دسته‌ها
جهان

دومین رئیس‌جمهوری خودخوانده در آمریکای جنوبی

مورالس در مکزیک از ریاست‌جمهوری‌اش دفاع کرد
مورالس در این سفر به همراه «گارسیا لینه‌را» معاون خود وارد مکزیک شد. او گفت: «من و گارسیا لینه‌را همواره بر این باور بوده‌ایم که صلح تنها با عدالت اجتماعی همراه است… و این کودتا نمی‌تواند ایدئولوژی ما را تغییر دهد.» با این حال مورالس قول داد که این، پایان دوران سیاسی او نیست، اما هیچ حرفی از برنامه‌های آینده خود اعلام نکرد. بلافاصله پس از اقدام جنینه آنی‌یس، اوو مورالس در توییتی اعلام کرد که این اقدام، یکی از «فجیع‌ترین» کودتاهای تاریخ است:   «هوشمندانه‌ترین و فجیع‌ترین کودتای تاریخ رقم خورده است.» مورالس در توییت دیگر که روز دوشنبه منتشر کرده بود، نوشت: «از اینکه کشورش را به‌ دلایل سیاسی ترک می‌کند، ناراحت است، اما تأکید کرد که «به زودی با انرژی و قدرت بیشتری» برمی‌گردد.» یورونیوز در گزارشی نوشته است که بولیوی با رهبری اوو مورالس یکی از بالاترین رشد‌های اقتصادی در آمریکای جنوبی را در سال‌های گذشته تجربه کرد و در سه دوره ریاست‌جمهوری او، میزان فقر در این کشور به نصف کاهش یافت. با این حال عزم او برای رهانکردن قدرت و تلاش برای پیروزی در چهارمین دوره انتخابات پایگاه او را در میان برخی از متحدانش، حتی در بین بومیان بولیوی ضعیف کرد. مورالس نزدیک به ۱۴‌سال بر مسند ریاست‌جمهوری بولیوی تکیه زده بود.
خیابان خوابی در شب اول اقامت در مکزیک
اوو مورالس تصویری از خیابان‌خوابی و آوارگی خود در مکزیک منتشر کرده است. اقدامی که دستمایه تمسخر او با به راه‌افتادن ‌هشتگ «چالش‌قربانی» در شبکه‌های اجتماعی شده است. مورالس روز سه‌شنبه با انتشار تصویری از خود در توییتر، مدعی شد که نخستین‌شب را پس از گریز از بولیوی بدون سرپناه و در حاشیه خیابان‌های مکزیکوسیتی سپری کرده است. رئیس‌جمهوری مستعفی بولیوی، با انتشار این عکس از نیروهای امنیتی تحت امرش به خاطر محافظت و کمک به خروج او از بولیوی تشکر کرد و با دریغ و افسوس خطاب به مردم کشورش نوشت: «این وضع کنونی من است؛ در این وضع دوران رهبری‌ام را مرور می‌کنم.»

