دسته‌ها
ورزش

قراردادم در لیگ ایران فقط ٣٠‌میلیون بود

لیگ ایران این روزها درحال برگزاری هست و اکثر ملی‌پوشان هم در این مسابقات شرکت کردند، اما خبری از سارا خادم‌الشریعه نیست؟
برنامه لیگ ایران خیلی دیر مشخص شد. من از چندماه قبل قبول کرده بودم به مسابقات ایسلند بروم و نمی‌توانستم برنامه‌ام را عوض کنم، البته خاطره خوبی از لیگ ایران نداشتم، چون در چند‌سال اخیر مشکلاتی با باشگاه سایپا داشتیم که قراردادها را پرداخت نمی‌کردند. نسبت به سال‌های قبل سطح لیگ ایران بهتر است؛ به‌ویژه نسبت به ‌سال قبل که هیچ‌کدام از ملی‌پوشان در مسابقات شرکت نکردند.
تکلیف طلبی که از باشگاه سایپا در سال‌های قبل داشتید، چه شد؟
هرطور بود، با باشگاه سایپا بعد از مدت طولانی تسویه‌حساب کردم، اما بخشی از طلبم را بخشیدم. این باشگاه نه‌تنها در قبال من بلکه برای سایر شطرنج‌بازان هم خوش‌حساب نبوده و دو‌سال بازیکنان را اذیت می‌کرد. عجیب است به جای برخورد از سوی فدراسیون، سایپا به‌عنوان باشگاه برتر انتخاب می‌شود! در این زمینه به فدراسیون انتقاد دارم، چون تا زمانی که برخوردی از سوی فدراسیون با این باشگاه‌ها صورت نگیرد، از ما هم کاری برنمی‌آید.‌
در لیگ امسال تیم پرسپولیس هم حضور داشت و این‌طور که رئیس فدراسیون گفت برای‌ سال آینده از استقلال هم دعوت می‌شوید. شما ترجیح می‌دهید در کدام تیم بازی کنید؟
من قبلا هم عضو باشگاه پرسپولیس بودم و همیشه گفته‌ام که پرسپولیسی‌ام. اگر فرصتی شود و باز هم بخواهم در لیگ ایران بازی کنم، قطعا دوست دارم با پرسپولیس باشم. البته نمی‌دانم که این اتفاق در آینده شدنی باشد یا خیر.
در نشست خبری دیروز فدراسیون شطرنج، رئیس و نایب‌رئیس فدراسیون عنوان کردند مبلغ قرارداد بازیکنان سطح اول ایران در لیگ به ٤٠٠، ٥٠٠‌میلیون تومان هم می‌رسد که در بین رشته‌های انفرادی مبلغ قابل توجهی است؟
تا زمانی که من در لیگ ایران بازی می‌کردم، قراردادم در حد ٣٠، ٤٠‌میلیون بود. من در جریان این مبالغی که مطرح شده، نیستم. حداقل برای من چنین اتفاقی رخ نداده و بعید می‌دانم بقیه همچین مبالغی گرفته باشند. اگر در لیگ امسال چنین مبالغی رد و بدل شده که خیلی خوب بوده است!
شما در لیگ‌های خارجی مختلفی مسابقه می‌دهید، کمی درباره شرایط خودتان بگویید و اینکه هدف‌تان از حضور در لیگ کشورهای مختلف صرفا درآمدزایی است یا این اتفاق به پیشرفت شما هم کمک می‌کند؟
در رشته شطرنج، شرایط لیگ‌ها این‌طور نیست که کل ‌سال درگیر یک تیم باشیم و با آنها تمرین کنیم. در هر لیگی که بازی می‌کنم، فقط یکی، دوهفته درگیرش می‌شوم. این اتفاق برای من هم تجربه خوبی است و صددرصد به پیشرفتم هم کمک می‌کند. البته از نظر مالی فقط لیگ چین درآمد خوبی دارد و در سایر کشورها درآمد آنچنان چشمگیر نیست. در کل شرایط بدی نیست و سعی می‌کنم از این فرصتی که دارم، استفاده کنم.
هم از صحبت‌های رئیس فدراسیون و هم از اظهارات شما به این شکل برداشت می‌شود که شطرنج‌بازان مطرح ایران درآمد میلیاردی دارند؟
ما درآمد خوبی داریم، اما این پول از داخل ایران به دست نمی‌آید. این درآمد از مسابقاتی است که ما را دعوت می‌کنند و حتی خیلی از آنها از طریق فدراسیون نیست. کشور برگزار‌کننده ما را دعوت می‌کند و علاوه بر تقبل هزینه ترانسفر و اقامت، حق‌القدم هم دریافت می‌کنیم. برخی مسابقات جوایز خوبی دارد و اگر در طول ‌سال دو، سه مسابقه مقام خوبی بیاوریم، می‌توانیم بگوییم که درآمد قابل قبولی در طول یک‌سال داریم. البته این را هم بگویم اگر امروز درآمد من بالا رفته، به خاطر این است که سال‌های زیادی خانواده‌ام برای پیشرفت من هزینه زیادی را متحمل شدند. علیرضا فیروزجا و پرهام مقصودلو هم که الان نفرات اول ایران در بخش مردان هستند و قطعا خیلی خرج کردند تا به اینجا رسیدند.
بیشترین جایزه‌ای که در یک مسابقه گرفتید، چقدر بود؟
بیشترین جایزه من برای مسابقات جهانی سریع و برق‌آسای‌ سال قبل بود که در مجموع قهرمان شدم و ٦٩‌هزار دلار جایزه گرفتم. به جز آن، مسابقه معمولا جوایز کمتر از این است، اما اگر در چند مسابقه در ‌سال روی فرم باشی، درآمد شطرنج راضی‌کننده است.
از مسابقات بعدی که در پیش دارید، برایمان بگویید.
در ماه‌های اخیر چند مسابقه پشت‌سر هم داشتم. در فرانسه خیلی بد بودم، اما خدا را شکر ریتینگ آن حساب نمی‌شد. در مونته‌نگرو در فرم بهتری بودم و نتایجم قابل قبول بود؛ اگرچه تیم ایتالیایی که عضو آن بودم، خیلی خوب نتیجه نگرفت. الان هم در ایسلند هستم و دو استاد بزرگ را شکست دادم. بعد از این، یک مسابقه سریع در چین دارم و مهم‌ترین هدفم در روزهای پایانی ‌سال میلادی همان رقابت‌های جهانی سریع و برق‌آساست. قول نمی‌دهم بتوانم مثل‌ سال قبل نتیجه بگیرم، اما تمام تلاشم را می‌کنم.
و سوال آخر. سقف رویاهای سارا خادم‌الشریعه در شطرنج کجاست؟
سقف رویاهایم همیشه قهرمانی در مسابقات بانوان جهان در بخش فکری بوده و هنوز با آن فاصله دارم. امسال خودم را جزو ٢٠نفر اول حفظ کردم، اما هدفم این است‌ سال بعد جزو ١٠نفر خودم را فیکس کنم.

دسته‌ها
فرهنگ

همه در یک لابیرنت گیر افتاده‌ایم

هزارتو که بعد از حدود یک ماه از آغاز اکرانش حدود چهار‌میلیارد و چهارصد‌میلیون فروخته، از حضور شهاب حسینی، ساره ‏بیات، غزاله نظر، پژمان جمشیدی، شیرین یزدان‌‎بخش، مریم معصومی و فریبا جدی‌کار بهره برده است. کارگردان این فیلم، ‏امیرحسین ترابی در گفت‌وگو با «شهروند» از فیلمش می‌گوید، از دشواری‌های فیلم اولی بودن و از بهانه‌ای که باعث تغییر نام فیلم ‏شد.

