دسته‌ها
ورزش

برزخ میان سناتور و پروفسور

تهدید ویلموتس نتیجه نداد
چند اتفاق مهم حضور ویلموتس که در گذشته سابقه نمایندگی مجلس در بلژیک را داشته در تیم‌ملی ایران را به چالش کشاند. اول تأخیر چند ماهه فدراسیون در پرداخت حق و حقوق این مربی که باعث شد اجرای کامل مفاد قرارداد به بیراهه برود. فدراسیون پول به مربی نمی‌داد و ویلموتس از طرفی دیگر تصمیم گرفت قید اقامت در ایران را بزند و در کنار خانواده‌اش در بلژیک بماند و فقط در آستانه شروع اردوهای تیم‌ملی به ایران سفر کند. بحران بعدی دو شکست متوالی مقابل بحرین و عراق بود که کام فوتبال ایران و مردم را حسابی تلخ کرد و تیم‌ملی را در شرایطی بسیار بد قرار داد. تهدید ویلموتس به فسخ قرارداد در آستانه بازی با عراق که باعث شد اردوی تیم‌ملی هم با پنج روز تأخیر آغازشود، بحران را به اوج رساند. اینجا بود که نگاه بازیکنان تیم‌ملی و جامعه فوتبال به ویلموتس تیره‌وتار  و این مربی به منفعت‌طلبی و پول‌پرستی متهم شد. به‌هرحال ویلموتس برای حق و حقوق خودش به فوتبال ملی ایران ضربه‌ای بسیار بد زد. نکته مهم‌تر دیگر اینجا بود که وعده‌های او برای ارایه فوتبال هجومی هم در حد شعار باقی ماند.
فرصتی که از دست رفت
عملکرد فنی بسیار و برقرارنکردن ارتباط مناسب از سوی بازیکنان تیم‌ملی با ویلموتس باعث شد بلافاصله بعد از باخت به عراق شایعه احتمال قطع همکاری فدراسیون فوتبال با این مربی بر سر زبان‌ها بیفتد. به‌هرحال اتفاق حیرت‌انگیز این‌ بود که ویلموتس بعد از بازی با عراق باز هم راهی کشورش شد تا دوباره دوره جدید مرخصی خود تا پایان‌ سال را شروع کند. او در این مدت هیچ فشاری روی فدراسیون برای انجام کار بیشتر نمی‌آورد و مربی‌ای کاملا توصیه‌پذیر بود. درست نقطه مقابل کی‌روش.  تیم‌ملی فیفا‌دی‌های پیاپی را از دست داد و صدای او درنیامد. درنهایت هم رتبه اولی در آسیا به علت نتایج ضعیف از دست رفت و در رنکینگ جهانی هم ٦ پله سقوط کردیم.
فدراسیون بیانیه داد و تکذیب نکرد
در چنین فضایی تقریبا همه می‌دانستند که فدراسیون و ویلموتس در مسیر قطع همکاری قرار گرفته‌اند. وقتی انتقادها به مرخصی‌های مربی بلژیکی به اوج رسید،‌ فدراسیون فوتبال در بیانیه‌ای رسمی اعلام کرد در مذاکره با این مربی خواسته‌اند به مفاد قرارداد خود پایبند باشد و در ایران حضور پیدا کند. همزمان با این اتفاق هم در رسانه‌ها خبری منتشر شد مبنی بر اینکه اگر ویلموتس حاضر نشود خواسته‌های فدراسیون را بپذیرد، مذاکرات رسمی برای فسخ قرارداد انجام خواهد شد. جالب اینجاست که مدیران فدراسیون خبر‌های منتشرشده درباره فسخ قرارداد با ویلموتس را اصلا تکذیب نکردند.
ناگهان برانکو وارد شد
وقتی عکسی از دیدار سفیر ایران با برانکو در کرواسی منتشر شد‌، رسما شایعه احتمال سرمربیگری این مربی در تیم‌ملی ایران بر سر زبان‌ها افتاد. در چنین شرایطی فدراسیون فوتبال بیانیه‌ای عجیب منتشر کرد و ضمن تأکید بر اینکه روند مذاکرات با ویلموتس براساس مفاد قرارداد است،‌ اعلام کرد گمانه‌زنی‌های رسانه‌ها را نه تکذیب می‌کنند و نه تایید! مدیران فوتبال ایران فقط وعده دادند که به‌زودی درباره شرایط و نتایج مذاکرات و سیاست‌هایی که در دستور کار دارند، برای مردم شفاف‌سازی خواهند داشت.
واکنش برانکو و ادامه مذاکرات
از روز گذشته رسانه‌هایی در بلژیک و کرواسی خبر احتمال فسخ قرارداد ویلموتس با ایران و سرمربیگری برانکو در تیم‌ملی را منتشر کردند. رسانه‌های ایران هم عملا برانکو را سرمربی بعدی تیم‌ملی معرفی کردند و مشخص شد بعد از تعیین تکلیف رسمی قرارداد ویلموتس و فسخ قرارداد با این مربی،‌ فدراسیون و سرمربی کروات درباره جزییات قرارداد مذاکرات خود را انجام خواهند داد، اما چیزی که مشخص است برانکو به پیشنهاد سرمربیگری ایران جواب مثبت داده است. البته خود برانکو در مصاحبه‌ای کوتاه با خبرگزاری تسنیم واکنش قابل پیش‌بینی داشت که گفت: «تا این لحظه مذاکره‌ای با مسئولان فدراسیون نداشته‌ام. هیچ‌گونه تماسی بین من و مسئولان فدراسیون فوتبال وجود نداشته است.» طبیعتا چنین واکنشی به پرهزینه‌نبودن روند مذاکرات فدراسیون و ویلموتس برای فسخ قرارداد بود.

بدبینانه‌ترین حالت برای تیم‌ملی با برانکو

با اینکه برانکو ایوانکوویچ طرفداران زیادی درفوتبال ایران دارد و خیلی‌ها به‌دلیل حضورش در تیم‌ملی خوشحال ‏می‌شوند، اما مسائلی درمورد او هست که می‌تواند در آینده مشکلاتی را برای تیم‌ملی به وجود آورد. مشکلاتی ‏مثل روحیه‌های خاص این مربی که در گذشته منجر به اختلاف با برخی بازیکنان نیز شده بود. در ترکیب تیم‌ملی ‏همین حالا بازیکنانی نظیر رامین رضائیان،‌ سردار آزمون و … هستند که در گذشته با سرمربی کروات اختلاف ‏داشتند. مثلا برانکو، رضائیان را از تیم‌ملی اخراج کرد و حتی شنیده می‌شد در ‏محافل خصوصی گفته این بازیکن مشکلات اخلاقی دارد. در چنین شرایطی آیا برانکو حاضر است ‏رضائیان را که در سال‌های اخیر یکی از بهترین‌های تیم‌ملی بود، در تیم‌ملی نگه دارد؟ در مسأله آزمون هم او ‏حالا گلزن‌ترین مهاجم تیم‌ملی است، اما چند ماه قبل بود که خودش و پدرش مصاحبه‌های تندی علیه برانکو ‏کردند و از طرفی سرمربی سابق سرخ‌ها نیز پاسخ آنها را به تندی داد و فضای رسانه‌ای عجیبی ایجاد شد. ‏حال فرض کنید با این شرایط برانکو سرمربی تیم‌ملی شود، ‌آیا او می‌تواند به سادگی از نام آزمون بگذرد؟ آیا ‏سردار فوتبال ایران حاضر است با دل و جان برای تیمی که ایوانکوویچ سرمربی‌اش است، بازی کند؟ از این ‏گذشته بی‌تردید بسیاری از استقلالی‌ها از حضور برانکو در رأس کادر فنی تیم‌ملی ناراحت می‌شوند. به عبارت ‏بهتر می‌توان گفت که با جایگزینی برانکو به جای ویلموتس دوقطبی‌ای که تا‌سال گذشته همین موقع درباره ‏کی‌روش و برانکو وجود داشت، ادامه پیدا کند. بسیاری از طرفداران کی‌روش در آن مقطع استقلالی‌ها بودند و ‏البته پرسپولیسی‌ها از سرمربی کروات وقت تیم خود حمایت می‌کردند. حالا نیز اگر برانکو هدایت ایران ‏را برعهده بگیرد، احتمالا شاهد آن خواهیم بود که صدای اعتراض استقلالی‌ها بلند شود و این مسأله نیز در ‏فضای مجازی جو عجیبی به وجود آورد. این مربی کروات درباره انتخاب بازیکنان نیز بارها نشان داده سلایق ‏خاصی دارد. زمانی که او در تیم‌ملی ایران حضور داشت، نفراتی مثل بداوی، کاملی‌مفرد و … را سال‌ها در تیم ‏ملی بازی داد و در پرسپولیس هم این مسأله با امثال ربیع‌خواه تکرار شد. خیلی‌ها نگران هستند که برانکو ‏بخواهد این رویه را درباره برخی بازیکنان در تیم‌ملی کنونی نیز ادامه دهد که آنوقت می‌تواند مشکلات زیادی را ‏به وجود آورد. بی‌تردید او در تیم‌ملی نمی‌تواند همه را راضی نگه دارد و اگر هوشیار نباشد، این موضوع می‌تواند ‏یک معضل بزرگ را برایش رقم بزند.  ‏

