دسته‌ها
جهان

انتخاب سراسری یا رفراندوم برگزیت

تصویر آینده
درحالی که انتخابات در روز ١٢ دسامبر برگزار خواهد شد، بوریس جانسون برای آنکه بتواند به توافق نسبی با اتحادیه اروپا برای خروج در ژانویه ٢٠٢٠، جامه عمل بپوشاند، نیاز به اکثریت مجلس دارد، اما دولت به رهبری حزب کارگر می‌تواند کار را برای جانسون خراب کند و رابطه لندن و بروکسل، در حالت قطعی‌نبودن باقی بماند. فعلا براساس نظرسنجی پولتیکو، آرای محافظه‌کاران نسبت به حزب کارگر، ٤٣ به ٣٣‌درصد است، اما موضوع اصلی اینجاست که سیستم انتخاباتی بریتانیا سیستم الکترال شده است؛ یعنی براساس آن، تنها نامزدی پیروز یک حوزه انتخاباتی خواهد شد که بیشترین رأی را کسب کرده و این بدان معناست که لزوما تعداد آرا نمی‌تواند باعث به دست آوردن کرسی در مجلس عوام شود. بنابراین گرچه اکثر نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که بوریس جانسون پیروز انتخابات خواهد بود و اکثر کرسی‌ها را به دست خواهد آورد، اما این نظرسنجی‌ها، تفاوتی بین ٦٠ تا ١٢ کرسی با هم دارند؛ یعنی شرایط برای جانسون آن‌قدرها هم قطعی و باثبات نیست. در این میان می‌توان نتایج دیگری را هم متصور شد؛ نتایجی که می‌تواند با ائتلاف حزب کارگر و احزاب کوچک‌تر دیگر مثل لیبرال دموکرات‌ها به واقعیت تبدیل شود.  براساس نظرسنجی‌های فعلی، دست‌کم سه حالت برای نتیجه انتخابات بریتانیا متصور است.
دولت محافظه‌کاران
اولین احتمال موجود، پیروزی محافظه‌کاران است؛ چه به این دلیل که جانسون به تنهایی پیروز شود، چه به دلیل ائتلاف با احزاب کوچک‌تر طرفدار برگزیت. در این سناریو، محتمل‌ترین و قابل تصورترین اتفاق این است که مجلس عوام، توافقنامه به تعویق‌افتادن برگزیت را که لندن با بروکسل بر سر آن به توافق نسبی رسیده بود، تأیید کند و به این ترتیب راه را برای خروج از اتحادیه اروپا در تاریخ ٣١ ژانویه ٢٠٢٠ هموار کند. در این صورت، این اتفاق به یک دوره ١١ماهه پیاده‌سازی و اجرا و گفت‌وگوهایی برای تجارت آزاد با اتحادیه اروپا منجر خواهد شد. در این مدت، بریتانیا در بازار واحد اتحادیه اروپا باقی خواهد ماند که این بدان معناست که احتمالا هیچ‌گونه اختلال اقتصادی معنا‌داری برای شرکت‌ها یا مردم به وجود نخواهد آمد. درعین حال، دولت محافظه‌کار باید در این مدت ١١ماهه مذاکراتی را با کشورهای دیگر مثل آمریکا بر سر تجارت آزاد، آغاز کند.
در مورد شرایط اقتصاد داخلی، محافظه‌کاران متعهد شده‌اند که نرخ مالیات بر درآمد، مالیات بر ارزش افزوده یا نرخ بیمه‌های دولتی را افزایش ندهند، اما آنها همچنین گفته‌اند که مالیات شرکت‌ها روی ١٩‌درصد باقی خواهد ماند (که طبق قانون فعلی تا‌ سال ٢٠٢٠ به ١٧‌درصد کاهش می‌یابد.) حزب محافظه‌کار همچنین گفته است که تا‌ سال ٢٠٢٥ حدود ١٠٠‌میلیارد پوند اضافی را به زیرساخت‌ها اختصاص خواهد داد تا میزان دی‌اکسیدکربن را تا‌ سال ٢٠٥٠ به صفر برساند. آنها همچنین پیشنهاد ایجاد سیستم مهاجرتی مبتنی بر امتیاز و استخدام ٢٠‌هزار افسر پلیس را تا ‌سال ٢٠٢٢ داده‌اند.
دولت کارگری
نتیجه احتمالی دومی که می‌تواند از صندوق رأی دربیاید این است که حزب کارگر با یا بدون ائتلاف با احزاب کوچک دیگر، اکثریت مجلس عوام را در دست بگیرد. در این سناریو، قطعا دولت بریتانیا از اتحادیه اروپا درخواست خواهد کرد تا برگزیت فعلی را به تعویق بیندازند تا بتوانند در مورد توافقی جدید مذاکره کنند و حتی رفراندوم دیگری را با دو گزینه برگزار کنند: «خروج از اتحادیه اروپا با توافق جدید» یا «ماندن در بلوک». گر چه ممکن است که درخواست مجدد برای به تعویق انداختن روند برگزیت، بحث و جدل‌هایی را در اتحادیه اروپا ایجاد کند، اما اگر این درخواست به همراه رفراندوم باشد، بروکسل به احتمال زیاد درخواست بریتانیا را قبول می‌کند.
در حال حاضر، نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که حتی اگر اکثریت کوچکی از بریتانیایی‌ها هم در رفراندوم دوم به «ماندن» در بلوک اروپا رأی دهند، شرایط می‌تواند تغییر کند و حتی برای دولت سخت شود؛ چراکه دولت خواهان ائتلاف با احزاب دیگر مثل اس‌ان‌پی است که این حزب خواهان برگزاری رفراندوم برای استقلال اسکاتلند است.
با وجود این شرایط ممکن است دوره دیگری از اطمینان‌نداشتن به برگزیت به وقوع بپیوندد که این امر به اقتصاد انگلیس اعم از شرکت‌ها و مردم آسیب می‌زند. دولت به رهبری حزب کارگر قطعا اصلاحاتی اساسی و گسترده در اقتصاد انگلیس ایجاد می‌کند. این حزب می‌خواهد مالیات درآمد را برای افرادی که بیش از ٨٠‌هزار پوند درآمد دارند، افزایش دهد. آنها همچنین می‌خواهند مالیات شرکت‌ها را تا ‌سال ٢٠٢٢ از ١٩درصد به ٢٦‌درصد برسانند.
جرمی کوربین، رهبر حزب کارگر قول داده تا شرکت‌های زیادی را در بخش راه‌آهن، آب، انرژی و سایر بخش‌های کلیدی مثل پُست «رویال مِیل» ملی کند و کمک‌های قابل توجهی را در حوزه مسکن و مراقبت‌های بهداشتی ارایه دهد. در مانیفست انتخاباتی حزب کارگر، آنها خواستار «انقلاب صنعتی سبز» شده‌اند و قول داده‌اند که انتشار گاز دی‌اکسیدکربن بریتانیا را تا ‌سال ٢٠٣٠ به نصف برسانند و مالیات‌های بیشتری را برای شرکت‌های نفتی اِعمال کنند.
با این حال به نظر می‌رسد که حزب کارگر باید برخی از وعده‌های خود مثل ملی‌کردن شرکت‌ها را کنار بگذارد؛ خصوصا اگر قرار باشد با احزابی مثل لیبرال دموکرات‌ها که طرفدار تجارت هستند، ائتلاف کند.
پارلمان آویزان
درنهایت آخرین گزینه محتمل وجود پارلمان آویزان (Hung Parliament) است؛ پارلمانی که در آن هیچ حزب یا ائتلافی موفق به تشکیل دولت نمی‌شود. اگر این اتفاق بیفتد، بوریس جانسون، نخست‌وزیر، باقی می‌ماند اما نمی‌تواند اکثر کرسی‌ها را کنترل کند و این به معنای محدودشدن اوست. این اتفاق می‌تواند باعث افزایش شانس وقوع‌یافتن برگزیت بدون توافق شود؛ خصوصا اگر جانسون، دیگر از اتحادیه اروپا درخواست به تعویق انداختن مهلت برگزیت را نکند. این شرایط به لحاظ اقتصادی بسیار بی‌ثباتی و ناپایداری ایجاد می‌کند و هیچ تصویر روشنی برای آینده بریتانیا باقی نمی‌گذارد. این شرایط درنهایت می‌تواند منجر به این شود که پارلمان خواستار برگزاری انتخابات عمومی دیگری برای شکستن بن‌بست شود.