  ساخت فیلمی چون هزارتو برای کارگردان فیلم اولی اتفاق خوبی است که فارغ از ضعف و قوت‌هایش از جریان سینمای روز متفاوت است. اما به‌هرحال بی‌شک از ابتدا آگاه به دشواری‌های این راه بوده‌اید که در تنگنای سینمای اجتماعی فیلمی تند و تلخ را روی پرده بفرستید. وضعیتی که امکان و احتمال اندکی برای موفقیت پیش پای فیلمساز قرار می‌دهد و ریسک بالایی دارد…
دقیقا. این یک عرصه ریسکی است. جنبه ناراحت‌کننده‌تر قضیه هم این است که ما در منگنه فیلم‌های خوب کمدی قرار نداریم، بلکه تمایل به کمدی‌ها و دیالوگ‌های سطحی بیشتر  شده است. اگر یک کمدی خوب بفروشد، نه‌تنها ایرادی ندارد که خوب هم هست. اما متاسفانه در سال‌های اخیر  کمدی‌های سینمای ما به جای اتکا به داستان و موقعیت به یکسری دیالوگ‌های سخیف تکیه کرده و همراه با خود سطح ذائقه مردم را هم پایین کشیده‌اند.
در چنین شرایطی چگونه توانستید گروه را که عوامل صاحب‌نامی هم دارد، با خودتان همراه کنید؟ بازیگرانی که این روزها بدجور در وادی رکوردشکنی و دستمزدهای عجیب‌وغریب افتاده‌اند و راضی‌کردن‌شان برای حضور در فیلم کارگردان فیلم اولی کار راحتی نباید باشد…
وقتی شما کارگردان فیلم اولی هستید، آن پوئن اولیه را که بازیگران با شناخت کارگردان و فیلم‌های سابقش به او اعتمادمی‌کنند، ندارید. در این شرایط بازیگرها تنها چیزی که در دست‌شان است، قصه کار است و باید به آن اعتماد کنند.
و چون قصه در سینمای ما کمیاب شده، پوئن مثبتی هم می‌تواند باشد. نه؟
برای ما که این اتفاق افتاد و بازیگران خوب و حرفه‌ای و اسمی هزارتو با اتکا به آن ترغیب شدند در فیلم بازی کنند. اما آن حرفی که درباره کمیاب‌شدن قصه در سینمای امروز گفتید، کاملا درست است. در سینمای ایران متاسفانه قصه‌گویی کمرنگ شده و چون تهیه‌کنندگان هم می‌بینند مخاطب از کمدی‌های بی‌داستان استقبال می‌کند، آنها هم ترجیح می‌دهند روی فیلمی سرمایه‌گذاری کنند که گیشه تضمین‌شده‌ای داشته باشد.
یعنی بازیگرانی چون شهاب حسینی و ساره بیات و حتی پژمان جمشیدی که این روزها روی بورس است، تنها به‌واسطه داستان هزارتو جذب آن شدند؟
انتخاب بازیگران سرشناس برای هر فیلمسازی دشوار است و باید خیلی چیزها را مراعات کنید. اما برای فیلم اولی از آن هم سخت‌تر است. البته خوشبختانه من با اینکه این فیلم اولم بود، اما بسیاری از دشواری‌های فیلم اولی‌ها را نداشتم. مثلا قرار نبود خودم را ثابت کنم، چون در حیطه کاری تبلیغات و تیزرسازی جزو آدم‌های شناخته‌شده بودم و عوامل کار همه تیزرهایم را دیده بودند و می‌دانستند از نظر فنی و تکنیکی چه توانایی‌هایی دارم.
ولی باز هم فیلم اولی بودید دیگر. تبلیغات و سینما باوجود شباهت‌های ظاهری‌شان دو دنیای متفاوت هستند. نه؟
حرف‌تان را قبول دارم، اما همین‌ها هم می‌توانند نشان دهند که یک نفر این‌کاره هست یا نه.
و حالا به هر ترتیبی اعتماد عوامل مطرح کار را جذب کردید. در مورد تمام بازیگران با اتکا به این مسائل پیش رفتید؟ می‌خواهم بدانم پول چه نقشی در ترغیب بازیگران داشت؟
ما دستمزدهای آنچنانی ندادیم. اما در پاسخ شما باید بگویم شاید مهم‌ترین عامل موثر در کستینگ این کار رفاقت دیرینه من و شهاب حسینی بود که خیلی دوست داشتیم با هم کار کنیم، ولی نمی‌شد، تا اینکه این بار این اتفاق افتاد و همین امر باعث شد دیگر بازیگران هم به کار اعتماد کنند. شهاب یک دوست درجه یک است و یک آدم درجه یک. او هم بازیگر توانایی است و هم انسان شگفت‌انگیزی با قلبی مهربان که دوست دارد اگر کمکی از دستش برمی‌آید، دریغ نکند. در فیلم ما هم حضورش خیلی در ساخته‌شده آن کمک کرد، به‌خصوص در شکل‌گیری کستینگ کار. به‌هرحال وقتی بازیگری مثل شهاب حسینی در فیلمی حضور پیدا می‌کند، یک‌جوری آن کار را قابل اعتماد می‌کند، چون بقیه هم فکر می‌کنند شهاب حتما چیزی در کار دیده که در آن حضور یافته است.
شما در هزارتو روی قصه‌ای تمرکز کرده‌اید که در سال‌های اخیر دستمایه چند فیلم دیگر هم قرار گرفته و در اغلب اوقات هم مورد انتقاد واقع شده است و آن چیزی نیست جز نمایش اتفاقات دردناک بر پایه حضور آسیب‌پذیر یک کودک…
درست است و البته نمی‌دانم ایراد این قضیه کجاست…
آنجایی که اتفاقات دردناکی که بر یک کودک حادث می‌آید، تلخی فیلم را تحمل‌ناپذیر می‌کند…
بگذارید اول از اینجا آغاز کنم که ایده اولیه فیلم از پرونده‌ای جنایی شکل گرفته، یعنی ماجرای گم‌شدن بچه ساخته ذهن ما نبوده که گفته شود برای سوءاستفاده از احساسات مخاطب آن را در قصه گنجانده‌ایم. مورد دوم این است که در هزارتوی داستان اصلی گم‌شدن بچه نیست، تمرکز ما بر خانواده‌ها و به عبارت بهتر روایت ارتباطات و خیانت‌های موجود در بطن این خانواده‌هاست. اما حتی اگر اصل فیلم ما داستان آن بچه بود هم ایرادی نداشت. درباره آن تلخی هم باید بگویم که قرار نیست همه فیلم‌ها شیرین باشند. بگذریم از اینکه از نظر خودم هزارتو فیلمی تلخ نیست. ماجرای بچه هم بیش از اینکه تلخ باشد، تاثیرگذار است.
تلخی فیلم، نه فقط در مورد بچه که در کلیت آن، در روابط بین آدم‌ها و در کل در نگاه شما به جامعه نیز دیده می‌شود. البته این را به‌عنوان نکته منفی نمی‌گویم و بر این باورم سینماگر حق دارد نگاه اجتماعی خودش را در فیلم ارایه‌دهد.
بله، من اما این نگاه را هم تلخ نمی‌دانم، بلکه به نظرم واقع‌بینی است. اگر نگاهی به اجتماع بیندازید، حتی در نگاهی گذرا هم معلوم است که در جامعه‌ای هستیم که بی‌صداقتی در آن بیداد می‌کند. دروغ، پنهان‌کاری و مسائلی از این دست بلایی سر جامعه آورده که بیراه نیست اگر بگویم همه‌مان در یک لابیرنت گیر افتاده‌ایم و مدام دور خود می‌چرخیم.
چرا نام فیلم از لابیرنت به هزارتو تغییر کرد؟
همان‌طور که می‌دانید «لابیرنت» در لغت به معنای «هزارتو» است. پس تغییر اسم شاید از نظر محتوای کار آسیب چندانی به ما نزده. اما مشکل آنجاست که ما با نام «لابیرنت» پروانه ساخت گرفته و تبلیغات‌مان را براساس این اسم انجام داده بودیم. اگر یادتان باشد در جشنواره جهانی هم با نام لابیرنت به نمایش درآمدیم. اما نمی‌دانم چه شد زمانی که برای دریافت پروانه نمایش رفتیم، گفتند نام فیلم باید فارسی باشد. این اتفاق درحالی رخ داد که همزمان چند فیلم دیگر با نام خارجی پروانه گرفتند و از اول‌ سال تاکنون فیلم‌های زیادی اسم خارجی داشته‌اند.
اما ظاهرا آسیب چندانی به فیلم وارد نشده است. فروش خوب هزارتو نشان می‌دهد حتی اگر کمپین تبلیغاتی‌تان با نام لابیرنت بوده، اما تماشاگران هزارتو و ارتباط آن را با لابیرنت شناخته‌اند…
به هر حال فراموش نکنید که من سال‌هاست کار تبلیغات می‌کنم و شناخت خوبی از این وادی دارم، بنابراین با تبلیغات درست و علمی تلاش کردیم نام جدید هزارتو را جا بیندازیم. درواقع از حدود یک ماه مانده به نمایش عمومی «هزارتو» کمپینی تشکیل‌دادیم و فضای فیلم را به مردم معرفی کردیم.
فضایی که پیش از اکران فیلم‌تان به نظر نمی‌رسید چندان هم مورد استقبال مردم قرار بگیرد. شما خودتان از این موضوع نمی‌ترسیدید؟
نه. ما به این موضوع اعتقاد داریم که تماشاگران امروز باهوش‌تر از بینندگان سال‌های پیش هستند و اگر خوراک مناسب به آنها داده شود، یعنی فیلم‌هایی از ژانرهای گوناگون روی پرده بیاید، آنها خوب بلدند از این فرصت استفاده کنند. پیش از ساخت هزارتو چند نفر از دوستانم می‌گفتند که شاید روایت فیلم از سطح تماشاگران عامه ما بالاتر باشد و این ممکن است مانع از برقراری ارتباط شود. اما من به تماشاگران باور داشتم. ما الان تماشاگران‌مان فیلم‌ها و سریال‌های روز دنیا را با کمترین فاصله زمانی دنبال می‌کنند، بنابراین روایت غیرکلیشه‌ای فیلم نمی‌تواند مانع از ارتباط آنان با اثر شود.
راستی، در پایان می‌توانید بگویید از اینکه شما و چند نفر دیگر از فیلمسازان جدید را به دنباله‌روی از اصغر فرهادی متهم می‌کنند، چه حالی دارید؟
اول باید این را بگویم که اصغر فرهادی کارگردان قابل احترام و افتخارآفرینی است که سینمای ما در بسیاری از جنبه‌ها، ازجمله در زمینه نظام مهندسی فیلمنامه به ایشان مدیون است. من اگر از ایشان تاثیری هم گرفته باشم، در این زمینه است که فکر می‌کنم همه باید این کار را بکنند. غیر از آن من امیر حسین ترابی هستم و فیلمی به نام هزارتو ساخته‌ام، که کاملا مال من، از ذهن من و با تخیل من است و جز این چیزی نیست.

دسته‌ها
تیتر یک حادثه

دوراهی آزادی یا حبس آقای شهردار

ساعت ٩ صبح است که او را به دادگاه منتقل می‌کنند؛ با پوشه‌ای نارنجی‌رنگ در دستش وارد دادگاه می‌شود و در جایگاه متهمان قرار می‌گیرد. سیاستمدار پرحاشیه این روزها، همچنان چشمان کنجکاو زیادی را به دنبال خود دارد. هنوز دادگاهش شلوغ است. حتی مردمان عادی که در دادگاه حضور دارند، پشت در سالن می‌آیند تا بدانند سرنوشت  این پرونده جنجالی چه خواهد شد. حدودا چهار ماه پیش یعنی اواخر تیرماه بود که محمدعلی نجفی را به همین شعبه و سالن منتقل کردند. آن روز اما نه از رضایت خبری بود و نه از رهایی از اعدام؛ با این حال نجفی در آن سه جلسه دادگاهش هم خونسرد و با چهره‌ای مطمئن ظاهر شد و صحبت‌هایش را در کمال تسلط روبه‌روی سه قاضی جنایی مطرح کرد. نجفی در آن جلسه مدعی قتل شبه‌عمد شد و گفت که هیچ تیری را مستقیم به مقتول شلیک نکرده است. با این حال در پایان آن سه جلسه حکم اعدام برای شهردار پیشین تهران صادر شد؛ حکمی که با توجه به صحبت‌های برادر میترا استاد به مرحله اجرا هم می‌رسید. اصرار این خانواده بر رضایت‌ندادن و اشد مجازات قاتل میترا آن‌قدر زیاد بود که وقتی چند روز بعد از صدور حکم خانواده مقتول اعلام گذشت کردند، خیلی‌ها شوکه شدند. حالا محمدعلی نجفی به دادگاه می‌آید تا باز هم ماجرای آن صبح شوم سه‌شنبه را با تمام جزئیاتش تعریف کند. کوچکترین جزئیات آنچه که در آن حمام رخ داد می‌تواند در این پرونده جنجالی بسیار تعیین‌کننده باشد.