خوشبینانه‌ترین حالت برای تیم‌ملی با برانکو

شهروند| برانکو از مدت‌ها قبل گزینه سرمربیگری تیم‌ملی ایران بود. در زمانی که فدراسیون برای قطع همکاری با کارلوس کی‌روش به جمع‌بندی نهایی رسیده بود،‌ از وزارت ورزش به مهدی تاج توصیه کرده بودند که با توجه به فضای فعلی فوتبال ایران ریسک بزرگی نکنند و هدایت تیم‌ملی را به این مربی کروات بدهند. در آن مقطع البته مهدی تاج تصمیم گرفت بدون توجه به فشارها و توصیه‌ها با مربی بزرگ خارجی‌ای برای جانشینی کی‌روش مذاکره کند. این درحالی است که توافقاتی رسمی با برانکو برای سرمربیگری در تیم‌ملی ایران انجام و شایعه‌اش هم در رسانه‌ها منتشر شده بود. برانکو وقتی دید برنامه‌هایش برای رسیدن به نیمکت تیم‌ملی ایران به نتیجه نرسید‌، تصمیم قطعی برای قطع همکاری با پرسپولیس را هم گرفت و رسما با الاهلی در شرایطی که هنوز فصل تمام نشده بود، توافق کرد و در پایان فصل هم به شکلی که همه به یاد دارند، از ایران رفت. با این حال همه می‌دانند که او آرزوی سرمربیگری دوباره تیم‌ملی را در سر داشت. در شرایط کنونی هم شاید از نظر خیلی‌ها او بهترین گزینه برای هدایت تیم‌ملی ایران باشد. برانکو چون سال‌ها در ایران زندگی کرده است، نه‌تنها زیروبم فوتبال  و جامعه ایران را می‌شناسد، بلکه اهل جنجال و حاشیه هم نیست. او کارنامه موفقی از خود در دوران مربیگری در پرسپولیس بر جای گذاشت و اگر کری‌های هواداری را فاکتور بگیریم، مربی‌ای کاملا موجه به حساب می‌آید. با قطع همکاری با ویلموتس اگر فدراسیون بخواهد با مربی خارجی دیگری جز برانکو قرارداد امضا کند، باز هم نیاز به گذر زمان برای آشنایی با بازیکنان، لیگ برتر، شرایط فوتبال ایران و… خواهد داشت. انتخاب برانکو اما تمام این نگرانی‌ها را برطرف‌می‌کند و مهم‌تر این‌ است که این مربی شناختی کامل از فوتبال آسیا و حریفان ایران نیز دارد. اما انعقاد قرارداد با برانکو هزینه سرسام‌آور مالی روی دست فدراسیون نمی‌گذارد و آنها می‌توانند با قراردادی معقول و مناسب این مربی را به خدمت بگیرند و دیگر شاهد ولخرجی‌های حیرت‌انگیز در قرارداد سرمربی تیم‌ملی نخواهیم بود. او به هیچ عنوان اهل آوردن بهانه و قهر‌کردن هم نیست و در این سال‌ها به خوبی نشان داده با سخت‌ترین شرایط هم می‌تواند کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام بدهد. برانکو با هدایت تیم‌ملی همچنین انگیزه دارد که خیلی چیزها را به‌ویژه به کارلوس کی‌روش ثابت کند و قطعا می‌تواند مقدمات را برای اینکه تیم‌ملی فوتبالی هجومی ارایه دهد، فراهم کند.

تغییر سرمربی ریسک بزرگی است

ناصر ابراهیمی سرمربی سابق تیم‌ملی

از اول هم مشخص بود بعد از کی‌روش هر مربی‌ای که به ایران بیاید، کار دشواری پیش‌رو دارد. به ‌هرحال کی‌روش هشت‌سال در ایران بود و آزمون و خطاهای خود را پشت‌سر گذاشته بود و می‌دانست راه موفقیت در ایران چیست. او با سیستم و البته اخلاق خاص خودش نتایج خوبی گرفت و تیم‌ملی را در ‌سال ٢٠١٨ خیلی راحت به جام‌جهانی برد؛ اگرچه در دو دوره‌ای که او سرمربی تیم‌ملی در جام‌ملت‌های آسیا بود، بازهم طلسم قهرمانی ما شکسته نشد. درمجموع کارنامه فنی کارلوس کی‌روش قابل قبول بود و ویلموتس بدشانسی آورد که با توقعات بالایی بعد از او مواجه شد. البته برخی از بازیکنان هم دیگر انگیزه دوران حضور کی‌روش را در زمین ندارند. در این میان ویلموتس می‌خواست سیستم بازی تیم‌ملی را هم تغییر دهد که موفق نبود. با اینکه در دو بازی اخیر نتایج خوبی نگرفتیم، اما از نظر من تغییر سرمربی در شرایط فعلی کار سختی است. اینکه دوباره بعد از چندماه یک مربی جدید بالای سر تیم‌ملی بیاید، ریسک بزرگی است که مشخص نیست جواب می‌دهد یا خیر. برانکو هم که الان نامش برای جانشینی ویلموتس مطرح شده، در پرسپولیس کارنامه خیلی خوبی از خودش به جای گذاشت و شناخت نسبتا خوبی هم از فوتبال ایران دارد. البته او در عربستان نتوانست حتی پنج بازی هم دوام بیاورد و با شکل بدی از آنجا اخراج شد. فدراسیون باید به تبعات مالی این تغییرات هم فکر کند. از آن طرف خودشان می‌گویند پول نداریم و از این طرف می‌خواهند سرمربی تیم‌ملی را اخراج کنند و به او غرامت بدهند. حالا اگر یک مربی ایرانی روی نیمکت تیم‌ملی بود، دایما می‌گفتند بودجه نداریم. فدراسیون قبل از اینکه برای تغییر به این بزرگی تصمیم بگیرد، باید از بزرگان فوتبال مشورت می‌گرفت. البته تغییر چیز عجیبی نیست و همه جای دنیا این اتفاق می‌افتد، اما باید کارشناسی صورت بگیرد تا تغییرات باعث پیشرفت شود، نه اینکه شرایط را بدتر کند. با اینکه برانکو قبلا سابقه سرمربیگری تیم‌ملی ایران را هم داشته و در این چند‌سال هم به واسطه حضور در پرسپولیس با فضای فوتبال ایران آشنا بوده، اما بازهم می‌گویم تغییر روی نیمکت تیم‌ملی ریسک بزرگی است. با این حال اگر قرار به تغییر باشد،‌ بهتر است هرچه زودتر انجام شود.

غرامتی که کار را سخت کرده است
تکلیف ویلموتس چه می‌شود؟

مارک ویلموتس قرارداد دو‌میلیون و ٧٠٠‌هزار یورویی با فدراسیون فوتبال ایران امضا کرده و کوچک‌ترین گاف و اشتباه در مسیر قطع همکاری با او می‌تواند فاجعه‌ای مالی و بزرگ برای فوتبال کشور به دنبال داشته باشد. این مربی برایش مسجل شده که کارکردن در ایران برایش راحت نخواهد بود و تا روز آخر حضورش در کشور ما برای دریافت مطالباتش باید مشکلات زیادی را پشت‌سر بگذارد، ضمن اینکه با رفتاری که در آستانه بازی با عراق از خود نشان داد، دیگر مردم و جامعه فوتبال هم برایش احترامی قایل نیستند. همچنین این مربی هم حاضر نیست به همراه خانواده‌اش در ایران زندگی خود را بگذارد و دوست دارد پروازی باشد که فدراسیون فوتبال این مورد را نمی‌پذیرد. درچنین شرایطی مدیران فوتبال ایران در نامه‌نگاری رسمی خواسته‌های جدی خود برای ادامه قرارداد را به این مربی اعلام کردند و ویلموتس همزمان خواست تا فکر کند. این قضیه به خوبی نشان می‌دهد که طرفین هم هیچ اعتقادی به ادامه همکاری ندارند؛ چراکه از مدت‌ها قبل قراردادی امضا شده و باید طبق آن کارها انجام شود، منتهی شایعه شده که ویلموتس خواهان انعقاد قرارداد جدید با فدراسیون شده است که مهدی تاج و همکارانش هم زیربار آن نمی‌روند. به این ترتیب طرفین تلاش می‌کنند یا بیشترین امتیاز را برای فسخ قرارداد از طرف مقابل طبق مفاد قرارداد بگیرند،‌ یا برای قطع همکاری با کمترین خسارت به یک توافق دو‌جانبه برسند. مسأله بسیار مهم اینجاست که در شرایط کنونی مارک ویلموتس هنوز سرمربی تیم‌ملی ایران بوده و قراردادش فسخ نشده است، اما شواهد و قرائن نشان می‌دهند که در آستانه این اتفاق جنجالی و پرحاشیه هستیم.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

قهرمان آملی چشم کشتی را گرفت

شاید کمتر کسی فکرش را می‌کرد یک پسر هجده ساله از پس پتریاشویلی با ٦ مدال جهانی و المپیک بربیاید؟
خدا را شکر می‌کنم که هم تیم ما قهرمان شد و هم من توانستم در این کشتی پیروز شوم. برای این کشتی از قبل برنامه داشتم و می‌دانستم که پتریاشویلی جزو قهرمانان نامدار کشتی جهان است. مدت زیادی بود که به دنبال این فرصت بودم و می‌خواستم خودم را برابر یکی از بزرگان کشتی دنیا محک بزنم. خدا را شکر که همه چیز خوب تمام شد و سربلند از تشک بیرون آمدم.
می‌توانیم امیدوار باشیم تو هم به‌زودی جزو بزرگان کشتی جهان در سنگین‌وزن باشی؟
قبلا هم گفته بودم که می‌خواهم خیلی زود مسیر پیشرفت را طی‌کنم و در کنار بزرگان کشتی ایران و جهان باشم. البته از مبارزه فرار نمی‌کنم و دیدید که روز جمعه هم توانستم خودم را برابر یکی از بهترین‌های جهان ثابت کنم. خیلی دوست دارم با همه کشتی‌گیران نامدار ایران و جهان کشتی بگیرم و برای موفقیت با تمام غول‌ها بجنگم.
 البته تو کار سختی برای رسیدن به دوبنده تیم‌ملی بزرگسالان داری؟
بله، هنوز هیچ چیزی برای من تمام نشده و بعد از هر مسابقه انگیزه دوچندانی پیدا می‌کنم. من به دنبال این هستم که در المپیک ٢٠٢٠ شرکت کنم و برای رسیدن به دوبنده تیم‌ملی می‌جنگم. هدف نهایی من رفتن روی سکوی المپیک است، اما اول باید بتوانم خودم را به کادرفنی ثابت کنم تا برای المپیک انتخاب شوم.
تا دو ‌سال قبل اصلا کسی تو را نمی‌شناخت و هیچ مدالی نداشتی، اما در این دو ‌سال سه فینال جهانی را تجربه‌کردی و اخیرا هم به طلای امیدهای جهان رسیدی.
دو ‌سال قبل که در مسابقات جهانی نوجوانان در کشور کرواسی مدال طلا گرفتم، غلامرضا محمدی، سرمربی تیم نوجوانان بود و از همان موقع به طلای المپیک فکر می‌کردم. این مربی در پیشرفتم خیلی تاثیرگذار بود و زحمات زیادی برای من کشید. در این مدت هم دائما تلاشم را بیشتر کردم و از نظر روحی و جسمی آماده‌تر شدم. تا اینجا مدال طلای نوجوانان جهان، نقره جوانان جهان و طلای امیدهای جهان را کسب کردم و حالا امیدوارم در المپیک هم بتوانم دل هموطنانم را شاد کنم و پرچم ایران را بالا ببرم.
مدیر تیم‌های ملی اعلام کرده پیروزی تو برابر پتریاشویلی از پیامدهای مثبت لیگ است؟
بله، این مسابقات فرصتی برای من به وجود آورد که بتوانم خودم را بیش از قبل نشان دهم. لیگ امسال روند خیلی بهتری نسبت به سال‌های قبلی داشت و درواقع برای نخستین ‌سال بود که تنور لیگ داغ شده بود. همه ملی‌پوشان مثل حسن یزدانی، علیرضا کریمی و رضا اطری در لیگ کشتی گرفتند. از آن‌سو کشتی‌گیران خارجی باکیفیتی به لیگ ایران آمدند که سطح مسابقات را بالابرد. لیگ تنها منبع درآمد کشتی‌گیران است و امیدوارم از ‌سال بعد اسپانسرهای بیشتر و بهتری هم به سمت لیگ کشتی بیایند تا دیگر همه کشتی‌گیران دست‌شان به دهان‌شان برسد.
در آخر این را بگو که از این پس می‌توانیم روی امیرحسین زارع برای مدال‌آوری در کشتی سنگین‌وزن جهان حساب کنیم؟
حتما همین‌طور است. من تمام تلاشم را می‌کنم تا در مسابقات جام تختی که حکم انتخابی تیم‌ملی را دارد، همه حریفانم را شکست دهم و بعد از آن به مسابقات بزرگتر فکر می‌کنم.

