دسته‌ها
سبک زندگی

باید واقع‌بینانه با اربعین روبه‌رو شد

شهروندآنلاین در این‌باره با حمید مکارم، سرکنسول ایران در شهر ‏نجف گفت‌وگو کرده است. حمید مکارم در این گفت‌وگو بعد از بررسی و واکاوی فعالیت‌های جمهوری اسلامی ایران در ‏اربعین به نقش رسانه‌‌ها در نمایش زیبایی این راهپیمایی معنوی اشاره می‌کند.

  • در گفت‌وگوی کوتاهی که با برخی رسانه‌ها داشته‌اید، از ‏اطلاع‌رسانی ضعیف در اربعین گلایه کردید.
    بله، به‌عنوان مخاطب، از رسانه‌ها انتظاراتی دارم که امیدوارم در سال‌های آینده محقق ‏شود.‌‏
  • دقیقا چه انتظاری؟
    انتظار من این است که در موضوع اربعین ریزتر‌ ورود کنند و جزیی‌تر ببینند.‏ ما در اربعین ‏زیبایی‌هایی را می‌بینیم که معمولا به تصویر کشیده نمی‌شود. آن هم که نشان داده می‌شود یک‌هزارم ‏این زیبایی‌هاست‌. اگر نظام اطلاع‌رسانی اربعین روند بهتری پیش‌ بگیرد، قطعا مشكلات كمتر می‌شود. ‏رسانه‌ها می‌توانند زیبایی اربعین را در قاب رسانه‌ای خود بازنشر کنند.‏
  • مثلا‎؟
    ببینید! مثلا من چند شب پیش از سمت طریق علما به سمت کربلا حرکت کردم‌. دو مسیر وجود دارد؛ یکی مسیر عادی است و دیگری مسیر طریق علماست. مسیر عادی همان مسیر ‌جاده‌ای است ‏که بیشتر زائران آن مسیر را طی ‌می‌کنند اما مسیر طریق علما عبور از نخلستان‌های میان ‏نجف و کربلاست. مسیر فوق‌العاده زیبایی است که همسو با زیبایی ظاهری، دارای زیبایی معنوی ‏بسیاری است که قابل لمس است.
    در مسیر طریق علما نوع استقبال عشایر از زائران اباعبدالله(ع) ‏بسیار دیدنی و خاص است. این‌ مردمان هر چه دارند و ندارند در طبق اخلاص می‌گذارند. درِ ‏همه خانه‌ها باز است‌. در این مسیر وفور نعمت، اطعام و پذیرایی‌‌های بی‌شماری می‌بینید. ‏هر منطقه عشیره خاص خود را دارد. به‌عنوان مخاطب دوست دارم، ببینم ‏رسانه‌ها همدلی میان عشایر را چگونه به تصویر می‌کشند؟ رسانه‌ها باید بیشتر به ‏مواکب و خانه‌ها ورود کنند، این‌ موارد را به تصویر بکشند و تعاملات میان میزبان و ‏میهمان را نشان دهند.‏
  • ‎ ‎رویکرد رسا‌نه‌های عربی به مسأله اربعین چگونه است؟
    اربعین تجلی‌گاه همدلی است، اما این رفاقت و همدلی درحالی است که صدها رسانه اعم از عربی و ‏غیرعربی در طول ‌سال علیه تشیع، علیه وحدت عراقی و ایرانی و …تبلیغ منفی و تولید ‏محتوا می‌کنند. البته بی‌تردید اقدامات تخریبی این رسانه‌ها نمی‌تواند روابط ریشه‌دار میان دو ملت ‏و دو دولت ایران و عراق را مخدوش کند.‏‎ ‎
  • حتی رسانه‌های عراقی؟
    بله، البته منظور ما رسانه‌هایی است که در عراق فعالیت می‌کنند، نه این‌که در حمایت دولت عراق ‏باشند. آنها علیه دولت عراق هم برنامه می‌سازند. رسانه‌های بسیاری در دنیا از وحدت دو جامعه ایران و ‏عراق ناراحت هستند و اختلافات را پررنگ می‌کنند. اما اربعین که می‌آید همه این را می‌‌شوید‌ و ‏می‌برد و دو ملت ‌را به هم نزدیک‌تر می‌کند‎.‎
  • بیش از دو ملت‎…‎
    بله، بهتر است بگویم ده‌ها ملت و قوم‎.‎
  • اگر موافق هستید، در مورد این همدلی‌ و رفاقت مصداقی‌تر صحبت کنیم.

به‌عنوان مخاطب دوست دارم، ببینم ‏رسانه‌ها همدلی میان عشایر را چگونه به تصویر می‌کشند؟ رسانه‌ها باید بیشتر به ‏مواکب و خانه‌ها ورود کنند، این‌ موارد را به تصویر بکشند و تعاملات میان میزبان و ‏میهمان را نشان دهند.‏

به طور مثال عرض می‌کنم، چند روز پیش بچه‌ سه‌ساله‌ای گم شده بود. پدر و مادرش مضطرب آمدند ‏به محل سر کنسولگری ما در نجف و اعلام مفقودی کردند. فردای آن روز پیرمرد و پیرزنی عراقی ‏به همراه کودکی به دفتر ما مراجعه کردند و گفتند: «ما این بچه را پیدا کرد‌ه‌ایم.» تماس‌ گرفته شد ‏و پدر و مادر ایرانی مراجعه کردند. اما نکته‌ای که می‌خواهم عرض کنم این است که این کودک به‌حدی با ‏این خانواده عراقی اُنس گرفته بود که از آغوش این پیرمرد‌ و پیرزن بیرون نمی‌رفت‎. نمی‌توان توصیف ‏کرد که مردم عراق چه میزان به اسم زائر امام حسین(ع) به میهمانان محبت می‌کنند‎. من به کشورهای بسیاری ‏سفر کرد‌ه‌ام.
این را به دور از هر اغراق و گزافی می‌گویم کَرَمی که عراقی‌ها دارند در هیچ ‏کشوری ندید‌ه‌ام‎. به همین قدر بسنده کنم که من این حجم از اطعام و پذیرایی‌ را جایی ندیده‌ام. این‌جا از ‏کودک عراقی تا پیرمرد و پیرزن همه در اربعین حسینی مشارکت دارند. کودکان عراقی در طول ‌سال قلکی کنار می‌گذارند و رویش می‌نویسند، هذا للحسین: برای امام حسین (ع). با این فرهنگ بزرگ ‏می‌‌شوند. این زیبایی‌ها باید با خلاقیت اهالی رسانه بیشتر به تصویر کشیده شود.‎ ‎

  • در مورد مسأله گمشدگان در اربعین صحبت کنیم. جمعیت هلال‌احمر در طرحی با عنوان ‏بازپیوند خانواده در این مسأله ورود پیدا کرده است‎.
    بله، این طرح عمر کوتاهی دارد. امیدواریم جمعیت هلال‌احمر در این زمینه فعالیت بیشتری داشته باشد. ‏تمام دستگاه‌ها باید به این مسأله ورود کنند. باید آموزش‌های لازم به زائران ارایه شود‎. مسأله‌ گمشدگان ‏یکی از معضلاتی است که انرژی بسیاری از دستگاه‌های اجرایی ما می‌گیرد. این موضوع باید با رویکردی ‏آموزشی تبلیغ شود.
    همه‌ زائران ایرانی‌ در جیب و کوله‌شان، اسم‌، شماره گذرنامه و شماره یکی از ‏نزدیکان‌شان را در ایران بنویسند. همین الان تاکسی‌ای آمد و کوله‌پشتی‌ای را به کنسولگری ‏تحویل داد. اتفاقا صاحب آن چند روز گذشته از ایران زنگ زد و اعلام کرده بود که کیف مدارکم ‏را گم کرد‌ه‌ام، اما خُب این اتفاقی بود و ما در موارد دیگر باید با پیگیری‌های بسیاری ‌صاحب اشیای ‏گمشده را پیدا کنیم. حتی متوفیانی داشته‌ایم که هیچ مدرکی همراه آنان نبوده و برای دستگاه‌های دولتی‏ احراز هویت و شناسایی این افراد زمان‌بر است. وقتی پیرمردی در موکبی فوت می‌کند و هیچ فردی ‏همراهش نیست، انرژی زیادی از ما می‌گیرد. البته دستگاه‌‌های اجرایی هم می‌توانند برای ‏هر زائر پلاک یا کارت شناسایی تهیه و زائران را ملزم به استفاده از آن کنند.
  • زائران به چه نحوی می‌توانند اشیای گمشده خود را پیگیری کنند؟
    اگر در ایران هستند، برای پیدا کردن وسیله گمشده خود، به دفاتر وزارت خارجه در استان‌های ‏مختلف مراجعه کنند. البته ما ساختاری با همکاری نیروی انتظامی برای تحویل این اشیا فراهم ‏کرده‌ایم و سعی می‌کنیم شماره تماسی از افراد پیدا کنیم. اما اگر زائر در عراق است به نزدیک‌ترین ‏کنسولگری مراجعه کند.
  • در مورد در راه ماندگان صحبت کنیم‎.
    بله؛ متاسفانه امسال تعداد در راه ماند‌گان بیشتر از سال‌های قبل بود. معمولا کیف یا ‏پول‌شان به سرقت رفته یا گم شده بود. ما از قبل برنامه‌ریزی برای انتقال این در راه‌ماند‌گان ‏مشخص کرده‌ بودیم‎. ‎پس از احراز هویت این هم‌وطنان را با خودرو به مرز منتقل می‌کنیم. ‏در آن‌جا هم خودروهایی هماهنگ شده‌اند تا زائران را به شهرشان برسانند. همچنین با برخی از ‏شرکت‌ها و صراف‌ها هماهنگ کرده‌ایم تا مبلغی را به طور ارادی برای افرادی که در ایران دارایی ‏و توانمندی مالی لازم دارند، ارایه ‌بدهند. آن زائران با ایران تماس گرفته و این مبالغ را به ‏حساب شرکت‌ها واریز می‌کنند. یعنی با کسی که تمکن مالی دارد همکاری می‌کنیم تا از ‏حساب خودش در این‌جا مبلغی را برداشت کند. اما خُب ما نمی‌توانیم از پول بیت‌المال هزینه‌ ‏اضافی بدهیم. مثلا برخی از زائران انتظار دارند مقداری پول برای زیارت به سامرا و کاظمین ‏به آنها بدهیم. ما چنین امکان و اجازه‌ای نداریم. از لحاظ شرعی هم قاعدتا نمی‌توان ‏برای زیارت مستحب از بیت‌المال هزینه کرد.

برخی از زائران انتظار دارند مقداری پول برای زیارت به سامرا و کاظمین ‏به آنها بدهیم. ما چنین امکان و اجازه‌ای نداریم. از لحاظ شرعی هم قاعدتا نمی‌توان ‏برای زیارت مستحب از بیت‌المال هزینه کرد

  • آمار مشخصی از در راه‌ماندگان دارید؟
    معمولا خودروهایی آماده داریم که هر روز به‌طور متوسط چند زائر را به مرز منتقل می‌کند. ‏در مجموع در این مدت نزدیک به 60 در راه‌مانده با همراهی کنسولگری به ایران بازگشتند‎.‎
    یکی از مشکلات زائران در عراق حمل‌ونقل است، برخی از زائران گلایه داشتند که تعداد خودروهای موجود در عراق پاسخگوی میزان زائران اربعین نیست.
    از ایران حدود ۱۲۰۰ اتوبوس وارد عراق شده است. اما این حجم مسافر غیرپیش‌بینی بود، حضور جمعیتی نزدیک به 10‌میلیون در عراق در اربعین حسینی طبیعتا باعث چنین مشکلاتی می‌شود، ‏یعنی اصلا امکانات زیرساختی عراق جوابگوی این میزان زائر نیست. لذا تا زمانی که جاده‌ها ‏عریض نشود و زیرساخت‌های مناسب جمعیت فراهم نباشد، ما با این مشکلات روبه‌رو ‏هستیم‎.‎
  • به نظر شما چگونه باید این مسأله را حل کرد؟
    ما باید واقع‌بینانه با اربعین روبه‌رو شویم. نمی‌توان گفت با این شرایط فعلی، 10‌میلیون زائر از ایران به ‏زیارت عتبات بیایند؛ این منطقی نیست. میزان حضور زائر و ظرفیت و امکانات کشور عراق با هم ‏همخوانی ندارد، به همین منظور قدری باید با احتیاط عمل کرد. به‌طور مثال باید ‏برنامه‌ریزی‌هایی در مورد زمان حضور و ورود و خروج زائر داشته باشیم. تقسیم‌بندی‌ها در مورد ‏حضور زائران در اربعین صورت بگیرد و حتی شاید نیاز به سهمیه‌بندی باشد‎. مثلا زمان‌بندی کنیم تا هر ‏زائری بیشتر از پنج روز در ایام اربعین نماند. درحال حاضر دستگاه‌های اجرایی ما دقیقا نمی‌دانند در اربعین ‏هر‌سال چه میزان زائر به عراق وارد می‌شود، سه میلیون؟ چهار میلیون؟ به‌هرحال برای ارایه خدمات ‏دستگاه‌ها نیازمند برنامه‌ریزی هستند.‏
  • به بحث زباله و پسماندهای‌ غذایی در شهرهای عراق اشاره داشتید، دستگاه‌های اجرایی ‏ایران برای حل این موضوع در اربعین چه برنامه‌ریزی داشته‌اند‎؟
    تعداد بسیاری از خودروهای حمل زباله از ایران به کشور عراق آمده است؛ اما با وجود کمک‌های بسیار به ‏علت نبودن مسأله بازیافت در عراق، این موضوع به‌طور کامل حل نشده است.
  • بحث فرهنگی- آموزشی نیز در این خصوص انجام شده است؟
    متاسفانه کار آموزشی و فرهنگی ما در اربعین بسیار کم است. نیازمند سلسله آموزش‌هایی هستیم ‏ تا اختلاف فرهنگی میان دو ملت موجب تنش نشود. آموزش‌های پیش از سفر و ‏آگاهی بخشی به زائران می‌تواند از دامنه این مشکلات بکاهد. اگر نظام اطلاع‌رسانی اربعین را بهتر برای ‏مردم خودمان پیش‌بینی كنیم، مشكلات كمتر می‌شود. جاده‌های این‌جا هم مناسب این همه خودرو و ‏اتوبوس نیست؛ بنابراین، میزان تصادفات بالا می‌رود و اینها را باید به زائران بگوییم كه در مراسم ‏اربعین در عراق با چنین وضعی روبه‌رو می‌شوند. دلیل بسیاری از مشكلات زائران ایرانی در داخل ‏عراق، اطلاع‌رسانی ضعیف و نداشتن آگاهی از فرهنگ، سنت‌ها و حساسیت‌ها و نیز قوانین و ‏مقررات این كشور است‎.‎
  • مثلا؟
    مردم ما از برخی قوانین عراق، مطلع نیستند. به‌طور مثال در عتبات کسی اجازه ‏ندارد، کیف یا وسیله‌ای را که روی زمین افتاده بردارد. همین مسأله ساده باعث مشکلاتی برای ‏زائران می‌شود که با آموزش می‌توان آن را حل کرد‎.
  • چنین مواردی داشته‌ایم؟
    بله؛ البته ما پیگیر این موارد هستیم. وکیل ما سریعا اقدامات لازم را برای حل این مشکل انجام می‌دهد. ‏الحمدلله، امسال با تعامل بهتری که انجام گرفت بسیاری از این مسائل و موارد حل شد. البته به ندرت ‏مواردی داشتیم که جرم در آن صورت گرفته باشد. مثلا قاچاق مواد مخدر که آن هم طبق قوانین عراق و ایران ‏پیگیری می‌شود.‏
  • یکی از دستگاه‌های خدمت‌رسان در اربعین جمعیت ‌هلال‌احمر است، اقدامات این سازمان ‏مردم نهاد را چطور دیده‌اید؟
    همین موضوع که ذکر کردم را هم باید در مورد جمعیت هلال‌احمر تکرار کنم. این دستگاه ‏اجرایی هم آمار دقیقی از میزان زائر پیش از شروع اربعین ندارد. من وقتی خودم را جای مدیران ‏این جمعیت می‌گذارم، درک می‌کنم که برنامه‌ریزی و پیش‌بینی برای ارایه خدمات چقدر دشوار است. به ‏طور مثال، امسال جمعیت هلال‌احمر نیروهای عملیاتی خود اعم از پزشکان و پرستار و امدادگر را ‏افزایش داد، اما باز هم میزان زائر به‌حدی زیاد بود که همین افزایش هم در برخی اوقات جوابگو نبود. ‏
    مثلا ما نمی‌توانیم دقیقا بگوییم چه میزان آمبولانس نیاز داریم؟ البته این دوستان شبانه‌روز کار می‌کنند ‏و توانستند با سرعت پاسخگوی نیازها باشند. حمایت و خدمات دولت ایران و عراق و نیز زحمات و تلاش‏های گروه‌های مردمی و مواكب دو كشور در برگزاری اربعین امسال شایسته تقدیر است. امسال برای ‏خدمات‌رسانی به زائران ایرانی در عراق همه زحمت كشیدند و نباید با طرح برخی مسائل این زحمات ‏را تضییع كرد. ما پیشنهادهایی هم به مسئولان جمعیت هلال‌احمر برای خدمت‌رسانی بهتر ارایه کرده‌ایم‎.
  • چه پیشنهادهایی؟
    پیشنهاد می‌کنم، جمعیت ‌هلال‌احمر‌ سال آینده در تمام بیمارستان‌های عراق خصوصا شهرهایی که زائران ‏ایرانی مراجعه دارند، نماینده‌ای مستقر داشته باشد. پیشنهاد دوم، حضور تعدادی از پزشکان و مترجمان ‏ایرانی در بیمارستان‌های عراق است. بارها از استانداری نجف با ما تماس گرفته‌اند که بیمارستان‌های ‏نجف مملو از بیماران عراقی و ایرانی است، اگر شما کادر پزشکی مازاد دارید با ما همکاری کنید. پیشنهاد سوم من در مورد ورود دارو از طریق هوایی است. این‌جا قوانین گمرکی خاص خود را دارد، این ‏موضوع نیز باید از قبل هماهنگ شود تا در ترخیص دچار مشکل نشویم‎.
  • آیا امکان فعالیت درمانی مستمر دستگاه‌های‌اجرایی کشور برای خدمت‌رسانی به زائران در ‏عراق فراهم است؟ ‏
    بله؛ به‌طور مثال در طول‌سال جمعیت هلال‌احمر پیگیری‌های لازم خود را برای خدمت‌رسانی انجام می‌دهد. این ‏مجموعه پایگاهی ثابت در نزدیکی حرم حضرت علی (ع) دارد که طبق موافقت با دولت عراق، ‏بیماران عراقی را هم می‌پذیرد.
  • تاسیس بیمارستان هم در عراق امکان‌پذیر است؟
    بیمارستان خارجی طبق قوانین عراق به ثبت می‌رسد، ظاهرا مسئولان جمعیت هلال‌احمر هم به دنبال این ‏موضوع هستند. البته ما در این موضوع فقط حلقه واسطه هستیم؛ یک تیم از مسئولان ایرانی و عراقی ‏این مسأله را دنبال می‌کنند. ما هم سعی می‌کنیم، زبان مشترک میان دو طرف ایجاد ‌کنیم.
دسته‌ها
سبک زندگی