ابتدا قاضی کشکولی درباره علت تشکیل این جلسه صحبت‌هایی را مطرح می‌کند: «پس از صدور حکم قصاص و تعیین مجازات تعزیری بابت نگهداری غیرمجاز سلاح، شعبه ۴۱ دیوان عالی کشور نقض تحقیقات را از دادنامه صادره از سوی شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران مطرح کرد که پرونده در مسیر رسیدگی برای انجام تحقیقات مقدماتی قرار گرفت. با ارجاع این موضوع به هیأت پنج نفره کارشناسان دادگستری و انجام کارشناسی‌های مربوط در زمان تعیین‌شده به وسیله هیأت مذکور و هیأت قضائی نهایتا هیأت کارشناسان در مهلت تعیین‌شده اعلام نظر کردند و این جلسه نیز با حضور پنج کارشناس دادگستری تشکیل می‌شود.»
نماینده دادستان نیز با مضحک‌خواندن حضور دو نفر در صحنه قتل و انجام قتل به وسیله فرد دیگر می‌گوید: «قتل عمدی میترا استاد نه‌تنها موجب اخلال نظم و امنیت شده است بلکه موجب اخلال در نظم و امنیت کشور و در عرصه بین‌المللی شده است. برای همین در این خصوص تقاضای اشد مجازات را که همان ١٠‌سال حبس تعزیری است، دارم. درخصوص کشف سلاح غیرمجاز هم  خواهان  اشد مجازات  یعنی دو‌ سال حبس تعزیری  هستم  و برای اتهام ایراد صدمه بدنی عمدی صرف نظر از گذشت اولیای دم، تقاضای اشد مجازات را که پنج ‌سال حبس تعزیری است، دارم.»
لرزان اما گیرا
ساعت ١٠: ١٥ شهردار پیشین تهران در جایگاه قرار می‌گیرد. صدای در ابتدا لرزانش، به صدایی رسا و محکم تبدیل می‌شود. وقتی قاضی اتهام‌هایش را به او تفهیم می‌کند، با یک جواب کوتاه، همه آنها را منکر می‌شود: «اتهام‌هایم را قبول ندارم. من عمداً آن مرحومه را نکشتم.»
قاضی از او توضیح می‌خواهد و نجفی ادامه می‌دهد: «اولین‌باری که در جلسات دادگاه شرکت کردم گفتم که حرف‌های من برای کمک به کشف حقیقت است. اکنون هم با همین نیت صحبت می‌کنم؛ نه برای تبرئه خودم. براساس گزارش کارشناسان اسلحه، گلوله‌ها با یک عدم تعادل و به صورت غیرارادی شلیک شده و محل اصابت گلوله‌ها نیز تأیید‌کننده همین موضوع است. این مسأله به حادثه صورتی مبهم داده است و من هم بعد از وقوع حادثه و در اداره آگاهی بعضی از اطلاعات را دریافت کردم و تازه مطلع شدم که پنج گلوله شلیک‌ شده است؛ در حالی‌ که تا قبل از آن گمان می‌کردم که چهار گلوله بوده است. به نظر من نظریه‌ای که توسط هیأت ارایه شد، ایراداتی دارد و قادر نیست که همه شواهد و قرائن را توجیه کند.»
نجفی در این لحظه به موضوعاتی که در کیفرخواست مطرح شد، اعتراض می‌کند و می‌گوید: «در این گزارش آمده است که من به لحاظ عجز از تودیع وثیقه در بازداشت هستم، در حالی ‌که این‌گونه نبوده است. ریاست دادگاه قرار بازداشت من را به قرار وثیقه تبدیل کرد و من موقتا با قرار وثیقه آزاد شدم. اما بنا به دلایلی که هنوز برای خودم هم روشن نیست ظرف مدت ۲۴ ساعت و در روز جمعه بدون آنکه بتوانم با خانواده‌ام خداحافظی کنم دوباره به زندان بازگشتم.»
محمدعلی نجفی در ادامه جلسه دادگاه صحبت‌هایی را درباره نحوه شلیک گلوله‌ها مطرح می‌کند که نشان از غیرارادی‌بودن این تیراندازی‌ها دارد. مسائلی مثل شلیک گلوله پس از افتادن میترا استاد در داخل وان حمام یا پیش از افتادن او مطرح می‌شود «اگر مقتول ابتدا به وان می‌افتاد و گلوله به وی اصابت می‌کرد باید خون زیادی در وان می‌بود، اما براساس گزارشات در کف حمام چند قطره خون وجود داشت.»
در این لحظه قاضی کشکولی رئیس شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران می‌گوید: «همین چند روز پیش وکیل  سابق شما، مطالبی را عنوان کرد که خارج از واقعیت است. حرف‌هایی که انگار بیشتر خواب و رویا بود. وظیفه دادگاه این است که دلایل جرم از بین نرود و امنیت شما نیز حفظ شود. بنابراین تشخیص دادیم که قرار شما تشدید شود و به همین دلیل برادرزاده شما حاضر شدند و شما را معرفی کردند و در وقت کشیک نیز این کار انجام شد. ما هم در دادسرا و هم در دادگاه کشیک داریم و این تصمیم به خاطر رعایت امنیت شما بوده است. تمامی موازین قانونی نیز رعایت شد. اکنون نیز اگر هیأت قضائی تشخیص دهند ممکن است دادگاه دوباره این تصمیم را بگیرد یا دوباره قرار تشدید شود.»
با موکلم مهربان نبودند
حالا نوبت به وکیل متهم، حمیدرضا گودرزی، می‌رسد. قاضی سابق جنایی، در مقام دفاع از موکلش او را خادم جمهوری اسلامی می‌خواند و می‌گوید: «نجفی ٤٠‌سال به جمهوری اسلامی و آموزش‌وپرورش خدمت کرده و مدارس و بنگاه‌های خیریه‌اش در حال خدمت هستند؛ بنابراین برای تعیین مجازات، شخصیت متهم نباید نادیده گرفته شود. اما این چنین نشد و با او با نامهربانی برخورد شد. این همه نامهربانی برای چه بود. هر متهمی با گذشت اولیای دم با قرار وثیقه آزاد می‌شود اما با موکل من مانند دیگران برخورد نشد.»
او در ادامه از تغییر مسیر گلوله‌ای که به مرگ میترا استاد منجر شد، می‌گوید و موضوع کمانه‌کردن تیر و نوع زاویه گلوله را مطرح می‌کند. ادامه دادگاه نیز پس از صحبت‌های داماد و دختر و راننده نجفی به یک ساعت بعد موکول می‌شود. در آن یک ساعت تنفس، نجفی با برادر و دختر و بستگانش صحبت می‌کند. ادامه جلسه نیز با صحبت‌های پنج کارشناس اسلحه ادامه می‌یابد. کمانه‌کردن گلوله‌ها، زاویه‌ای که گلوله وارد بدن میترا استاد شده است،  تماس‌نداشتن دست مقتول با اسلحه و همچنین کشمکش زیاد هنگام تیراندازی مسائلی بود که کارشناسان مطرح می‌کنند. اما جلسه به همین‌جا ختم نمی‌شود و رئیس دادگاه ادامه رسیدگی این پرونده را به روز شنبه، نهم آذرماه، موکول می‌کند. احتمالا روز شنبه مشخص می‌شود که نجفی به خانه‌اش بازمی‌گردد یا همچنان میهمان زندان اوین است.

دسته‌ها
هلال احمر

همکاری هلال و دانشگاه برای خدمت به بانوان بیرجند

محمدرحیم شهریاری، معاون داوطلبان هلال‌احمر خراسان‌جنوبی در گفت‌وگو با «شهروند» درباره میزان محرومیت مناطق روستایی در این استان می‌گوید: «در راستای تحقق اهداف والای جمعیت هلال‌احمر مبنی بر حمایت از زندگی و سلامت جامعه، در ایام مختلف‌ سال تیم‌های کاروان سلامت به مناطق محروم و کم‌برخوردار استان اعزام می‌شوند. در همین راستا و به مناسبت هفته سلامت بانوان کاروان سلامت به روستای بویک از بخش شاخنات شهرستان بیرجند اعزام شد و به ارایه خدمات مختلف درمانی، آموزشی و فرهنگی در بین بانوان روستا پرداختند.»

این کاروان چهار نفره در قالب تیم درمانی متشکل از پزشک عمومی، متخصص زنان، ماما و پرستار بودند که توانستند بیش از صدنفر از بانوان را ویزیت کنند و خدمات بهداشتی و درمانی ارایه کنند. همچنین بسته‌های بهداشتی به ارزش ٥میلیون تومان را میان بانوان این روستا توزیع کردند.
شهریاری با اشاره به آنکه اقدامات کاروان سلامت در نقاط مختلف استان همواره در ذهن و دل مردم ماندگار است و دعای خیر آنان باعث تلاش بیشتر در این مسیر می‌شود، عنوان می‌کند: «طی مدت فعالیت این کاروان آموزش‌هایی پیرامون مقابله با بیماری‌هایی همچون فشارخون، دیابت، قلبی و ریوی به زنان و دیگر اهالی روستا داده شد.»
همکاری دانشگاه و هلال برای خدمت به بانوان بیرجند
میترا مودی، مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در امور زنان که مسئولیت هماهنگی پزشکان را در این کاروان برعهده داشت، از خدمات این کاروان سلامت به «شهروند» می‌گوید: «این کاروان که با همکاری دفتر امور بانوان دانشگاه علوم پزشکی و هلال‌احمر برگزار شد، خدماتی را در زمینه بیماری‌های مختص به بانوان ارایه کرد، همچنین پزشک عمومی نیز برای معاینه سایر بیماری‌ها و تجویز دارو در کاروان حضور داشت. به دلیل مشکلات دهان و دندان، دندانپزشک در کاروان حضور داشت و پرستاران تیم مسئول اندازه‌گیری فشار و قندخون بودند.»
به گفته این مسئول دانشگاه علوم پزشکی مشکلاتی مانند فشار خون و دیابت به دلیل سالمندبودن جمعیت روستا و بیماری‌های عفونی زنان شایع بود. همچنین مشکلات دهان و دندان نیز بسیار بود، اما به دلیل نبود یونیت دندانپزشکی خدمات تخصصی در این زمینه انجام نشد، به علاوه براساس اندازه‌گیری میزان قد و وزن افراد، چاقی‌های ناحیه شکمی بسیار دیده می‌شد.
مودی درباره نیازسنجی‌هایی که استانداری و هلال‌احمر انجام داده‌اند، می‌گوید: «به دلیل آنکه خانه بهداشت روستا مدتی بدون پزشک مانده و در ارایه خدمات بهداشتی وقفه افتاده بود، مردم برای اعزام تیم پزشکی درخواست داده بودند، به همین دلیل کاروان سلامت در این منطقه مستقر شد و توانست به بیش از صدنفر خدمات درمانی ارایه کند که بخشی از آن نیز به آقایان اختصاص یافت.»
مشاور رئیس دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در امور زنان درخصوص دیگر خدمات ارایه‌شده در این کاروان توضیح می‌دهد: «در این کاروان ماما همراه‌مان بود تا به خانم‌های بالای ٣٠‌سال روستا که ازدواج نکرده بودند درباره مشکلاتی که داشتند، آموزش‌هایی بدهند، همچنین روانشناس حاضر در تیم نیز به افرادی که متقاضی بودند، خدمات مشاوره‌ای ارایه کرد. بسته‌های بهداشتی و لوازم‌التحریر را نیز هلال‌احمر تهیه کرد که در اختیار افراد و دانش‌آموزان قرار گرفت.»
مودی به تجربه‌های پیشین خود از حضور در مناطق محروم برای ارایه خدمات بهداشتی می‌گوید: «این نخستین همکاری من با هلال‌احمر برای حضور در کاروان سلامت بود، اما پیش از این از طریق بسیج جامعه پزشکی فعالیت‌های گسترده‌ای را انجام داده بودیم.» برای مثال چندین بار به مناطق محروم‌تر سربیشه و نهبندان رفته‌بودیم، حتی توانستیم خدمات تخصصی دندانپزشکی در آن مناطق ارایه دهیم، همچنین دستگاه رادیالوژی به همراه داشتیم و پزشک متخصص می‌توانست کارهای سونوگرافی را انجام دهد. در کل مناطق روستایی استان شرایط چندان مساعدی ندارند، اما این منطقه نسبت به دیگر روستا تا حدودی وضع مناسب‌تری داشتند.»