دسته‌ها
ورزش

١٨ تیم‌ملی در حسرت یک ریال پاداش

فوتسال؛ ‌از ٣ ‌سال پیش
تیم‌ملی فوتسال ایران دهم مهر ١٣٩٥ با پیروزی مقابل پرتغال در دیدار رده‌بندی جام‌جهانی فوتسال،‌ توانست افتخارآفرینی بزرگی داشته باشد و به مقام سومی جهان دست پیدا کند. اتفاقی که برای نخستین بار در تاریخ ورزش ایران رخ داد و یک تیم از ایران توانست در مسابقات جام‌جهانی روی سکو برود. حالا سه‌سال از آن اتفاق بزرگ می‌گذرد و بد نیست بدانید هنوز پاداش بازیکنان تاریخ‌ساز تیم‌ملی فوتسال از سوی فدراسیون به آنها پرداخت نشده است. در آن مقطع وزارت ورزش و جوانان به هر کدام از بازیکنان تیم‌ملی ١٥ سکه بهار آزادی داد، اما از سوی فدراسیون فوتبال پاداش خاصی پرداخت نشد. همچنین طبق ادعای یکی از بازیکنان تیم‌ملی فوتسال، مدیران فدراسیون هنوز پاداش‌های برتری تیم‌ملی در مسابقات جام‌جهانی را که برای هر بازی جداگانه به آنها باید پرداخت می‌شد، دریافت نکرده‌اند. فوتسالیست‌ها حتی بابت قهرمان‌شدن در مسابقات قهرمانی آسیا هم مبلغ ٢٢‌میلیون تومان از فدراسیون طلب دارند.
فغانی مهاجرت کرد، اما پولی نگرفت
علیرضا فغانی‌ چهره بین‌المللی فوتبال ایران داوری است که فقط داوری فینال جام‌جهانی را در ویترین افتخارات خود ندارد و در سال‌های اخیر علاوه بر قضاوت‌کردن در تورنمنت‌های بزرگ و مهم فوتبال دنیا،‌ داوری فینال لیگ قهرمانان آسیا‌، جام ملت‌های آسیا،‌ فینال جام کنفدراسیون‌ها،‌ فینال المپیک و‌ فینال جام باشگاه‌های جهان را در کارنامه خود ثبت کرده است. این داور که در چند نوبت بهترین داور آسیا هم شده است، در جام‌جهانی روسیه نیز چند مسابقه بزرگ و مهم را قضاوت کرد و افتخارآفرینی او با سوت‌زدن بازی رده‌بندی جام‌جهانی تکمیل شد. در آن مقطع مدیران فدراسیون گفته بودند تیم داوری ایران در جام‌جهانی هم تیم‌ملی دوم ایران است، اما به علت موفقیت‌های کسب‌شده هیچ پاداش نقدی خاصی به فغانی و کمک‌هایش پرداخت نشد، نه برای قضاوت مسابقات و نه قضاوت یک داور ایرانی در بازی رده‌بندی جام‌جهانی از نظر مدیریت فدراسیون پاداشی نداشت. این درحالی است که به هر کدام از بازیکنان و مربیان تیم‌ملی برای عملکردی که در هر بازی جام‌جهانی داشتند، پاداش نقدی قابل توجهی پرداخت شد.
افتخار زنان فوتسال هم بی‌مزد ماند
تیم‌ملی فوتسال زنان ایران در سال‌های اخیر دست به کارهای بزرگی زده و همین ‌سال گذشته بود که توانست عنوان قهرمانی آسیا را از آن خود کند. گفته می‌شود وعده‌هایی که به بازیکنان تیم‌ملی فوتسال زنان برای پرداخت پاداش داده شده بود، عملی نشد. به‌هرحال همه به یاد دارند که در فروردین ماه امسال هم در آستانه شروع یکی از اردوهای آماده‌سازی،‌ در رسانه‌ها شایعه شد سه نفر از بازیکنان تیم‌ملی در اعتراض به دریافت‌نکردن پاداش‌های نقدی در اردو شرکت نکرده‌اند و در آن مقطع جنجال بزرگی به راه افتاد. فوتسالیست‌های زن هم وقتی قهرمان آسیا شدند، نفری ١٠ سکه بهار آزادی از رئیس‌جمهوری دریافت‌کردند، اما از طرف فدراسیون باز هم به آنها چیزی داده نشد. گویا به بازیکنان و مربیان تیم‌ملی وعده پرداخت پاداش ٢٢‌میلیون تومانی داده شده بود. البته این نکته را هم نباید فراموش کرد که در تایلند به آنها هزار دلار دادند و گفتند ٥٠٠ دلار دیگر را در بازگشت پرداخت می‌کنند که عملی نشد.
ویترین فوتبال هم خالی شد
در زمانی که هدایت تیم‌ملی بزرگسالان برعهده کارلوس کی‌روش بود، این مربی با جنگ‌هایی که راه می‌انداخت، به زور هم که شده پاداش خودش و دستیاران و شاگردانش را از فدراسیونی‌ها می‌گرفت. در جام ملت‌های آسیا هم این وزارت ورزش بود که به کمک فدراسیون آمد و وقتی در آستانه بازی با عراق کی‌روش تهدید کرده بود اگر پاداش‌های عقب‌افتاده پرداخت نشود، روی نیمکت نمی‌نشیند،‌ محمدرضا داورزنی به دوبی سفر کرد و تمام پاداش‌های عقب‌افتاده بازیکنان تیم‌ملی و مربیان را به آنها پرداخت کرد، تا در این زمینه تسویه حساب کامل انجام شده باشد. به بازیکنان تیم‌ملی البته معمولا برای حضور در هر اردو پول توجیبی پرداخت می‌شود، اما در زمان ویلموتس هنوز مبلغ قابل توجهی به آنها به‌عنوان پاداش پرداخت نشده است، البته به نظر می‌رسد ناراحتی‌هایی بین بازیکنان تیم‌ملی وجود دارد. مثلا بعد از بازی با کامبوج در ورزشگاه آزادی مهدی طارمی در جمع خبرنگاران گفته بود: «ما بازیکنان تیم‌ملی بدون چشمداشت این پیراهن را بر تن می‌کنیم و منتی هم بر سر کسی نداریم. وظیفه‌مان است که مردم را خوشحال کنیم. اما مدیران وقتی قولی می‌دهند، به آن عمل کنند. اینکه وعده می‌دهند و اجرایی‌نمی‌شود، باعث ناراحتی و دلخوری می‌شود.» این صحبت‌های طارمی نشان داد احتمالا باز هم پای تسویه‌حساب پاداش‌ در میان است. گفته می‌شود پاداشی که فیفا برای هر کدام از بازیکنان حاضر در جام‌جهانی ٢٠١٨ روسیه در نظر گرفته بود، هنوز به آنها پرداخت نشده و فدراسیون فوتبال معتقد است به علت تحریم‌ها فیفا مبالغ زیادی ازجمله پاداش‌های جام‌جهانی را به حساب فدراسیون واریز نکرده است.
دغدغه ملی‌پوشان پرافتخار ساحلی
مدیران فدراسیون فوتبال سعی کرده‌اند با بازیکنان تیم‌ملی فوتبال ساحلی تا جایی که می‌توانند خوش‌حساب باشند. ساحلی‌باز‌ها نفری ١٠‌میلیون تومان بابت مسابقات جام‌جهانی طلب داشتند،  در جام بین قاره‌ای هم که سوم شده بودند، قرار بود نفری ٥‌میلیون تومان پاداش بگیرند. این مبالغ به مرور زمان به آنها پرداخت شد. برای قهرمانی بزرگ و اخیر آنها در مسابقات جام بین قاره‌ای موسوم به جام‌جهانی کوچک که همین چند روز قبل اتفاق افتاد، هنوز از سوی فدراسیون فوتبال پاداشی در نظر گرفته نشده است. مسلم مسیگر یکی از بهترین بازیکنان تیم‌ملی فوتبال ساحلی درباره وضع پاداش‌ها به «شهروند» می‌گوید: «به خاطر حضور در مسابقات وتورنمنت‌های مختلف پاداش‌های زیادی به ما پرداخت می‌شد. فکر می‌کنم پاداش‌های عقب‌افتاده ما را از جام‌جهانی پرداخت کردند، اما برای قهرمانی در مسابقات جام بین قاره‌ای مبلغی اعلام نکرده‌اند. منتهی شنیده‌ایم احتمالا هیأت رئیسه فدراسیون پاداش ٢٠ تا ٣٠میلیون تومانی در نظر خواهد گرفت که باید ببینیم چه تصمیمی می‌گیرند.» مسیگر با اشاره به فراموش‌شدن افتخارآفرینی ساحلی‌بازان هم به نکته جالبی اشاره کرد و گفت: «ما وقتی پیراهن تیم‌ملی را بر تن می‌کنیم، سعی‌می‌کنیم وظیفه‌مان را به خوبی انجام بدهیم، ولی همیشه وقتی عنوانی کسب می‌کنیم، بعد از چند روز زود فراموش می‌شویم. »
شفاف‌سازی‌نکردن فدراسیون
تیم‌ملی جوانان ایران اخیرا توانست جواز حضور در مسابقات قهرمانی آسیا را به‌دست بیاورد. در سایت فدراسیون فوتبال هیچ خبری مبنی بر پرداخت پاداش به بازیکنان و مربیان این تیم در سایت فدراسیون فوتبال منتشر نشده است،  احتمالا آنها هم باید منتظر تصمیم هیأت رئیسه فدراسیون بمانند.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