برای شهر پاک رکاب می‌زنیم

در همین‌ سال بار ديگر شهر تهران جايزه‌اي در سطح جهاني دريافت کرد تا دوباره نام پايتخت در گوش شهرهاي دنيا بپيچد. سازمان ملل متحد و همچنين چند انجمن مطرح در سطح بين‌المللي از تهران به دليل تلاش براي ارتقاي سطح کيفيت زندگي شهري تقدير کرده و جايزه ويژه متروپليس را به اين شهر اختصاص دادند. اين جايزه که با محوريت توسعه خطوط بي‌آرتي و همچنين توسعه خطوط دوچرخه‌سواري به تهران ارایه شده است، در زمره مهمترين جوايز جهاني در مديريت شهري و در حال حاضر تهران با دريافت جايزه متروپليس در ليست 10 شهر برتر دنيا جاي گرفته است. اين جايزه هر سه‌ سال يک‌بار و با ارزيابي‌هاي مختلف حوزه‌هاي شهري از طرف اتحاديه کلانشهرها و پايتخت‌هاي جهان به شهرهاي برتر اهدا مي‌شود. در اين ‌سال به غير از شهر تهران شهرهايي نظير ملبورن، مونترال، سئول، تايپه، مکزيکوسيتي و ريودوژانيرو نيز از سوي متروپليس تقدیر شدند. جايزه متروپليس در ‌سال 2011 دهمين دوره خود را برگزار کرد و ملاک ارزيابي آن براي انتخاب شهرهاي برتر دنيا کيفيت زندگي در شهرها است.
اما حالا حدود 8‌ سال از اهدای این جایزه می‌گذرد؛ جایزه متروپلیسی که یکی از دلایل دریافتش برای ایران خطوط دوچرخه‌سواری بود. شاید از یاد برده‌ایم که این موضوع برای دریافت جوایز این‌چنینی اهمیت بسیاری دارد. سال‌هاست که دیگر در تهران مسیرهای دوچرخه‌سواری را در دل شهر نمی‌بینیم و تنها در اطراف و برای تفریح در پارک‌ها و بوستان‌ها راه‌اندازی می‌شود.
همه ما غرفه‌های کرایه دوچرخه شهرداری تهران را دیده‌ایم و به یاد داریم اما حالا سال‌هاست که خبری از آنها نیست و در بی‌خبری تمام این غرفه‌ها از سطح شهر جمع شدند. حالا نوبت دوچرخه‌های نارنجی رنگی شده است که در یکی از بزرگترین و شلوغ‌ترین پایتخت‌های دنیا جولان بدهند؛ دوچرخه‌های نارنجی‌رنگی که انگار آنها تنها دوچرخه‌های شهر هستند.
اگر بخواهیم کمی گسترده‌تر این موضوع را ببینیم، سال‌هاست حضور دوچرخه‌ها در شهرهای بزرگ و کوچک دنیا نقش پررنگی داشته و دارند؛ گر چه در میان این سال‌ها، چند سالی هم وجود داشت که دوچرخه‌ها در شهرها نقش‌شان کمرنگ شده بود و مردم به دنبال تکنولوژی‌های جدید و استفاده از خودروهای شخصی‌شان بودند اما با بزرگ‌شدن شهرها و بالارفتن جمعیت انسان‌ها و خودروها در شهرها، مسئولان به دنبال راه‌های دیگری برای رفت‌وآمد شهروندان گشتند و از به روز و زیاد کردن وسایل حمل‌ونقل عمومی مثل اتوبوس‌ها و متروها که بگذریم، نوبت به دوچرخه‌های اشتراکی می‌رسد. دوچرخه‌هایی که در سرتاسر شهر، در گوشه خیابان و پیاده‌رو منتظر نشسته‌اند تا کسی آنها را پیدا کند و دوباره در گوشه‌ای دیگر از شهر رهایشان کند تا نوبت به دیگری برسد.
البته که نباید از حق هم گذشت، در سال‌هایی که دوچرخه‌های اشتراکی غرفه‌های شهرداری تهران در گوشه و کنار شهر خاک می‌خوردند، استفاده از تلفن‌های همراه هوشمند فراگیر نشده بود و حالا باید به جرأت بگوییم که اگر استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی امروز در دنیا بیشتر به چشم‌مان می‌آید، یکی از مهمترین دلایلش تلفن‌های هوشمند هستند.

 


تفاوت دوچرخه‌های اشتراکی

دوچرخه‌های اشتراکی بسیاری از شهرهای دنیا را گرفته‌اند و دولت‌ها نیز با این عمل بسیار موافقند. انرژی کمتری مصرف می‌شود، آلودگی هوا کم می‌شود، ترافیک روزانه شهری بشدت کاهش می‌یابد، حمل‌ونقل عمومی آسان می‌شود
و… . در بسیاری از شهرهای کشورهای اروپایی استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی به یک عادت تبدیل شده، البته که در بسیاری از شهرهای دوستدار دوچرخه؛ مردم از دوچرخه‌های شخصی نیز استفاده می‌کنند و مسئولان شهری نیز استفاده آنها از دوچرخه‌ها را بشدت آسان کردند. همین که می‌توانید در مسافت‌های طولانی دوچرخه‌های خود را زیر بغل‌تان بزنید و با آنها سوار مترو و اتوبوس شوید و کسی اعتراضی نکند، خودش می‌تواند یکی از اصلی‌ترین راهکارهای مسئولان باشد.
اما دوچرخه‌های اشتراکی طرفداران بیشتری در دنیا دارند و حالا دیگر بحث بر سر دوچرخه‌های برقی و الکترونیک است. دوچرخه‌هایی که شارژ می‌شوند و در مسافت‌های طولانی و سربالایی‌ها شما را اذیت نمی‌کنند. البته که هنوز این نوع دوچرخه‌ها در دنیا فراگیر نشده‌اند اما بسیاری در تلاشند تا زیرساخت‌های لازم برای شارژ این دوچرخه‌ها و استفاده از آنها را در شهرهای خود فراهم کنند. یک شرکت ساخت و پخش دوچرخه‌های اشتراکی در اروپا طرحی برای نصب و ترویج دوچرخه‌های برقی ارایه کرده است. در این طرح هفت شهر از پنج کشور شراکت دارند و این پروژه ممکن است 3‌سال طول بکشد. این شرکت در آمستردام، دومین شهر دوستدار دوچرخه حدود 1.2‌میلیون یورو سرمایه‌گذاری کرده تا آمستردام برای نصب و ترویج این دوچرخه‌ها آماده شود.
اما از دوچرخه‌های برقی که بگذریم، می‌رسیم به همین دوچرخه‌های معمولی با رکاب که می‌توانند دنده‌ای یا ساده باشند. دربسیاری از شهرهای دوستدار دوچرخه دنیا، همین دوچرخه‌های ساده بدون دنده بسیار بیشتر از دوچرخه‌های پیشرفته دیده می‌شوند. دوچرخه‌هایی که معمولا سبد یا محفظه‌ای برای گذاشتن کیف و بار دارند و قفل‌هایی هوشمند که می‌توانید آن را هر کجا که می‌خواهید رها کنید، قفل کنید و بروید تا دیگری سراغ‌شان بیاید. شبیه به همین دوچرخه‌ها را این روزها زیاد در تهران می‌بینیم. دوچرخه‌های نارنجی‌رنگ بیدود که در پیاده‌روهای شهر پارک شده‌اند و در انتظار مسافرند. طبق آماری که‌ سال 96 اعلام شده، تعداد دوچرخه‌های بیدود در تهران حدود 5700 دستگاه است و 55 ایستگاه در سراسر شهر دارند. تمام این دوچرخه‌های نارنجی سبد حمل کیف و وسیله دارند، قفل هوشمند دارند و چراغ‌های شبرنگ دارند.


رتبه‌بندی شهرهای دوستدار دوچرخه در دنیا

سایت wired.com ارزیابی دو سالانه‌ای برای ردیابی تلاش‌ها و ابتکارات دوچرخه‌سواری انجام‌شده توسط شهرهای سراسر جهان انجام می‌دهد. در فهرست‌بندی ‌سال 2019، آنها با استفاده از 14 پارامتر که تمرکزشان بر میزان تلاش، فرهنگ و طراحی خیابان است، بیش از 115 شهر از سراسر جهان را ارزیابی و رتبه‌بندی کرده‌اند.
با توجه به همه مسائل زندگی شهری و حمل‌ونقل، از اتومبیل‌های خودران گرفته تا pogo sticks dockless (میله پوگو وسیله ای برای پرش از زمین در حالت ایستاده است که با استفاده از کمک فنر حرکات نوسانی بالا و پایین دارد) که مهمترین وسیله بعدی برای حمل‌ونقل هستند، دوچرخه همچنان به‌عنوان کارآمدترین، عملی‌ترین و مطمئن‌ترین راه‌حل برای تحرک شهری می‌درخشد. در بسیاری از شهرها توجه به ساختن زیرساخت‌ها و گسترش امکانات برای اسکان دوچرخه به‌عنوان یک شیوه حمل‌ونقل روزمره است و این در حالی است ‌که باعث بهبود زندگی مردم می‌شود.
اما در این رتبه‌بندی کپنهاگن که تا‌ سال 2013 رتبه دوم شهر دوستدار دوچرخه را داشته، رتبه اول را در سال‌های 2015، 2017 و 2019 کسب کرده است. تا قبل از آن و تا‌ سال 2013 تمامی دنیا آمستردام را به‌عنوان شهر دوچرخه می‌شناختند، اما حالا در سه دوره متوالی کپنهاگن از آنها پیشی گرفته است. این در حالی است که آمستردام به‌عنوان یکی از بهترین شهرهای دوستدار دوچرخه تنها یک سیستم دوچرخه‌های اشتراکی دارد. طبق آمارها 62‌درصد ساکنان کپنهاگن سفرهای روزانه خود به محل کار یا مدرسه و دانشگاه را با دوچرخه انجام می‌دهند و روزانه حدود 894‌هزار مایل (حدود یک‌میلیون و چهارصدوپنجاه‌هزار کیلومتر) می‌چرخند.
رتبه‌های بعدی شهرهای دوستدار دوچرخه بعد از کپنهاگن (دانمارک) و آمستردام (هلند)، به ترتیب شهرهای اوترخت (هلند)، آنتورپ (بلژیک)، استراسبورگ (فرانسه)، بردو (فرانسه)، اسلو (نروژ)، پاریس (فرانسه)، وین (اتریش) و هلسینکی (فنلاند) رتبه‌های 3 تا 10 را به خود اختصاص دادند. در میان این 10 شهر باید گفت کشور فرانسه یکی از کشورهای دوستدار دوچرخه در دنیا است و دولت این کشور تلاش می‌کند تا زیرساخت‌های لازم را برای دیگر شهرها نیز فراهم کند. در فرانسه حدود 40 شرکت دوچرخه‌های اشتراکی این کشور را تأمین می‌کنند و تنها در شهر پاریس حدود 40‌هزار دوچرخه اشتراکی وجود دارد.