٢٤ سال خدمت به بانوان در مناطق محروم

|  دکتر زهره خزاعی|   متخصص زنان|

به مناسبت هفته سلامت بانوان به همراه گروهی از دانشگاه علوم پزشکی و جمعیت هلال‌احمر به یکی از روستاهای بیرجند رفتیم، در آنجا بانوان روستا را جمع کرده و کارگاه‌هایی برای آموزش‌های بهداشتی برگزار کردیم. من هم به‌عنوان متخصص زنان، خانم‌ها را ویزیت کردم که بیشتر مشکلات عفونی داشتند. چیزی که جالب بود، بانوانی بودند که در سنین بالا هنوز ازدواج  نکرده و مشکلات مختص به خود را داشتند. همچنین به دلیل کار و زندگی دشوار دچار کمردردهای شدیدی بودند. در این تیم پزشک عمومی نیز حضور داشت تا به مشکلات فشارخون و دیابت مردم رسیدگی کند. ‌سال ٦٨ مدرک پزشک عمومی را گرفتم و ‌سال٧٤ نیز در تخصص زنان فارغ‌التحصیل شدم، از آن زمان تاکنون سال‌هاست که در مناطق محروم کار می‌کنم، به همین دلیل بسیاری از خانم‌ها من را می‌شناختند. تعدادی از آنها در آغوشم می‌گرفتند و می‌گفتند که چندین‌سال قبل پیش شما زایمان کردیم یا خانمی می‌گفت نوه‌ام را به دنیا آوردید. همین برخورد خوب و گرم است که باعث می‌شود انگیزه بیشتری برای خدمت داشته باشم. این نخستین‌بار بود که به همراه هلال‌احمر برای ویزیت به مناطق روستایی رفتم اما پیش از این چندین‌بار همراه بسیج پزشکان به روستاهای محروم نزدیک طبس و همچنین روستاهای اطراف سربیشه رفته بودیم. در این مناطق افراد کار کشاورزی و دامداری می‌کنند و خانم‌ها توجه چندانی به سلامت خودشان و آگاهی نسبت به مسائل بهداشتی زنان ندارند. مشکلات معیشتی نیز باعث می‌شود تا نتوانند به متخصص مراجعه کنند. به همین دلیل چنین کاروان‌هایی که در آن ویزیت رایگان صورت می‌گیرد و دارو در اختیار مردم قرار می‌دهد، برای مناطق محروم بسیار ضروری است.

خدمت از نقطه صفر مرزی تا چادر عشایر

|  محمدحسین جامی|   پزشک عمومی|

دو ‌سال است که به صورت داوطلبانه با جمعیت هلال‌احمر همکاری دارم و چندین‌بار به بسیاری از مناطق محروم در نزدیکی بیرجند برای ویزیت رایگان رفته‌‎ام. این فعالیت‌های داوطلبانه تنها مختص به هلال‌احمر نیست و در تمامی سازمان‌هایی که در کار خیریه‌‌ای فعالیت دارند، شرکت داشته‌ام. هر ‌سال حداقل نزدیک به پنجاه‌بار به مناطق محروم  از نقطه صفر مرزی خراسان جنوبی تا چادرهای سیاه عشایر و مناطق نزدیک به استان کرمان، زاهدان و مشهد برای ویزیت رایگان همراه با کاروان‌های مختلف می‌رویم. به‌تازگی نیز همراه دانشگاه علوم پزشکی و هلال‌احمر به مناسبت هفته سلامت بانوان به یکی از روستاهای بیرجند رفتیم تا به مشکلات مردم رسیدگی کنیم. مردمانی بسیار میهمان‌نواز و مهربان بودند که برخوردی مودبانه و صمیمی با تمام بچه‌های تیم داشتند. همچنین بسیار قدرشناس بودند، یادم می‌آید پیرمردی برای ویزیت آمده بود به من گفت که شما برای خدمت به ما آمده‌اید و قصد داشت پیشانی من را ببوسد. از نظر بهداشتی نسبتا شرایط خوبی داشتند و بسیار آموزش‌پذیر بودند. در منطقه‌ای که رفتیم افراد از سنین پایین تا میانسالی مشکل دیابت و فشار خون داشتند و از نظر اقتصادی و معیشتی نیز از وضع حداقلی برخوردار بودند. همچنین به دلیل نداشتن رژیم غذایی و سبک زندگی مناسب افراد اضافه وزن داشتند و مواد قندی زیاد مصرف می‌کردند.
خدمت‌کردن در مناطق محروم و نیازمند و انجام ویزیت رایگان  برایم بسیار لذت‌بخش است و همین که قدردان هستند و دعای خیرشان همراهم است، برایم یک دنیا ارزش دارد.

دسته‌ها
تیتر یک جامعه

موج تخریب مساجد تاریخی ورامین

مهتاب جودکی| شبستان را رخ در رخ بنای ایلخانی سیدفتح الله ساخته‌اند. بی‌آنکه سرنوشت کتیبه ٨٠٠ ‏ساله مهم باشد و کسی جلوی تخریب کاشی‌ها و آینه‌کاری‌های پهلوی و معاصر را بگیرد.  گنبد سیدفتح الله ‏ورامین، یک‌سال پیش با ریختن دیوارها پیدا شده بود و حالا چند ماهی است پشت سازه دیگری گم شده ‏است. ‌سال پیش اداره میراث فرهنگی جلوی ساخت‌وساز سازمان اوقاف و خیریه ورامین را گرفت، اما خیلی ‏زود زیر بار طرح دیگری رفت که اجازه می‌داد ستون‌های شبستان بالا برود و سقفی رویشان بنا شود و در ‏کمترین فاصله از بنای ایلخانی قرار بگیرد. بعد از ویرانی صددرصد سه مسجد صفوی و ثبت شده حصار ‏حسن بیک، مسجد قاجاری و ثبت شده حاجی آباد سالار و مسجد صفوی و واجد ارزش جعفرآباد جنگل، این ‏چهارمین مسجدی است که در ورامین رو به ویرانی می‌رود؛ اثر به شماره ٩٨٩٣ در فهرست آثار ملی. با ‏وجود همه شگفتی فعالان و دوستداران میراث فرهنگی از بنای ساخته شده کنار گنبد سیدفتح الله، میراث ‏فرهنگی می‌گوید شورای فنی میراث استان تهران نقشه این سازه را تأیید کرده و حالا باید منتظر بود تا امروز ‏و فردا، کارشناسان این اداره راهی خیابان ١٥ خرداد شوند و استاندارد بودن یا نبودن ساختمان اوقاف را ‏بررسی کنند.‏