فعلا به المپیک فکر می‌کنم، نه خداحافظی

 به نظر می‌رسد امسال لیگ برتر بسکتبال با حضور ١٤تیم با جذابیت بیشتری دنبال می‌شود؟
از ابتدا مشخص بود که لیگ امسال کیفیت بالاتری از سال‌های قبل خواهد داشت، هم تیم‌های بیشتری در لیگ شرکت کردند و هم با بودجه بیشتری پای به لیگ گذاشتند. در سال‌های قبل شاهد بودیم تا روز آخر مشخص نبود یکسری تیم‌ها اصلا می‌توانند در لیگ شرکت کنند یا خیر. امسال با برنامه‌ریزی فدراسیون، لیگ سروشکل بهتری به خود گرفت.
   از سوی دیگر قدرت تیم‌ها طوری تقسیم شده که نمی‌توان قهرمان و فینالیست‌ها را پیش‌بینی کرد.
بله، دقیقا همین‌طور است. امسال اصلا نتایج قابل پیش‌بینی نیست. تیم ما هم هفته قبل یک بازی حساس را از شیمیدر برد و این هفته به نفت آبادان باخت.
  مهرام با در اختیار گرفتن شما و چند ستاره دیگر مدعی قهرمانی است؟
فعلا که اوایل لیگ است و نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم، با این حال وضع مهرام خوب است و امیدوارم با قدرت ادامه دهیم. البته قطعا بازهم باخت‌هایی در لیگ خواهیم داشت، اما مهم این است که به‌خوبی مسابقات را تمام کنیم.
  خودت یک سالی در لیگ حضور نداشتی و به علت مسائل شخصی در ایران نبودی. چه شد امسال تصمیم به بازگشت گرفتی؟
به هر حال همان‌طور که گفتید مسائل شخصی باعث شد ‌سال قبل در لیگ نباشم. امسال برای این‌که هدفم حضور در تیم‌ملی و المپیک بود، با آمادگی کامل در لیگ شرکت کردم. خدا را شکر که بازگشت من با برگزاری یک لیگ پویا همراه شد.
از بحث باشگاهی بگذریم. از تیم‌ملی بسکتبال چه خبر؟
فعلا که خبری از تیم‌ملی نداریم و فکر نمی‌کنم برنامه‌ها هم مشخص شده باشد. البته می‌دانم تا چند وقت دیگر فیبا یک پنجره برای بازی‌های ملی تعیین کرده و می‌توانیم بازی تدارکاتی و اردو داشته باشیم. قبل از جام‌جهانی برنامه‌های تدارکاتی خوبی داشتیم و امیدوارم فدراسیون برای المپیک هم بتواند برنامه خوبی را پیاده کند تا کاملا آماده این رویداد بزرگ شویم.
   در چند ماه اخیر خیلی‌ها فدراسیون بسکتبال را به علت استفاده از مربی ایرانی و المپیکی‌شدن با هدایت شاهین طبع تحسین کردند. البته برخی هم می‌گویند برای المپیک باید فدراسیون مربی خارجی بیاورد. به‌عنوان بازیکنی باتجربه نظرت دراین‌باره چیست؟
معتقدم نباید مربی ایرانی یا غیرایرانی را تفکیک کنیم. شاید در مقطعی و  رشته خاصی مربی خارجی به کار تیم‌ملی بیاید. شاید هم مربیان ایرانی توانایی داشته باشند که با تیم‌ملی موفقیت کسب کنند. نباید صرفا بگوییم مربی خارجی خوب است یا مربی ایرانی.
   شاید جدا از استخدام مربیان خارجی بتوان از پتانسیل‌های دیگری در بسکتبال استفاده کرد. مثلا این‌که احسان حدادی اعلام کرده می‌خواهد یوسین بولت، قهرمان دوی سرعت جهان را به ایران بیاورد. در بسکتبال هم می‌شود از امثال لبرون جیمز یا ستارگان دیگر دعوت کرد که به ایران بیایند؟
قطعا می‌توان چنین کارهایی انجام داد، اما لبرون جیمز یا هر ستاره بزرگ دیگری در بسکتبال برای آمدن‌شان به ایران یا هر کشور دیگری پول هنگفتی می‌خواهند. بسکتبال رشته گرانی است و بازیکنان و مربیان آن هم گران هستند. از طرف دیگر در ایران بسکتبال با اینکه رشته مطرحی است، اما در اولویت مسئولان نیست. اگر بخواهید بازیکن بزرگی را به ایران بیاورید، اول باید فکر کنید هدف‌تان از این کار چیست؟ البته می‌توان از این اتفاق استفاده‌های تبلیغاتی زیادی کرد. به‌هرحال آوردن بازیکن، تیم یا مربی بزرگی به ایران نیاز به برنامه‌ریزی دارد، اما با وضع فعلی بعید می‌دانم از نظر اقتصادی فدراسیون یا حتی اسپانسری توانایی چنین کاری را داشته باشد.
و سوال آخر. صمد نیکخواه بهرامی بعد از المپیک ٢٠٢٠ از بسکتبال خداحافظی می‌کند؟
فعلا که تا المپیک هستم و همان‌طور که گفتم خودم را آماده این رویداد بزرگ می‌کنم، به بعد از آن فکر نکردم و از الان هم نمی‌توانم درباره خداحافظی چیزی بگویم.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

رشته‌های دیگر هم از مربیان زن استفاده کنند

 از موفقیت‌هایی که در مسابقات قهرمانی آسیا به میزبانی قطر به دست آوردید، بگویید.
در مجموع عملکرد خوبی داشتیم و نتایجی که به دست آمد، راضی‌کننده بود. حتی می‌توانم بگویم نتایج فراتر از انتظار بود. به‌ویژه در تفنگ سه وضع که اصلا فکرش را نمی‌کردم، سهمیه به دست آوریم. از این نظر می‌گویم نتایج ما فراتر از حد انتظار بود که تیراندازان ایرانی با مشکل کمبود امکانات و فشنگ مواجه بودند. شاید در کل ملی‌پوشان ما دو هفته با فشنگ تمرین کردند و بقیه اوقات با دستگاه‌های شبیه‌ساز مشغول تمرین بودند که به هیچ‌وجه نمی‌تواند جای تمرین با فشنگ را بگیرد.
 جالب این بود که تیم زنان ایران نتایج بهتری کسب کرد و در مجموع از جمع شاگردان شما تاکنون سه سهمیه به دختران رسیده و یک سهمیه در بخش مردان به دست آمده است.
تیم زنان ایران با نتایج خوبی که در قطر کسب کرد، رتبه دوم مسابقات را به دست آورد. این درحالی بود که خیلی از قدرت‌های دنیا در قاره آسیا هستند. می‌توانم بگویم این نتیجه شاهکار دختران ایرانی بود. البته من قطعا فرقی بین مردان و زنان نمی‌گذارم. شاید دلیل اینکه دختران بهتر نتیجه گرفتند، این بود که از پانزدهم اسفندماه ‌سال قبل کارم را با آنها شروع کردم، اما سه ماه و نیم بعد هدایت تیم مردان هم به من سپرده شد. فرصت کافی برای اینکه بتوانیم تیراندازان مرد را آماده این رویداد مهم کنیم، وجود نداشت.
برای خیلی‌ها جالب بود که شما برای نخستین‌بار هدایت تیم‌ ملی مردان را هم برعهده داشتید.
بله، همان‌طور که گفتم فدراسیون از چند ماه قبل تصمیم گرفت در کنار تیم زنان، سرمربی تیم مردان هم باشم. در این مدت تلاش بسیاری کردم تا سطح همه ملی‌پوشان بالا برود. به نظرم اینکه هدایت دو تیم را همزمان برعهده داشتم، اتفاق عجیبی نبود. این موضوع که زنی مربی تیم مردان باشد یا برعکس، امری طبیعی در ورزش به حساب می‌آید. البته در ایران قطعا در رشته‌هایی که امکان این کار وجود دارد، می‌تواند همکاری مربیان زن و مرد با تیم‌های ملی اتفاق بیفتد.
 از نظر شما امکان اینکه از این پس باز هم شاهد حضور مربیان زن در تیم‌های ملی مردان در رشته‌های دیگر باشیم، وجود دارد؟
چرا که نه؛ همان‌طور که گفتم در رشته‌هایی که امکانش هست، اگر مربی زن پتانسیل بالایی دارد، باید از آن استفاده کرد. قطعا این پتانسیل در ورزش ایران هست و خیلی از زنان می‌توانند دانش مربیگری خود را در اختیار مردان هم قرار دهند. ما که در این چند ماه در تیم ‌ملی تیراندازی هیچ مشکلی نداشتیم و همه ملی‌پوشان همکاری لازم را با کادر فنی داشتند.
 این روزها شایعاتی درباره قطع همکاری شما با فدراسیون شنیده می‌شود.
خیلی نمی‌خواهم در این‌باره در مقطع فعلی صحبت کنم. باید با فدراسیون مذاکره کنیم تا به نتیجه برسیم. در چند ماه اخیر برخی خواسته‌های من برآورده نشد، ازجمله اینکه اردوی‌ هانوفر قرار بود دو هفته‌ای باشد، اما ٦ روزه به اتمام رسید. شاید اگر بیشتر اردوی خارجی داشتیم، نفرات دیگری مثل الهه احمدی و مه‌لقا جام‌بزرگ هم می‌توانستند سهمیه المپیک بگیرند چون با اختلاف کمی از کسب سهمیه بازماندند. المپیک دیگر شوخی نیست و باید جدی کار کنیم تا بتوانیم در توکیو موفق باشیم.
 شما قبلا هدایت تیم ‌ملی سنگاپور را برعهده داشتید. ممکن است دوباره یک مربی لژیونر شوید؟
بله، من در سنگاپور بودم، اما نمی‌خواستم آنجا بیشتر از چهار سال بمانم. البته پیشنهادهای دیگری داشتم، اما بعد از صحبت‌هایی که با مسئولان فدراسیون کردم، به ایران آمدم. در این چند ماه هم تمام توانم را برای موفقیت تیم ‌ملی گذاشته‌ام. فعلا نمی‌توانم به صورت قطعی درباره آینده حرف بزنم.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