 


همه چیز درباره دوچرخه‌های بیدود

عکس از مهدی حسنی | شهروندآنلاین

شرکت دوچرخه‌های اشتراکی در‌ سال 96 در تهران آغاز به کار کرد و دوچرخه‌های بیدود را به شهر فرستاد. دوچرخه‌های بیدود از نظر ظاهر و رنگ شبیه به دوچرخه‌های برند «Mobile» هستند و البته با دوچرخه‌های شرکت‌های دیگر هم تشابهاتی دارند.
برخلاف طرح شهرداری تهران، در سرویس دوچرخه کرایه بیدود نباید دوچرخه‌ها را از مکان‌های مشخصی کرایه کرد و دوباره به آن مکان‌ها تحویل داد. این دوچرخه‌ها از یک قفل هوشمند استفاده می‌کنند که فقط با اپلیکیشن باز می‌شود و استفاده‌کننده می‌تواند دوچرخه را از هر کجای شهر یافته، سوار شده و در محل دیگری پارک کند و دنبال کار خود برود.
هر فردی که بخواهد از دوچرخه‌های اشتراکی بیدود استفاده کند؛ کافی است اپلیکیشن bdood را روی گوشی تلفن‌همراه خود نصب و از روی نقشه دنبال نزدیک‌ترین دوچرخه‌های پارک‌شده در شهر بگردد.
اپلیکیشن bdood فقط برای بازکردن قفل دوچرخه نیست و اطلاعات مفیدی مانند زمان اجاره‌گیری، مسافت طی‌شده، میزان کالری مصرف‌شده مسافر و میزان کربن اکسیدی که به‌ خاطر استفاده‌نکردن از خودرو در هوا انتشار پیدا نمی‌کند را محاسبه و به راکب نشان می‌دهد.
استارت‌آپ بیدود می‌گوید هزینه استفاده از دوچرخه‌های اشتراکی بسیار پایین و در حد همان هزینه استفاده از اتوبوس یا تاکسی در سفرهای درون‌شهری است، حتی در سفرهای کوتاه مقرون‌به‌صرفه‌تر از تاکسی خواهد بود.
شرایط ثبت‌نام کاربر در بیدود
کاربر تأیید می‌کند که ظرفیت انطباق با رفتار شهروندی براساس قانون جهت استفاده از خدمات بیدود را دارد. کاربر نرم‌افزار موبایل و خدمات بیدود باید بالای ۱۳‌سال سن و کمتر از ۷۰‌سال سن داشته و از لحاظ جسمی دارای قدرت بدنی مناسب باشد. کاربری که دارای بیماری‌هایی چون صرع، بیماری قلبی، فشارخون بالا، ضعف بینایی، اختلال در شنوایی و ناتوانی جسمی بوده یا تحت شرایط غیرطبیعی، استفاده از موادمخدر و قرص‌های روانگردان، اختلال روانی متناوب و غیره است، مجاز به ثبت‌نام و استفاده از خدمات بیدود نیست و همچنین خانم‌های باردار اجازه استفاده از خدمات بیدود را ندارند.
البته مبلغی نیز به‌عنوان سپرده ودیعه باید در حساب کاربر وجود داشته باشد که درصورت خارج‌شدن از نام کاربری این مبلغ به حساب کاربر عودت داده می‌شود. چنانچه کاربر بابت هزینه‌های سفر بدهکار باشد، شرکت می‌تواند مبلغ بدهی را از سپرده کسر کند.

دسته‌ها
سبک زندگی

نفوذ تکنولوژی به قلب زندگی ما

در این میان موضوعاتی همچون رسانه دیجیتال، تجارت الکترونیکی، اینترنت اشیا، پرداخت‌ها، فناوری‌مالی، ‏حمل و نقل و لجستیک و سلامت دیجیتال مطرح هستند. برخی از پیش‌بینی‌های گذشته شامل تکامل تلفن ‏هوشمند، یک اتومبیل با حضور الکسا، تنظیم مقررات سیستم‌عامل‌های فنی از همه زوایا، به دست آوردن ‏اسنپ چت توسط آمازون، میکروفن‌های دستیار در کلیه دستگاه‌های اطراف و خانه، حضور شبکه‌های G‏5‏ در ‏اختیار برای تولید‌کنندگان، دوربین‌های مجهز به هوش مصنوعی، یک پرداخت تمام عیار و بدون مشکل توسط ‏آمازون، به دست آوردن راه‌اندازی رباتیک انبار توسط ‏UPS ‎، ‏FedEx‏ یا ‏DHL‏ و کسب سلامت دیجیتال ‏توسط آمازون، اپل یا ‏Google‏ بود که تمام این موارد محقق شدند. هر چند نمی‌توانیم همه 40 اتفاق محقق ‏شده را در این صفحه جای دهیم، اما مهمترین و جذاب‌ترین‌های آنها را انتخاب‌کرده‌ایم.

اپلیکیشن‌ها و پلت‌فرم‌ها

سال 2018 تحول گسترده‌ای در فضای برنامه‌ها و سیستم‌عامل‌ها به وجود آمد و ظهور فناوری‌های ‏جدید و خاص مانند صدا، واقعیت مجازی، دستگاه‌های متصل و G‏5‏ باعث تغییر رفتار مصرف‌کننده در‌سال ‏آینده می‌شود. در مرحله بعدی تکامل تلفن‌های هوشمند شروع به تغییر شکل می‌کند و تحولات به دو ‏سیستم‌عامل – صدا و ‏VR – ‎‏ زمینه نبرد جدیدی برای سازندگان برنامه ایجاد می‌کند. ادغام شرکت‌ها در ‏ارتباط با مناظر ارتباطات و رسانه‌ها ادامه خواهند داشت و صدا به همه جنبه‌های زندگی مصرف‌کنندگان نفوذ ‏می‌کند. ‏تلفن‌های هوشمند برای زندگی روزمره مصرف‌کنندگان امری ضروری است. هر کس صاحب یکی از این ‏تلفن‌های هوشمند است و اینجا، جایی است که همه ما بیشتر وقت دیجیتالی خود را در آن می‌گذرانیم و این ‏مرکز زندگی ما شده است.

یکی  از تحولات متعلق به‌سال 2019، خودروهای هوشمندی هستند که با ‏دستیارهای شخصی اداره می‌شوند. این کار را آمازون با الکسا کرد و باید انتظار داشت تا چند‌سال آینده  این ‏خودروها به قدری فراگیر شوند که بتوان از آنها به‌عنوان خودروهای شخصی و خانواده استفاده کرد

این درحالی است که پیش‌بینی می‌شود تکنولوژی جدیدی را نمی‌توان جایگزین ‏کامل گوشی‌های هوشمند کرد و انتظار می‌رود آن‌چه حالا به‌عنوان گوشی‌های هوشمند می‌شناسیم، تحول ‏پیدا کند. موبایل از یک چیزی شبیه به آجر به تلفن‌های کشویی تبدیل شد و از تلفن‌هایی با صفحه ‏کلیدهای ‏QWERTY‏ به تلفن‌های مستطیل شکل بدون صفحه کلید واقعی تبدیل شدند؛ شاید باید گفت از ‏گوشی‌های قدیمی بلک‌بری با صفحه‌ کلیدهای پر و پیمان به آیفون‌هایی فقط با یک دکمه و حالا بدون دکمه ‏تبدیل شده‌اند. حال معتقدیم تلفن‌های تاشو که دارای صفحه نمایشی به اندازه تبلت هستند، اما می‌توانند به ‏اندازه و شکل یک تلفن هوشمند معمولی تا شوند، قدم بعدی در تکامل تلفن‌های هوشمند باشند. این ‏دستگاه‌ها در‌سال 2019 توسط شرکت‌هایی ازجمله سامسونگ، کنوو، ال‌جی و هوآوی به بازار عرضه شدند و ‏انتظار می‌رود در‌سال آینده مورد استقبال بیشتری قرار بگیرند. ‏

از نخستین تلفن‌های همراهی که وارد بازار شدند و سایز آنها به شدت بزرگ بود، شرکت‌های سازنده به دنبال ‏ساخت تلفن‌های کوچکتر رفتند و سایز آنها را کوچک و کوچکتر کردند، اما زمانی که تلفن‌های هوشمند وارد ‏بازار شدند؛ رفته رفته سایز تلفن‌ها بزرگتر شدند و حالا مصرف‌کنندگان به سمت تلفن‌های هوشمند بزرگتر ‏می‌روند تا آن‌جا که شرکت‌های اصلی سازنده تلفن‌های هوشمند همراه وقتی تلفن‌های جدیدشان را سالیانه وارد ‏بازار می‌کنند، آنها را حداقل در دو سایز متفاوت ارایه می‌دهند و مردم بیشتر جذب تلفن‌های بزرگ می‌شوند. ‏حالا با حضور تلفن‌های تاشو این پیش‌بینی احتمالا درست است که مردم به سمت آنها کشیده شوند. ‏

دستگاه‌ها درحال تحول رفتار هستند و مردم دیگر تنها از تلفن‌های هوشمندشان برای برقراری تماس، ‏فرستادن پیام و … استفاده نمی‌کنند. آنها از تلفن‌های هوشمندشان به‌عنوان یک تلویزیون استفاده می‌کنند، ‏با آن ویدیو می‌بینند، بازی می‌کنند یا داده‌های سنگینی که روی کامپیوترهایشان بود را به تلفن‌هایشان منتقل ‏می‌کنند و کارهایشان را با آنها انجام می‌‌دهند. ‏

یکی دیگر از تحولاتی که می‌توان آن را متعلق به‌سال 2019 دانست، خودروهای هوشمندی هستند که با ‏دستیارهای شخصی اداره می‌شوند. این کار را آمازون با الکسا کرد و باید انتظار داشت تا چند‌سال آینده  این ‏خودروها به قدری فراگیر شوند که بتوان از آنها به‌عنوان خودروهای شخصی و خانواده استفاده کرد. آمازون ‏ادعا می‌کرد الکسا را به قلب خانواده‌ها می‌آورد و پیش‌بینی‌ها درست از آب در آمدند و آمازون توانست این کار ‏را بکند و حالا تنها نوبت فراگیری است تا مصرف‌کنندگان به سمت آن سوق پیدا کنند و واقعا الکسا را به قلب ‏خانواده‌هایشان ببرند.

تلفن‌های تاشو که دارای صفحه نمایشی به اندازه تبلت هستند و می‌توانند به ‏اندازه و شکل یک تلفن هوشمند معمولی تا شوند، قدم بعدی در تکامل تلفن‌های هوشمند باشند که در‌سال 2019 توسط شرکت‌هایی ازجمله سامسونگ، کنوو، ال‌جی و هوآوی به بازار عرضه شدند

اینترنت اشیا و پیشرفتی فوق‌العاده

IoT‏ (اینترنت اشیا) به خوبی توانست جای خود را در خانه‌ و محل کار ما در‌سال 2018 باز کند. شاید ‏گستردگی آن کم باشد، اما اگر شما به دیجیتالی کردن زندگی‌تان اهمیت می‌دهید، حتما به فکر آن هستید که   از کم شروع کنید تا بتوانید تمام زندگی‌تان را دیجیتالی کنید. حالا اینترنت اشیا می‌تواند به قلب خانه‌ها ‏و اداره‌های وارد شود و اکنون به چیزی تبدیل شده که می‌تواند یک وسیله اصلی برای اداره زندگی دیجیتال ‏مصرف‌کنندگان باشد. اینترنت اشیا از خانه‌های هوشمند شروع شد و ما پیش‌بینی کرده بودیم در‌سال 2019 ‏می‌تواند مواردی برای خانه‌های هوشمند تولید شود که واقعی هستند و می‌توانند زندگی معمولی و روتین ما ‏را به یک زندگی دیجیتالی واقعی تبدیل کنند. ‏

پیش‌بینی کرده بودیم که ‏Google‏ با شرکای خود همکاری خواهد کرد تا میکروفن‌های دستیار را در انواع ‏دستگاه‌های مختلف در منزل قرار دهد و این موضوع کاملا محقق شد. حالا اگر یک دستیار شخصی گوگل در ‏خانه داشته باشید، درواقع یعنی تمام لوازم منزل‌تان دستیاران شخصی شما هستند. هر وسیله جدید که وارد ‏بازار می‌شود و رقیبی برای آن وجود ندارد با قیمت‌هایی فضایی به دست مصرف‌کنندگان می‌رسد، اما اگر عرضه ‏بیشتر شود و تقاضا هم به همان نسبت بالا برود، قیمت‌ها می‌شکند و می‌توان تمام آنها را با قیمت‌هایی ‏منصفانه و بدون فشار به دست آورد. پیش‌بینی‌ها درست بود و قیمت‌های وسایلی که برای خانه هوشمند نیاز ‏است پایین آمدند و تنها برخی از آنها هنوز به قیمت‌هایی عادلانه نرسیدند. ‏

یکی دیگر از نکاتی که به اینترنت اشیا می‌تواند کمک کند، G‏5‏ است که در این مورد هم پیش‌بینی‌ها درست ‏بود و نخستین ارایه خدمات G‏5‏ در‌سال 2019 به دست مردم رسید. البته که هنوز هم در اختیار افراد زیادی از ‏مردم نیست اما پیش‌بینی‌ها هم همین را می‌گفتند و درنهایت قرار بر این بود تا‌سال 2023 اکثر نقاط دنیا به ‏اینترنت G‏5‏ دسترسی کامل داشته باشند. ‏

کلینیک  تکنولوژی برای  سلامت و بهداشت

سال 2018 برای سلامت دیجیتال ‌سال پرباری بود؛ سرمایه‌گذاری‌های گسترده، ادغام شرکت‌ها و ظهور فناوری‌های بزرگ در صحنه‌ مراقبت‌های بهداشتی. در این ‌سال شاهد آن بودیم که نوآوری‌های بسیاری با پشتوانه سرمایه‌گذاری به خط مقدم مراقبت‌های بهداشتی آمدند و حضور گسترده این فناوری‌ها فشاری بر افراد متعهد برای پذیرش سلامت دیجیتال وارد کرد و موفق بود، اما برای‌ سال 2019 هم پیش‌بینی‌هایی انجام شده بود که بیشتر آنها محقق شدند. آمازون، اپل و گوگل با دستیابی به سلامت دیجیتال، تحول بزرگی ایجاد کردند.

در‌ سال 2018 و 2019 با استفاده از فناوری‌های سلامتی که روی گجت‌های اپل مانند اپل‌واچ وجود داشت، جان چندین انسان نجات داده شد و همین می‌تواند دستاورد بزرگی برای آنها باشد. هرچند که آنها معتقدند این کمترین کاری بوده که ساعت‌های هوشمند می‌توانستند برای نجات جان یک انسان انجام دهند

شرکت‌های بزرگ فناوری تقریبا در‌ سال 2018 عناوین جدیدی را برای سلامت دیجیتال تولید کردند و اپل، آمازون و گوگل اصلی‌ترین شرکت‌هایی بودند که موج‌های خاصی را در صنعت ایجاد کردند. مدیرعامل اپل «تیم کوک» در ‌سال 2018 گفته بود که «بزرگترین سهم اپل در بشر در بهبود سلامت و رفاه مردم خواهد بود». آمازون و گوگل هم هرکدام به نحوی برای پیشرفت سلامت دیجیتال تلاش‌هایی کردند؛ به‌عنوان مثال آمازون حدود یک‌میلیارد دلار برای برنامه  PillPack در ژوئن ‌سال 2018 هزینه کرد، اما با این حال این شرکت‌ها نتوانستند اهداف کامل خود را در برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی دیجیتال به خوبی نشان دهند، اما آنها یک شبکه گسترده ایجاد کردند، مجموعه‌ای از حق ثبت اختراع مراقبت‌های بهداشتی و کارمندان واحدهای مراقبت‌های بهداشتی ایجاد کرده و مبالغی را برای راه‌اندازی‌های بهداشتی دیجیتال سرمایه‌گذاری کردند. این احتمال وجود داشت که در ‌سال 2019، تمرکز مراقبت‌های بهداشتی از شرکت‌های بزرگ با محوریت جدی‌تری دنبال شود. به‌عنوان مثال آمازون و اپل، هر دو کلینیک‌های پزشکی خود را در‌ سال 2018 ساختند و این راهی بود که آنها می‌توانستند با دستیابی به یک فناوری پزشکی به نتیجه خوبی در زمینه سلامت دیجیتال برسند.