دسته‌ها
جهان

محاکمه برنده صلح نوبل به اتهام نسل‌کُشی

شرایط مردم روهینگیا تا جایی به وخامت گرایید که «موزه هولوکاست آمریکا»، جایزه حقوق بشری‌ را که به سوچی داده بود، از او پس گرفت.
انتظار می‌رود که شرایط امنیتی در اطراف دادگاه به‌شدت برقرار باشد. حدس و گمانه‌هایی نیز مبنی بر امکان صدور دستور بازداشت برخی از افراد ارشد در ارتش میانمار وجود دارد؛ اما آنگ سان سوچی به‌عنوان رهبر دولت میانمار احتمالا می‌تواند از این دستگیری‌ها درامان بماند.
بر اساس قوانین دادگاه بین‌المللی لاهه، کشورهای عضو این حق را دارند که علیه سایر دولت‌های عضو، در مورد نقض قوانین بین‌المللی شکایت کنند. در اینجا، موضوع بر سر نقض کنوانسیون ١٩٤٨ است که در مورد پیشگیری از جنایت جنگی و مجازات جنایتکاران جنگی است.
این اولین‌باری نیست که این دادگاه جهانی به پرونده‌های نسل‌کشی رسیدگی می‌کند. پرونده‌های متعددی در دادگاه بررسی شده است؛ ازجمله جنگ‌های دهه ١٩٩٠ بالکان. با این حال، این اولین‌بار است که دادگاه لاهه به پرونده‌ای رسیدگی می‌کند که دولت‌های شاکی و متشاکی، دو کشور همسایه نیستند.
جلسات این پرونده قرار است در سه‌روز و در «کاخ صلح» (پیس پالاس) که دارای معماری نئو رنسانسی است، برگزار شود. گامبیا از این دادگاه درخواست کرده تا طی یک بیانیه اضطراری، میانمار را مجبور به توقف نسل‌کشی کند. دادگاه نیز باید به این پرونده رسیدگی کند تا ببیند آیا پاسخ قابل قبولی وجود دارد یا نه.
در این مرحله ابتدایی، قرار نیست هیچ فردی از میان ٧٠٠‌هزار روهینگیایی که از ترس جانشان در عملیات پاکسازی ارتش میانمار به بنگلادش گریخته‌اند، شهادت بدهد.
در شکایت گامبیا آمده است: «نسل‌کشی درطی همین عملیات‌های ارتش و به منظور ازبین‌بردن همه یا دست‌کم بخشی از مردم روهینگیا صورت گرفته است. عملیاتی که با کشتار دسته‌جمعی، تجاوز و نابودی و سوزاندن سیستماتیک روستاهای آنها صورت گرفته است. در بسیاری از موارد، مردم را درون خانه‌هایشان حبس کرده و سوزانده‌اند.»
استدلال‌های بنگلادش براساس یافته‌ها و تحقیقات سازمان ملل است که «قصد نسل‌کشی» در این جنایات را توصیف می‌کند. «یانگی لی»، گزارشگر ویژه سازمان ملل اولین کسی بود که خبر از حملاتی داد که در آن، نیروهای امنیتی و ارتش میانمار، خانه‌ها و مزارع و روستاهای مردم روهینگیا را می‌سوزاندند. یانگی لی نیز گفته بود که در بسیاری از موارد، خانه‌ها را زمانی آتش می‌زدند که مردم درون خانه‌ها بودند.
بررسی پرونده گامبیا روز سه‌شنبه توسط «ابوبکر ماری تامبادو» آغاز خواهد شد؛ کسی که دادستان کل گامبیا و وزیر دادگستری این کشور است که در دانشگاه «وارویک» انگلستان، در رشته حقوق تحصیل کرده است. او بعدها به‌عنوان دستیار ویژه دادستان در دادگاه بین‌المللی جنایی روآندا خدمت کرد.
قرار است که این دادگاه به صورت زنده در سراسر جهان پخش شود و به نظر می‌رسد که بیننده‌های میلیونی را به خود جذب کند.
پیش از برگزاری جلسات دادگاه، اعضای حزب ملی اتحاد برای دموکراسی آنگ سان سوچی، در شهر یانگون که بزرگ‌ترین شهر میانمار است، تظاهراتی را در حمایت از سوچی برگزار کردند. در میان بودائیان کشور که اکثریت میانمار را تشکیل می‌دهند، خانم سوچی از حمایت بسیار زیادی برخوردار است.
دادگاه کیفری بین‌المللی که آن هم در لاهه است، تحقیقات جداگانه‌ای را در مورد جنایات رهبران میانمار علیه صدها‌ هزار نفر از مردم روهینگیا و پناهجویانی که از ترس جانشان به بنگلادش فرار کرده‌اند، آغاز کرده است.
از سوی دیگر یک دادگاه فدرال در آرژانتین نیز دریافت شواهد علیه آنگ سان سوچی را آغاز کرده است. این دادگاه استدلال می‌کند که صلاحیت جهانی برای رسیدگی به شکنجه در هر نقطه از جهان را دارد. حالا شاید آنگ سان سوچی، رهبر دو فاکتوی میانمار که ٢٨‌سال پیش برنده جایزه صلح نوبل شده بود، به‌عنوان یک جنایتکار جنگی از سوی دادگاه لاهه معرفی شود.