برنده شو و از «اما و اگر» خلاص

ایران برتر در طول تاریخ، اما…
تیم‌ملی فوتبال ایران امروز از ساعت ١٧:٣٠ در شرایطی به مصاف عراق می‌رود که در تاریخ رویارویی دو تیم ٢٨ بازی دیده می‌شود. ایران آماری به مراتب بهتر از حریف خود در تاریخ دارد و ١٦ برد را به نام خود ثبت کرده، در حالی که پنج برد به نام عراق و هفت تساوی هم در بازی‌های قبلی ثبت شده است. با این حال توقف در جام ملت‌های آسیا ٢٠١٩، شکست در سال ٢٠١٥ و حذف از جام‌ملت‌ها، خاطرات تلخی را از رویارویی ایران با عراق برای علاقه‌مندان به فوتبال در ایران تداعی می‌کند.
نبرد ستاره‌های آسیایی
عراق هم مثل ایران در سال‌های اخیر لژیونرهای زیادی را در دل خود جای داده و در ترکیب تیم فعلی خود ١٦ لژیونر دارد. در سمت دیگر میدان هم ستاره‌های ایرانی هستند که خیلی از آنها این روزها در ترکیب تیم‌های باشگاهی خود در اروپا می‌درخشند؛ به ویژه سردار آزمون که کاملا آماده به نظر می‌آید. بازیکنانی همچون علا عبدالزهرا،‌ مهند علی،‌ صفا هادی، ضرغام اسماعیل و بشار رسن نام‌هایی آشنا برای ایرانی‌ها به شمار می‌روند و ستاره‌های تیم‌ملی عراق به حساب می‌آیند. در ترکیب تیم‌ملی ایران به جز جهانبخش و دژاگه که اصلا دعوت نشدند، احسان حاج‌صفی نیز مصدوم شده و جزو غایبان سرشناس ایران است.
میزبانی اردن به سود ایران یا عراق؟
فیفا بعد از کش‌وقوس‌های فراوان رأی به برگزاری دیدار ایران و عراق در کشور ثالث داد و اردن امروز میزبان این بازی حساس خواهد بود. با اینکه به نظر می‌رسد بازی در کشور ثالث به سود ایران باشد، اما برخی حضور در اردن را هم‌چندان به سود شاگردان ویلموتس نمی‌دانند. عباس عطیه، ملی‌پوش سابق عراق برخلاف برخی از بازیکنان تیم‌ملی این کشور بازی‌کردن در اردن را به ضرر این تیم می‌داند: «جو و آب‌وهوای ایران و اردن بسیار شبیه به هم است و فدراسیون برای تسهیل کار تیم ما بهتر بود استادیومی را در یکی از کشورهای مشابه عراق انتخاب می‌کرد.» البته عراقی‌ها در روزهای اخیر حسابی برای تیم‌ملی ایران کری خواندند و هدف‌شان را کسب سه امتیاز این بازی عنوان کردند.
بازی حیاتی برای ویلموتس و کاتانچ
سرکو کاتانچ و مارک ویلموتس قبل از بازی امروز شرایط چندان خوبی ندارند و حتی زمزمه‌های جدایی آنها هم به گوش می‌رسید. طبق گزارش رسانه‌های عربی، رئیس فدراسیون فوتبال عراق با سرمربی کروات این کشور اتمام حجت کرد که در صورت باخت برابر ایران از سمت خود کنار می‌رود. از سوی دیگر ویلموتس با توجه به شکست مقابل بحرین تحت فشار قرار گرفته و در صورتی که دومین شکست متوالی را متحمل شود، ضمانتی برای ادامه کار خود نخواهد داشت.
فینال گروه مرگ
هم‌گروهی ایران، عراق و بحرین با توجه به اینکه فقط تیم صدرنشین و شاید تیم دوم از این گروه به دور بعد صعود می‌کنند، لقب گروه مرگ را به این گروه اطلاق کرده است. تا قبل از بازی امروز عراق و بحرین با هفت امتیاز در رده‌های اول و دوم هستند و ایران در رده سوم با ٦ امتیاز جای گرفته است. اگر ایران در بازی امروز شکست بخورد یا حتی به تساوی برسد، شرایط اصلا برای شاگردان ویلموتس مساعد نخواهد بود. با توجه به اینکه در دور بعدی ایران استراحت خواهد داشت، در صورت شکست یوزها در اردن، می‌توان گفت شرایط برای ویلموتس و تیمش بحرانی می‌شود. عراق هم که می‌داند در بازی برگشت در ورزشگاه آزادی کار سخت‌تری دارد، اصلا دوست ندارد امروز شکست بخورد.
ویلموتس تیمش را متحول می‌کند؟
با توجه به شکست در بحرین بعید نیست مارک ویلموتس دست به تغییرات زیادی برای بازی امروز بزند. علیرضا بیرانوند، احسان حاج‌صفی، میلاد محمدی، امید ابراهیمی، کریم انصاری‌فرد، حسین کنعانی‌زادگان، محمد محبی، مهدی طارمی، مجید حسینی، سردار آزمون و رامین رضاییان ١١ بازیکنی هستند که ترکیب ثابت تیم ویلموتس را برابر بحرین تشکیل می‌دادند. از این جمع احسان حاج‌صفی که مصدوم است و یک تغییر در ترکیب قطعی خواهد بود، اما ویلموتس احتمالا تغییرات دیگری نیز خواهد داد، به ویژه در خط دفاع.
تغییر داور به درخواست فدراسیون نبود!
ابتدا از سوی کنفدراسیون فوتبال آسیا ادهم مخادمه اردنی برای قضاوت دیدار ایران و عراق انتخاب شده بود، اما بعد از مدتی فدراسیون فوتبال اعلام کرد به AFC اعتراض کرده که نباید داور این مسابقه از کشورهای عربی باشد، به همین دلیل داور سریلانکایی انتخاب شده است. دیروز اما کنفدراسیون فوتبال آسیا اعلام کرد بعد از اعلام نام اردن به عنوان میزبان بازی، تصمیم به تغییر داور گرفته و نخواسته است ادهم مخادمه در کشور خودش قضاوت کند. به نظر می‌رسد برخلاف اعلام فدراسیون ایران این تغییر به درخواست ایرانی‌ها صورت نگرفته است.
ویلموتس: به اهمیت بازی واقف هستم
مارک ویلموتس در نشست خبری پیش از دیدار با عراق گفت: «به اهمیت بازی واقف هستیم، اما این موضوع نباید فشاری ایجاد کند. همه بازی‌ها همین است یا می‌بریم یا می‌بازیم. باید روی هدف نهایی یعنی صعود به جام جهانی متمرکز باشیم. سه بازی از چهار بازی ما خارج از خانه بوده و سه بازی هم در داخل خانه داریم.»
کاتانچ: بازی در بصره برای ایران ترسناک بود
سرکو کاتانچ، سرمربی عراق در نشست خبری پیش از دیدار با ایران گفت: «مشخص است که بازی‌کردن در بصره برای ایران ترسناک بود، اما باید شرایط جدید را بپذیریم. هدف نخست ما این است که برای کسب سه امتیاز به زمین بازی برویم و ایران را شکست دهیم. با این حال برابر یکی از بهترین و شناخته‌شده‌ترین تیم‌های آسیا به زمین بازی خواهیم رفت.»

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

فوتبال همیشه بدهکار

پرسپولیس؛ ١٠‌درصد به جز یک بازیکن خاص
نه‌تنها پرسپولیسی‌ها بعد از پشت‌سرگذاشتن یک‌سوم لیگ‌برتر فقط ١٠‌درصد از قرارداد خود را دریافت کردند، بلکه از فصل قبل نیز مطالبات نسبتا قابل توجهی دارند. بازیکنان پرسپولیس تا پایان هفته دهم بین ١٠ تا ١٢‌درصد دریافتی داشتند و اکثر آنها ١٠ تا ١٥‌درصد هم از فصل قبل طلب دارند. این مطالبات برای دو بازیکن خارجی یعنی رادوشوویچ و بشار رسن به ٣٠‌درصد هم می‌رسد. از سوی دیگر جالب است بدانید در لیگ نوزدهم فقط یک بازیکن بیش از بقیه پول گرفته که او را می‌توان ضعیف‌ترین بازیکن سرخ‌ها هم دانست. جونیور برزیلی که این روزها کاملا نیمکت‌نشین شده و هنوز گلی برای پرسپولیس نزده، ٢٠٠‌هزار دلار از قرارداد ٥٥٠‌هزار دلاری خود را دریافت کرده؛ درحالی ‌که حتی کالدرون هم فقط ٧٠‌هزار دلار گرفته است.

استقلال؛ تقریبا صفر درصد
شاید باورش سخت باشد، اما بازیکنان استقلال در فصل جدید هیچ‌گونه دریافتی نداشتند و این اتفاق به ‌زودی احتمالا باعث اعتراض آبی‌پوشان می‌شود؛ به‌ویژه اینکه آنها در هفته‌های اخیر نتایج خوبی هم کسب کردند. مدیریت استقلال با توجه به بار مالی بدهی‌های قبلی نتوانسته پولی را به بازیکنانش برای لیگ نوزدهم پرداخت کند و این کار فتحی و همکارانش را در ادامه هم سخت خواهد کرد. البته در این میان بازیکنانی که امسال تازه به استقلال اضافه شدند، مبلغ مختصری به‌عنوان پیش‌پرداخت دریافت کردند، اما بازیکنانی که از فصل قبل در استقلال حضور دارند، حتی نتوانستند قرارداد ‌سال گذشته خود را تسویه کنند.