البته که اپل موفق هم به نظر می‌رسد. در‌ سال 2018 و 2019 با استفاده از فناوری‌های سلامتی که روی گجت‌های اپل مانند اپل‌واچ وجود داشت، جان چندین انسان نجات داده شد و همین می‌تواند دستاورد بزرگی برای آنها باشد. هرچند که آنها معتقدند این کمترین کاری بوده که ساعت‌های هوشمند می‌توانستند برای نجات جان یک انسان انجام دهند و برنامه‌های پیشرفته‌تری برای این کار دارند.

این سه شرکت تنها شرکت‌هایی نبودند که برای سلامت دیجیتال تلاش کردند. بسیاری از شرکت‌های ساخت محصولات بیمارستانی تلاش کردند تا به فناوری‌های بزرگ برای نجات جان انسان‌ها دست یابند. یکی از موفق‌ترین‌ها ربات‌های پرستار یا حتی ربات‌های جراح بودند. ربات‌هایی که نیازی به حضور پزشک ندارند، می‌توانند کنار بیمار باشند و آنها را به پزشک معالج‌شان وصل کنند. به این فکر کنید در بیمارستان بستری شده‌اید و پزشک معالج‌تان در آن لحظه در بیمارستان حضور ندارد و مشکل فوری برای بیمار پیش می‌آید، ربات‌ها می‌توانند در هر لحظه بیمار را به پزشک با تماس تصویری متصل کنند. همچنان این ربات‌ها می‌توانند بدون کمک یک فرد، کارهای درمانی را روی بیمار انجام دهند. همچنین ربات‌های جراح می‌توانند بدون حضور پزشک جراح، با کنترل از راه دور، یک جراحی را با موفقیت به پایان برسانند، حتی آنها توانستند یک جراحی قلب انجام دهند، بدون آن‌که مشکلی پیش آید.

 

دسته‌ها
سبک زندگی

شمشیر دولبه الگوهای جوانان

نگاهی به یک تحقیق

مدتی قبل یک دانشجوی كارشناسی ارشد دانشگاه علم و فرهنگ، پایان‌نامه خود را با موضوع الگوهای ‏اجتماعی دانش‌آموزان شرق تهران انجام داد. مطالعه‌ای که نتایج آن برای خیلی‌ها جالب بود.  براساس ‏این تحقیق، احسان علیخانی، با 30درصد آرا محبوب‌ترین الگوی دانش‌آموزان دختر بود و رامبد جوان ‏با 49‌درصد آرا صدرنشین الگوهای مورد علاقه دانش‌آموزان پسر. پرطرفدارترین الگوی ورزشی ‏دانش‌آموزان دختر و پسر به ترتیب، محمد موسوی (والیبالیست تیم ملی) و رونالدو هر کدام با 28‌درصد ‏آرا بودند.

‎ ‎الگویم باش

اگر از آن دسته افرادی هستید که با خواندن این آمارها سر تکان می‌دهید و زیر لب به نوجوانان خرده ‏می‌گیرید، بد نیست به یک سوال اساسی جواب بدهید. آیا هر کدام از ما به‌عنوان افراد جامعه و خانواده ‏و … الگوی دیگری به نوجوانان ارایه کرده‌ایم؟ اصلا آیا الگوبرداری از این افراد که یکی از مهمترین ‏ویژگی‌های آنها شهرت است، لزوما بد یا خوب است؟

الگوبرداری مانند یک شمشیر دولبه است که می‌تواند خوب یا بد باشد. همه ما به صورت طبیعی از ‏طریق مشاهده رفتار دیگران از آنها چیزهایی می‌آموزیم و با رفتارمان دیگران را تحت‌تاثیر قرار ‏می‌دهیم، اما این‌که فردی را به‌عنوان الگو انتخاب کنیم، موضوعی قابل بحث و بررسی است

دکتر امان‌الله قرایی مقدم در پاسخ به این پرسش‌ها می‌گوید:  «این الگوبرداری‌ها کاملا طبیعی هستند ‏و نمی‌توان انتظاری غیراز این داشت، چرا که یکی از کارهای نوجوانان و جوانان الگوبرداری و ‏شخصیت‌سازی است و چیزی که باعث شده این افراد به‌عنوان الگوهای نوجوانان مطرح شوند شهرت ‏آنهاست که آن را هم مدیون رسانه‌های جمعی هستند‎.» این جامعه‌شناس در ادامه تأکید می‌کند: «الگوهای دوران نوجوانی در طول زمان تغییر می‌کند و ‏دوام زیادی نخواهد داشت و  خیلی زود الگوهای جدیدی جایگزین آنها می‌شود. درواقع این الگوها ‏نهادینه نمی‌شود، نسل جوان آنها را چند صباحی سرمشق خود  و بعد فراموش‌شان می‌کند.»‎

وی جوانان را عامل نوگرایی و پویایی هر جامعه‌ای می‌داند و می‌افزاید: «نوجوانان و جوانان ‏الگوپذیر هستند، اما نباید نقش تاثیرگذار آنها را در جامعه فراموش کرد. آنها الگوهایی را انتخاب و ‏سپس شروع به گسترش دیدگاه‌های تازه می‌کنند و این همان چیزی است که باعث حرکت رو به جلو و ‏تغییر جوامع در طول تاریخ شده است. بنابراین همیشه نباید در برابر چیزهایی که با نظرمان همخوانی ندارد ایستادگی کنیم، چرا که شاید این انتخاب نگاهی نو به جهان باشد.»

دکتر مجید ابهری، آسیب‌شناس و متخصص علوم رفتاری هم معتقد است: «کمبود نشاط اجتماعی و ‏امکانات تفریحی و ورزشی یکی از علل گرایش بیشتر نوجوانان به انتخاب چنین الگوهایی  است.» ‏هرچند او تأکید می‌کند که انتخاب الگو یکی از نیازهای طبیعی نوجوانان و جوانان است، ولی متذکر ‏می‌شود که وقتی الگوی مناسبی از سوی نهادهای متولی ارایه نشود، نوجوان خودش به دنبال الگو ‏خواهد گشت و حتی ممکن است این الگوبرداری از روی نیازهای جسمی و جنسی و نه نیازهای ‏تربیتی انتخاب شود‎.

جای خالی یک زن

یک نکته جالب و شاید هم سوال برانگیز در آمارهای تحقیق بالا این بود که در بین الگوهای دانش‌‏آموزان دختر حتی یک خانم هم وجود نداشت. دکتر قرایی مقدم علت این مسأله را تا حدودی مردسالار ‏بودن جامعه می‌داند و می‌گوید: «واقعا کدام یک از چهره‌های مشهور خانم به اندازه این افراد شهرت ‏دارند؟ خب طبیعی است که در جامعه‌ای با ریشه‌های مردسالارانه بیشتر و شاید هم تمام الگوهای ‏دختران نوجوان را مردها تشکیل دهند‎.»

لگوهای دوران نوجوانی در طول زمان تغییر می‌کند و ‏دوام زیادی نخواهد داشت و  خیلی زود الگوهای جدیدی جایگزین آنها می‌شود. درواقع این الگوها ‏نهادینه نمی‌شود، نسل جوان آنها را چند صباحی سرمشق خود  و بعد فراموش‌شان می‌کند

‎ ‎الگوهای بهتر می‌خواهید، آستین بالا بزنید

در عصر ارتباطات و زمانی که دیگر مانند گذشته نمی‌توان دسترسی نوجوانان به دنیای بیرون را ‏محدود کرد، طبیعی است که گاهی آنها انتخاب‌هایی داشته باشند که چندان به مذاق بزرگترها خوش نیاید. ‏با این حال به‌طورحتم با اجبار و پند و نصیحت راهی به جایی نخواهد برد. دکتر ابهری با اشاره به ‏این که ما دچار نوعی پرکاری فرهنگی بیرونی و کم‌کاری فرهنگی درونی شده‌ایم، یادآور می‌شود ‏متاسفانه ما آموزش دینی را جایگزین تربیت دینی کرده‌ایم.

منظور از آموزش دینی ارایه مطالب نظری و مفهومی است، مطالبی که گذرا خواهند بود و خیلی زود ‏به دست فراموشی سپرده می‌شوند، درحالی‌که تربیت نهادینه می‌شود و به گونه‌ای با فرد عجین می‌‏شود که جزیی از زندگی او خواهد شد. تربیت دینی توأم با تعهد بوده و یکی از اهداف آن انتقال ارزش ‏ها از نسلی به نسل دیگر است‎.

در تربیت اسلامی خود والدین به‌عنوان الگوهای رفتاری فرزندانشان عمل می‌کنند و به جای این‌که ‏در گفتار امر و نهی کنند در رفتار خود به‌طور غیرمستقیم به آنها آموزش می‌دهند. فرزندی که ‏والدینش دروغ نمی‌گویند، در عمل می‌آموزد که دروغ نگوید. بر همین اساس الگوهایی که جامعه به ‏نوجوانان ارایه می‌دهد می‌تواند مهم باشد، چرا که یک الگوی ضداخلاقی به گفته دکتر ابهری می‌تواند ‏تاثیرات مخربی داشته باشد و همین امر وظیفه سنگینی را بر دوش افراد مشهور که جوانان از آنها ‏الگوبرداری می‌کنند، قرار می‌دهد.

الگوبرداری خوب یا بد؟

دکتر مهدی دوایی | روانشناس‏

الگوبرداری مانند یک شمشیر دولبه است که می‌تواند خوب یا بد باشد. الگوبرداری یا به قول ‏روانشناسان یادگیری مشاهده‌ای، یکی از مباحث مهم روانشناسی است. همه ما به صورت طبیعی از ‏طریق مشاهده رفتار دیگران از آنها چیزهایی می‌آموزیم و با رفتارمان دیگران را تحت‌تاثیر قرار ‏می‌دهیم، اما این‌که فردی را به‌عنوان الگو انتخاب کنیم، موضوعی قابل بحث و بررسی است.

‏انتخاب الگو کاملا طبیعی است و یک نوجوان به دلیل میل و گرایش به هویت‌جویی و علاقه به متمایز بودن از دیگران سعی می‌کند از فردی الگوبرداری کند و طبیعی است که افراد مشهور بیشتر از ‏سایرین مورد توجه قرار می‌گیرند. نکته مهم در این الگوبرداری، انتخاب الگوهاست، چراکه همین ‏الگوها می‌توانند فرد را به سوی یک هویت موفق یا هویت شکست سوق دهند. منظور از هویت موفق ‏این است که فرد بتواند به الگوی خود افتخار کند و هویت شکست زمانی شکل می‌گیرد که موارد ‏سازنده هویت فرد برای او دوست‌داشتنی و قابل احترام نباشد.

به‌طور مثال ممکن است کسی اسم ‏خودش را دوست نداشته باشد، این مسأله در شکل‌گیری هویت شکست موثر است. همان‌طور که اشاره ‏شد یکی از عوامل سازنده هویت، الگوها هستند، اگر فرد به این نتیجه برسد که الگوی او چیزی برای ‏ارایه ندارد و نمی‌توان به او افتخار کرد، گامی به سوی هویت شکست برداشته است‎.‎

انتخاب الگو یکی از نیازهای طبیعی نوجوانان و جوانان است، ولی وقتی الگوی مناسبی از سوی نهادهای متولی ارایه نشود، نوجوان خودش به دنبال الگو ‏خواهد گشت و حتی ممکن است این الگوبرداری از روی نیازهای جسمی و جنسی و نه نیازهای ‏تربیتی انتخاب شود

اما شاید بپرسید چرا باید یک نفر الگویی را انتخاب کند که او را قابل افتخار نمی‌داند و ویژگی مثبتی ‏در او نمی‌بیند، جواب را باید در کمبودهای این فرد جست‌وجو کرد. این فرد به دلیل کمبودهایش از ‏انتخاب این الگو به‌عنوان نوعی مکانیزم دفاعی بهره می‌گیرد. بنابراین ‏اصلا اشکالی ندارد اگر یک نوجوان از یک هنرپیشه، مجری، ورزشکار و … الگوبرداری کند، نکته ‏مهم این است که واقعا این الگو کیست و چه ویژگی‌هایی دارد.

اگر این فرد ویژگی‌های مثبتی داشته ‏باشد، این الگوبرداری مشکل‌ساز نخواهد بود‎.‎ اگر می‌خواهیم فرزندان‌مان الگوهای مناسبی داشته باشند، باید خودمان به‌عنوان پدر و مادر که نخستین ‏الگوهای آنها هستیم، الگوی خوبی باشیم. در این صورت در آینده هم فرزندان‌مان به دنبال یافتن الگوهای ‏خوبی خواهند بود‎ .‎

 


بهترین و بدترین الگوها برای جوان غربی

دنیای مجازی از خبرهای مربوط به جزیی‌ترین مسائل ستاره‌ها یا همان به اصطلاح سلبریتی‌ها پر شده، ‏کی چی می‌پوشد، چه عطری می‌زند، مارک کفش او چیست و با چه جواهری قرار است در  فرش قرمز ‏بعدی بدرخشد و فلان بازیگر چرا از نامزدش جدا شده و ‏خیلی چیزهای دیگر. اما این سلبریتی‌ها که کوچکترین حرکت و رفتار و گفتارشان زیرذره‌بین است، تا ‏چه اندازه در الگوسازی برای نوجوان‌ها و جوان‌ها موفق بوده‌اند؟ بچه‌های اروپایی و آمریکایی از چه ‏کسانی در زندگی‌شان الهام می‌گیرند؟

تیلور سوئیفت بهترین، مایلی سایرس بدترین

نظر ‌سنجی که توسط مجله «تودی پرنتس» انجام شد، نشان داد خیلی‌ها مایلی ‏سایرس، خواننده آمریکایی را بدترین الگو برای نوجوان‌ها می‌دانند و در عوض معتقدند  تیلور ‏سوئیفت 25ساله می‌تواند بهترین مدل باشد! البته در این نظرسنجی کارداشیان‌ها (کیم، کلوئه و ‏کورتنی) هم به جایگاه بالایی در لیست بدترین الگوهای رفتاری برای نوجوان‌ها دست پیدا کردند؛ ‏سلبریتی‌هایی که خیلی‌ها فقط فکر می‌کنند مشهور هستند تا مشهور باشند! براساس این نظرسنجی ‏بدترین الگوها شامل آریانا گرانده، هیدی مونتاگ، کاینی وست و نیکی میناج بود و حتی ورزشکار ‏مشهوری همچون لوئیس سوآرز هم در لیست دیده می‌شد‎.

در نظرسنجی که توسط ‏گروه بارنا و با شرکت نوجوان‌های 13 تا 17 ساله انجام شده بود، مشخص شد فقط 6‌درصد از این ‏گروه سنی، بازیگرها و خواننده‌ها را مدل‌های محبوب و تاثیرگذاری می‌دانند و فقط 5درصدشان ‏ورزشکارها را به‌عنوان الگو قبول دارند

‎ ‎مدل‌سازی از نوع آمریکایی؛ از کلینت ایستوود تا رونالد ریگان

ایندیپندنت ژورنال ریویو ‌سال 2015  براساس نتایج نظرسنجی‌ای که توسط سرویس نظرسنجی گوگل ‏انجام شده بود، فهرستی از 16 الگوی برتر جوانان آمریکایی را منتشر کرد. این نظرسنجی نشان داد ‏کلینت ایستوود با اختلاف زیادی پیشتاز است. در این فهرست نام کسانی همچون رونالد ریگان در رتبه ‏سوم، تام هنکس در رتبه هفتم، تیلور سوئیفت در رتبه یازدهم، آنجلینا جولی و دنزل واشنگتن به ترتیب ‏در رتبه‌های سیزده و چهارده به چشم می‌خورد.