دسته‌ها
تیتر یک جهان

نوش‌داروی بی‌اثر

حالا عادل عبدالمهدی از نخست‌وزیری کنار رفته و عراق وارد فاز تازه‌ای شده است که اتفاقا دشوار هم هست. انتخاب نخست‌وزیری که معترضان، نخبگان سیاسی و احزاب این کشور بر سر آن توافق داشته باشند، بسیار دشوار است. در نتیجه به نظر نمی‌رسد استعفای عبدالمهدی بتواند از عمق شکاف سیاسی در عراق بکاهد. اخیرا دو فراکسیون اصلی پارلمان عراق شامل فراکسیون ملی‌گرایان به رهبری مقتدی صدر و فراکسیون‌ هادی العامری نتوانسته‌اند برای انتخاب جایگزین عبدالمهدی با یکدیگر همکاری‌کنند. در نتیجه این بن‌بست سیاسی، جریان سائرون در مجلس عراق که مقتدی صدر آن را رهبری می‌کند، پیشنهاد جدیدی را مطرح کرده که خارج از قانون اساسی عراق است. براساس قانون اساسی اگر نخست‌وزیری استعفا کند، این پارلمان است که باید جایگزین او را معرفی کند، اما جریان صدر پیشنهاد‌کرده برای انتخاب نخست‌وزیر رفراندوم عمومی برگزارشود. جریان صدر می‌گوید پنج کاندیدا باید به مردم معرفی‌شود و مردم در یک رفراندوم از میان این پنج گزینه یک نفر را انتخاب کنند. به نظر می‌رسد این طرح مورد موافقت نخبگان سیاسی عراق قرار نگیرد، چراکه آنها به‌طور طبیعی به‌دنبال حفظ موقعیت سیاسی و اقتصادی خود هستند. موقعیتی که در سیستمی سیاسی ایجاد شده است، پیچیدگی‌های خاص خود را دارد.
در حالی که اعتراضات مردم عراق موجب وارد آمدن آسیب به بخش صنعت این کشور شده است، دولت عراق به‌طور طبیعی به سمت استفاده از ابزارهای مختلف برای خاموش‌کردن اعتراضات خواهد رفت.
از سوی دیگر واقعیت این است که استعفای نخست‌وزیر به اعتراضات پایان نخواهد داد، در نتیجه روند آسیب به صنایع عراق همچنان ادامه می‌یابد و تشدید خواهد شد. این اعتراضات به‌خصوص به بخش حمل‌ونقل عراق ضربه سهمگینی وارد کرده و موجب شده است عراق در بخش تجارت و بازرگانی دچار مشکلات عدیده شود. برای مثال معترضان بندر ام‌القصر در عراق را فلج‌کرده‌ و تمامی جاده‌های منتهی به آن را بسته‌اند. البته وزیر نفت عراق اعلام کرده اقدامات معترضان اخلالی در روند تولید نفت این کشور ایجاد نکرده است. اما اگر اعتراضات به همین شکل و با همین شدت ادامه یابد، در مدت زمانی معین صنعت نفت عراق با مشکل مواجه خواهد شد و کشوری که وابسته به درآمدهای نفتی است، در بحران عمیقی فرو خواهد رفت و اگر چنین شرایطی در عراق رخ دهد، آن‌وقت باید توقع داشت که خشونت‌ها شدت‌ بیابد؛ چراکه دولت عراق به هر ترتیبی نمی‌تواند اجازه اخلال را در روند تولید نفت بدهد؛ چراکه این مسأله نه‌تنها تبعات داخلی بسیار ناگواری خواهد داشت بلکه بازار جهانی نفت را نیز با مشکل مواجه کرده و در نتیجه فشارهای بین‌المللی را بر دولت عراق افزایش خواهد داد. در چنین شرایطی ممکن است دولت عراق برخلاف روند اصولی و درست، سعی کند از هر ابزاری برای مقابله با معترضان استفاده کند و برخی گروه‌های شبه‌نظامی خارج از دولت عراق نیز ممکن است به مقابله با معترضان بپردازند.
چه خواهد شد؟
واقعیت این است که قانون اساسی عراق درخصوص مواردی نظیر استعفای نخست‌وزیر و روند تحولات بعد از آن چندان شفاف نیست. خروج عادل عبدالمهدی از نخست‌وزیری عراق، دولت این کشور را در وضعیتی میانه قرار خواهد داد تا پارلمان نخست‌وزیر جدیدش را انتخاب کند. براساس قانون اساسی عراق، رئیس‌جمهوری ١٥ روز وقت دارد تا از پارلمان بخواهد نخست‌وزیر را انتخاب کند. مسلما مجادلات بر سر یافتن جانشین عبدالمهدی بسیار سخت و طاقت‌فرسا خواهد بود؛ چراکه این نخست‌وزیر نیز موقتی خواهد بود و تنها تا زمان برگزاری دور بعدی انتخابات سراسری وقت دارد در مسند بماند. بنابراین طبیعی است که  احزاب سیاسی عراق سعی خواهند کرد گزینه‌ای را معرفی کنند که در این مدت کوتاه بتواند منافع‌شان را حفظ کند. از سوی دیگر نخست‌وزیر موقت عراق کار سخت دیگری را در پیش دارد و آن بالانس‌کردن روابط این کشور با آمریکا و ایران به‌طور همزمان است. نباید از واقعیت غافل شد که ایران به دلایل تاریخی و فرهنگی و سیاسی در عراق نفوذ دارد و آمریکایی‌ها همواره علیه این نفوذ اقدام کرده‌اند. در هر صورت عراق کشوری بود که به ایران حمله و هشت‌ سال جنگ طاقت‌فرسا به این کشور تحمیل کرد و موجب تخریب بسیاری از زیرساخت‌های ایران شد. علاوه بر این ایران طولانی‌ترین مرز را با عراق دارد؛ بنابراین حق دارد درخصوص امنیت این مرزها نگران باشد. از لحاظ منطق تاریخی و سیاسی ایران حق دارد نسبت به تحولات داخلی عراق و چرخش‌های سیاسی در این کشور نگران باشد؛ چراکه تحولات سیاسی در عراق در حوزه امنیت ایران تعریف می‌شود.
اگر چه ممکن است برخی از معترضان از استعفای عادل عبدالمهدی خوشحال شده باشند اما واقعیت این است که استعفای او موجب نخواهد شد اصلاحاتی که همان معترضان به دنبالش بودند، عملی شود. در عرصه عمل نیز مشاهده شد که حتی بعد از پذیرفتن استعفای عبدالمهدی توسط پارلمان، اعتراضات در نجف بیشتر شد. اگرچه فشار بر پارلمان برای انتخاب نخست‌وزیر جدید کاملا احساس می‌شود اما هیچ تضمینی وجود ندارد که معترضان فرد انتخابی جدید را نیز بپذیرند و به خانه‌هایشان بروند؛ چراکه اساسا استعفای نخست‌وزیر جزو مطالبات اصلی معترضان نبوده است که حالا بخواهند با آمدن فرد جدید به خانه‌هایشان بازگردند.
در عین حال دولت عراق امیدوار است که با محاکمه‌کردن برخی از مقامات دولتی بتواند اندکی از خشم عمومی را در عراق بکاهد و محیط اعتراضات را آرام‌تر کند. در این راستا، مقامات عراق دستور بازداشت ژنرال جمیل الشمری را صادر کردند. او متهم است در تاریخ ٢٨ نوامبر برخورد بسیار خشنی با معترضان در نصیریه انجام داده است. اگرچه ممکن است بازداشت الشمری تا حدودی از خشم و عصبانیت  مردم بکاهد اما به هیچ‌وجه نمی‌تواند پاسخی مناسب برای مطالبات اصلی معترضان باشد.

دسته‌ها
تیتر یک جهان

تنها چیزی که باقی مانده ناامیدی است