سپاهان؛ ٣٠‌درصد و منظم
سپاهان جزو معدود باشگاه‌هایی است که ٣٠‌درصد به بازیکنانش پرداختی داشته  است؛‌ درصدی که با توجه به قرارداشتن در هفته دهم قابل قبول به حساب می‌آید. سپاهان که در سال‌های اخیر هم نشان داده جزو باشگاه‌های خوش‌حساب ایران بوده، امکانات خوبی هم برای قلعه‌نویی و شاگردانش مهیا کرده و در خیلی از سفرها بازیکنان این تیم با پرواز اختصاصی خودشان را به شهر میزبان  می‌رسانند.

باشگاه‌های ٢٠درصدی
تراکتور، ماشین‌سازی، سایپا، نساجی، فولاد و نفت مسجدسلیمان باشگاه‌هایی به حساب می‌آیند که تا پایان هفته دهم ٢٠‌درصد از قرارداد مربیان و بازیکنان خود را پرداخت کردند. در این میان تراکتور، ماشین‌سازی و نساجی به شکلی کاملا خصوصی اداره می‌شوند. بین باشگاه‌های ٢٠درصدی، نفت مسجدسلیمان با جنجال‌های فراوان و بعد از استعفای مهدی تارتار به خاطر مشکلات مالی، ٢٠‌درصد قرارداد خود را دریافت کرد.

پارس، شهرخودرو، گل‌گهر و پیکان در باشگاه ٣٠تایی‌ها
چهار باشگاه دیگر به جز سپاهان هستند که از نظر پرداختی به بازیکنان وضع نسبتا خوبی دارند. پارس‌جنوبی، گل‌گهر سیرجان، شهرخودرو و پیکان در کنار سپاهان پنج باشگاهی هستند که پرداختی قرارداد بازیکنان خود در لیگ نوزدهم را به ٣٠‌درصد رسانده‌اند. البته ناگفته نماند این‌ درصد پرداختی به معنای نبود مشکل مالی در این باشگاه‌ها نیست؛ به‌عنوان مثال پارس‌جنوبی جم هنوز بخش اعظمی از بدهی بازیکنان و مربیان خود از فصل گذشته را پرداخت نکرده و حتی در هفته‌های اخیر در تهیه بلیت هواپیما هم دچار مشکل شده است! از سوی دیگر درباره شهرخودروی مشهد باید به این نکته اشاره کرد که دریافتی بازیکنان این تیم متغیر بوده و فقط چند بازیکن ٣٠‌درصد یا بیشتر دریافت کردند و بقیه‌ درصد دریافتی‌شان کمتر بوده است.

باشگاه‌های بی‌پول لیگ نوزدهم!
علاوه بر استقلال و پرسپولیس که  به ترتیب صفر‌درصد و ١٠‌درصد پرداختی داشتند؛ ذوب‌آهن هم تا اینجای فصل توانسته فقط ١٠‌درصد از قرارداد بازیکنان خود را پرداخت کند. این درحالی است که ذوب‌آهن همواره جزو باشگاه‌های خوش‌حساب بوده، اما این فصل گویا با خروج آذری نتوانسته به تعهدات خود در قبال بازیکنان و مربیان عمل کند. نفت آبادان نیز دیگر باشگاهی است که هیچ پرداختی به بازیکنان خود نداشته و با شکل عجیبی به کار خود در لیگ نوزدهم ادامه می‌دهد.

باشگاه‌هایی که اصلا بودجه ندارند

طبیعی است هر باشگاهی که بخواهد به‌صورت منطقی برای حضور در لیگ برتر خود را آماده کند و وارد نقل و انتقالات پیش‌فصل شود، باید در ابتدا بودجه کلی خود را برای یک فصل مشخص کند. برآورد هزینه‌های جاری باشگاه مثل حمل‌و‌نقل، اسکان و… باید کنار گذاشته شود و بودجه مشخصی در اختیار مسئول نقل‌وانتقالات باشد تا بتواند براساس خواسته‌های سرمربی و بودجه‌ای که در اختیار دارد، قرارداد بازیکنان را امضا کند. نکته عجیب اینجاست که خیلی از باشگاه‌های ایرانی (اگر نگوییم همه باشگاه‌ها) بودجه مشخصی ندارند! در این میان دو دلیل باعث می‌شود باشگاه‌ها بودجه خود را در ابتدای فصل ندانند و حتی آن را اعلام نکنند. دلیل اول مربوط به باشگاه‌های دولتی است که بیشتر تیم‌های نفتی را شامل می‌شود. تیم‌هایی همچون نفت آبادان، نفت مسجدسلیمان و پارس‌ جنوبی که از سوی وزارت نفت بخاطر مصوبه مجلس که نهادها و وزارتخانه‌های  دولتی  ازکمک به تیم‌های حرفه‌ای ورزشی منع شده‌اند، کمکی به آنها نمی‌شود، بودجه مشخصی ندارند و در طول فصل دایما به این در و آن در می‌زنند تا بتوانند پولی برای اداره باشگاه و پرداخت به بازیکنان جور کنند. از سوی دیگر، برخی تیم‌های خصوصی و حتی استقلال و پرسپولیس هم با عادتی عجیب کار خود را دنبال می‌کنند. بهتر است سرخابی‌ها را مثال بزنیم که در پیش‌فصل پرونده اسپانسرهای خود را نمی‌بندند و حتی حالا که هفته دهم را پشت سر گذاشته‌ایم، پرسپولیس در حال مذاکره با اسپانسرهای جدید است. پس این باشگاه‌ها نمی‌توانند قبل از جذب بازیکن از میزان درآمد خود در طول یک فصل باخبر باشند و حتی آن را تخمین بزنند. از سوی دیگر، رقابت عجیب برای جذب ستاره‌های نقل و انتقالات گاهی اوقات باعث می‌شود مبالغی فراتر از حد انتظار برای خرید یک بازیکن خرج شود. مشخص نبودن بودجه در باشگاه‌های ایرانی یکی از آفت‌های بزرگ است.

چطور بدهی‌ها انباشته می‌شود؟

وقتی یک فصل فوتبالی به پایان می‌رسد، تقریبا هیچ‌کدام از باشگاه‌ها نتوانسته‌اند به تمامی تعهدات خود نسبت به بازیکنان و مربیان عمل کنند. این دیگر به اتفاقی عادی در فوتبال تبدیل شده؛ اگرچه در نگاه عموم و از نظر حرفه‌ای کاملا عجیب است. بلافاصله باشگاه‌ها برای عقب‌نماندن از بازار نقل‌وانتقالات سراغ جذب بازیکنان جدید می‌روند و حتی به برخی از ستاره‌ها پیش‌پرداخت هم می‌دهند. این باعث می‌شود بدهی‌های قبلی از یاد برود و بدهی‌ها همین‌طور روی هم انباشته شود. راه شکایت برای همه باز است، اما پروسه حکم‌گرفتن از کمیته انضباطی حتی با وجودِ داشتن مستندات کوتاه نیست. حتی اگر علیه باشگاهی حکم کمیته انضباطی هم داشته باشید، باز هم دست‌تان به جایی بند نیست. بازیکن و مربی شاکی از یک باشگاه به‌سختی می‌توانند مطالبات خود را با یک باشگاه صاف کنند و معمولا کار به تهدید می‌کشد. درباره بازیکنان خارجی هم که راه مشخص است و آنها سراغ فیفا می‌روند و گاهی اوقات دردسرهایی هم برای باشگاه‌ها در بخش بین‌المللی ایجاد می‌کنند.

خارجی‌ها چه کار می‌کنند؟

حتما وقتی می‌خواهیم نوع هزینه‌کرد باشگاه‌های اروپایی را با ایرانی‌ها مقایسه کنیم، این سوال برای خیلی‌ها پیش می‌آید که چطور باشگاه‌هایی مثل رئال مادرید، بارسلونا یا پاری‌سن‌ژرمن در فرانسه به‌راحتی برای بازیکنان بزرگ مبلغ خرید را افزایش می‌دهند و حتی دیدیم که تا بالای ٢٠٠‌میلیون یورو برای خرید یک بازیکن می‌پردازند. این درست است که باشگاه‌های بزرگ اروپایی هم برای خرید بازیکن بودجه زیادی صرف می‌کنند، اما قبل از دادن یک پیشنهاد ١٠٠ یا ٢٠٠‌میلیون یورویی، به‌صرفه بودن یا نبودن آن را از تمام جوانب می‌سنجند؛ این‌که مثلا اگر رونالدو از رئال‌مادرید به یوونتوس برود، علاوه بر مسائل فنی چقدر می‌تواند سود به باشگاه ایتالیایی برساند. این تفاوت اصلی بین باشگاه‌های ایرانی و اروپایی به حساب می‌آید. البته نبود حق پخش، کپی‌رایت و… نیز در ایران باعث بی‌برنامگی و عقب‌افتادن باشگاه‌های ایرانی از همتایان خود در کشورهای دیگر می‌شود. به‌عنوان مثال رئال‌مادرید که فصل قبل نتایج خوبی نگرفت، ٦٠٠‌میلیون یورو برای خریدهای فصل جدید خود کنار گذاشت تا بتواند تیمش را تقویت کند. این بودجه در هیأت‌مدیره باشگاه رئال‌مادرید قبل از شروع فصل نقل‌وانتقالات به تصویب رسیده بود و مثلا خرید ادن آزارد نتیجه یک برنامه‌ریزی طولانی‌مدت بود. در کشورهای حوزه خلیج فارس مثل امارات، قطر و عربستان هم بودجه تیم‌ها بستگی به ثروت مالک تیم دارد و معمولا چند باشگاه هستند که بدون مشکل مالی بازیکنان خارجی جذب می‌کنند و حتی در طول فصل دست به اخراج بازیکنان و مربیان خارجی خود می‌زنند و غرامت آنها را هم پرداخت می‌کنند.