جالب این است ‌که در این نظرسنجی کارداشیان‌ها و مایلی ‏سایرس با اختلاف زیادی به جایگاه بدترین الگو دست پیدا کردند. البته در نظرسنجی دیگری که توسط ‏گروه بارنا و با شرکت نوجوان‌های 13 تا 17 ساله انجام شده بود، مشخص شد فقط 6‌درصد از این ‏گروه سنی، بازیگرها و خواننده‌ها را مدل‌های محبوب و تاثیرگذاری می‌دانند و فقط 5درصدشان ‏ورزشکارها را به‌عنوان الگو قبول دارند.

براساس این نظرسنجی رهبران سیاسی و مذهبی با 4‏درصد، رهبران اقتصادی و نویسنده‌ها با یک‌درصد و محققان و شخصیت‌های علمی با یک‌درصد آرا در ‏رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. اگرچه در این نظرسنجی هم تیلور سوئیفت در کنار شخصیت‌هایی چون ‏اوباما، اپرا وینفری، استیون اسپیلبرگ و… جزو محبوب‌ترین الگوها برای نوجوانان بود‎.‎

‎الگوهای ورزشی؛ خوب، بد، زشت‎!‎

سال 2013 موسسه «سنجش افکار راسموسن ریپورتس» در مطالعه‌ای سراغ هزار نفر از افراد ‏بزرگسال آمریکایی رفت تا ببیند آیا ورزشکاران حرفه‌ای الگوهای خوبی برای کودکان و نوجوانان ‏هستند یا نه. نتیجه کمی غیرمنتظره بود؛ چون فقط 15‌درصد از بزرگسالان آمریکایی ورزشکارها را ‏الگوی خوبی برای بچه‌ها می‌‌دانند و در عوض 61‌درصد فکر می‌کنند ورزشکارهای حرفه‌ای مدل ‏خوبی برای کودکان و نوجوانان نیستند!

این درحالی است که سال 2009 نتایج یک نظرسنجی در ‏انگلستان نشان داده بود برای جوانان 13 تا 18 ساله اروپایی، اهالی موسیقی، ورزشکارها و ‏بازیگرها، محبوب‌ترین الگوهای رفتاری هستند و در عوض سلبریتی‌های تلویزیونی، کارآفرین‌ها و ‏سیاستمداران کمترین رتبه را دارند.‏

دسته‌ها
سبک زندگی

پیامدها و خطرات سقط عمدی

بنابراین قوانین و مقررات موجود کشور این امکان را فراهم کرده است که در صورت تشخیص هر کدام از موارد گفته‌شده، با انجام بررسی‌ها و اقدامات لازم، دریافت مجوز سقط قانونی انجام شود. بدیهی است آگاهی جامعه از این امر سبب خواهد شد که افراد در صورت نیاز، در این مسیر قانونی گام بردارند و اقدامات خود را پیگیری کنند.

سقط غیر ایمن

بر اساس تعریف سازمان جهانی بهداشت، سقط غیر ایمن عملی است که در آن حاملگی توسط یک فرد فاقد مهارت‌های لازم یا استفاده‌کننده از روش‌های خطرناک یا در محیطی که حداقل استاندارد‌های لازم را ندارد یا ترکیبی از هر دو مورد یادشده پایان می‌یابد. معمولا افرادی که از سقط‌های غیر ایمن استفاده می‌کنند در سطوح پایین‌تر اقتصادی و اجتماعی قرار دارند.

سقط غیر ایمن می‌تواند حتی توسط شاغلان حرفه‌های بهداشت و درمان یا افرادی که هیچ آشنایی با امور سلامت ندارند نیز انجام شود. در برخی موارد افراد باردار با انجام دستکاری‌های خطرناک رحمی باعث به وجود آمدن خونریزی شده و سپس با تابلوی خونریزی رحم، برای انجام سقط کامل به مراکز ارایه‌دهنده خدمات درمانی مراجعه می‌کنند.

خونریزی یکی از شایع‌ترین عوارض سقط غیر ایمن است و می‌تواند به دلیل پاره شدن واژن، گردن رحم، رحم، عفونت و شلی رحم رخ دهد. خونریزی می‌تواند شوک، اختلالات انعقادی و مرگ را به دنبال داشته باشد

برخی روش‌های غیر ایمن سقط

متاسفانه دستکاری‌های بسیار خطرناکی که در اندام خانم‌ها صورت می‌گیرد از تنوع زیادی برخوردار است. وارد کردن سوند‌های پزشکی و تزریق الکل، سرم نمکی یا سایر محلول‌ها به رحم از طریق آن و وارد کردن اجسام خارجی می‌تواند سبب سوراخ شدن رحم شود. استفاده از اجسام غیر استریل و … مواردی است که می‌تواند مرگ‌ را برای زنان باردار به دنبال داشته باشد.

استفاده از برخی مواد خوراکی و تزریقی و وارد کردن برخی‌ ترکیبات خطرناک به گردن رحم برای سقط‌های غیر ایمن توصیه می‌شود. نمک‌های با املاح فلزی، فسفر، سرب، نفت، محلول‌های پاک‌کننده، هورمون‌های متفاوت، ترکیبات گیاهی مختلف، قرص‌های پرمنگنات پتاسیم و تنقیه به منظور سقط را می‌توان در این دسته به شمار آورد.

وارد کردن برخی از مواد مانند ترکیبات صابونی و مواد شیمیایی به گردن رحم می‌تواند سبب آسیب‌های جدی به کلیه و قلب و به دنبال آن مرگ زن باردار شود.

ضربه به شکم شامل مواردی مانند خودزنی، ماساژ‌های شدید شکمی، پریدن از بلندی و برداشتن بارهای سنگین است. ماساژهای شدید شکمی که در نگاه عامیانه سبب پایان یافتن بارداری می‌شود، می‌تواند باعث پاره شدن رحم یا دیگر مشکلات جدی برای زن باردار شود.

عوارض سقط

بستری در بیمارستان: برآورد می‌شود که هر ساله حدود 5‌میلیون زن در سراسر جهان به دلیل عوارض ناشی از سقط‌های القایی در بیمارستان‌ها بستری می‌شوند. تعداد قابل توجهی از این افراد، زنانی‌اند که به دنبال عوارض ناشی از سقط‌های غیر ایمن به بیمارستان مراجعه می‌کنند. در این خانم‌ها در 1.6 % موارد نارسایی کلیه، 3% موارد خونریزی‌های شدید، 44.2 % موارد خونریزی‌های متوسط یا غیر مشخص، 5.1 % عفونت‌های شدید، 24% عفونت‌های غیر شدید  یا نامشخص، 7.2% ضربه شدید، 5.5 % ضربه  غیر شدید یا نامشخص،  38.1 % کم‌خونی و3.3%موارد مرگ زن باردار مشاهده شده است. بیشتر قربانیان این‌گونه سقط‌ها به‌طور همزمان از چند مشکل یادشده رنج می‌برند.

مرگ: بر اساس آمار موجود، سقط‌های غیر ایمن عامل حدود 13% از موارد مرگ‌ومیر مادران (حدود یک مورد از هر هشت مورد مرگ مادر) است. این تعداد معادل 47هزار مرگ در ‌سال محاسبه شده است.

یکی از مهمترین دلایلی که افراد به مشکلات عاطفی و روانی پس از سقط دچار می‌شوند، احساس مشارکت در انجام گناه و از بین بردن نوزادی بیگناه است

باید به یاد داشت که به ازای هر مرگ مادر به دنبال سقط جنین، 10تا 15 مادر دچار مشکلاتی مانند درد مزمن، نازایی و مشکلات ادراری – تناسلی می‌شوند.

خونریزی: خونریزی یکی از شایع‌ترین عوارض سقط غیر ایمن است و می‌تواند به دلیل پاره شدن واژن، گردن رحم، رحم، عفونت و شلی رحم (به دلیل باقی ماندن بقایای بارداری در بسیاری از موارد) رخ دهد. خونریزی می‌تواند شوک (به دلیل کاهش حجم خون در گردش)، اختلالات انعقادی و مرگ را به دنبال داشته باشد.

عفونت: عفونت به دنبال سقط غیر ایمن معمولا به دلیل باقی ماندن بقایای بارداری، ضربه و روش‌های غیر استریل رخ می‌دهد. در صورتی که عفونت درمان نشود یا به صورت ناقص درمان شود، می‌تواند سبب عفونت عمومی بدن، شوک سپتیک (عفونی)، نارسایی در عملکرد ارگان‌های حیاتی، اختلالات منتشر انعقادی و عقیمی در آینده شود. درد‌های شکمی یا لگن، ترشحات بدبو، تب و لرز، خونریزی و لکه‌بینی و حساسیت رحم و ضمایم آن را در افرادی که پیش از این باردار بوده و بارداری آنها با زایمان پایان نیافته است، باید به‌عنوان علایم هشداری برای عفونت احتمالی در نظر گرفت و فرد را به واحد درمانی ارجاع کرد.

سوراخ‌شدن و آسیب به ارگان‌های درون شکم: وارد کردن جسم خارجی به اندام زنانه یکی از علل شایع آسیب‌های مرتبط با سقط است. وارد کردن جسم خارجی نه‌تنها سبب آسیب دستگاه تناسلی و سوراخ شدن رحم می‌شود، بلکه می‌تواند سبب آسیب و سوراخ شدن لوله‌های رحمی، تخمدان‌ها، روده، روده بزرگ، مثانه و سایر اعضای داخل شکم شود. خوردن مواد شیمیایی نیز می‌تواند سبب آسیب به ارگان‌های داخلی بدن شود.

عوارض سقط می‌تواند سبب کاهش توان باروری خانم‌ها یا با مرگ مادر سبب بی‌سرپرستی فرزندان او شود. ناباروری نیز از عوارض سقط است و می‌تواند هزینه‌های زیادی را برای خدمات درمانی مورد نیاز به سیستم دولت یا خود فرد تحمیل کند.

پیامد‌های سقط برای سلامت روانی

افسردگی: در بررسی‌های انجام شده، دیده شده است که اختلالات خلقی ازجمله افسردگی در خانم‌هایی که سابقه سقط دارند بیشتر است. احتمال بروز افسردگی با تعداد سقط افزایش می‌یابد.

اضطراب: مطالعات انجام شده بین‌المللی نشان داده است که سقط جنین عمدی می‌تواند باعث به وجود آمدن اختلالات اضطرابی شود.

بر اساس آمار موجود، سقط‌های غیر ایمن عامل حدود 13% از موارد مرگ‌ومیر مادران (حدود یک مورد از هر هشت مورد مرگ مادر) است. این تعداد معادل 47هزار مرگ در ‌سال محاسبه شده است

سوء مصرف مواد: بر اساس برخی مطالعات بین‌المللی انجام شده، احتمال سوءمصرف مواد در زنانی که سقط عمدی را تجربه کرده‌اند از زنانی که این سابقه را ندارند بالاتر است.

مشارکت در گناه و شرمساری: یکی از پیامد‌های سقط عمدی در زنان، احساس مشارکت در گناه و شرمساری از انجام این امر است.

کیفیت زندگی و روابط زناشویی: بر اساس مطالعات انجام شده،  کاهش کیفیت زندگی و روابط زناشویی در زنانی که سقط عمدی را تجربه کرده‌اند در مقایسه با زنانی که چنین تجربه‌ای را ندارند بیشتر دیده شده است.

عوارض سقط برای کودک حاصل از بارداری

معلولیت‌ها: در صورت موفق نبودن اقدام به سقط و تداوم بارداری تا زایمان، احتمال تولد کودک با معلولیت‌های جسمی و ذهنی را نباید از نظر دور داشت.

راه‌های مواجهه با سقط القایی (عمدی)

افزایش بارداری‌های برنامه‌ریزی‌شده یکی از مهمترین راه‌های کاهش سقط است.

افرادی که سقط را تجربه کرده‌اند، از لحاظ عاطفی و روانی وضع ناخوشایندی دارند.

یکی از مهمترین دلایلی که افراد به مشکلات عاطفی و روانی پس از سقط دچار می‌شوند، احساس مشارکت در انجام گناه و از بین بردن نوزادی بیگناه است. در ارایه خدمت به این افراد باید از هر نوع قضاوت پرهیز و در مشاوره از یک الگوی حمایتی برای زوجین پیروی کرد. باید به این زوج‌ها آموخت که بهترین راه برای پیشگیری از سقط  القایی، داشتن بارداری‌های برنامه‌ریزی‌شده است و بهتر است که آنها (زن و شوهر) با تصمیمی مشترک، خود را برای بارداری برنامه‌ریزی‌شده بعدی و در اولین فرصت ممکن آماده کنند.

عوارض سقط می‌تواند سبب کاهش توان باروری خانم‌ها یا با مرگ مادر سبب بی‌سرپرستی فرزندان او شود. ناباروری نیز از عوارض سقط است و می‌تواند هزینه‌های زیادی را برای خدمات درمانی مورد نیاز به سیستم دولت یا خود فرد تحمیل کند

مواردی که باید زوج خواهان سقط القایی(عمدی) بدانند:

یکی از زیباترین احساسات، احساس مادر و پدر شدن است. بررسی‌های داخل کشور نشان می‌دهد که بیش از 80درصد زوجینی که خواهان فرزند بوده‌اند به دلیل تجربه و تداوم احساس مادر وپدر بودن بارداری را  برنامه‌ریزی کرده‌اند.

زوجین باید از عوارضی که سقط جنین برای سلامت جسمی مادر و نیز سلامت  روانی و اجتماعی  پدر و مادر ایجاد خواهد کرد، آگاه باشند.

زوجین باید بدانند که در سقط احتمال موفق نبودن اقدام وجود دارد. آنها باید بدانند که به همین دلیل احتمال بروز مشکلات بعدی برای فرزند آنها وجود دارد و به همین دلیل باید از انجام سقط پرهیز کنند.

زوجین باید بدانند که این مسأله مخالف با دین مبین اسلام است و  دین مبین  اسلام جنین را معادل انسان کامل تلقی کرده و بنابراین برای زندگی این جنین حرمت قایل است. همچنین توصیه می‌شود که حتما با یک روحانی و عالم به امور مذهبی در این زمینه مشورت و راهنمایی لازم را دریافت کنند.

دسته‌ها
تیتر یک سبک زندگی

فیک‌نیوزها را رسوا کنیم

همه چیزهایی که در اینترنت می‌خوانیم یا می‌بینیم درست نیست و اگر واقعا این‌طور باشد و ما آن را به اشتراک بگذاریم، باعث می‌شویم افراد بیشتری به چیزی که درواقع ساخته ذهن فردی است، اعتقاد و اعتماد داشته باشند. داستان‌هایی مانند این، اخبار جعلی خوانده می‌شوند و می‌توانند مشکل ایجاد کنند.

20 کشور برای متوقف‌کردن اخبار جعلی آنلاین ثبت‌نام کردند

بیست کشور عضو سازمان ملل متحد روز پنجشنبه، 26 سپتامبر، توافقنامه مشارکت بین‌المللی در مورد اطلاعات و دموکراسی را در مجمع عمومی سازمان ملل متحد امضا کردند تا انتشار اخبار جعلی به صورت آنلاین متوقف شود. این کشورها گرد هم آمدند تا مطابق توافقنامه‌ای که توسط خبرنگاران بدون مرز، نظارت بر آزادی مطبوعات آغاز شد، «اطلاعات مستقل، متنوع و قابل اعتماد در اینترنت» را تبلیغ کنند. برنامه اصلی این توافق بین دولتی ترویج اصول دموکراتیک در عرصه عمومی آنلاین است.