زنجیره‌ای از تجاوزها
اشتاین اولین فرزند از میان هشت فرزند دیگر، با این تصور بزرگ شد که قرار است یک کشیش شود. او که در ‌سال ١٩٥٨، سیزده ساله بود، وارد کالج دینی دون بوسکو شد. کالجی که بعدها به دبیرستان سالزیان (در ریچموند کالیفرنیا) تغییر نام داد. در آنجا بود که اشتاین با «برادر برنارد دابنه» آشنا شد.
اشتاین که حالا در دهه هفتم زندگی‌اش است و در سیاتل زندگی می‌کند، آن روزها را به خاطر می‌آورد: «روال بسیار سختی داشتیم. همه‌چیز با صدای زنگ‌ها تنظیم می‌شد. وقتی صدای زنگ می‌آمد باید به کلاس می‌رفتید، با صدای زنگ باید به سالن مطالعه می‌رفتید، به تفریح می‌رفتید و غذا می‌خوردید و کارهایی را که بر عهده‌تان گذاشته شده بود، انجام می‌دادید.»
در ‌سال دوم، وقتی که اشتاین پانزده ساله بود، روزی دابنه به او می‌گوید که به بخش برود و کارهای روزانه‌اش را انجام دهد.
اشتاین می‌گوید: «وقتی من به آنجا رفتم، شرایط کمی عجیب بود، هیچ‌کس آنجا نبود و هیچ کاری هم برای انجام‌دادن وجود نداشت. او هم کمی بعد، پیدایش شد و مرا در آغوش گرفت و شروع کرد به بوسیدن. خیلی احساس بدی داشتم و به هیچ‌وجه چنین چیزی را انتظار نداشتم.»
اشتاین این واقعه را به «پدر آلفرد کاگلیاندرو» اسقف ایالتی سالزیان در یکی از بازدیدهایش به این مدرسه گزارش می‌دهد. اشتاین می‌گوید: «به او گفتم که چنین اتفاقی برای من افتاده و من می‌خواهم متوقف شود!»
اشتاین می‌گوید که مدت اندکی پس از این واقعه، دابنه این مدرسه را ترک کرد و او هم خوشحال بود که دیگر قرار نیست چنین سوءاستفاده‌هایی تکرار شود. پاتریک وال، کشیش سابق که همه زندگی‌اش را وقف کمک به قربانیان جنسی کرده، می‌گوید که به همراه یک تیم تحقیقاتی بر روی بیش از ٢٠٠ پرونده کار کرده است.
او می‌گوید: «ما هر روز پرونده‌هایی در مورد کسانی داریم که جابه‌جا شده‌‌اند و به مدارس دیگری فرستاده شده‌اند. گاهی اوقات بدون اطلاع به مقامات محلی، مجلس محلی یا حتی اسقف‌ها منتقل می‌شوند.»
با توجه به تحقیقات او، برنارد دابنه که اکنون «پدر دابنه» شده، به همان مدرسه به‌عنوان مدیر بازگشته است. مجموعه‌ای از تجاوزها در این مدرسه دینی به مدت دهه‌ها رخ داده است که برخی از آنها در زمان دابنه در دهه ١٩٧٠ بوده است.
«دوست دارم تو را تماشا کنم»
«جویی پیسیتلی» در ‌سال ١٩٧٢ وارد همان مدرسه شد؛ یعنی زمانی که دابنه به‌عنوان مدیر به آنجا بازگشته بود. در میان متجاوزان «پدر استفان ولان» وجود داشت؛ معاون رئیس مدرسه که خیلی زود چشمش به جویی افتاد. جویی به خاطر می‌آورد:   «من خیلی تپل بودم. من کوچک‌ترین فرد آن مدرسه هم به شمار می‌آمدم و تقریبا از همان ابتدا معاون رئیس رفتار دوستانه‌ای با من داشت.»
جویی می‌گوید که مصیبت او از زمانی شروع شد که «پدر ولان» او را به کلوب پسران سالزیان در پردیس مدرسه دعوت کرد. او می‌گوید: «وقتی به آنجا رفتیم، شروع به بیلیاردبازی‌ کردیم. او روی صندلی نشسته بود و من به توپ ضربه زدم. به او گفتم که نوبت شماست؛ وقتی برگشتم دیدم به طرز عجیبی من را نگاه می‌کند. من سرخ شدم و تمام بدنم داشت عرق می‌کرد. در جای خودم خشک شده بودم و نمی‌دانستم باید چکار کنم. او به من گفت: «به بازی‌ات ادامه بده. من دوست دارم تو را تماشا کنم» و وقتی برگشتم، دیدم که رئیس کلوب «برادر سالواتور بلیانته» این صحنه‌ها را شاهد بود اما فقط نظاره می‌کرد و هیچ‌کاری نمی‌کرد.»
در موضوع جداگانه‌ای، سالواتور بلیانته بعدها به خاطر کودک‌آزاری در‌ سال ١٩٨٩ متهم و به هشت سال زندان محکوم شد. در ‌سال ٢٠٠٢ او به سوءاستفاده جنسی از کودکان در ١٨١ مورد بین سال‌های ١٩٧٢ تا ١٩٧٨ متهم شد. او درنهایت در ‌سال ٢٠١٦ درگذشت.
جویی می‌گوید که «ولان» بیش از همه افراد آنجا رفتار بدی داشته است: «یک روز او مرا در کنار پله‌ها گیر آورد و شروع کرد به اذیت‌کردن من. او به زور مرا به بالای پله‌ها و داخل یک اتاق کشاند و به من تجاوز کرد.»
تهدید و حمله
جویی می‌گوید: « وقتی به مدیر مدرسه گفتم که معاون او چه بلایی به سرم آورده، مدیر من را تهدید کرد و به من گفت که مرا از مدرسه بیرون می‌اندازد و کاری می‌کند که مادرم کارش را در کافه‌تریا از دست بدهد. من هم به او التماس کردم که چنین کاری نکند. سپس معذرت‌خواهی کردم و گفتم که دیگر در این مورد حرفی نخواهم زد.»
جویی به خاطر می‌آورد که وقتی دابنه هم ماجرا را فهمید، بر سرش داد کشیده و گفته که هیچ‌کس حرف او را علیه یک کشیش باور نمی‌کند» جویی می‌گوید که یکی از کشیشان دیگر در مدرسه که معلم او بوده هم به او حمله‌ور شده و او را کتک زده است: «او مرا بیرون از کلاس گیر آورد، سالن خالی بود. او به من گفت که روبه‌رویم بایست، می‌خواهم با تو حرف بزنم. وقتی من داشتم به چشمانش نگاه می‌کردم، مرا نقش بر زمین کرد و تا جایی که توانست کتکم زد. آن‌قدر که دیگر نمی‌توانستم تکان بخورم.»
تحقیقات سی‌ان‌ان نشان داده که این کشیش هم همچنان مشغول کار در مدرسه سالزیان است. جویی در ‌سال ١٩٧٣ از مدرسه فارغ‌التحصیل شد و از آن زمان همه زندگی‌اش را بر سر این گذاشته تا عدالت را در مورد کشیش‌های سالزیان اجرا کند. گرچه در‌ سال ٢٠٠٦ در یک دادخواست مدنی علیه مدرسه سالزیان پیروز شد و مبلغ ٦٠٠‌هزار دلار به‌عنوان جبران خسارت به او داده شد، اما جویی می‌گوید که این برایش کودکی از دست رفته و آسیب روانی به جا مانده از آن روزها را جبران نمی‌کند. جویی می‌گوید که حتی یک معذرت‌خواهی ساده هم از سوی مدرسه سالزیان از وی صورت نگرفته است.
جویی می‌گوید: «کسانی که در موضوع تجاوز و سوءاستفاده از کودکان نقش داشتند یا از آنجا رفته‌اند یا مرده‌اند یا در جایی دیگر مشغول به کار هستند. تنها چیزی که باقی مانده، حس ناامیدی است؛ ناامیدی از اجرای عدالت. حالا من به خوبی می‌دانم که کابوس‌های شبانه من پس از نیم‌قرن به مدرسه سالزیان بازمی‌گردد.»