تخریب شد؛ ساخته شد ‏
یک طرف گنبد ایلخانی خیابان است و سه طرفش قبرستان عمومی و قدیمی شهر. تا یک‌سال پیش دو ‏شبستان هم در کنار این بنا بود که در دهه شصت ساخته شده بودند و با دفن پیکر کشته‌شدگان جنگ، ‏گلزار شهدای ورامین در اطراف گنبد شکل گرفته بود.‌ سال پیش اما اداره اوقاف شبستان‌ها را تخریب و ‏بنا کرد به ساختن سازه‌ای دیگر در حریم اثر که میراث فرهنگی مانعش شد و بعد اصلاح طرح، دوباره ‏ساخت‌وساز را از سر گرفت. محمدرضا تاجیک، فعال میراث فرهنگی ورامین وکارشناس ارشد تاریخ به ‏‏«شهروند» می‌گوید ساخت‌وساز جدید اداره اوقاف در سه‌وجه این بنای تاریخی است: «پارسال که اداره ‏میراث فرهنگی ورامین جلوی ساخت‌وساز آنها را گرفت، فقط ستون‌هایی دورش کاشته بودند تا حسینیه ‏دیگری بسازند، اما امسال دوباره شروع کردند و این بار هم فعالان میراث فرهنگی منطقه ابراز نگرانی کردند. ‏اداره اوقاف و میراث فرهنگی هیچ واکنشی به این نگرانی‌ها نداشتند.» به گفته او این ساخت‌وساز تخریب‏هایی هم به بار آورده است، چه آنکه از تصاویر منتشر شده از بنا هم پیداست:   «کاشی‌های دوره پهلوی در ‏ضلع جنوبی و آینه‌کاری‌های ضلع غربی، آسیب زیادی دیده است. ستون‌ها تا یک متری خود گنبد بالا ‏آمده است و سقف رویش نصب شده.» بی‌توجهی به این آسیب‌ها درحالی است که در سردر ورودی ضلع ‏شمالی این بنا کتیبه‌ای هشتصد ساله از عصر ایلخانان به یادگار مانده است؛ نقش برجسته‌ای به رنگ ‏اخرایی، به خط ثلث پابلند. تاجیک می‌گوید علاوه بر این کتیبه، اصل بنا و گنبد هم در معرض خطرند.‏
با اوقاف توافق کردیم
‏بیست‌ویکم تیرماه امسال، این خبر با تصویری از ستون‌هایی که در حریم اثر بالا رفته، روی خروجی خبرگزاری‌های ‏رسمی قرار گرفت: «عملیات بازسازی بقعه و تکیه تاریخی معروف به «سیدفتح الله» ورامین پس از یک‌سال ‏توقف بار دیگر از سر گرفته شد.» درحالی‌که در طرح اولیه، ستون‌های شبستان به ارتفاع ۹متر در نظر ‏گرفته شده بود و بقعه اصلی را محصور می‌کرد، با اصلاح طرح بازسازی بقعه، اجرای عملیات احداث شبستان ‏در حاشیه این بنا از نظر میراث فرهنگی بلامانع اعلام شد. رشید اسدپور، سرپرست اداره اوقات و امور خیریه ‏شهرستان ورامین، گفت که ارتفاع ستون‌ها در نقشه‌های جدید به ۵.۵ متر کاهش یافته است: «در مرحله اول ‏این عملیات، دو شبستان با استحکام بنای مناسب برای پذیرایی از مردم احداث می‌شود و در مرحله بعد با ‏هماهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران، مزار شهدای دوران هشت‌سال دفاع مقدس ساماندهی می‌شود‎.» با ‏این همه ابراهیم ولایت، رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان ورامین پیش از این با این ساخت و ‏سازها مخالفت کرده و گفته بود: «در طرح بازسازی بقعه سید فتح‌الله، هیچ اظهارنظری از بنیاد شهید برای ‏بازسازی گلزار شهدا در نظر گرفته نشده است‎.‎‏ ۱۸۰ شهید در صحن بقعه آرمیده‌اند که برای بازسازی قبور ‏این شهدا در طرح بازسازی این مکان، استعلامی از بنیاد شهید نشده و این امر موجب تکدر خاطر خانواده ‏معظم شهداست.»‏
محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به «شهروند» ‏می گوید:   «موارد مختلف تخریب و تعرض به این دست آثار تاریخی اغلب به این دلیل است که این بناها به ‏صورت هیأت امنایی اداره می‌شوند و مشکل ما این است که یکسری کار سرخود اتفاق می‌افتد، حتی ‏بدون تصویب خود سازمان اوقاف و امور خیریه. اما حالا رفته‌ایم و تفاهم‌نامه‌ای امضا کرده‌ایم تا یکی یکی ‏این موارد را با کمیته حل کنیم. این تفاهم کلی و برای همه آثاری است که در دست سازمان اوقاف است و ‏به تازگی بین وزیر میراث فرهنگی و مهدی خاموشی، رئیس سازمان اوقاف و خیریه امضا شده تا همه ‏تغییرات و ساخت‌وسازها از این به بعد با هماهنگی اتفاق بیفتد.» اشاره او به توافقی است که ماه پیش اتفاق ‏افتاد و مونسان، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری وصنایع دستی در مراسم امضای آن گفت:  «یکی از مهم‌ترین محورهای همکاری وزارت ‏میراث‌فرهنگی با سازمان اوقاف که در این تفاهم‌نامه دیده شده این است که هر بقعه تاریخی که اوقاف ‏معرفی کند، بررسی می‌شود و در صورت دارا بودن شرایط لازم نسبت به ثبت ملی و حتی جهانی ‏آن اثر اقدام خواهد شد.» بناهای زیادی در کشور وجود دارد که مالکیت بعضی‌شان با سازمان اوقاف و امور ‏خیریه است. هرچند ژیلا خدادادی، رئیس دفتر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان ‏ورامین به «شهروند» می‌گوید تا به حال شاهد همکاری از سوی این ارگان نبوده است: «اوقاف، اماکن ‏متبرکه و مساجد را تحت مدیریت دارد که بعضی‌شان تاریخی‌اند، اما تا امروز ندیده‌ایم برای مرمت اثری ‏پیش قدم شود. می‌خواستند بقعه سید فتح الله را هم با خاک یکسان کنند. خیلی‌ها نمی‌دانستند این اثر ‏ملی است، من یک تنه ایستادم و طرح شکایت کردم. درحال حاضر امامزاده یحیی و همین بنای سید فتح ‏الله نیاز به مرمت دارند اما آنها هیچوقت از محل نذورات یا فروش قبور، مرمت و بازسازی سطحی هم انجام ‏نداده‌اند. مگر اینکه بخواهند شبستانی شبیه آنچه کنار گنبد سید فتح الله ساخته‌اند، برای برگزاری مراسم و ‏به قصد توسعه بسازند. در غیراین صورت ندیده‌ام با میراث فرهنگی همکاری کنند.»‏
به میراث فرهنگی فشار آوردند
تشخیص غیراستاندارد بودن سازه جدید اوقاف ساده است، اما خداداد می‌گوید، کارشناسان باید این موضوع را ‏بررسی کنند:  «‌سال پیش بعد از مخالفت میراث، آنها طرحی دادند که در شورای فنی اداره کل میراث ‏تایید شده و حالا باید کارشناسان میراث فرهنگی بررسی کنند تا ببینیم، سازه جدید براساس طرح اجرا شده ‏یا تخلفی انجام شده است. بعد از تأیید کارشناس شکایت خواهیم کرد، هر چند درحال حاضر به خود بنا آسیبی ‏نرسیده، چون محفوظ است و دورتادورش آزاد.» او خبر می‌دهد بعد از مخالفت با ساخت‌وساز کنار ‏بنای تاریخی خیابان ١٥خرداد، ارگان‌های مختلف و کسبه به میراث فرهنگی فشار آورده‌اند:   «سال پیش که ‏عملیات را متوقف کردیم، در شهرستان بسیار تحت فشار بودیم؛ از طرف ارگان‌ها و مردم، اداره اوقاف و ‏کسبه. آنها قبل از اینکه طرح‌شان را با شهرداری و بنیاد شهید و میراث فرهنگی مطرح کنند، تخریب را آغاز ‏کردند و  این باعث شده بود کسبه محل از آوارشدن دیوارها بترسند، استشهاد جمع کنند و بیاورند که ‏‏«تکلیف را روشن کنید.» بنابراین با توجه به فشاری که روی میراث بود، مجبور شدند طرحی بدهند که بنا ‏آسیب نبیند و حفظ شود و نظر اوقاف هم جلب شود.» به گفته او درحال حاضر ساخت‌وساز متوقف شده ‏است و باید منتظر نظر کارشناسان میراث فرهنگی و شهرداری بود. ‏
تخریب سه مسجد در ورامین
میراث فرهنگی ورامین در نبود اداره مدت‌هاست که فراموش شده است. افزایش حفاری‌های غیرمجاز، تخریب‌های پی‌درپی و رهاشدن آثار ملی ارزشمند و ثبت‌شده در روستاها شاهد این بی‌توجهی‌اند. تاجیک، ‏کارشناس تاریخ از سه مسجد تاریخی نام‌می‌برد که در پی همین بی‌توجهی‌ها از بین رفته‌اند: «مسجد ‏دوره صفوی روستای حصار حسن بیک، مسجد صفوی روستای جعفرآباد جنگل و مسجد قاجاری در روستای ‏حاجی‌آباد سالار آثاری‌اند که در سال‌ها و ماه‌های گذشته به‌طور کامل تخریب شده‌اند و میراث فرهنگی هیچ ‏واکنشی نداشته است.»‏
مسجد بازمانده از دوره صفوی حصار حسن بیک، ثبت ملی بود، اما ‌سال ٩٣، برای توسعه‌ حیاط یک مسجد ‏‏١٠ ساله، شبانه آن را تخریب و حتی معلوم نشد آوارش را چطور تخلیه کردند، با اینکه مرمت شده بود، ‏سر سوزنی از آن باقی نماند و ویرانه‌هایش تبدیل شد به حیاط شمالی مسجدی جدیدالاحداث. رئیس دفتر ‏میراث‌فرهنگی ورامین می‌گوید: «این تصمیمی بود که مسئولان روستا و بخش گرفته بودند و با اینکه از ‏مسببان تخریب شکایت‌شد، اما درنهایت به جایی نرسید.»‏
مسجد صفوی روستای جعفرآباد جنگل را‌ سال اواخر دهه ٧٠ مرمت و بازسازی اساسی کرده بودند. با اینکه ‏این بنا هرگز در فهرست آثار ملی ثبت نشد، اما در ‌سال ٨٠ از سوی کارشناسان میراث تهران شناسایی و ‏مستندسازی و واجد ارزش ثبت تشخیص داده شد، هرچند در طول ١٣‌سال ثبت نشد و در ‏نهایت آن را تخریب ‌کردند. سال ٩٢ در بازدید جمعی از مسئولان شهری خبرآمد که قرار است «مسجد از ‏حالت مخروبه فعلی خارج» و ملک و ساختمان متعلق به آن «تبدیل به احسن و احیا» شود‎.‎‏ از نگاه ‏خدادادی هم این مسجد تخریب شد، چون ثبت ملی نشده بود، هرچند اگر ثبت هم شده بود «آنقدر آسیب‌دیده ‏بود که از شدت ویرانی دیگر برای روستا معضل بود»، «معتادان در آن تجمع می‌کردند» و دست آخر «برای ‏حفظ امنیت روستا تخریبش کردند.» ‏
مسجد قاجاری در روستای حاجی‌آباد سالار هم سومین موردی است که در ورامین تخریب شده، اما کسی ‏حتی از ویرانی آن باخبر نیست. نام این اثر هنوز در فهرست آثار ثبت‌شده ورامین هست: مربوط به اواخر ‏قاجار و ثبت‌شده به شماره ١٥٧٧٠ در مرداد ٨٥. خدادادی هم از وضع این بنا خبر ندارد.‏
یک ماه پیش هم نام مسجد جامع ورامین به زبان‌ها افتاد، اثر مهم بازمانده از دوره ایلخانی. بخشی از حیاط ‏بیرونی در حاشیه باغچه ضلع شمالی به دلیل نشت آب دچار فرونشست و چاله‌ای در حیاط و ورودی ‏دفتر میراث فرهنگی ایجاد شد که به گفته مسئول اداره میراث هنوز مرمت نشده است. این اثر که ‌سال‏‏١٣١٠ به شماره ١٧٦ در شمار فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده، سی‌ام آبان‌ سال پیش هم دچار حادثه ‏شده بود: در عملیات بهسازی محوطه بیرونی مسجدجامع ورامین که شهرداری انجام داد، لوله اصلی انتقال آب ‏ورامین دچار شکستگی شد و خبر آمد با نفوذ آب، دیواره شمالی محوطه مسجد فروریخته است. رئیس ‏دفتر میراث فرهنگی ورامین همان زمان با اشاره به وارد شدن خسارت به دیواره‌های محوطه مسجد تاریخی ‏از توقف عملیات بهسازی محوطه مقابل مسجد خبر داده بود، اما حالا می‌گوید:   «گذاشتیم عملیات شهرداری ‏ادامه پیدا کند و هنوز تمام نشده است. فاصله‌اش با مسجد زیاد است و مشکلی برای اثر ایجادنمی‌کند. فقط ‏باید کف برداشته شود تا مطمئن شویم زیرش مشکل خاصی ندارد و دوباره آن را آجر فرش کنیم. رطوبت ایجادشده به دلیل آبیاری درختان و نشت لوله بود و به مسجد نفوذ کرد، اما درنهایت مشکلی پیش نیامد، چون این ‏بنا زهکش دارد و رطوبت را رفع می‌کند.»‏

دسته‌ها
تیتر یک رویداد

ناگفته های روحانی درباره اجرای سهمیه بندی بنزین

حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی عصر چهارشنبه در جلسه شورای اداری استان آذربایجان شرقی و پس از افتتاح چندین طرح عمرانی به صورت ویدئو کنفرانس در سخنانی به توضیح درباره چرایی افزایش قیمت بنزین و چگونگی تصمیم گیری و اجرای این طرح پرداخت.  به گزارش ایرنا، حسن روحانی با بیان اینکه خودش هم از زمان سهمیه‌بندی بنزین مطلع نبود گفت:«شبی که این طرح اجرا شد حتی من هم نمی دانستم و من نیز صبح جمعه از اجرای طرح خبردار شدم».