بسیاری از مردم  داستان‌ها و اخبار جعلی را با دیگران به اشتراک می‌گذارند و مهمترین دلیل‌شان هم این است که بیشتر دیده شوند و فالوئرهای بیشتری به دست آورند و حالا که دنیا در انحصار شبکه‌های اجتماعی است راحت‌تر این داستان‌ها پخش می‌شود

لیست کشورهای امضاکننده شامل استرالیا، کانادا، شیلی، کاستاریکا، کرواسی، دانمارک، فرانسه، آلمان، هند، ایتالیا، لتونی، لیتوانی، لبنان، هلند، نروژ، آفریقای جنوبی، کره جنوبی، سنگال، تونس و بریتانیاست. ژان ایو لو دریان، وزیر امور خارجه فرانسه نیز دراین‌باره گفته است: «ظهور یک فضای دیجیتال جهانی، جهان اطلاعات را تکان می‌دهد، رو به پیشرفت می‌برد و خطرات را کاهش می‌دهد.»

اخبار جعلی چیست؟

اخبار جعلی، اخبار یا داستان‌هایی در اینترنت است که واقعیت ندارد. دو نوع خبر جعلی وجود دارد:

  1. داستان‌های دروغین که عمدا منتشر یا برای افراد ارسال می‌شود، برای این‌که مردم به چیزی غیر قابل باور، باور داشته باشند یا افراد زیادی را برای بازدید از یک وب‌سایت جذب کنند. این دروغ‌ها عمدی است که به‌صورت آنلاین در شبکه‌های مجازی و روی نت قرار داده می‌شود و کسی که آنها را می‌نویسد، می‌داند که ساخته شده‌ است و واقعیت ندارد.
  2. داستان‌هایی که ممکن است حقیقت داشته باشد، اما کاملا دقیق نیست. این اتفاق به این دلیل می‌افتد که افرادی که آنها را می‌نویسند – مثلا روزنامه‌نگاران یا وبلاگ‌نویسان یا اینفلوئنسرها- همه حقایق را قبل از انتشار داستان بررسی نمی‌کنند یا ممکن است درباره آنها اغراق کنند.

در نهایت هم این اتفاق می‌افتد: بسیاری از مردم این داستان‌ها را با دیگران به اشتراک می‌گذارند و باید گفت مهمترین دلیل‌شان هم این است که بیشتر دیده شوند و فالوئرهای بیشتری به دست آورند و حالا که دنیا در انحصار شبکه‌های اجتماعی است خیلی راحت‌تر این داستان‌ها پخش می‌شود و همین موضوع می‌تواند مشکلی مهم باشد. همچنین ویرایش عکس‌ها و ساخت و ایجاد وب‌سایت‌ها ساده‌تر از گذشته است و همین کمک می‌کند تا داستان‌های جعلی واقعی به نظر برسد.

چرا اخبار جعلی مشکل‌ساز هستند؟

اخبار جعلی به دلایل مختلف مشکل‌ساز هستند.

نخستین نوع اخبار جعلی، دروغ‌های عمدی هستند که می‌توانند مشکل ایجاد کنند، زیرا باعث می‌شود افراد به چیزهای کاملا غیر واقعی اعتماد کنند و اعتقاد داشته باشند.

نوع دوم – وقتی مردم چیزی را بدون این‌که بدانند کاملا صحیح است، منتشر می‌کنند – باعث می‌شود مردم اعتماد کمتری به رسانه داشته باشند و همچنین چیزهایی را باور کنند که ممکن است نادرست باشد.

مردم همچنین تمایل دارند چیزهایی را که با آنها موافقند به اشتراک بگذارند، بنابراین اگر مردم اخبار جعلی زیادی به اشتراک می‌گذارند و بسیاری از مردم آن را باور می‌کنند، این موضوع باعث می‌شود مردم به‌راحتی در حبابی کاملا متفاوت با دنیای واقعی قرار بگیرند و تا رسیدن به حقیقت راه طولانی وجود خواهد داشت.

اخبار جعلی تا زمانی که همتای واقعی آن پخش می‌شد، به لطف شیوه مصرف اطلاعات و اشتراک‌‌گذاری، همه‌جا به‌عنوان اخبار اصلی و واقعی پخش می‌شد و عموم مردم در جریان آن قرار می‌گرفتند و همین باعث می‌شد بسیاری اخبار واقعی را باور نکنند

یکی از داستان‌های به اشتراک گذاشته شده در جریان انتخابات ایالات متحده در مورد دونالد ترامپ کاملا جعلی بود؛ بسیاری از مردم نوشته و به اشتراک گذاشته بودند که او رأی‌دهندگان جمهوریخواه خود را «کندذهن‌ترین گروه رأی‌دهندگان در کشور» خوانده است. اما او هرگز آن را به زبان نیاورده بود. همچنین خبرهای جعلی زیادی درباره حریف او هیلاری کلینتون در آن زمان نوشته شد.

بعضی می‌گویند که اخبار جعلی می‌تواند در رأی مردم تأثیر بگذارد که – در صورت صحت – مشکلی جدی است؛ مثلا در نتیجه افزایش اخبار جعلی، پارلمان انگلستان تحقیق درباره آن را آغاز كرد. این گروه تحقیق کردند که اخبار جعلی از کجا نشأت می‌گیرد، چگونه گسترش ‌می‌یابد و چه تأثیراتی دارد. این نکته را به این دلیل عنوان کردیم که اگر واقعا وجود داشته باشد، این اخبار جعلی در تصمیمات مهم سیاسی مانند انتخابات تأثیر مهمی دارد.

چگونه متوجه شویم اخبار جعلی است؟

اگر می‌خواهید اطمینان حاصل کنید که با اخبار جعلی فریب نخورید، مواردی وجود دارد که می‌توانید آنها را رعایت کنید و گرفتار این موضوع نشوید.

از خودتان بپرسید: 

  • آیا این داستان در جای دیگر گزارش شده است؟
  • آیا در رادیو، تلویزیون یا روزنامه‌ها وجود دارد؟
  • آیا از سازمانی که داستان را منتشر کرده است آن را شنیده‌اید؟
  • آیا وب‌سایتی که در آن داستان را پیدا کرده‌اید، اصیل است؟ (به معنای این که به نظر نمی‌رسد مانند یک وب‌سایت copycat است بلکه مانند یک وب‌سایت واقعی است.)
  • آیا آدرس وب‌سایت در قسمت بالای صفحه واقعی به نظر می‌رسد؟ آیا پایان وب‌سایت چیزی عادی مانند «.co.uk»  یا «.com»  است و مانند «com.co»  غیر عادی نیست؟
  • آیا عکس یا فیلم طبیعی به نظر می‌رسد؟
  • آیا داستان به نظر باورپذیر است؟

اگر جواب هر یک از این سوال‌ها «نه» است، ممکن است بخواهید قبل از به اشتراک گذاشتن یا باور کردن، آن را کمی بیشتر بررسی کنید.

نکاتی برای کشف خبرهای جعلی

حداقل در چند ‌سال گذشته، اخبار جعلی خبرساز شد؛ از انتخابات عجیب و بی‌سابقه در ایالات متحده تا زمین‌لرزه‌ها و شیوع بیماری‌ها و برگزیت (Brexit)؛ برخی واقعی و برخی قانع‌کننده اما دروغ و همه اینها در حافظه تاریخی ما ثبت شد.

در کنار تمام گزارش‌های منصفانه، صحیح، واقعی و تحقیق‌شده چیزی که از همه شوم‌تر بود اخبار و داستان‌های جعلی بود؛ داستان‌هایی که به نظر دقیق می‌رسید، اما درواقع نادرست بود.

وقتی مردم چیزی را بدون این‌که بدانند کاملا صحیح است، منتشر می‌کنند – باعث می‌شود مردم اعتماد کمتری به رسانه داشته باشند و همچنین چیزهایی را باور کنند که ممکن است نادرست باشد

اخبار جعلی تا زمانی که همتای واقعی آن پخش می‌شد، به لطف شیوه مصرف اطلاعات و اشتراک‌‌گذاری، همه‌جا به‌عنوان اخبار اصلی و واقعی پخش می‌شد و عموم مردم در جریان آن قرار می‌گرفتند و همین باعث می‌شد بسیاری اخبار واقعی را باور نکنند یا دچار سردرگمی شوند. طبق اعلام مرکز تحقیقات پیو، افراد زیر 50‌سال نیمی از اخبار خود را به‌صورت آنلاین دریافت می‌کنند و برای افراد زیر 30 سال، اخبار آنلاین دو برابر اخبار تلویزیون است.

آیا در مورد پاپ فرانسیس که به حمایت از دونالد ترامپ یا کارزار کلینتون در حال اجرای یک حلقه قاچاق جنسی از کودکان در خارج از یک سالن پیتزا در واشینگتن دی‌سی است(#pizzagate)، شنیده‌اید؟ این اخبار جعلی است.

چرا اخبار جعلی از دروازه خبر می‌گذرد؟

هزاران نفر از مردم این داستان‌های دروغین را پخش کردند. چرا؟ شاید به این دلیل که عناوین چشم‌نواز در فیدهای رسانه‌های اجتماعی ما و اشتراک مطالب، ما را از ارزیابی دور یا حتی خواندن را برای ما راحت‌تر می‌کند و این طوفانی ویروسی ایجاد می‌کند.

بر اساس تحقیقات پیو،‌ عامل موثر دیگر، تعصب تأیید است. افراد به احتمال زیاد اطلاعاتی را تأیید می‌كنند كه عقاید آنها را تأیید كند و اطلاعاتی را كه نمی‌خواهند رد می‌كنند. اما نتیجه این همه اطلاعات غلط صرفا جهل نیست بلکه می‌تواند عواقب جدی‌تری را ایجاد کند.

خبر جعلی چیست

ارزیابی اخبار

  • اعتبار ناشر را ارزیابی کنید. آیا سایت انتشاردهنده از معیارهای استناد علمی برخوردار است؟ فقط به دلیل این‌که یک سایت در بین دوستان شما محبوب است‌، به معنای دقیق و واقعی بودن محتوای آن نیست.
  • دیدگاه انتشار چیست؟ برای اطلاعات بیشتر درباره ناشر، رهبری و بیانیه رسالت، بخش «درباره ما» در سایت‌شان را بخوانید.
  • نویسنده کیست؟ آیا او چیز دیگری منتشر کرده است؟ اگر خط‌ مشی که نویسنده آن را دنبال می‌کند یا این‌که اطلاعات تماس نویسنده یک آدرس G-mailاست، خبر مشکوک است.
  • به کیفیت و زمان توجه کنید. آیا شما متوجه خطاهایsic  (ارورهایی که نیاز به صفحه منبع برای تأیید مطلب دارند) می‌شوید؟ تعداد زیادی از کلاهبرداری‌های اساسی از این طریق انجام می‌شود. اگر چنین است، ماموریت خواندن خود را قطع کنید. منابع معتبر دارای استانداردهای صحیح، بالاتر است.
  • آیا داستان جدید است یا بازنشر می‌شود؟ اطمینان حاصل کنید که یک داستان قدیمی‌تر را به‌عنوان داستان جدید به شما ندهند.
  • منابع و استنادها را بررسی کنید. مقاله را چگونه یافتید؟ اگر محتوای موجود در فید رسانه‌های اجتماعی شما نشان داده شده است یا در وب‌سایت شناخته شده در قسمت تبلیغ آمده است، با احتیاط عمل کنید. حتی اگر اطلاعات توسط یک دوست به اشتراک گذاشته شده است، حتما مراحل زیر را برای اطمینان از اعتبار ناشر چک کنید.
  • مطلب از چه کسی نقل شده است؟ اگر فقدان نقل قول‌ها و منابع كمك‌كننده، به ویژه در مورد مسائل پیچیده وجود دارد حتما چیزی مشکل دارد و نباید به آن اعتماد کرد. روزنامه‌نگاری معتبر با جمع‌آوری اطلاعات تغذیه می‌شود، بنابراین فقدان تحقیقات به احتمال زیاد به معنی فقدان اطلاعات مبتنی بر واقعیت است.
  • آیا اطلاعات در سایت‌های دیگر موجود است؟ اگر نه، پس احتمالا هیأت منصفه ژورنالیست درباره این‌که آیا این اطلاعات معتبر است یا خیر، وجود دارد. بانک اطلاعاتی کتابخانه منبع خوبی برای تأیید اعتبار اطلاعات است، پس فهرست منابع عمومی کتابخانه‌ها را بررسی کنید.
  • آیا می‌توانید جست‌وجوهای معکوس برای منابع و تصاویر را انجام دهید؟ با بررسی منابع استناد شده، می‌توانید تأیید کنید که این اطلاعات به‌طور دقیق اعمال شده و تغییر نکرده است تا دیدگاه نویسنده را نشان دهد. در مورد تصاویر هم همین‌طور است. در دوره‌ای از سحر و جادو با فتوشاپ، شما همیشه نمی‌توانید آن‌چه را می‌بینید باور کنید.
دسته‌ها
سبک زندگی

تفریحی ساده در خانه

در حال حاضر دو نوع اصلی هدست VR وجود دارد: موبایل و tether (اتصال به یک Wi-Fi که می‌تواند کامپیوتر باشد یا گوشی هوشمند). هدست‌های تلفن همراه یا از تلفن همراه شما برای پردازش صفحه و تصویر استفاده می‌کنند و هدست VR ‌ فقط یک جفت لنز است، یا از یک پردازنده مشابه با تلفن، اما همه در یک واحد مستقل قرار دارند.

هدست‌های متصل به صفحه نمایش، لنزهای مخصوص به خود را دارند، اما برای انجام کلیه پردازش و تهیه تصویر، به رایانه شخصی یا کنسول‌های بازی نیاز دارند. واحدهای دارای کیفیت تصویر، کیفیت تصویر بهتری دارند، با نمایشگرهای با وضوح بالاتر، لنزهای بهتر و سخت‌افزار قدرتمندتر که تمام پردازش‌ها را انجام می‌دهند. با این حال، هدست‌های موبایل هنوز تجربه‌ای غافلگیرکننده را ارایه می‌دهند که به اندازه کافی در ایجاد سرگرمی با VR  خوب هستند. محدودیت اصلی آنها پردازش گرافیک است، به این معنی که بازی‌های VR روی تلفن شما اساسی‌تر هستند.

PlayStation VR

PlayStation VR سونی پرفروش‌ترین هدست اتصال‌دهنده VR است. درحالی‌که مشخصات فنی آن به‌طور کامل نمی‌تواند با هدست‌های مبتنی بر رایانه شخصی مانندOculus Rift  نمایشگرهای با وضوح پایین 960 x 1080، زمینه دید 100 درجه باریک رقابت کند، اما باز هم یک تجربه VR شگفت‌آور را ارایه می‌دهد. نه‌تنها خود دستگاه بسیار ارزان است، بلکه این یک واقعیت است که شما فقط به PS4 نیاز دارید تا بتواند کار کند و همین موضوع باعث صرفه‌جویی در هزینه نیز می‌شود. اگر در خانه پلی‌استیشن دارید و به این فکر می‌کنید که یک هدست VR هم داشته باشید، شک نکنید که این بهترین گزینه برای شماست و نسبت به رقبا هزینه کمتری هم باید پرداخت کنید.

HTC Vive

این هدست از دیرباز به‌عنوان بهترین هدست بزرگ نسل اول VR یعنی HTC Vive و Oculus Rift در نظر گرفته می‌شد. دلیل آن این بود که شامل ردیابی اتاق و کنترل‌کننده‌های حرکت است که به ترتیب به شما امکان می‌دهند در یک فضای سه‌بعدی حرکت کنید و دستان خود را در واقعیت مجازی ببینید. با این حال، اکنون Oculus Rift این دو ویژگی را دارد و حتی اگر به اندازه Vive خوب نباشد، اما هنوز هم به اندازه کافی خوب است که وقتی با قیمت پایین ترکیب شود، خرید معقول‌تری را رقم می‌زند و باید گفت برای تازه‌واردان VR بسیار خوب است. اگر بخواهید به‌طور خاص لحظات VR تعاملی‌تری داشته باشید، HTC Vive گزینه بسیار خوبی است. سنسورهای اتاق را به درستی تنظیم کنید و هرچه در خانه خطر‌آفرین است را از خود دور کنید، حالا می‌توانید با دنیاهای شگفت‌انگیز VR روبه‌رو شوید.