دسته‌ها
تیتر یک جهان

سقوط بهمن کوکایین بر سر اروپا

کوکایین، بیش از همیشه
‏«کوکایین»، «کُک» یا «چارلی»، ماده‌ای مخدر برای میهمانی‌ها و پارتی‌های افراد ثروتمند. ظاهرا یکی از ‏چیزهایی که با شنیدن نام شهر هرتس‌فلده به ذهن متبادر می‌شود، کوکایین است. شهری آرام و با جمعیت ١٧٥٠ ‏نفری در شرق آلمان. ‏
اگر عملیات دستگیری برخی از پخش‌کنندگان کوکایین در هرتس‌فلده چیزی را به ما نشان داده باشد، این است که ‏زنجیره تولید و پخش جهانی کوکایین تا چه اندازه رشد کرده و تقاضای سیر نشدنی مصرف‌کنندگان، تا چه اندازه ‏زیاد شده است.‏
بازرسان می‌گویند که تاکنون هیچ‌وقت تا این اندازه کوکایین در بازار آلمان، اروپا یا سراسر جهان وجود نداشته ‏است. همچنین هیچ زمانی به اندازه اکنون، خلوص این ماده بالا نبوده است. برخی تخمین می‌زنند که میانگین ‏خلوص کوکایین موجود، ٧٠‌درصد یا بالاتر است. ‏
از سوی دیگر، تهیه آن هم هیچ‌گاه به این اندازه سهل و آسان نبوده است. به تبع همه اینها، تعداد مصرف‌کنندگان ‏آن هم هیچ‌گاه این‌قدر زیاد نبوده است. بحث‌ها بر سر اینکه کوکایین چه بلایی بر سر جوامع می‌آورد، زیاد شده است. ‏
در لیسبون پرتغال، جایی که دفتر مرکزی نظارت بر مواد مخدر و اعتیاد در اروپا واقع شده، صحبت از «رونق ‏عظیم» کوکایین است. دفتر پلیس جنایی فدرال آلمان نیز از رکوردزنی و افزایش چشمگیر مصرف ‏کوکایین از‌سال ٢٠١٦ می‌گوید. یکی از بازرسان پلیس اینترپل هم می‌گوید که در ١٤سالی که مشغول این کار ‏است، هیچ‌گاه چنین شرایطی را تجربه نکرده است.‏
به نظر می‌رسد شرایط به این زودی هم تغییر نخواهد کرد. «کوین اسکولی» رئیس بخش مواد مخدر دفتر ‏مرکزی اروپا در آمریکا می‌گوید: «عرضه جهانی کوکایین هنوز به نقطه اوج خود نرسیده است.»‏
پیش‌بینی این شرایط، اصلا دشوار نیست و نیاز به محاسبات پیچیده ریاضی ندارد. به شکل بسیار ساده و منطقی ‏می‌توان آن را فهمید. سازمان ملل اعلام کرده در کلمبیا که تولیدکننده اول کوکایین در جهان است، تعداد ‏زمین‌هایی که برای کشت درخت کوکا (که از برگ‌های آن، کوکایین استخراج می‌شود) اختصاص داده می‌شود، به ‏شکل تصاعدی و شگفت‌انگیزی هرسال بیشتر می‌شود. این اتفاق در «پرو» و «بولیوی» که تولیدکننده‌های دوم و سوم ‏کوکایین در جهان هستند هم به همین شکل است.‏ و همه این کوکایین‌های تولید شده باید به جایی فرستاده شود.‏
‏«نیما مواسات» سخنگوی سیاست‌گذاری مواد مخدر در حزب چپ در پارلمان آلمان می‌گوید: «در آلمان، تقاضای ‏کوکایین به شدت بالا رفته است.» از سوی دیگر، تقریبا هیچ بیزینس دیگری نیست که به اندازه خرید و فروش ‏کوکایین برای مجرمان سودآور باشد. در آفریقای جنوبی هر کیلو کوکایین حدود ١٠٠٠ دلار است. زمانی که این ‏مقدار کوکایین به سوی پخش‌کنندگان در اروپا می‌رود، ٢٥هزار دلار بابت آن پول می‌دهند تا از آتلانتیک عبور کند. ‏در اینجا، در خیابان‌های اروپا قیمت آن به ٧٠‌هزار دلار می‌رسد؛ یعنی از آفریقا تا خیابان‌های اروپا قیمت آن ٧٠‏برابر می‌شود. هیچ بیزینس دیگری به این اندازه برای مجرمان نمی‌تواند سودآور باشد.‏
سیستمی که خوب کار می‌کند
سیستم تولید و پخش کوکایین، بسیار خوب و دقیق کار می‌کند؛ تا جایی که فروشندگان کوکایین برای تجزیه و ‏تحلیل عملکردشان، مشاوران حرفه‌ای تجاری استخدام کرده‌اند. گرچه هنوز هم خشونت‌های معمول و سطح پایین ‏مانند قتل اخیر یک قاضی در آمستردام وجود دارد.‏
اما این صنعت اخیرا بسیار کارآمدتر شده است. صنعتی که به مقیاس اقتصاد، خریدهای کلی، تقسیمات دقیق و ‏حرفه‌ای کار و زنجیره‌های تأمین به موقع متکی است و متاسفانه، هر روز هم برای برداشتن گام‌های بعدی، ‏نوآوری‌اش بیشتر می‌شود، حتی نوآوری در روش‌های پیچیده قاچاق. در پایان، کارتل‌ها عقب می‌نشینند و به قدرت ‏‏«توده‌ها» نظاره می‌کنند؛ هرچه این«بهمن» بزرگ‌تر باشد، چیزهای کم‌اهمیت‌تر، مهم‌تر به‌نظر می‌رسند.‏
اخبار منتشرشده از ماموران گمرک که چندین تُن کوکایین را پیدا کرده‌اند – ٤,٥ تُن در‌ هامبورگ در ماه ‏جولای، ١.٥ تُن هم چند روز بعد- پیروزی‌های صرفا نمادین است. در حقیقت، بازرسان در مورد عاملان اصلی چیز ‏زیادی نمی‌دانند.‏
آنچه آنها می‌دانند این است که میزان کوکایینی که در ‌سال ٢٠١٨ پیدا کردند، نشان‌دهنده حجم بسیار ‏بیشتری بود که آنها پیدا نکردند. اینترپل تخمین می‌زند با تمام تلاش‌هایش، درنهایت ٥‌درصد محموله‌های ‏کوکایین را پیدا می‌کند و ٩٥‌درصد دیگر، کشف‌نشده باقی می‌ماند.‏
همچنان که میزان بیشتری از کوکایین وارد اروپا می‌شود، نگرانی‌های سیاستمداران که مدت‌هاست کنترل مشکل ‏موادمخدر را از دست داده‌اند، بازرسانی که صراحتا می‌گویند ناتوانند و پزشکانی که می‌دانند کوکایین تا چه اندازه ‏خطرناک است، بیشتر می‌شود.‏
برای تولید این گزارش، خبرنگاران اشپیگل و شرکای آنها در بخش تحقیقات اروپا سراغ کشاورزان کلمبیایی و ‏مصرف‌کنندگان آلمانی رفتند تا در مورد دلایل پشت‌پرده و تبعات تولید و مصرف روزافزون کوکایین بپرسند. اسناد و اطلاعاتی که ‏آنها به دست آوردند، این را نشان می‌داد که فروشندگان بزرگ کوکایین ثروت‌های‌میلیارد دلاری خود را صرف ‏بیزینس‌های ‏B‏٢‏B‏ می‌کنند. منظور  از‏B‏٢‏B‏ (مخفف «تجارت به تجارت» ) این است که فردی یا شرکتی، ‏موادی را تولید کند که آن مواد، خود برای تولید مواد دیگری استفاده می‌شوند؛ به این معنا که فروشندگان ‏بزرگ کوکایین با این ثروت به دست آمده از فروش مواد، در تولید صنایع و کارخانه‌های بزرگ سرمایه‌گذاری می‌کنند. ‏فروشندگان کوچک هم وارد صنایع محلی و کوچک مثل تولیدی کیف و شیشه‌های دارو  می‌شوند.‏
تقریبا سفر طولانی اکثر کوکایینی که در دنیا وجود دارد، از نیویورک گرفته تا مسکو و برلین، از زمین‌های کلمبیا ‏آغازمی‌شود. خبرنگاران اشپیگل که سراغ یکی از این کشاورزان رفتند، این دیدار را این‌گونه توصیف می‌کنند: ‏‏«مردی با ریش بزی و کلاه لبه‌دار روی زمین نشسته است. نامش اشنایدر است یا دست‌کم همه او را به این نام ‏صدا می‌زنند. چشمانش روی ٥ هکتار از زمین‌های سبزشده درخت کوکا است. دیدن این زمین‌ها به او احساس ‏لذت می‌دهد؛ چراکه این محصولات، منبع درآمد او و خانواده‌اش است. او به تنهایی کار می‌کند، کاری سخت که ‏زیر نور داغ خورشید و در رطوبت جنگل‌ها دشوارتر می‌شود. وقتی از او پرسیدیم «چرا به جای کوکا، چیز ‏دیگری نمی‌کاری؟ مثلا سیب‌زمینی، قهوه، ذرت، یا برنج؟» با تعجب ما را نگاه کرد، انگار از او خواسته‌ایم که نفسش ‏را برای ١٥ دقیقه نگه دارد تا باعث نجات جهان از بحران آب‌وهوایی شود. او گفت: «البته که باید کوکا بکارم. تنها ‏چیزی است که می‌توان پول کافی از آن درآورد.»‏
کشاورزان معتقدند اگر درخت کوکا  نکارند، هیچ پولی هم درنمی‌آورند. اگر پول نباشد، خبری از تفنگ نیست، ‏خبری از برق و تلفن و دکتر هم نیست.‏
حالا جهان با مشکل جدیدی روبه‌رو شده که شاید نیازمند سرسختانه‌ترین راه‌حل باشد. به نظر می‌رسد جنگ علیه ‏کوکایین، جنگی طولانی باشد؛ چه از زمین‌های کلمبیا آغاز شود، چه از بنادر اروپا یا خیابان‌های برلین. در هر ‏صورت بهمن درحال فرود آمدن بر سر اروپاست؛ کسی می‌تواند جلوی آن را بگیرد یا  همگی زیر آن دفن خواهیم ‏شد؟