رئیس جمهوری در ادامه با یادآوری اینکه دولت ایران بیشترین یارانه سوخت را در تمام دنیا می دهد، گفت: محاسبات مراکز اقتصادی دنیا این است که ۲۶ میلیارد دلار در سال ما داریم یارانه سوخت می‌پردازیم که فقط سهم بنزین حدود ۱۸ میلیارد دلار است. روحانی اظهار داشت: این در حالی است که هر لیتر بنزین را بین ۵۵۰۰ تا ۶ هزار تومان صادر می کنیم.»
رییس جمهوری در ادامه به این موضوع اشاره کرد که طرح افزایش قیمت بنزین از سال ۹۵ در دستور کار دولت بوده اما هر بار به دلیلی اجرای آن به تعویق افتاده است.روحانی گفت: «سال ۹۴ آخرین باری بود که قیمت بنزین تغییر کرد؛ در سال ۹۵ مصمم به تغییر بودیم اما اعضای دولت مخالفت کردند. در سال ۹۶ دولت بحث اصلاح قیمت آن را به مجلس داد اما در جلسه ای که با اعضای کمیسیون تلفیق بودجه برگزار شد، پیشنهاد کردند که با توجه به شرایط اقتصادی ، اجرای آن یک سال به تعویق بیفتد که با آن موافقت کردیم.»
او  با بیان اینکه اجرای تحریم ها در سال ۹۷ مانع از آن شد که اصلاح قیمت سوخت رخ دهد، گفت: «پارسال همین ایام می‌خواستیم آن را اجرا کنیم اما در دولت پیشنهاد کردند که اصلاح قیمت ها به بعد از ۲۲ بهمن موکول شود؛ از آنجا که موضوع را به مقام معظم رهبری اطلاع داده بودم، به ایشان نیز اعلام کردم اما پس از آن برخی گفتند به بعد از عید موکول کنید.»
روحانی اظهار داشت: «اردیبهشت ماه امسال قرار بود این طرح اجرا شود اما یک خبرگزاری روز سه شنبه اعلام کرد که قرار است از پنجشنبه قیمت بنزین تغییر کند؛ من در سفر کرمانشاه بودم که وزیر نفت اطلاع داد که پمپ بنزین‌ها ازدحام شده و راه‌بندان‌های چند کیلومتری به راه افتاده به طوری که حتی تانکرهای سوخت هم امکان حرکت ندارند؛ به من گفتند اگر لغو نکنید مشکل می‌شود و لذا از همان کرمانشاه اجرای آن را لغو کردیم.»
روحانی در پاسخ به اینکه برخی می گویند چرا در شب جمعه سهمیه بندی بنزین اعلام شد، اظهار داشت:«با توجه به حاشیه‌هایی که در اردیبهشت ماه برای اعلام سهمیه بندی بنزین روی داده بود، من موضوع را حدود یک ماه پیش به وزیر کشور و شورای امنیت کشور واگذار کردم تا اجرای آن را برنامه‌ریزی کنند و هر وقت شرایط مناسب بود اجرایی شود.»رئیس جمهوری گفت: حتی شبی که اجرا شد، من نمی‌دانستم که این هفته اجرایی می شود یا هفته بعد؛ من هم مثل شما صبح جمعه فهمیدم که قیمت‌ها تغییر کرده است. رئیس جمهوری با یادآوری اینکه موضوع حمایت از اقشار کم درآمد از پارسال در جلسات سران سه قوه مطرح بوده است، اظهار داشت: «نظر من این بود که با توجه به اینکه مردم در فشار هستند، راهی برای کمک به آنها پیدا کرده و به آنها ماهانه اعتبار خرید بدهیم؛ ابتدا هم قرار بود به جای پول، اعتبار خرید کالا بدهیم اما گفتند که فروشگاه‌هایی که می توان از آنجا خرید انجام داد، کم است و سبب ایجاد صف خرید می شود.روحانی اطمینان داد: «کل درآمد اجرای این طرح نصیب مردم می شود و چون این تصمیم خلاف مصوبه دولت بود، از رهبری برای اجرای آن اجازه گرفتیم.»
رییس جمهوری با تاکید بر اینکه اصلاح قیمت انرژی ضروری بود، اظهار داشت:«در زمینه شیوه اجرای آن هم از نظر من کار به شورای امنیت کشور واگذار شده بود و آنها هم تلاش کردند که خوب اجرا شود.» روحانی اظهار داشت: «این طرح، مصوب سران سه قوه است و پس از تصویب خدمت مقام معظم رهبری ارایه شد و ایشان هم به من تاکید کردند که آیا هر سه موافقید؟ که برای اطمینان ایشان طرح را که با دستخط هر سه قوه نوشته و امضا شده بود ، تقدیم ایشان کردم و ایشان هم فرمودند که حمایت می کنم.»

رئیس‌جمهوری در جمع مردم زلزله‌زده آذربایجان شرقی: قول می‌دهم دولت به وعده‌های داده‌شده عمل کند

رئیس‌جمهوری صبح دیروز برای سفری نیم‌روزه به آذربایجان ‌شرقی رفت. در این سفر بیش از ١٨ طرح مهم در استان افتتاح و چهار طرح عمرانی هم با دستور رئیس‌جمهوری آغاز شد. حسن روحانی علاوه بر افتتاح پروژه‌های عمرانی، با همراهی علی‌اصغر پیوندی، رئیس جمعیت هلال‌احمر کشور  از مناطق زلزله‌زده بازدید کرد و در سفر خود به بستان‌آباد، میانه و تبریز در شورای اداری استان حضور یافت.
او در جمع مردم روستای زلزله‌زده دستجرد با تأکید بر اینکه دولت از هیچ کاری برای کمک‌رسانی و رفع مشکلات مردم و مناطق زلزله‌زده دریغ نخواهد کرد، گفت: «دولت و همه دستگاه‌های امدادرسان تا پایان امدادرسانی، رفع مشکلات و بازسازی مناطق آسیب‌دیده در کنار زلزله‌زدگان خواهند بود. به همه اهالی روستاهای زلزله‌زده قول می‌دهم که دولت به همه وعده‌های داده‌شده در زمینه کمک‌های بلاعوض، پرداخت وام، مرمت و بازسازی یا احداث ساختمان‌های آسیب‌دیده عمل خواهد کرد.»
روحانی با تأکید بر اینکه دولت مشکل شما را مشکل خود می‌داند، گفت: «خوشبختانه از ابتدای این حادثه همه مسئولان و نهادها از هلال‌احمر و نیروهای امدادی تا نیروی انتظامی، دفاعی و بسیج  پای کار آمدند و در کنار شما بودند. براساس گزارش‌های ارایه‌شده، حدود نیم‌ساعت پس از وقوع زلزله، اولین امدادرسانی‌ها انجام شده است.» رئیس‌جمهوری با تأکید بر اینکه تا پایان امدادرسانی‌ و رفع مشکلات در کنار زلزله‌زدگان خواهیم بود، گفت: «خانه‌های احداثی باید مقاوم‌سازی و به‌گونه‌ای بنا شود که اگر خدای ناکرده زلزله دیگری اتفاق افتاد دچار آسیب نشود. کشور ما در بسیاری از مناطق در خط زلزله قرار دارد و هر از گاهی ممکن است به دلیل زلزله دچار آسیب شود، لذا باید ساختمان‌های احداثی در برابر زلزله استحکام لازم را داشته باشد.» رئیس‌جمهوری در ادامه همه مسئولان را خطاب قرار داد و گفت:   «از همه مسئولان به‌ویژه بنیاد مسکن می‌خواهم به نیازمندی‌های فوری و ضروری مردم رسیدگی کنند و همه توان و تلاش خود را برای رفع مشکلات و برقراری شرایط عادی در زندگی آسیب‌دیدگان به‌کار بگیرند.»

دسته‌ها
یادداشت

چرا مالکان خانه‌های یک‌میلیاردی نباید یارانه بگیرند؟

بیت‌الله ستاریان کارشناس اقتصاد مسکن| پرداخت یارانه به افراد به شکلی که هم‌اکنون در جامعه ما انجام می‌شود، اصولی نیست و علم اقتصاد این پدیده را کاملا غلط می‌داند. اگر در جامعه‌ای قرار به پرداخت یارانه ماهانه باشد حتما باید فقط به دهک‌های پایین اختصاص داده شود اما دولت در حال حاضر دهک‌های میانی و متوسط را هم برای پرداخت یارانه بنزین در نظر گرفته است. این درحالی است که در سایر کشورها فقط به دهک‌های پایین یارانه‌ دولتی پرداخت می‌شود.   ظاهرا یکی از ملاک‌هایی که دولت برای حذف افراد از طرح یارانه معیشتی در نظر گرفته داشتن خانه‌ای به ارزش یک‌میلیارد تومان است که این ملاک اصلا درست نیست. معتقدم اگر کسی مسکن شخصی دارد، مستحق دریافت یارانه نیست. درست است که قیمت مسکن جهش زیادی داشته و کمتر خانه‌ای را می‌توان در تهران و شهرهای بزرگ پیدا کرد که قیمت آن زیر یک‌میلیارد تومان باشد، اما به هرحال کسی که فارغ از هر قیمتی مسکن دارد، یعنی با یکی از چالش‌های بزرگ مردم قشر فقیر و حاشیه‌نشین دست و پنجه نرم نمی‌کند. فرقی ندارد که این خانه چند متر باشد، چه قیمتی داشته باشد و حتی در کجای تهران واقع شده باشد. پس کسی که حتی خانه‌ای به ارزش ٢٠٠ یا ٣٠٠‌میلیون هم داشته باشد، مستحق دریافت یارانه معیشتی نیست، هرچند این فرد در دهک میانی و قشر متوسط قرار نداشته باشد. ضمن اینکه فقط خانه‌داشتن افراد نمی‌تواند برای قضاوت درباره وضع مالی آنها ملاک باشد. درحال حاضر خانه‌هایی در تهران  وجود دارد که اجاره‌بهای آنها هم‌سنگ قیمت خرید خانه در مناطق پایین شهر است. پس کسانی هم که مستأجر هستند به صرفِ مستأجر بودن نمی‌توانند در زیرمجموعه افرادی قرار بگیرند که باید یارانه دریافت کنند، چون ممکن است فردی مستأجر باشد اما درآمد خوبی داشته باشد و به راحتی بتواند از پسِ اجاره‌بهای سنگین یک خانه لوکس برآید و یارانه ٥٠‌هزار تومانی برای او محلی از اِعراب نداشته باشد.