Oculus Rift

Oculus شرکتی است که انقلاب VR را آغاز کرده است و باید گفت آنها اصلی‌ترین و بهترین هستند. در صورت داشتن یک کامپیوتر سریع  می‌توانید یک هدست فوق‌العاده داشته باشید و بهترین کیفیت VR را تجربه کنید و اصلا نگران هزینه نباشید، چون هزینه آن برای داشتن یک هدست VR با کیفیت و خوب بسیار پایین است.  این نسخه جدید کنترل‌های لمسی را اضافه کرده است که به شما این امکان را می‌دهد تا دستان خود را در فضای مجازی و همچنین سنسورهای اتاق مشاهده کنید و درواقع می‌توانند حرکت شما را ردیابی کنند. این امر باعث می‌شود تجربه VR تعاملی‌تری نسبت به نسخه‌های قبلی Rift ایجاد شود.

با توجه به هزینه Rift به میزان قابل توجهی کمتر از Vive و همچنین کیفیت تصویر و صدای کمی بهتر، باعث می‌شود برنده اصلی برای هدست‌های مبتنی بر رایانه شخصی VR، Oculus Rift باشد.

HTC Vive Pro

Vive Pro یک آپدیت همه‌جانبه نسبت به HTC Vive است، با افزودن هدفون داخلی، یک دوربین بیرونی، میکروفن نویز و از همه مهمتر صفحه نمایش با وضوح بالاتر از HTC Vive جلو زده است. Vive Pro همچنین از نمایشگرهای 1080 x 1200 پیکسل Vive به صفحه نمایش 1440 x 1600 پیکسل ارتقا پیدا کرده است. این امر وضوح و غوطه‌وری کلی تجربه VR را بهبود می‌دهد، اگرچه پیکسل‌های اضافی فشار بیشتری به سخت‌افزار رایانه شما وارد می‌کنند.

هدست جدید همچنین از طراحی تصفیه‌شده‌ای برخوردار است که توزیع وزن بهتری دارد و استفاده از آن را برای زمان‌های طولانی، راحت‌تر و آسان‌تر می‌کند. همچنین در طراحی آن و قسمتی که روی بینی قرار می‌گیرد، میزان نشت نور در اطراف آن ناحیه را کاهش داده و باعث کیفیت بهتری می‌شود. اما با تمام اینها قیمت آن به قدری بالاست که شاید هر کسی نتواند داشته باشد، پس اگر خیلی حرفه‌ای یا پولدار هستید این VR را بخرید.

Google Cardboard

ارزان‌ترین هدست VR که وارد بازار شده، Google Cardboard است. فقط با 200‌هزار تومان این لنزهای پلاستیکی و یک ‌تکه مقوا دریافت می‌کنید که می‌توانید گوشی خود را در یک قاب VR قرار دهید. نتیجه نهایی یک شکل بسیار اساسی از VR است که تقریبا نمی‌خواهید بیش از چند دقیقه از آن استفاده کنید. با این‌حال، این میزان به اندازه کافی طولانی است تا بتوانید درک کنید که VR مدرن چه کاری می‌‌تواند انجام دهد و قضاوت کنید که آیا علاقه‌مند به خرید یک VR  توانمندتر هستید.Cardboard با طیف گسترده‌ای از تلفن‌های Android سازگار است و بارگیری برنامه‌های مختلف VR که برای ادامه کار لازم است، رایگان است. مانند همه هدست‌های تلفن همراه‌، به هدفون‌های جداگانه‌ای برای وصل کردن تلفن خود نیاز خواهید داشت.

Google Daydream

اگر از تجربه Google Cardboard قانع شده باشید، اما می‌خواهید چیزی با کمی راحتی و توانایی بیشتری داشته باشید، Google Daydream گام منطقی بعدی است. علاوه بر ساخته‌شدن برای راحتی بیشتر و ماندگاری بیشتر، Daydream از راه دور نیز کار می‌کند که به شما امکان می‌دهد خیلی راحت‌تر با تلفن خود ارتباط برقرار کنید.Daydream هنوز هم برای ارایه تصویر خود به یک تلفن متکی است، اما این شگفت‌آور است که چقدر می‌تواند این ویژگی خوب باشد، به‌خصوص برای ویدیو، زیرا این به قابلیت پردازش گرافیکی سه‌بعدی تلفن شما وابسته نیست. فهرست تلفن‌های سازگار با Google Cardboard کاملا متفاوت نیست، اما تنوع بسیار بیشتری نسبت به Samsung Gear VR وجود دارد.

Oculus Go, 64 gb

Oculus Go یک تغییر جدید در VR است. در حالی‌که تمام هدست‌های قبلی یا با یک واحد اتصال‌دهنده یا یک واحد تلفن همراه بودند، Go نخستین هدست VR مستقل است. در عملکرد اصلی، این یک رقیب برای هدست‌های مبتنی بر تلفن‌های هوشمند VR است که هنوز به پردازنده گرافیکی بسیار قدرتمندتری که در دستگاه تلفن همراه دریافت می‌کنید‌، متکی است تا یک رایانه بزرگ یا کنسول بازی. این بدان معنی است که برای فیلم خوب است، اما تجربیات بازی بسیار تفاوت دارد.

این هدفون از حافظه مخصوص خود استفاده می‌کند.، یک جک هدفون برای استفاده از هدفون شخصی شما و دو صفحه نمایش LCD با کیفیت 1280 x 1440 پیکسل با لنزهای Fresnel رده بالا دقیقا مانند اندازهOculus Rift. کیفیت تصویر کمی بهتر از VR مبتنی بر تلفن همراه است، اگرچه هنوز به اندازه واحدهای آزمایشی خوب نیست.

Samsung Gear VR with Controller

Gear VR یک هدفون تلفن همراه VR است که از نظر فنی فقط با تلفن‌های سامسونگ سازگار است، هر چند می‌توان با سایر مدل‌ها نیز کار کرد. مانند سایر گزینه‌های VR مبتنی بر تلفن، تا حدود زیادی فقط از یک قاب برای نگه‌داشتن تلفن و چند لنز تشکیل شده است. این هدست به طرز حیرت‌انگیزی راحت است، همچنین تنها هدست موبایل در این فهرست است که شامل تنظیم فوکوس لنز می‌شود و دستیابی به بهترین کیفیت تصویر را آسان‌تر می‌کند. سامسونگ همچنین با Oculus برای ایجاد Gear VR همکاری کرده است، بنابراین می‌توانید به فروشگاه Oculus دسترسی پیدا کنید که در آن می‌توانید بسیاری از برنامه‌های سرگرم‌کننده VR را پیدا کنید.

 

دسته‌ها
سبک زندگی

زود دیر میشه

فروشندگی را بیاموزید

فرقی نمی‌کند که شغل شما چیست، بازاریاب، مدیر، خبرنگار، مهندس یا…، شما همیشه درحال خریدوفروش هستید. این خریدوفروش می‌تواند مالی یا دانشی باشد که به دیگران انتقال می‌دهید. دانستن دانشی کلی در مورد فروش می‌تواند شما را در هر رقابتی پیروز کند.

گاهی محدودیت‌ها را بشکنید

جهان جای تجربه‌کردن است، پس بد نیست گاهی پایتان را از مرزهایی که برای خود ساخته‌اید، بیرون بیاورید و دنیای اطرافتان را تجربه کنید. به غواصی بروید، با افراد جدیدی که می‌بینید، ارتباط برقرار کنید، شغل‌های متفاوتی را آغاز کنید.

تلویزیون‌دیدن را رها کنید، از پرسه‌زدن‌های بی‌هدف بپرهیزید، کتاب‌های بیشتری بخوانید، در سمینارها حضور یابید و دل به طبیعت بزنید

در یک کار مهارت داشته باشید

برای همه انسان‌ها لازم است تا در زمینه خاصی مهارت داشته باشند؛ به‌عنوان مثال اگر شما یک هنرمند باشید و روزی از کاری که دارید، استعفا دهید، می‌توانید برای خودتان کار و از هنری که دارید، نه‌تنها لذت ببرید بلکه کسب درآمد  کنید.

عاشق شوید

بله، عاشق شوید. واقعا چیزی زیباتر از عشق هم در جهان وجود دارد؟ عشق به زندگی‌تان رنگ و بو و انگیزه تازه‌ای می‌دهد. اگر عاشق نشوید، از بهترین حس‌های جهان محروم خواهید ماند.

مدیتیشن را بیاموزید

درجهان مدرن امروز، تنها راهی که می‌تواند تمرکز شما را افزایش دهد، مدیتیشن است. تحقیقات نشان می‌دهد که 20 دقیقه مدیتیشن برابر با 2ساعت خواب است. اگرچه تمرکزکردن، آن هم به مدت 20دقیقه، ممکن است در ابتدا برایتان سخت باشد، اما با تمرین و اراده زیاد، خواهید دید که چه تأثیر مثبتی در زندگی‌تان خواهد گذاشت.

بیشتر به مسافرت بروید

برای مسافرت‌های خود برنامه‌ریزی کنید. سفر به شما چیزهای زیادی را در مورد زندگی خواهد آموخت؛ به‌عنوان مثال اگر در آفریقا زندگی می‌کنید، به اروپا بروید یا اگر در منطقه‌ای گرمسیر زندگی می‌کنید، در فصل‌های سرد‌سال به کانادا سفر کنید. تنها در این صورت است که زندگی اطرافتان را احساس خواهید کرد.

فرقی نمی‌کند که برای خودتان کار می‌کنید یا برای شخص دیگری، لازم است از همین حالا هرماه مقداری از پول خود را جمع کنید

به فکر تکامل خود باشید

تلویزیون‌دیدن را رها کنید، از پرسه‌زدن‌های بی‌هدف بپرهیزید، کتاب‌های بیشتری بخوانید، در سمینارها حضور یابید و دل به طبیعت بزنید. برای خودتان ارزش قایل شوید و به فکر رشد شخصیت خود باشید، زیرا تنها در این صورت است که دیگران نیز به شما احترام خواهند گذاشت.

استرس و نگرانی را رها کنید

نگران‌بودن مدام، تنها انرژی شما را می‌گیرد. شما نمی‌توانید با نگرانی و استرس زندگی خود را  تغییر دهید. اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، حتما خواهد افتاد، پس بهتر است تا آن زمان انرژی خود را صرف کارهای مهمتری بکنید. از زمان حال خود لذت ببرید و به آینده نیز امیدوار باشید.

پول خود را جمع کنید

فرقی نمی‌کند که برای خودتان کار می‌کنید یا برای شخص دیگری، لازم است از همین حالا هرماه مقداری از پول خود را جمع کنید. با این کار خیالتان همیشه راحت خواهد بود که در مواقع ضروری به مشکل برنخواهید خورد. اگر این کار را از همین حالا آغاز کنید، به زودی یک میلیونر خواهید شد.

دسته‌ها
سبک زندگی

ازدواج و انتخاب همسر شانسی است؟

اگر افراد باورها یا انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای در مورد انتخاب همسر داشته باشند، بیشتر احتمال دارد که دچار تردید، ناکامی و دلسردی شوند. هدف این مطلب شناساندن رایج‌ترین باورهای غیرمنطقی‌ در مورد انتخاب همسر است. باید توجه داشت که اگر افراد بتوانند این باورها را تغییر دهند، به کاهش اضطراب، ناکامی و دلسردی خودشان کمک می‌کنند و رابطه‌ای رضایت‌بخش با همسرشان خواهند داشت.

شاهزاده رویاها

این باور غیرمنطقی به این صورت است: تنها یک شخص مناسب در دنیا برای ازدواج با هر شخصی وجود دارد. سوالاتی که این‌جا مطرح می‌شود اینهاست: یک فرد چگونه تعیین ‌می‌کند که چه موقعی این فرد مناسب را خواهد یافت؟ آیا ممکن است در مواجهه با آن شخص مناسب احساس خاص و جادویی را تجربه کند؟ آیا با در انتظارآمدن آن شخص مناسب، شانس‌های دیگر فرد برای ازدواج از دست نخواهد رفت؟ بی‌تردید، چنین باوری باعث انفعال در فرآیند انتخاب همسر می‌شود.

برای مثال برخی از افراد باور دارند که شاهزاده رویاهای‌شان سرانجام می‌رسد و بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند. شاهدی این باور را تأیید نمی‌کند زیرا اگر این‌چنین باشد، چه دلیلی دارد که بسیاری از افراد طلاق بگیرند و دوباره ازدواج کنند.

همسر کامل و بی‌نقص

برخی از افراد باور دارند تا زمانی که شخص کاملی برای ازدواج نیافته‌اند، نباید ازدواج کنند. آلبرت الیس، روانشناس مشهور آمریکایی، این باور را انتظاری غیرمنطقی می‌داند. چنین تمایلی برای کمال، توانایی فرد را برای یافتن راه‌حل‌ها کاهش می‌دهد و می‌تواند منجر به عکس نتیجه دلخواه شود.

یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی‌های شخصیتی‌اش متضاد با او باشد

همه ما در دنیای احتمالات زندگی می‌کنیم. میل به حقیقت کامل تنها منجر به بزرگ‌شدن بیش از حد انتظاراتی می‌شود که نمی‌تواند رضایت‌بخش باشد و در نتیجه باعث تردید و اضطراب می‌شود. افرادی که این باور را دارند، اغلب درگیر روابط کوتاه‌مدت می‌شوند؛ یعنی به جای شناخت درست فرد مقابل‌شان، آنها را با معیارهای نادرست خود ارزیابی می‌کنند.

این افراد سپس الگویی از چند رابطه کوتاه‌مدت در زندگی‌شان ایجاد می‌کنند که منجر به ناکامی و دلسردی می‌شود. بیهودگی این باور با این نظر تقویت می‌‌شود که بدانیم افراد طی زمان تغییر می‌کنند. شخصی که در شروع ازدواج به نظر می‌رسد که فرد کاملی است ناگزیر بعدا چنین به نظر نخواهد رسید.

کامل‌بودن خود

برخی افراد باور دارند که هر فرد قبل از این‌که تصمیم به ازدواج بگیرد باید کاملا احساس کفایت و قابلیت را برای همسربودن داشته باشد. این افراد به دلیل این باور به مدت طولانی مجرد می‌مانند؛ زیرا افراد معدودی هستند که کاملا احساس کفایت در این مورد دارند.

به‌علاوه ازدواج موفق به همکاری و تلاش دو نفر نیاز دارد و کامل‌بودن یک نفر برای موفقیت ازدواج کافی نیست. البته برخی افراد از این باور به‌عنوان توجیهی برای ترس اساسی‌شان از ازدواج استفاده می‌کنند. یک باور جایگزین معقول‌تر در این‌جا می‌تواند این باشد که فرد باید نسبتا احساس قابلیت همسربودن را داشته باشد؛ اما اکثر افراد به دلیل اضطراب نمی‌توانند قضاوت درستی از میزان قابلیت و کفایت خود در این مورد داشته باشند. اضطراب نباید فرد را از ازدواج‌کردن دور کند. این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که هیچ‌کس کامل نیست.

رابطه کامل

برخی افراد باور دارند که هر زوج باید قبل از ازدواج ثابت کنند که رابطه‌شان خوب است. این افراد به مدت طولانی ازدواج خود را به تعویق می‌اندازند تا برای‌شان ثابت شود که رابطه‌شان خوب خواهد بود. آنها حتی موقعیت‌هایی ایجاد می‌کنند تا قدرت رابطه‌شان را امتحان کنند و بارها و بارها نامزدشان را آزمایش می‌کنند.