اعتراض  و تهدیدها

مثل فصل‌های قبلی هر چه جلوتر می‌رویم، صدای اعتراض‌ها بلندتر می‌شود. با گذشت ١٠ هفته از لیگ برتر وضع دریافتی خیلی از باشگاه‌ها خوب نیست و استقلال و پرسپولیس نیز در این دایره قرار گرفته‌اند. تا قبل از این هم طی ١٠ هفته اخیر شاهد اعتصاب و تهدید از سوی بازیکنان و مربیان تیم‌های مختلف بوده‌ایم. از پارس‌جنوبی جم بگیر که حتی کارش به انصراف از لیگ برتر هم کشید تا نفت مسجدسلیمان که بعد از استعفای سرمربی‌اش توانست ٢٠‌درصد قراردادها را پرداخت کند. در همین چند روز اخیر هم شاهد بوده‌ایم که استراماچونی، سرمربی استقلال و بازیکنانش هم به معترضان پیوسته‌اند. بیشتر آبی‌پوشان، که بردهای متوالی زیادی کسب کرده‌اند، هیچ پولی از ابتدای فصل دریافت نکرده‌اند و حالا کار به جایی رسیده که سرمربی ایتالیایی این تیم، مدیران باشگاه را تهدید کرده و به آنها اولتیماتوم دو هفته‌ای داده است. شاید این تهدیدها و اعتصاب‌ها برای مدیران فوتبال ایران هم طبیعی شده باشد، اما برای مربیان خارجی اصلا طبیعی نیست. در سال‌های اخیر حتی تیمی داشته‌ایم که به دلیل مشکلات مالی اعتصاب کرده و بدون تمرین به مصاف رقبایش رفته است، اما در بیشتر مواقع این اعتراض‌ها نتیجه خیلی سریع در پی نداشته و گاهی اوقات آغاز اختلافات بزرگ هم بوده است.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

پرتابِ مهر بانیِ نایب قهرمان المپیک

استفاده مجانی خارجی‌ها از حدادی
احسان حدادی که در ٣٤ سالگی همچنان با انگیزه به کار خود ادامه می‌دهد و کسب مدال در المپیک ٢٠٢٠ را نشانه گرفته، در جریان اردوهای خارجی خود بارها با درخواست پرتابگران کشورهای دیگر مواجه شده که دقایقی برای آنها صحبت کند و حتی به صورت عملی به آنها تکنیک‌های پرتاب را بیاموزد. این اتفاق قبلا در کشورهای مختلف رخ داده و نمونه آن همزمان‌شدن اردوی حدادی با پرتابگران چینی در آمریکا بود که باعث شده بود چینی‌ها از بودن کنار نایب‌قهرمان المپیک ٢٠١٢ بهره کامل را ببرند. در همین مسابقات جهانی ٢٠١٩ قطر هم حدادی به درخواست ورزشکاران قطری پاسخ مثبت داد و دقایقی برای آنها به صحبت پرداخت تا راه گام برداشتن در مسیر موفقیت را به آنها نشان دهد. قطعا نمونه‌های دیگری هم وجود داشته است که در طول ‌سال و سفرهای متعدد حدادی ورزشکاران خارجی از تجربیات او استفاده کرده‌اند.
آموزش مجانی به استعدادها
احسان حدادی که مدت‌هاست صحبت از تاسیس آکادمی در ایران را مطرح کرده و این ایده را با مسئولان وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک هم درمیان گذاشته، این بار خودش دست به کار شده است. حدادی در‌ سال المپیک با این‌که می‌تواند وقت زیادی را صرف اردوهای برون‌مرزی کند و در کشورهای مختلف اردو بزند، تصمیم گرفته مسیر جدیدی را برای خودش ایجاد کند. او با هماهنگی هیأت‌های استانی قصد دارد هر هفته به یک استان سفر کند و با برگزاری کلاس‌های آموزشی نکات جدیدی را به استعدادهای موجود دوومیدانی ایران آموزش دهد. نکته جالب توجه اینجاست که حدادی در قبال برگزاری این کلاس‌ها و وقتی که برای آموزش می‌گذارد، هیچ دستمزدی دریافت نخواهد کرد و حضور در کلاس‌های نایب قهرمان المپیک رایگان
خواهد بود.
شروع ایرانگردی از خراسان
احسان حدادی از امروز تور ایرانگردی خود برای آموزش دوومیدانی را از مشهد آغاز می‌کند. در طول یک هفته حضور احسان در خراسان، او به خراسان‌شمالی و خراسان‌جنوبی هم سرکشی می‌کند و کلاس‌هایی را برای نوجوانان و جوانان مستعد این مناطق برگزار خواهد کرد. حدادی در حین برگزاری این کلاس‌های تئوری یک روز هم در هر استان به همراه نوجوانان و جوانان به تمرین می‌پردازد. او قصد دارد طی یک‌سال آینده به تمام مناطق ایران
سرکشی کند.
حدادی: تا الان بیشتر خارجی‌ها از من استفاده کردند
احسان حدادی، نایب‌قهرمان المپیک ٢٠١٢ در رشته پرتاب دیسک درباره برگزاری کلاس‌های آموزشی در شهرستان‌ها به «شهروند» می‌گوید: «با هماهنگی هیأت‌های استانی هر کلاس ما تا ٢٠٠، ٣٠٠ نفر ظرفیت دارد، این موضوع بستگی به تعداد ورزشکاران و استعدادهای موجود آن شهر یا استان در دوومیدانی دارد. البته بیشتر کلاس‌هایی که برگزار می‌کنیم، جنبه انگیزشی دارد، چون شاید طی یکی، دو روز نتوان تکنیک‌های پرتاب را به یک نوجوان یاد داد. من وقتی دیدم به هر کشوری که می‌روم، آنها از من استفاده می‌کنند و هنگام تمرین یا استراحت می‌خواهند به ورزشکاران آن کشور آموزش دهم، گفتم بهتر است وقتم را برای کشور خودم بگذارم.» وی در پاسخ به این سوال که در قبال برگزاری این کلاس‌ها هزینه‌ای از شرکت‌کنندگان دریافت خواهد شد یا خیر، می‌افزاید:   «اصلا قرار نیست از کسی پول بگیریم. اتفاقا هدف ما این است که خیلی از استعدادهای مناطق محروم هم بتوانند در این کلاس‌ها حاضر شوند و شاید این اتفاق جرقه‌ای برای شکوفاشدن آنها باشد. حتی من وظیفه خودم می‌دانم در صورت جذب اسپانسر برای نوجوانان و جوانانی که در مناطق محروم هستند، اقلام دوومیدانی مثل دیسک یا کفش هم تهیه کنم. امیدوارم با این کار بتوانم خدمتی به دوومیدانی ایران بکنم. به‌هرحال با تجربه‌ای که دارم، می‌دانم کدام ورزشکار استعداد درخشش در کدام رشته را دارد. می‌توانم نوجوانان را راهنمایی کنم تا در مسیر درست گام بردارند.»

دسته‌ها
ورزش

گُل‌نزن‌ ترینیم!

آمار گل‌های زده در لیگ‌های معتبر

لیگ برتر انگلیس: تمام فوتبالی‌های دنیا قبول دارند که لیگ برتر انگلستان جذاب‌ترین لیگ باشگاهی جهان به حساب می‌آید. در شرایط کنونی 9 هفته از این مسابقات برگزار شده و در 90 مسابقه 248 گل به ثمر رسیده‌ است، یعنی به‌صورت میانگین در هفته 27.5 گل و در هر بازی 2.75 گل.
بوندسلیگای آلمان: هفته هشتم مسابقات بوندسلیگای آلمان هم در شرایطی این هفته به پایان رسید که مجموع گل‌های زده در تمام مسابقات 225 عدد بود. این آمار نشان می‌دهد در هر هفته این لیگ 18 تیمی به‌صورت میانگین 28.12 و در هر بازی 3.12 گل وارد دروازه‌ شده است.
لالیگای اسپانیا: تا پایان هفته نهم،‌ آمار 218 گل زده در لالیگای اسپانیا به ثبت رسیده است. در این مسابقات 20 تیم حضور دارند و همین مسأله ما را به آمار 24.33 گل در هر هفته و 2.43 گل در هر بازی می‌رساند. خیلی‌ها بر این باورند که آمار گلزنی در فوتبال اسپانیا نسبت به سال‌های اخیر افت داشته است، اما با اوج‌گیری دوباره رئال ‌مادرید و بارسلونا‌ احتمالا در ادامه لیگ، آمار گلزنی در هر هفته بالاتر هم خواهد رفت.
کالچوی ایتالیا: شاید باور نکنید آمار گلزنی در فوتبال ایتالیا تا به اینجای فصل از انگلیس هم بهتر بوده است. با وجود این‌که تنها هشت هفته از مسابقات سپری شده،‌ 20 تیم حاضر در این رقابت‌ها توانسته‌اند در مجموع 223 گل بزنند. این عدد ما را به میانگین 27.87 گل در هر هفته و 2.78 گل در هر بازی می‌رساند.
لوشامپیونا فرانسه: اما در فرانسه 10 هفته از مسابقات لوشامپیونا به پایان رسیده است. آمار نشان می‌دهد 234 گل در کل مسابقات زده شده؛ پس در هر هفته این لیگ 23.4 گل و در هر بازی 2.34 گل به ثمر رسیده است.
سوپرلیگ ترکیه: ترکیه‌ با سرمایه‌گذاری هنگفت و برنامه‌ریزی بلندمدت تلاش می‌کند سطح فوتبال خود را به کشورهای قدرتمند اروپا برساند. پس باشگاه‌های این کشور همسایه ایران هم همسو با سیاست‌های فدراسیون فوتبال کشورشان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. مسابقات سوپرلیگ ترکیه با حضور 18 تیم به پایان هفته هشتم رسیده و 201 گل هم مجموع گل‌های زده تیم‌هاست. پس در هر هفته 25.12 گل ثبت شده و در هر بازی 2.79 گل!
لیگ برتر روسیه: لیگ فوتبال روسیه که سردار آزمون هم در آن حضور دارد و برای زنیت بازی می‌کند، با حضور 16 تیم برگزار می‌شود و چند روز پیش مسابقات هفته سیزدهم به پایان رسید. مجموع گل‌های زده تا اینجای فصل 261 بوده؛ میانگین گل در هر هفته و در هر بازی 2.5 گل است.
سوپرلیگ بلژیک: در لیگ بلژیک هم بازیکنان ایرانی چون کاوه رضایی و علی قلی‌زاده حضور دارند. سرمربی تیم ‌ملی ایران هم که مارک ویلموتس بلژیکی است. لیگ ژوپیر هم با 16 تیم برگزار می‌شود و بازی‌ها در شرایطی به هفته دهم رسیده که برگزاری دو مسابقه به تعویق افتاده است. با وجود این، مجموع گل‌های زده در این لیگ 261 عدد است. میانگین گلزنی هم 26.1 گل در هر هفته و 3.26 گل در هر مسابقه است.
لیگ پرتغال: مهدی طارمی، مهرداد محمدی و امیر عابدزاده سه لژیونر شاغل در پرتغال هستند. لیگ این کشور 18 تیمی است و تنها هفت هفته از مسابقات سپری شده است. آمار هم به خوبی نشان می‌دهد تا اینجای فصل 156 گل تنها توسط تیم‌ها زده شده که میانگین گلزنی در این لیگ می‌شود 22.28 گل در هر هفته و 2.78 گل در هر بازی!
اردویژه هلند: در بین لیگ‌های معتبر اروپایی‌، هلند پرگل‌ترین لیگ است. همیشه مسابقات باشگاهی این کشور آمار گلزنی قابل توجهی دارد و امسال هم آمار ثبت شده دوباره این واقعیت را به همه نشان می‌دهد. لیگ اردویژه در شرایطی به هفته دهم رسیده که تماشاگران شاهد 300 گل در کل مسابقات بوده‌اند. آمار فوق‌العاده 30 گل در هر هفته و 3 گل در هر بازی نشان می‌دهد شما از تماشای بازی‌های لیگ هلند اصلا خسته نخواهید شد.