دسته‌ها
تیتر یک جهان

بحران یک‌میلیون ساله آلمان

جست‌وجو برای قبرستان زباله‌های اتمی
در ‌سال ٢٠١١ در ژاپن، به دنبال زمین‌لرزه شدید و سونامی، برق قطع شد و سیستم خنک‌کننده در نیروگاه فوکوشیما از کار افتاد. این مسأله باعث ذوب‌شدن هر سه راکتور اتمی شد. پس از حادثه نیروگاه فوکوشیما، آلمان تصمیم گرفت که تا‌ سال ٢٠٢٢  هفت نیروگاه اتمی خود را از کار بیندازد.
با نزدیک‌شدن به ‌سال ٢٠٢٢، حالا آنها با چالش جدیدی روبه‌رو شده‌اند؛ پیداکردن مکانی برای دفن زباله‌های اتمی. دولت حالا مهلت را برای یافتن قبرستان زباله‌های اتمی تا‌ سال ٢٠٣١ تعیین کرده است.
وزارت امور اقتصادی و انرژی می‌گوید، هدفش پیداکردن یک انبار برای ضایعات خطرناک رادیواکتیوی است که «به لحاظ امنیت و ایمنی به مدت یک‌میلیون سال، در بالاترین حد ممکن باشد.» در بیانیه این وزارتخانه آمده است که آلمان مملو از این «مکان‌های بالقوه» است.
درحال حاضر زباله‌های رادیواکتیوی در مکان‌های موقتی که غالبا در نزدیکی نیروگاه قرار دارند، نگهداری می‌شوند.
پروفسور «میراندا شرویز»، رئیس بخش سیاست‌گذاری محیط‌زیست و آب‌وهوا در دانشگاه مونیخ و عضو تیم تحقیقاتی برای یافتن مکانی به منظور دفن زباله‌ها، می‌گوید که این مکان‌های نگهداری از ضایعات رادیواکتیوی «تنها برای چند دهه» طراحی شده‌اند.
همچنان‌که از نام آنها هم پیداست، این مواد، خطرناک‌ترین و کشنده‌ترین مواد رادیواکتیوی به ‌شمار می‌آیند که شامل میله‌های سوخت مصرف‌شده از نیروگاه‌های اتمی هستند. شرویز می‌گوید:   «شما اگر یکی از آن قوطی‌ها را که دارای میله‌های سوخت است باز کنید، تقریبا خیلی سریع جان خود را از دست خواهید داد.»
به گفته خانم شرویز، این میله‌ها به طرز غیرقابل باوری داغ هستند که همین امر، حمل‌ونقل ایمن آنها را به کاری بسیار دشوار تبدیل می‌کند. بنابراین فعلا آنها را در کانتینرهایی قرار می‌دهند که ابتدا سرد شوند تا بتوان آنها را جابه‌جا کرد. شرویز می‌گوید: «سردشدن آنها دهه‌ها زمان می‌برد.»
درحال حاضر چندین منطقه از محل‌های نگهداری موقت در سراسر آلمان وجود دارد. اکنون جست‌وجو برای یک منطقه دایمی است که دست‌کم یک‌کیلومتر زیر زمین باشد.
بین یک سنگ و یک مکان سخت
شرویز می‌گوید که مکان موردنظر باید به لحاظ زمین‌شناسی، «بسیار بسیار باثبات» باشد: «نباید زمین‌لرزه به آن اثری کند، هیچ اثری از جریان آب در آنجا وجود نداشته باشد و نباید سنگ متخلخلی در کنارش باشد.»
فنلاند که چهار نیروگاه اتمی دارد و در آینده می‌خواهد بر تعداد این نیروگاه‌ها بیفزاید، در این زمینه پیشروست. آنها به خوبی مخازنی را برای حجم زیادی از زباله‌های رادیواکتیوی طراحی کرده‌اند. مخازن آنها در حقیقت درون سنگ بسترهای گرانیتی است.
به گفته پروفسور شرویز، مشکل آلمان این است که «گرانیت زیادی ندارد.» بنابراین باید به دنبال مکان‌هایی در زیر زمین باشد که در اختیار دارد؛ مثل سنگ‌های نمک، صخره‌های رسی و گرانیت‌های کریستالی.
این گروه امیدوارند که تا‌ سال دیگر، چند نقطه بالقوه را برای دفن زباله‌های رادیواکتیوی پیدا کنند. آنها هیچ برنامه‌ای برای صادرکردن و انتقال این زباله‌ها به کشورهای دیگر ندارند. شرویز می‌گوید که این برنامه فراتر از عمر این گروه است؛ چراکه مخازنی که آنها پیدا می‌کنند، درنهایت در سال‌های بین ٢١٣٠ تا ٢١٧٠ کاملا مهر و موم می‌شود.
یکی دیگر از کارهای تحقیقاتی که درحال انجام است، این است که متخصصان ارتباطات درحال کار روی این موضوع هستند که چگونه و با چه زبانی باید به نسل‌های آینده- هزاران ‌سال بعد که زبان آنها کاملا با زبان حال حاضر متفاوت خواهد بود- بگویند که چنین مخازنی در زیر پای آنهاست که نباید به آنها دست زد. آنها معتقدند که باید به سراغ شیوه‌هایی بروند که مصریان باستان در اهرام مصر، مشابه آنها را انجام دادند: «ما باید راهی پیدا کنیم که به آیندگان بگوییم در این‌ مکان کنجکاوی نکنید، چون در این مورد به‌خصوص، کنجکاوی اصلا چیز خوبی نیست.»
از میان همه کشورهای دنیا، فعلا آلمان است که درگیر این چالش بزرگ شده، اما باید بدانیم که در سراسر دنیا، فعلا بیش از ٤٠٠ نیروگاه اتمی وجود دارد که بسیاری از آنها به پایان عمر عملیاتی خود نزدیک شده‌اند و مسأله ذخیره زباله‌های آنها نیز، چالش‌برانگیز خواهد شد.

دسته‌ها
جهان

عراق در دو راهی تحول و بی‌ثباتی

گسترش درگیری‌ها در عراق
در درگیری‌های روز پنجشنبه معترضان عراقی با نیروهای امنیتی این کشور ٤٥ کشته و صدها نفر زخمی شدند. به نوشته روزنامه گاردین، از این تعداد، دست‌کم ٢٩ نفر تنها در شهر ناصریه در جنوب عراق جان باختند. اسکای‌نیوز نیز در گزارشی به نقل از منابع پزشکی اعلام کرده که در نجف نیز ۱۶ معترض کشته و بیش از ۵۰۰ تن دیگر زخمی شدند. گفته می‌شود که در بعضی از شهرها، نیروهای امنیتی با گلوله‌های جنگی به معترضان شلیک کرده‌اند.
به این ترتیب، آمار کشته‌شدگان از آغاز اعتراضات در عراق به دست‌کم ٤٠٨ نفر رسیده است. در استان «ذی‌قار» نیز پس از کشته‌شدن عده‌ای از معترضان، عادل الدخیلی، استاندار ذی‌قار از منصب خود استعفا و حمایت خود را از اعتراضات و ناآرامی‌ها اعلام کرد. عادل عبدالمهدی، نخست‌وزیر عراق دستور تحقیقات را درخصوص رخدادها در دو استان نجف و ذی‌قار داده است. در نجف و ناصریه نیز مقررات منع آمد و شد اعمال شده است. در ناصریه، عزاداران با سرپیچی از مقررات منع رفت‌و‌آمد، در خیابان‌ها حضور پیدا کردند تا کشته‌هایشان را دفن کنند.
از سوی دیگر، ایسنا به نقل از سومریه‌نیوز گزارش داده، آیت‌الله سیستانی، مرجعیت دینی عراق، روز جمعه از شرکت‌کنندگان در تظاهرات‌ مسالمت‌آمیز خواست تا صفوف خود را مشخص کرده و افراد مخرب را بیرون برانند. در سخنان آیت‌الله سیستانی که عبدالمهدی الکربلائی در خطبه نماز جمعه در کربلا آن را ایراد کرد، تأکید شده بود: «ما راهی جز نصیحت و ارشادکردن نداریم و این مردم هستند که باید گزینه اصلح را انتخاب کنند. دشمنان و دست‌نشانده‌هایشان برای گسترش آشوب و جنگ داخلی و بازگشت دیکتاتوری برنامه‌ریزی می‌کنند.» او همچنین خطاب به پارلمان گفته است، پارلمانی که دولت یک ساله عبدالمهدی را انتخاب کرده «باید در گزینه‌های خود تجدیدنظر کند».
مرجعیت عراق همچنین از پارلمان خواسته تا در تصویب بسته‌ای از قوانین انتخاباتی به منظور برگزاری انتخابات آزاد و شفاف تسریع کند. از همین رو، حیدرالعبادی، نخست‌وزیر سابق عراق، از پارلمان این کشور خواسته تا از دولت عبدالمهدی سلب اعتماد کند. حیدر العبادی در واکنش به بیانیه اخیر آیت‌الله سیستانی گفته است: «از آنچه در بیانیه مرجعیت آمده حمایت می‌کنیم و از پارلمان می‌خواهیم با برگزاری جلسه‌ای ویژه از دولت سلب اعتماد کرده و دولت جدید و مستقلی را تشکیل دهد.»
او همچنین بر مجازات جنایتکاران و قاتلان و مسالمت‌آمیزبودن تظاهرات مردمی عراق برای دستیابی به اهداف آن تأکید کرده است. خبرگزاری الجزیره نیز جمعه بعدازظهر در خبری نوشت که عادل عبدالمهدی، پس از حوادث مرگبار پنجشنبه و به دنبال درخواست مرجعیت شیعه برای «تغییر» تصمیم به استعفا گرفته است و تصمیم او در بیانیه‌ای اعلام شده است. او در این بیانیه اعلام کرده است: «من درخواست استعفای رسمی خود را از نخست‌وزیری به پارلمان ارایه خواهم داد تا پارلمان نیز گزینه‌های خود را بررسی کند.» ساعاتی بعد خبر استعفای او منتشر شد.  مشخص نیست که با کناره‌گیری نخست‌وزیر و برگزاری انتخابات مجدد اعتراض‌ها در عراق پایان یابد.