احتمالا پس از مدتی، نامزد این فرد از این آزمون‌ها خسته می‌شود و رابطه را قطع می‌کند. باید توجه داشته باشیم که متأسفانه ما در دنیایی ناکامل با آدم‌ها و روابط ناکامل زندگی می‌کنیم. به‌علاوه استرس‌ها و بحران‌ها و چالش‌های آتی رابطه را نمی‌توان به درستی پیش‌بینی کرد.

برخی از افراد باور دارند که شاهزاده رویاهای‌شان سرانجام می‌رسد و بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند

تلاش سخت

این باور غیرواقعی به این صورت است که شخص می‌تواند با هر کسی که برای ازدواج انتخاب می‌کند شاد باشد؛ اگر سخت تلاش کند. این باور متضاد با باور همسر کامل است؛ چون شامل داشتن دیدی علت و معلولی به فرآیند انتخاب همسر است.

بسیاری از افرادی که ازدواج کرده‌اند این باور را ماه‌ها یا سال‌ها داشته‌اند بدون آن‌که برای‌شان موفقیتی به همراه داشته باشد، زیرا ازدواج رابطه‌ای دوجانبه است که به همکاری دو طرف برای حل مشکلات زناشویی نیاز دارد. به نظر می‌رسد برخی از افراد وجود دارند که حاضر نیستند دوجانبه برای زندگی موفق تلاش کنند. ازدواج با این افراد تلاش‌ برای زندگی موفق را بی‌اثر می‌کند. برخی از این افراد به‌طور مشخص عبارتند از:

1  افراد معتادی که به دنبال بهبودی نیستند.

2 افراد خشن یا از لحاظ عاطفی سوءاستفاده‌گر.

3 افرادی که دیدگاه‌های دینی و فرهنگی کاملا متفاوتی دارند.

متضادهای مکمل

یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی‌های شخصیتی‌اش متضاد با او باشد. پیامد منفی این باور این است که 1- افراد را تشویق می‌کند تا به جای افراد مشابه در جست‌وجوی افراد متفاوت از خودشان باشند. 2- مانع تغییر شخص می‌شود. (برای مثال شخص فکر می‌کند که به جای تغییر خود به دنبال کسی باشد که متضاد با او باشد و ضعف‌های او را بپوشاند.) اگر چه در برخی موارد متضادها جذابند، ازدواج با کسی که صفاتش به نحو چشمگیری متفاوت است معمولا منجر به تعارض و نارضایتی می‌شود.

آن‌چه نیاز دارید، عشق است

استیون همیشه عاشق نیک بوده، اما معتقد است که موفقیت‌شان در ازدواج مربوط به پایبندی‌شان در تعهد و همراهی همیشگی آنهاست. نیک هم می‌گوید: «من خودمان را به چشم یک گروه نگاه می‌کنم. ما هر دو به سمت یک نقطه حرکت می‌کنیم و آرزوی چیزهای مشابهی داریم. من روابطی را که تا امروز داشتیم، مقدس می‌شمارم و او را به خاطر این همراهی بیشتر از همیشه دوست دارم.» امروزه ما می‌اندیشیم که عشق رمانتیک جزء سازنده هر ازدواجی است، در حالی ‌که این‌گونه نیست؛ چرا که ازدواج قرن‌ها پیش از آن‌که عشق به جزء اصلی و سازنده آن بدل شود، وجود داشته است. ازدواج از گذشته تا امروز تنها راه موفق همراهی دو نفر براساس ارزش‌های برابر و احترام متقابل بوده است. دکتر شیمون مور، روانشناس دانشگاه متروپولیتن لندن، می‌گوید: «ممکن است انسان‌ها به خاطر عشق به هم برسند اما فقط زمانی که روابط موفقیت‌آمیزی دارند، می‌توانند تا انتها با هم باقی بمانند. این ازدواج درست است که اجازه می‌دهد عشق شکوفا شود. شما همدیگر را دوست دارید، چون می‌توانید زندگی را با هم قسمت کنید.»

ما باید با هم یکی و شبیه به هم باشیم

ماری 42 ساله می‌گوید: «ما هرگز مدت زیادی از هم جدا نیستیم.» اندرو 45 ساله هم اضافه می‌کند: «اصلا ازدواج چه فایده‌ای دارد، اگر شما دایم کنار هم نباشید؟» ماری و اندرو طی دوازده ‌سال زندگی مشترک‌شان واقعا به هویتی واحد تبدیل شده‌اند.

ممکن است انسان‌ها به خاطر عشق به هم برسند اما فقط زمانی که روابط موفقیت‌آمیزی دارند، می‌توانند تا انتها با هم باقی بمانند

آنها همه‌جا با هم می‌روند. وقتی یکی حرف می‌زند، دیگری جملات او را تکمیل می‌کند. حتی اخیرا لباس‌هایی هم که می‌خرند، جفت است. سوزانا ایبس، رفتاردرمانگر، می‌گوید: «بهتر است به همسرمان اجازه دهیم تا احساس کند فردی متفاوت با دیگری است.»

پرل هم می‌گوید: هیچ‌ وقت سعی نکنید تفاوت‌های میان خود را از میان بردارید؛ چراکه این مسأله می‌تواند آغازی بر مرگ روابط میان همسران باشد.»

اگر زن و مرد تفاوت‌های خود را با یکدیگر حفظ کنند، روابط آنها می‌تواند همچنان لذتبخش باقی بماند؛ اما اگر زن و شوهری سعی در تشابه‌سازی رفتار یکدیگر داشته باشند، خواهند گفت که ما با هم‌خانه یا دوست‌مان زندگی می‌کنیم؛ و چون که این مسأله باعث نزدیک‌شدن خلق و‌ خوی آنها به هم می‌شود، باعث کاهش روابط جنسی می‌شود.  این یعنی فاصله مناسب میان خود را حفظ کنید.

فرزند، رابطه شما و همسرتان را تقویت می‌کند

ایبس می‌گوید: «زمانی در رضایت از ازدواج غوطه‌ور می‌شوی که کودکی متولد شود و تا زمانی هم که آنها خانه را ترک نکنند، این رضایت افزایش نمی‌یابد.» شما با به دنیا آوردن کودک نه‌تنها فرد سومی وارد ساختمان نیمه‌کاره اتحاد دونفره‌تان می‌کنید، بلکه او همان کسی است که فشار زیادی بر تخریب روابط‌تان وارد خواهم کرد. تعجبی نیست که مردم می‌گویند نتیجه اصرارشان برای ورود فرزندی جدید به خانواده حتی به خیانت همسرشان منتهی شده است.

مور می‌گوید: «اگر شما نمی‌توانید خوب زندگی را پیش ببرید، بچه‌آوردن به نیت بهبود روابط ممکن است کوبیدن آخرین میخ بر تابوت زندگی‌تان باشد و با برانگیختن حسادت همسرتان احساسات او را بکشید. حسادت به بچه ممکن است زخم عمیقی بر پیکره عشق شما بزند.

شما تمام روز سر کار هستید و وقتی به منزل برمی‌گردید، اولین کاری که انجام می‌دهید بوسیدن فرزندتان است.» وی ادامه می‌دهد: «می‌توانید یک هفته کودکی را به خانه بیاورید. من هیچ راه دیگری را که نشان دهد فرزند چه فشاری به زندگی وارد می‌کند، نمی‌شناسم. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، بسیاری از زوج‌ها اندازه این فشار را درک نمی‌کنند. به همین دلیل است که پیش از تولد کودک اول باید رابطه زن و شوهر مستحکم شود.»

دسته‌ها
تیتر یک سبک زندگی

گردش مالی 9‌هزار‌میلیارد تومانی مدارس غیرانتفاعی

11.5‌درصد از دانش‌آموزان در مدارس غیرانتفاعی

88.5‌درصد از دانش‌آموزان در مدارس دولتی و 11.5‌درصد در مدارس غیرانتفاعی تحصیل می‌کنند، به عبارت دیگر چیزی حدود یک‌میلیون و 610‌هزار دانش‌آموز در مدارس غیرانتفاعی درس می‌خوانند.

شهریه مدارس غیرانتفاعی چند؟

سازمان مدارس غیردولتی درباره شهریه‌های ‌سال 98 اعلام کرده است که شهریه مدارس غیرانتفاعی تهران  در ‌سال 98 حداقل 9 و حداکثر 15‌میلیون تومان است. البته حداقل شهریه مدارس غیرانتفاعی در سایر استان‌ها به 3‌میلیون تومان هم می‌رسد.

گردش مالی 9‌هزار‌میلیارد تومانی مدارس غیرانتفاعی

اگر میانگین شهریه مدارس غیرانتفاعی را 6‌میلیون تومان در نظر بگیریم، یک‌میلیون و 610‌هزار دانش‌آموز مدارس غیردولتی چیزی حدود 9‌هزار و 660‌میلیارد تومان شهریه به این مدارس می‌پردازند.

اگر قیمت 11‌هزار تومان را برای دلار در نظر بگیریم، تنها با حذف یک ماه دورریز غذایمان می‌توانیم حداقل هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان ایرانی را بدهیم

دانش‌آموزان مدارس غیردولتی، والدین دولتی دارند!

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد والدین 76‌درصد بچه‌هایی که به مدرسه غیرانتفاعی می‌روند، کارمند دولت هستند و تنها 4‌درصد بچه‌های این مدارس والدین مدیر و استاد دانشگاه یا والدینی با مشاغل آزاد دارند.

هزینه مدرسه رفتن یک دانش‌آموز چقدر می‌شود؟

حدود 14‌میلیون دانش‌آموز در ایران به مدرسه می‌روند. حداقل هزینه یک دانش‌آموز امسال حدود 700‌هزار تومان است که با این حساب مدرسه بازاری با گردش اقتصادی به بزرگی حدود 10‌هزار‌میلیارد تومان دارد. در حال حاضر حداقل هزینه یک کوله‌پشتی ایرانی چیزی حدود 120هزارتومان، یک جامدادی با محتویاتش 17‌هزار تومان و روپوش مدرسه 130‌هزار تومان تمام می‌شود. اگر یک دانش‌آموز در طول ‌سال تحصیلی حداقل پنج دفتر با قیمت 25‌هزار تومان مصرف کند، تا اینجای کار هزینه تحصیل یک دانش‌آموز دست‌کم 292‌هزار تومان تمام می‌شود. اگر هزینه‌های جانبی دانش‌آموز مانند کرایه رفت و برگشت و پول توجیبی را در 9 ماه تحصیلی هم حداقل 300 تا 400‌هزار تومان در نظر بگیریم، هزینه تحصیل یک دانش‌آموز دست‌کم حدود 700‌هزار تومان تمام می‌شود.

27‌هزار دانش‌آموز در مدارس کپری و شبه‌کپری

هزار و 700 کلاس درس در ایران در کانکس‌ها برگزار می‌شود و 987 کلاس درس به صورت خشت و گلی است. اگر تعداد شاگردان هر کلاس را به صورت میانگین 10 نفر در نظر بگیریم، چیزی حدود 27‌هزار دانش‌آموز در مدارس کپری و شبه‌کپری درس می‌خوانند.  340‌هزار دانش‌آموز زیرپوشش کمیته امداد هستند.

عکس از ایرنا

ترک‌تحصیلی‌ها بیشتر از کدام مناطق‌اند؟

بنا به اعلام وزارت آموزش‌وپرورش بیشترین ترک تحصیل و بازمانده از تحصیل در استان‌های کردستان، کرمان، سمنان، آذربایجان‌غربی، کرمانشاه و سیستان‌و‌بلوچستان اتفاق می‌افتد.

شیوع ترک تحصیل دانش‌آموزان در استان‌های فقیر

مدیران آموزش‌وپرورش اعتقاد دارند بیشترین ترک‌تحصیل‌ها به دلیل فقر اقتصادی اتفاق می‌افتد و جالب است که بیشترین ترک‌تحصیل در کم‌درآمدترین استان‌ها اتفاق می‌افتد.

کم درآمدترین استان‌های ایران و ترک تحصیل دانش‌آموزان

براساس گزارش مرکز آمار ایران مردم آذربایجان‌غربی از تمام مردم ایران کم‌درآمدترند. مردم این استان در‌ سال 97 به‌طور میانگین حدود 2‌میلیون و 205‌هزار تومان درآمد داشته‌اند. سیستان‌وبلوچستانی‌ها با درآمد 2‌میلیون و 370‌هزار تومان، کرمانی‌ها با 2میلیون و 505‌هزار تومان، سمنانی‌ها با 2‌میلیون و 570‌هزار تومان، خراسان‌جنوبی با 2‌میلیون و 608‌هزار تومان و کردستانی‌ها با 2میلیون و 711‌هزار تومان در ماه  در رده‌های بعدی قرار دارند.

به نفع دانش‌آموزان محروم کیسه پلاستیکی نخریم!

سرانه مصرف کیسه پلاستیکی برای هر شهروند تهرانی سه کیسه در روز اعلام شده است. با احتساب جمعیت 8میلیون و 800هزار نفر، در شهر تهران روزانه 26میلیون و 400هزار کیسه پلاستیکی مصرف می‌شود. اگر قیمت هر کیسه پلاستیکی 50 تومان باشد، در یک شبانه‌روز تهران چیزی حدود یک‌میلیارد و 300‌میلیون تومان کیسه پلاستیکی مصرف می‌شود. با جایگزینی کیسه‌های پارچه‌ای، تهرانی‌ها در یک روز می‌توانند هزینه تحصیل حدود‌ هزار و 800 دانش‌آموز بی‌بضاعت را تامین کنند و با 6 ماه چشم‌پوشی از مصرف کیسه پلاستیکی هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان زیر پوشش کمیته امداد را بدهند.

حداقل هزینه یک دانش‌آموز امسال حدود 700‌هزار تومان است که با این حساب مدرسه بازاری با گردش اقتصادی به بزرگی حدود 10‌هزار‌میلیارد تومان دارد

یک ماه ضایعات غذا معادل هزینه تحصیل همه دانش‌آموزان

ایرانی‌ها معادل 10 کشور اروپایی و چیزی به ارزش 15‌میلیارد دلار در‌ سال ضایعات غذا دارند. این آمار را سازمان جهانی خواروبار کشاورزی «فائو» اعلام کرده است. اگر قیمت 11‌هزار تومان را برای دلار در نظر بگیریم، تنها با حذف یک ماه دورریز غذایمان می‌توانیم حداقل هزینه تحصیل تمام دانش‌آموزان ایرانی را بدهیم.

هزینه تحصیل بچه‌های مدارس کپری معادل یارانه پنج فیلم زیان‌ده

سازمان سینمایی ایران یارانه‌های زیادی برای ساخت فیلم‌های سینمایی هزینه کرده که تعداد زیادی از آنها زیان‌ده بوده است. به‌عنوان مثال این سازمان چیزی حدود 8‌میلیارد تومان یارانه را تنها برای دو فیلم در نظر گرفته. فیلم رنج و سرمستی جهانگیر الماسی حدود 1.5‌میلیارد تومان گرفت و فیلم شکست‌خورده گیشه در ‌سال 96 لقب گرفت. فیلم ناتمام لاله چیزی حدود 6.5‌میلیارد تومان بودجه برد. تنها با بودجه این دو فیلم می‌شد هزینه تحصیل حدود 11.5‌هزار دانش‌آموز را پرداخت کرد و درواقع با یارانه ساخت چهار یا پنج فیلم می‌توان هزینه تحصیل تمام 27‌هزار دانش‌آموزان محروم را پرداخت.