علاوه بر این، کسی که خودرو شخصی دارد و مسافرکش نیست و خانه‌ای برای زندگی دارد، به‌عنوان دهک نیازمند یارانه شناخته نمی‌شود.
در واقع باید بگویم فلسفه اصلاح قیمت بنزین این بود که دولت تصمیم گرفت بخشی از یارانه سوخت را -که بیشتر در دسترس اقشار مرفه جامعه بود- بگیرد و به اقشار ضعیف پرداخت کند و اگر بنا باشد دوباره این یارانه به افراد غیرنیازمند پرداخت شود، اصلاح قیمت سوخت چه فایده‌ای دارد؟ مردم باید بدانند سیاست پرداخت پول نقد به همه اقشار جامعه غیر کارشناسی است و تخریب بیشتر وضع اقتصادی را به دنبال دارد. ضمن اینکه  ارزش همین ٥٠‌هزار تومان هم که دولت الان تصمیم گرفته به مردم بدهد، هر روز کاهش پیدا می‌کند و دردی از معیشت اقشاری   محتاج هستند دوا نمی‌کند. بنابراین فکر می‌کنم برای اصلاح اقتصاد و قیمت‌ها باید گام‌های اساسی و بنیادی برداشته شود. اگر قرار باشد به موازات اصلاح قیمت، تورم افزایش یابد و ارزش پول ملی سقوط کند و در عین حال دولت برای جلب رضایت مردم پول‌پاشی کند، وضع اقتصادی کشور بهبود نخواهد یافت و این شرایط در مجموع تمام مردم را متضرر می‌کند.
درباره اصلاح قیمت بنزین باید به این نکته اشاره کنم که طبق اصول اقتصادی، قیمت بنزین با قیمت ارز سنجیده می‌شود. درحال حاضر که ارز به ١٢‌هزار تومان رسیده بنزین هم باید با نرخ ١٠‌هزار تومان عرضه شود، اما دولت نمی‌تواند بیشتر از این قیمت سوخت را بالا ببرد، در نتیجه دولت هنوز نرخ واقعی بنزین را دریافت نمی‌کند. بنابراین وقتی می‌توانیم حرف از برنامه اقتصادی بزنیم که همه چیز سر جای واقعی خود باشد. همین الان هم بخش زیادی از مردم هزینه بنزین یک‌هزار و ٥٠٠ تومانی قشر مرفه را می‌دهند، درحالی که حتی سهمیه بنزین دولتی برای مردم در قشرهای مختلف هم یکسان است. درواقع همه دهک‌های پایین به قشر مرفه جامعه سوبسید می‌دهند تا بنزین ١٠‌هزار تومانی را ٣‌هزار تومان بخرند. درحالی که کسی که مسکن دارد و وسیله نقلیه برای رفت‌وآمد و تفریح نه برای اشتغال، نه‌تنها باید بنزین را به قیمت آزاد بخرد بلکه یارانه‌ای هم دریافت نکند تا پول حاصل از افزایش قیمت بنزین به کسانی برسد که محتاج معیشت اولیه هستند.

دسته‌ها
Uncategorized تیتر یک

پلاسکو در کشاکش اختلاف

سه سال از سی‌ام دی ماهی که ساختمان پلاسکو درهم‌فروریخت و آتش؛ آهن و آجرهایش را آب کرد، می‌گذرد و حالا خبر آمده که ساخت مجددش متوقف شده است. آن‌ سال و در بحبوحه ویرانی پلاسکو، رئیس بنیاد مستضعفان گفت بنیاد، این ویرانه را دو ساله می‌سازد. بعد از گذشت حدودا یک ماه از آغاز ساخت دوباره ساختمان پلاسکو اختلاف میان این بنیاد و شهرداری، کار دست ساختمان جدید داده است.
خبر را دیروز علی‌محمد سعادتی، شهرداری منطقه ١٢ اعلام کرد. او گفت ساخت ساختمان پلاسکو متوقف شده و دلیل این اتفاق را هم احترام نگذاشتن بنیاد مستضعفان به قانون دانسته است: «از اردیبهشت امسال بارها به مسئولان بنیاد مستضعفان هشدار دادیم و در جلسات متعدد از آنها خواستیم نقشه‌های ساختمان جدید پلاسکو را به شهرداری ارایه کنند. با اینکه با آنها مساعدت کردیم، اما آنها نقشه‌ای به ما ارایه نکرده‌اند.»  او گفته نه در شأن مردم و کسبه و نه بنیاد مستضعفان است که ملکی غیرقانونی احداث شود اما با وجود مساعدت‌های بسیار شهرداری، عوارض و نقشه ساخت همچنان به شهرداری داده نشده است: «از هفته گذشته اخطارهای جدی به آنها داده شد. عوامل نواحی به ساختمان رفتند، هر چند همکاران شهرداری را به محوطه راه ندادند و باوجود تذکرات پی‌درپی، یک تا دو ستون نیز احداث کردند، اما از ظهر روز گذشته به صورت جدی مانع فعالیت و ساخت‌وساز در پلاسکو شدیم.»
صحبت‌های سعادتی عاملی شد تا بنیاد مستضعفان واکنش نشان‌دهد و شاهسواری، نماینده بنیاد مستضعفان در پروژه ساخت پلاسکو ضمن گلایه از سنگ‌اندازی شهرداری به «ایسنا» بگوید: «مسئولان شهرداری مدعی‌اند نقشه‌های ساختمان جدید به آنها داده نشده است، این درحالی است که نقشه‌های اصلاح‌شده پلاسکو بعد از رفع ایرادات شهرداری آماده بود، ولی امکان بارگذاری این نقشه‌ها در سیستم شهرداری تهران وجود نداشت.» او گفته بیست‌وششم آبان در مکاتبه‌ای با شهرداری اعلام کردند امکان بارگذاری نقشه‌های جدید در سایت شهرداری وجود ندارد و شهرداری منطقه ۱۲ در جواب نامه بیست‌وششم آبان اعلام کرده مراتب نحوه صدور پروانه پلاسکو در انتظار کسب تکلیف از سوی معاونت شهرسازی شهرداری تهران است: «بر اساس توافق اولیه و رأی کمیسیون ماده ۵، مقرر شده بود ساختمان جدید پلاسکو در ۲۰ طبقه که شامل پنج طبقه زیرزمین و ۱۵ طبقه فوقانی است، با کاربری صددرصد تجاری احداث شود، اما شهرداری منطقه ۱۲ در اقدام اخیر خود عملیات اجرایی احداث ساختمان جدید پلاسکو را متوقف کرد.»
از وضع پلاسکو سوءاستفاده نکنیم
بعضی از اعضای شورای شهر هم مخالف برخورد بنیاد مستضعفان با شهرداری‌اند و طلب عوارض را حق قانونی شهر می‌دانند. محمد سالاری، رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران به «شهروند» می‌گوید با شهردار منطقه ١٢ صحبت‌کرده و از نظرش گلایه‌های شهردار دراین‌باره کاملا درست است: «ارایه نقشه به شهرداری کاری است که هر مالکی وقتی می‌خواهد ملکی را بسازد، باید انجام دهد تا به این ترتیب عوارض آن را بتوانند مشخص کنند. اینکه مالکی این کار را انجام ندهد، هیچ توجیه قانونی ندارد و در نتیجه باید برابر قانون هم با او برخورد کرد.» به گفته سالاری نکته‌ای که اینجا وجود دارد این است که مالک، یکی از سازمان‌های مطرح کشور است، این درحالی است که هیچ جای قانون، بندی وجود ندارد که چون سازمانی مالک جایی است، نباید عوارض شهر را پرداخت کند:  «اینکه مالک عوارض را پرداخت‌نکند، موردی است که نهادهای نظارتی مانند شورای شهر و سازمان بازرسی باید بررسی کنند و اگر این اتفاق به نتیجه مطلوب نرسد، حتما شورای شهر به ماجرا وارد خواهد شد.» او می‌گوید پرداخت‌نشدن عوارض ساختمان پلاسکو به شهرداری، به دلیل شرایط ویژه این ساختمان، سوءاستفاده‌ای است که مالک انجام می‌دهد، به همین دلیل نمی‌توان به راحتی از آن گذشت: «باز هم تأکید می‌کنم که پرداخت عوارض عین قانون است و بدیهی‌ترین کاری است که سازنده پروژه باید انجام دهد و بنیاد حق ندارد پشت کسبه زیان‌دیده و علاقه همه به ساخت هرچه سریع‌تر این ساختمان پنهان شود. این درحالی است که در این مدت، هم شهرداری منطقه و هم شورا همکاری‌های لازم با مالک را انجام داده‌اند، اما به دلیل همکاری‌نکردن بنیاد هنوز مشخص نیست پرداختی بنیاد به شهرداری چه میزان باید باشد.»
اما حرف بنیاد مستضعفان همان است که بود؛ حسین واعظیان، رئیس مرکز روابط عمومی بنیاد مستضعفان به «شهروند» می‌گوید از ابتدای ساخت پلاسکو هم قرار نبوده عوارضی پرداخت شود: «بنیاد رایگان این ساختمان را می‌سازد و نمی‌تواند هم پول ساخت بدهد و هم عوارض.» به گفته روابط عمومی این بنیاد، این ساختمان برای کسبه ساخته می‌شود و لازم است همکاری‌ها برای ساخت هرچه سریع‌ترش انجام گیرد. «بنیاد در این پروژه سودی ندارد و صرفا در تلاش است شرایط را برای کسبه تسهیل کند.»
۹۹، ‌سال پایان کار
پلاسکو در‌ سال ۱۳۴۱ ساخته شد، اما آتش‌سوزی‌سال ٩٥ از نخستین آسمان‌خراش ١٧ طبقه تهران، خرابه‌ای به جا گذاشت و خاکسترشدن یکی از مدرن‌ترین ساختمان‌های پایتخت در چند ساعت چشم بسیاری را به چهارراه استانبول دوخت.
پس از آن بود که رضا تقی‌پور، سخنگوی سابق شورای شهر تهران خبر از ساخت پلاسکوی جدید داد و گفت: «بر اساس گزارش و پیشنهادی که در صحن شورای اسلامی شهر تهران مطرح شده، قرار است ساختمان پلاسکوی جدید در مساحت و زیربنای قبلی ساخته شود.» آذر ماه ٩٦ بود که خبرهایی از ساخت پلاسکوی جدید آمد. بنیاد مستضعفان در ضلع شرقی ساختمان پلاسکو زمینی به متراژ ۴‌هزار و ۳۰۰ متر را تملک کرده و شهرداری متعهد شده است مجوز و پروانه‌های لازم را صادر کند، بنیاد مستضعفان هم متعهد است به فوریت عملیات اجرایی ساخت این بنا را آغاز کند.
مهر ماه‌ سال ۹۷ شهرداری مجوز ساخت این ساختمان را داد و پس از آن منوچهر خواجه دلویی، معاون توسعه ساختمان و انرژی بنیاد مستضعفان اعلام کرد حدود پنج ماه دیگر اسکلت‌بندی آن کامل می‌شود: «مهر ماه‌ سال ۹۹ کار ساخت این ساختمان تمام‌می‌شود. پروژه پلاسکو، پروژه‌ای معمولی نیست، ساختمانی با مساحت‌ هزار مترمربع، ۱۵ طبقه روی زمین و یک طبقه زیر زمین که ۱۶‌هزار متر مربع زیربنا داشته است. شبیه این ساختمان صدها نمونه در تهران و دیگر شهرها وجود دارد، بنابراین پروژه‌ پیچیده‌ای نیست.»
اما پیچیدگی‌های پروژه همان ابتدای کار رخ نشان داد. وقتی علی‌اصغر مونسان، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرد با این سازمان درباره ساخت این ساختمان صحبتی نشده است و این پروژه پیوست میراثی ندارد. بعد از آن هم صحبت از ایرادات بسیار به طرح‌های ارایه‌شده برای ساخت پلاسکوی جدید و تخلفات موجود در ساخت آن شد. خرداد ماه ‌سال گذشته بود که حبیب‌زاده، معاون نظارت شورای اسلامی شهر تهران ساخت پلاسکو را همراه با تخلفاتی اعلام کرد: «از نظر مقررات، هرگونه عملیات عمرانی و ساختمان‌سازی باید با کسب مجوز از شهرداری تهران باشد، اما به صورت شفاهی از سرپرست سابق معاونت شهرسازی در مورد مجوز ساخت پلاسکو سوال پرسیدم و او عنوان کرده هیچ مجوزی برای ساخت پلاسکو یا حتی گودبرداری آن صادر نشده است.»
پس از آن بود که علی اعطا، سخنگوی شورای شهر تهران گفت اگر ساخت پلاسکو بدون اخذ پروانه آغاز شود، گذشته از اینکه خلاف قانون است، بیم آن می‌رود که اختلاف‌نظر طرفین بعدها کار را به بن‌بست بکشاند.
حالا بن‌بستی که اعطا‌ سال گذشته از آن صحبت کرده بود، عیان‌شده و مشخص نیست آیا می‌توان این راه بسته را باز کرد یا خیر. این درحالی است که تخلفات موجود از همان ابتدای ساخت وجود داشته و حالا کار به جایی کشیده شده که مقابل ساخت گرفته شده است و باید منتظر ماند و دید درنهایت بنیاد به پرداخت عوارض براساس قانون تن می‌دهد یا درنهایت سازمان‌های نظارتی وارد عمل خواهند شد.