مهاجمان گل‌نزن در ایران

برسیم به لیگ برتر ایران که مسابقات آن به پایان هفته هفتم رسیده است. تاکنون تنها 120 گل در 56 مسابقه به ثمر رسیده است. جدول لیگ برتر ما را به میانگین گلزنی 17.14 گل در هر هفته و 2.14 گل در هر بازی می‌رساند. نکته قابل توجه دیگر اینجاست که در تمام لیگ‌های معتبر اروپایی که آمار گلزنی آن را به‌صورت کلی بررسی کردیم،‌ مهاجمان وظیفه گلزنی را برای تیم‌ها به‌درستی انجام می‌دهند. در فوتبال ایران اما به نظر می‌رسد مهاجمان حال و روز خوبی ندارند. علی علیپور آقای گل دو فصل قبل که‌ سال قبل هم سومین گلزن برتر لیگ بود تاکنون گلی نزده است. کی‌روش استنلی آقای گل فصل قبل تنها دو بار موفق به گلزنی شده و لوسیانو پریرا هم درخشش‌ سال قبل را نداشته است. بهترین گلزن لیگ برتر هم تاکنون شهریار مغانلو، ‌هافبک پیکان است که پنج گل برای این تیم به ثمر رسانده است. این آمار نشان می‌دهد وضع فوتبال هجومی کشور زیاد خوب نیست و باشگاه‌ها و مدیران فوتبال کشور باید فکری اساسی به حال این بحث بسیار جدی کنند.


آمار فاجعه در لیگ خلیج‌فارس

اگر جدول لیگ برتر ایران را به دو بخش هشت تیم اول و هشت تیم دوم تقسیم و آمار گلزنی آنها را بررسی کنیم به نکته جالب توجه و حیرت‌انگیزی می‌رسیم. تعداد گل‌هایی که هشت تیم نیمه دوم جدول تا پایان هفته هفتم به ثمر رسانده‌اند از هشت تیم بالایی جدول بیشتر است. تیم‌های نیمه دوم جدول 61 گل به ثمر رسانده‌اند و تیم‌های بالای جدول 59 گل! در هیچ‌کدام از جداول لیگ‌های معتبر اروپایی که به آن اشاره کردیم چنین چیزی را مشاهده نمی‌کنید و تیم‌های بالای جدولی علاوه بر امتیاز‌، از نظر گلزنی هم آمار قابل قبولی دارند. در شرایط کنونی پیکان با 13 گل بهترین تیم لیگ از این نظر است و در رده 13 جدول قرار دارد. نساجی با 12 گل دومین تیم برتر است که در رده نهم قرار گرفته است. سپاهان صدرنشین مسابقات و استقلال تیم هشتم جدول هم 10بار موفق به گلزنی مقابل حریفان شده‌اند. این نکته را هم فراموش نکنیم که تیم‌های بالای جدولی به لطف خط دفاعی قدرتمند خود و خوردن گل کمتر نسبت به تیم‌های نیمه دوم جدول،‌ شرایط بهتری دارند و امتیاز بیشتری تا اینجا جمع کرده‌اند.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

دود از نیمکت بلند می‌شود!

رواج قلیان‌کشی بین مربیان

از گوشه و کنار زیاد می‌شنویم که یکی از تفریحات اصلی مربیان لیگ برتری، کشیدن قلیان است. شب قبل و بعد از مسابقه هم ندارد. برخی مربیان عادت خود را حتی زمانی که در اردوی تیمشان هستند نیز، ترک نمی‌کنند. رسول کربکندی، پیشکسوت فوتبال ایران با اشاره به این موضوع می‌گوید: «مربی‌ای که قلیان می‌کشد، به جایگاه خودش و بقیه مربیان بی‌احترامی کرده و وقتی من خودم سیگار بکشم، چگونه می‌توانم به فرزندم بگویم سیگار یا قلیان نکش؟ وقتی الان در صفحات مجازی عطسه و سرفه‌کردن افراد را درمی‌آورند، مربیان و بازیکنان باید حواسشان باشد در فضایی نباشند که قلیان بکشند و همه آنها را ببینند.»

استخدام قلیان چاق‌کن برای آقای مربی!

موضوع قلیان‌کشیدن مربیان تا جایی پیش رفته که شنیده می‌شود حتی یکی از آنها فردی را برای چاق‌کردن قلیان استخدام کرده است! قطعا این موضوع به خانه آن مربی مربوط نمی‌شود و فردی که استخدام شده، باید همواره در اردوی تیم کنار آقای مربی باشد تا قلیانش را چاق کند! تاکنون هم برخوردی با چنین افرادی نشده و فقط ورود کمیته اخلاق به حوزه بازیکنان بوده است. البته مربیان خیلی ترسی هم از این‌که بگویند قلیان می‌کشند، ندارند. حتی خداداد عزیزی چندباری در مصاحبه‌هایش عنوان کرده که نه‌تنها خودش بلکه خیلی از مربیان و بازیکنان فعلی فوتبال ایران قلیان می‌کشند!

قلیان به جای آنالیز و استراحت

موضوعی که بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد و غیرحرفه‌ای به حساب می‌آید، حضور اکثر مربیان و کادرفنی برخی تیم‌ها در سفره‌خانه شب قبل از مسابقه است. درحالی ‌که شب بازی معمولا باید جلسات آنالیز برگزار شود یا اعضای تیم برای آرامش بیشتر به استراحت بپردازند. برخی مربیان ترجیح می‌دهند اردو را ترک کرده و راهی سفره‌خانه شوند! اینجاست که قلیان جای آنالیز فنی را می‌گیرد و مربیان تا آخرین ساعات شب در سفره‌خانه‌ها به سر می‌برند.

از سفره‌خانه مربیان چه خبر؟

شاید ایرادی حتی از نظر حرفه‌ای هم به این‌که یک مربی کسب‌و‌کاری خارج از فوتبال دارد، وجود نداشته باشد، اما جالب است بدانید که یکی از مربیان فعلی لیگ‌برتر در غرب تهران سفره‌خانه دارد! شاید این مربی هم بگوید که خودش قلیان استفاده نمی‌کند، اما شاید خیلی عرف نباشد که یک فرد در حد مربی فوتبال و کسی که خودش قبلا فوتبالیست بوده، شغل دوم خود را سفره‌خانه‌داری بداند.

 


درخشان: فدراسیون از مربیان و بازیکنان تست بگیرد

حمید درخشان، پیشکسوت فوتبال و سرمربی سابق چند تیم لیگ برتری درباره قلیان‌کشیدن مربیان به «شهروند» می‌گوید: «شاید در نگاه اول بگوییم که این یک مسأله شخصی برای هر انسانی است و نباید به آن ورود کنیم. این دیدگاه هم درست است، اما وقتی یک فرد به فضای ورزشی ورود می‌کند، مردم به او مثل یک الگو نگاه می‌کنند؛ حالا چه در کسوت مربیگری و چه به‌عنوان بازیکن. نگاه مردم به ورزش همواره پاکی و سلامتی بوده و باورش سخت است که ورزشی‌ها را درحال استعمال دخانیات ببینیم. خودمان همیشه به‌عنوان یک فرد ورزشکار توصیه می‌کنیم که مردم این کار را نکنند، پس چطور خودمان دنبال قلیان و سیگار می‌رویم؟»
وی همچنین می‌افزاید: «مربی‌ای که خودش قلیان می‌کشد، چطور توقع دارد بازیکن تیمش قلیان نکشد؟ متاسفانه کشیدن قلیان و سیگار خیلی در فوتبال ایران افزایش یافته و حتی حرمت ورزش و فوتبال را هم زیرسوال برده است. شاید برخی فکر کنند همه فوتبالیست‌ها و مربیان قلیان می‌کشند، اما فقط برخی این کار را می‌کنند و برخوردی هم با آنها نمی‌شود.»
درخشان در پایان درباره راهکارهای جلوگیری از استعمال قلیان بین مربیان و بازیکنان می‌گوید: «فدراسیون فوتبال می‌تواند راهکاری برای برخورد با این افراد درنظر بگیرد. چطور شما وقتی می‌خواهید گواهینامه بگیرید، تست اعتیاد می‌دهید، این‌جا هم یکی از شروط صدور کارت مربیان و بازیکنان تست نیکوتین باشد. حتما که یک ورزشکار نباید موادمخدر استفاده کند. اتفاقا اگر فدراسیون چنین تستی را بگذارد، کار کاملا پسندیده‌ای است.»