته‌ام که با شرایط سخت مبارزه کنم. می‌دانم هنوز کاری برای پرسپولیس نکردم، اما زمان به اندازه کافی دارم و می‌دانم که می‌توانم اعتمادبه‌نفس از دست رفته‌ام را برگردانم.
  • با کالدرون صحبتی درباره شرایطت کرده‌ای؟
    واقعا باید از کالدرون و مدیرعامل باشگاه پرسپولیس تشکر کنم که این‌قدر از من حمایت می‌کنند. من چندین بار با آنها حرف زدم و جز امیدواری و روحیه‌دادن هیچ نگفتند. از اعتماد آنها ممنونم و شک نکنید در آینده خوشحال‌شان می‌کنم.
  • در لابه‌لای صحبت‌هایت گفتی که از ایران و پرسپولیس شناختی نداشتی؛ بهتر نبود قبل از حضور در ایران درباره کشور ما پرس‌وجو می‌کردی تا زودتر با شرایط خو بگیری؟
    قطعا این کار را کردم. من در اینترنت خیلی درباره ایران و پرسپولیس تحقیق کردم. می‌دانستم به چه تیم بزرگی در آسیا و ایران می‌آیم. این وظیفه مرا سخت می‌کرد که مهاجم یک تیم بزرگ در آسیا باشم، اما انتخابش کردم، چون به خودم ایمان داشتم. من تجربه بازی در تیم‌های بزرگ را داشته‌ام و الان هم با استفاده از همین تجربه از این روزهای سخت عبور می‌کنم.
  • به نظرت پرسپولیس امسال می‌تواند به قهرمانی برسد؟
    شک نکنید که می‌توانیم. ما یک بازی را باخته‌ایم و زمان برای جبران زیاد داریم. همه چیز درست می‌شود، من مطمئن هستم که هواداران‌مان را خوشحال می‌کنیم. یک نکته را هم درباره خودم یادتان نرود، من پنج روز بعد از آن‌که پسرم به دنیا آمد، همسرم و او را رها کردم و به ایران آمدم. می‌خواهم بدانید که چقدر برای موفقیت در تیم جدیدم مصمم هستم. امیدوارم همه چیز در آینده تغییر کند. من که انگیزه زیادی برای این تغییر دارم.