دسته‌ها
هلال احمر

«مرکز نوآوری و شتاب هلال ایران» راه‌اندازی می‌شود

شناسایی تجهیزات مورد نیاز برای مأموریت‌های امدادی
او ادامه داد: «تقریبا سه‌سال است که «معاونت آموزش و پژوهش» در هلال‌احمر به «معاونت آموزش، پژوهش و فناوری» تبدیل شده است. یکی از بحث‌هایی که در حوزه فناوری دنبال می‌شود، این است که امکانات و تجهیزات و بحث‌های به‌روزی که به درد مأموریت‌های هلال‌احمر می‌خورد، شناسایی شود و در اختیار جمعیت قرار گیرد.»
هلال‌احمر در امدادونجات خلاصه نمی‌شود
سلطانی توضیح داد: «باید توجه داشت که هلال‌احمر فقط در مأموریت‌های امدادی خلاصه نمی‌شود. برای نمونه، مأموریت‌های بشردوستی و آموزش جوانان هم در جمعیت دنبال می‌شود. پس ما در همه مأموریت‌ها به نیروی انسانی و تجهیزات احتیاج داریم. در این میان البته فعالیت‌های امدادونجات پررنگ‌تر است، چون تجهیزات در این حوزه بیشتر به چشم می‌آید. بنابراین ما در حوزه ابزار برای کارمان نیاز به فناوری‌های به‌روز داریم.»
کمک موثر اپلیکیشن‌ها و تجهیزات به‌روز در مباحث آموزشی
معاون آموزش، پژوهش و فناوری هلال‌احمر گفت: «یکی از مأموریت‌های ما حوزه آموزش است. برای این کار هم نیاز به نیروی انسانی خوب و مناسب حس می‌شود؛ نیاز به مدرس، مربی، برنامه و محتوای آموزشی مناسب و لوازم و تجهیزات کمک آموزشی برای انتقال مطلب به فراگیران. در بحث آموزش استفاده از فناوری‌ها و اپلیکیشن‌های به‌روز به‌عنوان تجهیزات به حساب می‌آیند. امروزه در حوزه آموزش انواع مدیاها و اپلیکیشن‌های آموزشی واردِ کار شده‌اند و کمک شایانی به مباحث آموزشی کرده‌اند.»
بهره‌برداری از ایده‌های نو برای ارتقای تجهیزات
سلطانی یکی از اهداف معاونت آموزش، پژوهش و فناوری هلال‌احمر را استفاده از فناوری‌های مدرن برای انجام فعالیت‌ها دانست و افزود: «ما با هدف مشخص و برنامه‌ریزی به حوزه فناوری نگاه کرده‌ایم. امروزه در حوزه فناوری تحولی در کشور شکل گرفته است. مراکزی با عنوان « نوآوری و شتاب‌دهی» راه افتاده که ایده‌های افراد خلاق به‌ویژه جوانان را دریافت و از آنها حمایت می‌کنند. هدف این مراکز بهره‌برداری از ایده‌های نو در جهت ارتقای تجهیزات و فناوری‌های خود است. در این‌باره معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری حمایت‌های موثری انجام می‌دهد. ما مشورت‌هایی با این معاونت داشته‌ایم و با همکاری آنها مرکزی را تحت عنوان مرکز نوآوری و شتاب هلال ایران راه‌اندازی می‌کنیم. این مرکز براساس مأموریت‌های هلال‌احمر وضع موجود را رصد می‌کند. افرادی که دارای خلاقیت و نوآوری‌اند، می‌آیند و کمک می‌کنند تا مأموریت‌ها بهتر از گذشته ارایه شود.»
ایجاد زبان مشترک بین بدنه تخصصی هلال با دیگر مراکز نوآوری و شتاب
او در پایان مطرح کرد: «این مرکز در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کند و به دنبال این است که زبان مشترکی بین بدنه تخصصی هلال‌احمر با دیگر مراکز نوآوری شتاب درکشور ایجاد کند؛ مثلا مرکزی تحت عنوان مرکز شتاب دانشگاه شریف هست که در حوزه زنده‌یاب کار می‌کند. به این صورت ما ارتباطی با این مرکز برقرار می‌کنیم تا با همکاری یکدیگر رصد مناسبی داشته باشیم و بتوانیم افراد نخبه را شناسایی و خدمات مؤثرتری ارایه دهیم.»

دسته‌ها
تیتر یک حادثه

آرمان دوباره خندید

 آرمان دقیقا چه روزی به هوش آمد؟
روز ١٨ مهر ماه بود. ساعت هشت صبح، پزشکان به ما خبر امیدوارکننده‌ای دادند. درحالی‌که داشتیم برای پسرمان ضجه‌می‌زدیم، آنها گفتند آرمان چشمانش را برای لحظه‌ای باز و بسته کرده است. هنوز به هوش نیامده بود، اما دکترها گفتند این مسأله بسیار مثبت است و ممکن است آرمان به هوش بیاید. بعد از آن روز بود که حال‌مان عوض شد و به زندگی دوباره آرمان امیدوار شدیم. چند روز بعد هم آرمان به هوش آمد.
  الان آرمان به خانه آمده است؟
بله. دو هفته‌ای می‌شود که از بیمارستان مرخص شده و در خانه خودمان از او مراقبت می‌کنیم.
حالش چطور است؟
خیلی بهتر شده و با کمک ما کمی راه می‌رود، البته بدن او می‌لرزد و توان زیادی ندارد، اما با کمک ما و واکر کمی راه می‌رود. قدرت تکلمش هم پایین است، اما می‌تواند چند کلمه صحبت کند. البته حافظه‌اش کمی مشکل پیدا کرده است. درواقع حافظه کوتاه‌مدتش از بین رفته و مسائل را فراموش می‌کند، اما دکترها می‌گویند این مسأله موقتی است و به احتمال زیاد تا چند ماه آینده خوب خواهد شد.
روز حادثه را به یاد دارد؟
گاهی به یاد می‌آورد و حالش بد می‌شود، گاهی هم اصلا آن روز را به یاد ندارد و چیزی در خاطرش نیست. درواقع از روز حادثه به بعد را به سختی به یاد می‌آورد. مثلا اگر اتفاقی روز قبل بیفتد، آن را فراموش  می‌کند، ولی گذشته را خوب به یاد دارد و چیزی را فراموش نکرده است.
درد هم دارد؟
فقط در استخوان پای راستش درد دارد. آن هم به خاطر شکستگی لگنش است. وقتی درد دارد گریه می‌کند. گاهی وقت‌ها هم روز حادثه را به یاد می‌آورد و اشک می‌ریزد، اما ما با یادآوری خاطرات خوب، سعی می‌کنیم او را بخندانیم. همین که خنده پسرم را می‌بینم، همه زجرهایی را که کشیدیم، فراموش می‌کنم.
  هزینه‌های درمان آرمان را خودتان پرداخت کردید؟
بله. همه را خودم پرداخت کردم، مشکل خاصی از این بابت نداشتم. من فقط می‌خواهم مقصران این حادثه مشخص و مجازات شوند تا این اتفاق برای فرد دیگری نیفتد و تکرار نشود. زجری که در این مدت ما کشیدیم، بسیار سخت بود، دوست ندارم این بلا سر خانواده دیگری بیاید.
  مقصران حادثه مشخص شده‌اند؟
بعد از بررسی‌های لازم، چهار نفر ازجمله حمایتچی، برگزار‌کننده مسابقه، داور و مربی مقصر شناخته شده‌اند. اما ما هیأت صخره‌نوردی و کوهنوردی اصفهان را مقصر اصلی این حادثه می‌دانیم. با این حال آنها از برگزاری چنین مسابقه‌ای اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند.
  چطور اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند؟
می‌گویند از برگزاری این مسابقه اطلاعی نداشته‌اند. برگزار‌کننده مسابقه هم مجوز نداشته، ولی ما مطئنیم آنها از این مسابقه اطلاع داشته‌اند. مقصر اصلی آنها هستند و باید این مسأله روشن شود.
  از کجا مطمئن هستید که آنها از برگزاری این مسابقه اطلاع‌داشته‌اند؟
دختر و خواهر دبیر هیأت کوهنوردی و صخره‌نوردی اصفهان در این مسابقه حضور داشتند. همین مسأله دلیلی است بر این‌که آنها در جریان چنین مسابقه‌ای بودند. اما این دو نفر می‌گویند موضوع برگزاری مسابقه را به رئیس هیأت کوهنوردی و صخره‌نوردی اعلام نکرده‌اند.
  در حال حاضر خواسته شما چیست؟
ما در این مدت سختی‌های زیادی کشیدیم. کنار بستر پسرم که فقط با دستگاه نفس می‌کشید، ضجه‌های زیادی زدیم و تصورمی‌کردیم که او را از دست داده‌ایم. پسر کوچک و قهرمان من جلوی چشمانم سقوط کرد و هنوز هم لحظه سقوط او را نمی‌توانم فراموش کنم، برای همین نمی‌خواهم این اتفاقات برای فرد دیگری بیفتد و خانواده دیگری زجرهای ما را تحمل کنند. تنها خواسته ما این است که مقصران اصلی شناسایی و مجازات شوند. به جز این چهار نفر، هیأت صخره‌نوردی هم مقصر است و ما تا آخر پیگیر این مسأله هستیم.