دسته‌ها
تیتر یک جهان

این کودکان را هیچ‌کس نمی‌خواهد

به گزارش گاردین، این اقدام به دنبال آن روی می‌دهد که با نزدیک‌شدن زمستان سخت و سرد، فشارها بر وزرای دولت بریتانیا برای بازگرداندن کودکان انگلیسی که در جنگ با داعش اسیر شده‌اند یا در کمپ‌های مهاجران گیر افتاده‌اند، به بریتانیا افزایش یافته است.
از میان ٦٠ کودک بریتانیایی در منطقه جنگ‌زده شمال‌شرق سوریه، تعداد اندکی یتیم هستند و هیچ سرپرستی ندارند اما اکثر آنها به همراه مادران‌شان در اردوگاه‌ها حضور دارند. سیاست دولت این است که کودکان در سوریه نباید از مادران‌شان جدا شوند؛ چراکه این اتفاق به‌طور بالقوه، روند بازگشت آنها به جامعه و شرایط عادی را پیچیده می‌کند.
«اورلایس مینوگ»، وکیل مشاور موسسه «نجات کودکان» که درحال حاضر در دو مرکز در شمال‌شرق سوریه فعالیت می‌کند، گفته است که مباحثاتی با سایر سازمان‌ها و ارگان‌ها صورت گرفته و بسته‌های مراقبتی به همراه سایر اقدامات، مانند برنامه دیرادیکالیزیشن (برنامه‌ای روانشناختی برای دورکردن ذهن کودکان از فضای خشونت و عقاید افراطی) در دست اجراست.
«مینوگ» به گاردین گفته است:  «پس از صحبت با فعالان مختلف، به این نتیجه رسیده‌ایم که منابع، حمایت و ظرفیت این را داریم که سه‌نفر از این کودکان را به خانه (انگلیس) بازگردانیم. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها و اقوام دوری هم وجود دارند که حاضر به پذیرش و نگهداری از این کودکان هستند. درحال حاضر، افراد زیادی با وزارت خارجه در ارتباط هستند.»
خانم «مینوگ» اضافه می‌کند: «می‌توان با اطمینان گفت که این اولین‌باری نیست که بریتانیا به این شیوه چنین کودکانی را می‌پذیرد- کودکانی با تجربه‌های آسیب روانی که باید با خانواده‌هایشان در ارتباط باشند. این سیستم درحال حاضر وجود دارد.»
به هرحال، افرادی که درگیر این ماجرا هستند، اقرار می‌کنند از اقدامات بعدی دولت بریتانیا اطلاعی ندارند و وزارت کشور بریتانیا نیز با بازگشت خانواده‌های داعش به بریتانیا به‌شدت مخالف است. بسیاری حتی عقیده دارند که وزرای دولت پس از گزارش روزنامه «آبزرور» مجبور شدند که بازگشت این سه یتیم را بپذیرند. «آبزرور» در گزارشی این موضوع را آشکار کرد که «پریتی پتل»، وزیرکشور بریتانیا برای جلوگیری از فرآیند نجات و بازگشت کودکان یتیم بریتانیایی به کشورشان، مداخله کرده و مانع این فرآیند شده است.
بسیاری از مؤسسه‌های خیریه امیدوارند که بازگرداندن کودکان یتیم به خانه، که «دومینیک راب»، وزیر امورخارجه بر آن تأکید می‌کند، بازی سیاسی نباشد. آنها همچنین اشاره می‌کنند؛ اینکه فرآیند بازگرداندن کودکان یتیم در هفته گذشته با این سرعت متوقف شد، حاکی از آن است که به همان سرعت و دقت هم می‌تواند انجام شود.
خانم «مینوگ» می‌گوید: «هنوز هیچ نشانه‌ای مبنی بر اینکه چه اتفاقی قرار است رخ دهد، وجود ندارد. با این حال ما معتقدیم و باور داریم که دولت، هرکاری که از دستش بربیاید را برای بازگرداندن کودکان یتیم و بی‌سرپرست انجام خواهد داد و شرایط سایر کودکان را بررسی موردی خواهد کرد.» وزارت کشور اعلام کرده، گرچه مقامات خیلی مایل نیست به بریتانیایی‌هایی که تحت حکومت داعش زندگی کرده‌اند، کمک کند تا به خانه بازگردند، اما هریک از موارد را به‌طور جداگانه بررسی خواهد کرد تا نحوه بازگشت آنها را درنظر بگیرد.
مینونگ گفته است: «آنچه ما اکنون به دیدن آن نیاز داریم این است که دولت برای بازگرداندن این کودکان، چه میزان منابع را کنار گذاشته است و تا چه اندازه این امر را جدی می‌بیند. وگرنه ما اکنون می‌دانیم که بازگشت مجدد کودکان داعش به انگلیس، امری شدنی است.»
اینکه چرا مقامات بریتانیایی حاضر به پذیرش این ٦٠ کودک نیستند، باعث تعجب برخی از رسانه‌ها هم شده است. آبزرور در گزارشی تحلیلی نوشته است: «پریتی پتل، وزیر کشور بریتانیا از چه چیزی هراسان است؟ از بازگشت کودکان یتیمِ بی‌گناه داعشی یا اینکه راستگرایان، او را متهم به «نرم‌بودن» در مقابل تروریسم کنند؟ چرا خانم پتل می‌گوید که بازگشت این کودکان باعث ایجاد «نگرانی‌های امنیتی» برای کشور است؟»
این کودکان باید به خانه بازگردند. کافی است تا فقط وضع زندگی آنها را در کمپ‌ها و زندان‌های دست‌ساز با شرایط بسیار اسفبار در شمال‌شرق سوریه تصور کنیم، حتی اگر بازگشتن آنها به کشور نگرانی‌های امنیتی در مورد عقاید افراطی‌شان ایجاد کند، ماندن آنها در آن شرایط، افراط‌گری آنها را بیشتر می‌کند. بیایید روراست باشیم؛ ما در مورد جهادی‌هایی حرف نمی‌زنیم که کمربند انتحاری به خود می‌بندند و زندگی مردم را به خطر می‌اندازند، ما در مورد کودکان بی‌گناهی حرف می‌زنیم که پدر و مادران‌شان آنها را با خود به سوریه برده‌اند و بعد از آن، با مرگ پدر و مادران‌شان درسوریه تنها مانده‌اند. کودکانی که شهروندان بریتانیایی به حساب می‌آیند و دولت در قبال آنها، امنیت و آینده آنها مسئول است.

دسته‌ها
تیتر یک جهان

زنگ‌ها برای ترامپ به صدا درآمدند

ساندلند کار جمهوری‌خواهان را خراب کرد
پس از شهادت‌های حیرت‌انگیز از سوی برخی از شاهدان کلیدی در هفته گذشته، جلسات استماع به‌زودی و پس از به توافق ‏رسیدن دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان از سر گرفته خواهد شد. نیمی از راه برای برگزاری دو هفته از جلسات استماع تاکنون طی ‏شده است و دموکرات‌ها خود را برای آوردن شاهدان، بیش از پیش آماده می‌بینند. جمهوری‌خواهان اما خیلی محکم پشت سر ‏رئیس جمهوری ایستاده‌اند و خود را برای رأی احتمالی استیضاح در ماه آینده و دادگاه محتمل سنا آماده می‌کنند.‏ به نظر می‌رسد گوردون ساندلند، سفیر آمریکا در اتحادیه اروپا که در جلسه استماع روز چهارشنبه حضور خواهد داشت، از سوی ‏هردو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، با سوال‌های زیاد و تندی مواجه شود. با توجه به شهادت چندین شاهد کلیدی، ساندلند رابط ‏میان ترامپ و اوکراینی‌ها بوده است.‏ دموکرات‌ها از او می‌خواهند تأیید کند که ترامپ به او دستور معلق کردن ٤٠٠‌میلیون دلار کمک نظامی را برای اوکراینی‌ها به ‏منظور آغاز تحقیقات داده است.‏ جمهوری‌خواهان نیز احتمالا به دنبال زیر سوال بردن اعتبار ساندلند به‌عنوان یک شاهد خواهند بود و او را مجبور خواهند کرد ‏بین دو گزینه «برخورد قانونی با او» و «حمایت از رئیس‌جمهوری» یکی را برگزیند.‏
یکی دیگر از شاهدان کلیدی که دموکرات‌ها تلاش می‌کنند او را در روز پنجشنبه به کنگره بکشانند، «دیوید هولمز» دیپلمات ‏آمریکایی است. هولمز که در زمان تماس تلفنی ساندلند با ترامپ، در کنار ساندلند بوده، هفته گذشته در پشت درهای بسته گفته ‏بود که صدای ترامپ را از موبایل ساندلند شنیده بود که بلند بلند با او صحبت می‌کرده و از ساندلند پرسیده بود، آیا اوکراینی‌ها ‏آماده هستند که تحقیقات عمومی را که رئیس‌جمهوری از زلنسکی درخواست کرده بود، آغاز کنند یا نه.‏ شهادت هولمز می‌تواند به صورت بالقوه از سوی دموکرات‌ها برای هدایت کردن تناقض‌های سخنان ساندلند در مسیر استیضاح  ‏استفاده شود.‏
البته جمهوری‌خواهان زیادی از گفته‌های هولمز پشت درهای بسته متعجب و البته کمی هم ناامید شدند. ‏ آنها از ساندلند به دلیل اینکه از یک رستوران عمومی در کی‌یف، شهری که پر از نیروهای اطلاعاتی روسیه است، به ترامپ زنگ ‏زده، بسیار ناامید شده‌اند و نگران این موضوع هستند که شهادت هولمز، قانع‌کننده‌ترین استدلال برای نشان دادن فشار ترامپ بر ‏اوکراین باشد.‏
شهادت هولمز که دوشنبه شب توسط دموکرات‌های کمیته اطلاعات منتشر شد، شامل تصویری طنز از مکالمه ترامپ با سفیر ‏‏(ساندلند) بود. هولمز گفته بود، صدای رئیس‌جمهوری آن‌قدر بلند بود که ساندلند کمی ترسیده و موبایل را از گوشش دور ‏کرده است. هولمز همچنین گفته است: «بعد از آن ساندلند دیگر موبایل را از گوشش دور نکرد؛ نمی‌دانم که صدای موبایلش را ‏کم یا اینکه ترامپ با صدای آهسته‌تری صحبت کرد.»‏ گرچه تا روز جمعه هیچ جلسه شهادتی وجود ندارد، اما موضوع استیضاح بسیار داغ است و از شدت و حدت آن کم نشده. روز ‏دوشنبه، ترامپ در واکنش به تماس تلفنی نانسی پلوسی، سخنگوی کنگره مبنی بر حضور ترامپ در کنگره برای شهادت، ‏در توییتر نوشته که به این «پیشنهاد» فکر می‌کند.‏
سخن ترامپ ممکن است نیرنگ باشد، چراکه او این حرف را در مورد رابرت مولر، بازرس ویژه تحقیقات در مورد ‏پرونده دخالت روسیه در انتخابات ٢٠١٦، هم زده بود، اما درنهایت هیچ‌گاه حاضر نشد به صورت حضوری سراغ او برود و به ‏سوال‌هایش پاسخ دهد؛ در عوض سوال‌ها را به صورت مکتوب و با کمک وکلایش پاسخ داد و ارسال کرد.‏

دسته‌ها
جهان

پخش مستقیم استیضاح ترامپ در آمریکا

«ویلیام تایلر»، سفیر آمریکا در اوکراین و «جورج کنت»، معاون دستیار وزیر امور خارجه در امور اروپا و اوراسیا، با اظهارات خود، درگیری‌هایی را برای دونالد ترامپ ایجاد کردند و به نحوی گفتند که او باج‌خواهی کرده است و شهادت دادند که ترامپ و دیگران، با یکدیگر همکاری کرده‌اند تا اوکراینی‌ها را به تحقیقات علیه بایدن و پسرش برای تاثیرگذاشتن در انتخابات ٢٠٢٠ وادار کنند و در این میان، با تعلیق کمک نظامی ٤٠٠ میلیون دلاری و ممانعت از دیدار در کاخ‌سفید سعی در پیشبرد این هدف داشتند. جلسه عمومی بعدی استماع قرار است روز جمعه و با حضور «ماری یووانوویچ»، سفیر برکنارشده آمریکا در اوکراین برگزارشود. پس از شهادت خانم یووانوویچ قرار است هفته دیگر هشت نفر دیگر هم شهادت بدهند که برخی از آنها اطلاعات دسته‌اولی دارند.
«براد ونستروپ»، نماینده جمهوری‌خواه اوهایو در مورد استراتژی حزب جمهوری‌خواه به نیوزویک گفته است: «اگر بخواهم صادقانه سخن بگویم، به نظرم شما شاهد همان چیزهایی خواهید بود که تاکنون بوده‌اید و استراتژی جمهوری‌خواهان در همان مسیر حرکت خواهد کرد.» به گفته ونستروپ، درخواست از شاهدانی مثل تایلر و کنت که هیچ‌کدام از آنها در ٢٥ جولای تماس تلفنی ترامپ را نشنیده‌اند و با ترامپ یا مایک مولوانی، رئیس کارکنان کاخ‌سفید در مورد کمک‌های نظامی به اوکراین صحبت نکرده‌اند، بسیار عجیب است. او می‌گوید: «شایعات قابل قبول نیست؛ گزارش رسانه‌ها قابل قبول نیست و شما اگر واقعا به دنبال حقایق هستید، باید بدانید تا جایی که ما می‌دانیم، اوکراینی‌ها این کمک‌های نظامی را به موقع دریافت کرده‌اند.»
دموکرات‌ها تلاش می‌کنند شاهدانی را به کنگره بیاورند که اطلاعات دسته‌اولی دارند و با ترامپ، پیش و پس از تماس تلفنی او صحبت کرده‌اند؛ افرادی مثل مولوانی و جان بولتون. اما کاخ‌سفید برخی از مقامات فعلی و سابق را از رفتن به کنگره و شهادت‌دادن یا ارایه اسناد برای تحقیقات استیضاح منع کرده‌اند.
«جیم جردن»، نماینده جمهوری‌خواه به خبرنگاران گفته است:   «این صرفا درخواست کنگره است. رئیس‌جمهوری، مشاوران نزدیکی دارد که تاریخ کشور به ما نشان داده، آنها مجبور نیستند شهادت بدهند. خواهیم دید که دادگاه در مورد جان بولتون چه خواهد گفت.»
در هنگام جلسه شهادت روز چهارشنبه، چند نفر از جمهوری‌خواهان از جمله «جیم جردن» در دقت سخن و ادعاهای شاهدان مناقشه کردند. جردن به تایلر گفت که تو در گفتن اینکه ترامپ ارسال کمک‌های نظامی را منوط به سوگند برای آغاز تحقیقات علیه بایدن کرده، «حتما اشتباه می‌کنی». جردن همچنین گفته باورنکردنی است که تایلر یکی از شاهدان «درجه‌یک» دموکرات‌ها به شمار می‌آید. تایلر نیز در واکنش گفت: «من خودم را برای هیچ چیزی، شاهد درجه‌یک در نظر نمی‌گیرم. من به اینجا نیامده‌ام که طرف یکی یا دیگری را بگیرم یا مدافع اتفاقی (منظور استیضاح است) باشم… فهم من از اتفاقات هم صرفا به افرادی بازمی‌گردد که با آنها صحبت کرده‌ام.»
در عین حال، دموکرات‌ها ادعا و مناقشات جمهوری‌خواهان را شعار می‌دانند. دموکرات‌ها می‌گویند انتقاد و زیرسوال بردن اعتبار گفته‌های شاهدان از سوی جمهوری‌خواهان حاکی از این است که آنها دیگر نمی‌توانند به راحتی از ترامپ در مقابل اتهامات و اشتباهاتش دفاع کنند. «پیتر ولش»، نماینده جمهوری‌خواه در ادامه صحبت‌های جردن در دفاع از ترامپ سخن گفت. او با اشاره به فقدان شاهدان دسته‌اولی که سخنان ترامپ پای تلفن را شنیده یا از ماجرا باخبر باشند و نبودن آن «افشاگر»ی که همه این داستان‌ها را به راه انداخت، گفت: «من بسیار خوشحال خواهم شد آن افشاگری که همه این داستان را آغاز کرد، به اینجا بیاید و شهادت بدهد. ترامپ هم حتما خوشحال خواهد شد که صندلی‌ای در اینجا به او اختصاص داده شود.» ولش پس از سخنانش به خبرنگاران گفت: «من گمان نمی‌کنم آنها حمله تمام‌عیاری به ترامپ کرده باشند، چراکه اگر چیزی در دست داشتند که بتواند شواهد موجود را به چالش بکشد، حتما آن را رو می‌کردند. آنها (دموکرات‌ها) در حال انجام کاری هستند که به هواداران‌شان بگویند به این موضوع طور دیگری نگاه کنید، اما طرف ساده قضیه را نمی‌بینند: تماس تلفنی یک رئیس‌جمهوری.»
«جکی اسپی‌یر» نماینده دموکرات کالیفرنیا نیز ترامپ را به رشوه‌خواری متهم کرد. او گفت: «اگر شما با ظرفیت قانونی خود از کسی بخواهید کاری را برایتان انجام دهد و در عوض شما هم با ظرفیت قانونی‌ای که دارید، کاری را برای او انجام دهید، این یعنی رشوه‌دادن.» خانم اسپی‌یر همچنین با اشاره به اینکه آنها پیشتر به اطلاعات دسته‌اولی از تماس تلفنی ترامپ دست‌یافته‌اند، گفت: «شواهد متعددی برای اثبات اقدام ترامپ داریم و من گمان می‌کنم شهادت امروز این دو نفر، برخلاف سخنان رئیس‌جمهوری در پای تلفن، بسیار عالی و کامل بود.»