دسته‌ها
تیتر یک جهان

تسلیم سرنوشت شدیم

 آقای گورباچف! دیوار برلین در نهم نوامبر ‌سال ١٩٨٩ فرو ریخت. ٣٠‌سال از آن زمان گذشته است. حالا که به گذشته نگاه می‌کنید، این واقعه را چطور می‌بینید؟
نگاه من به اتحاد دو آلمان با گذشته فرقی نکرده است. اتحاد دو آلمان یکی از مهم‌ترین کارهایی است که من کرده‌ام. این اتفاق تأثیر بسزایی بر زندگی مردم داشته است. من این روز را ارج می‌نهم و برای تمام کسانی که در این امر دخیل بودند، احترام ویژه‌ای قایل هستم.
آیا فروریختن دیوار برلین شما را غافلگیر کرد؟
ما تحولات جمهوری دموکراتیک آلمان را به دقت رصد می‌کردیم. درخواست برای تغییر همه‌گیر بود. در اوایل اکتبر ‌سال ١٩٨٩، در میانه جشن سالروز تأسیس جمهوری دموکراتیک آلمان، صفی از اعضای جوان حزب حاکم را دیدم که به حرکت درآمده بودند و با پروستریکایی که به راه انداخته بودیم، همراهی کرده و شعار می‌دادند: «گورباچف! به ما کمک کن.» در همان زمان تظاهرات گسترده‌ای در شهرهای بزرگ آلمان درحال وقوع بود و هر روز بر تعداد تظاهرکنندگان افزوده می‌شد. پلاکاردهای متعددی را می‌دیدید که روی آنها نوشته شده بود: «ما همه یک ملتیم.» در هجدهم اکتبر، اریش هونکر مجبور شد استعفا کند و اگون کرنز جانشین او شد. اما دیگر برای اصلاحات دیر شده بود. ما در تاریخ سوم نوامبر، یعنی یک هفته قبل از فروپاشی دیوار برلین، در جلسه پولیت‌بورو، شرکت کردیم و رئیس کمیته امنیت ملی گفت:  «فردا ٥٠٠‌هزار نفر در خیابان‌های برلین و دیگر شهرهای آلمان حضور خواهند یافت.»
شما انتظار چه پاسخی داشتید؟
هیچ کس تردید نداشت که مردم آلمان حق تعیین سرنوشت خود را دارند، اما باید منافع کشورهای همسایه و جامعه جهانی نیز در این خصوص لحاظ می‌شد. مسئولیت اصلی من این بود که امکان بروز هرگونه خشونت را از میان ببرم. من مذاکرات فشرده‌‌ای با هلموت کهل، صدراعظم آلمان غربی و کرنز، آمریکایی‌ها و چهره‌های اروپایی داشتم. ما باید مانع می‌شدیم که خواسته مردم آلمان برای اتحاد دوباره، موجب ایجاد دوباره جنگ سرد شود.
آیا فرماندهان نظامی در آلمان یا سفیر اتحاد جماهیر شوروی در برلین خواستار دخالت نظامی نشدند؟
ما با رهبران سیاسی در المان ارتباط برقرار کردیم اما هرگز ارتباط مستقیمی با ارتش این کشور نداشتیم. وظیفه سفیر ما این بود که با دقت تمام آنچه را درحال وقوع بود، گزارش کند و هیچ خواسته‌ای مطرح نکند.
 آیا بعد از نهم نوامبر هرگز خواسته‌ای برای احداث دوباره دیوار برلین مطرح شد؟
اطلاعی از این موضوع ندارم، اما نفی نمی‌کنم که ممکن است برخی افراد بی‌مسئولیت یا گروه‌های تندرو چنین خواسته مسخره و مضحکی را مطرح کرده باشند. تلاش برای ممانعت از وقوع چنین رخداد تاریخی مثل این است که بخواهید با خوابیدن روی ریل آهن، جلوی حرکت قطار را بگیرید.
 آیا از شما خواسته شد که مرزها را ببندید و نیروهای‌تان را به آلمان اعزام کنید؟
کدام مرز را باید می‌بستیم؟ در آن زمان ٣٨٠‌هزار نیروی نظامی روس در آلمان مستقر بودند. آنها از دستورات مبنی بر مداخله نکردن در تحولات پیروی کردند.
چرا اجازه دادید جمهوری دموکراتیک آلمان که در آن زمان متحد نزدیک مسکو بود، سرنگون شود؟ شما در ‌سال ١٩٩١ در دیگر مناطق نظیر بالتیک موضع سرسختانه‌تری اتخاذ کردید. شما تظاهرات مردم لیتوانی را که خواستار استقلال کشورشان بودند به‌شدت هرچه تمام‌تر سرکوب کردید.
نگاه ما به آلمان غربی مانند کشوری بود که بعد از سرنگونی رژیم هیتلر در مسیر دموکراسی قرار گرفته بود. همین‌طور که حالا می‌فهمیم و البته در آن زمان هم می‌فهمیدیم اتحاد دو آلمان تحقق آرزوی مردم آلمان غربی و شرقی بود. به استناد نامه‌های بسیاری که به من می‌رسد، به شما می‌گویم این مردم هنوز هم بابت حمایت روسیه از ما متشکر هستند. شما مرا به خاطر خونریزی در لاتویا و لیتوانی نکوهش می‌کنید. به‌عنوان رئیس‌جمهوری، مسلما مسئولیت هر اتفاقی را که در این دو کشور افتاد، می‌پذیرم. اما اگر شما اسناد آن زمان را بخوانید، خواهید دید که من همواره سعی کردم درگیری‌ها را از طریق سیاسی حل‌وفصل کنم.
وقتی شما در ‌سال ١٩٨٥ به قدرت رسیدید، خطاب به بلوک شرق اعلام کردید که کشورهای این بلوک باید بتوانند مستقل از روسیه به حیات خود ادامه دهند. آیا در آن زمان فکر می‌کردید که ممکن است روزی دیوار میان آلمان شرقی و غربی فرو بریزد؟
آیا واقعا فکر می‌کنید دیواری که شرق و غرب آلمان را از هم جدا می‌کرد سناریو مورد نظر و مقبول ما بود؟ آیا واقعا فکر می‌کنید دیوار، مدل مورد نظر ما برای آینده آلمان بود؟ ما پروستریکا را آغاز کردیم تا آلمان را از بن‌بست رها کنیم. ما برای شکوفا کردن اقتصاد خود به روابط خوب با همسایگان و دیگر کشورهای جهان احتیاج داشتیم. ما به پرده آهنین نیازی نداشتیم. ما می‌خواستیم از شر دیوار بی‌اعتمادی میان شرق و غرب رها شویم. ما می‌خواستیم از شر هر دیواری که میان کشورها، گروه‌های مردم و افراد وجود داشت، خلاص شویم.
شما مطالعات گسترده‌ای درباره نظریه‌های مارکسیستی لنینیستی انجام داده‌اید. زمانی که مبارزه برای احقاق حق مردم و حق تعیین سرنوشت آنها را آغاز کردید، آیا تناقضی با آن نظریه‌ها نداشت؟ چرا یک مارکسیست باید بخواهد دیوار برلین فرو بریزد؟
ظاهرا شما فراموش کرده‌اید مارکس، انگلس و لنین چه نوشته‌اند. شاید هم اصلا نوشته‌های آنها را نخوانده‌اید. بگذارید نقل قولی مشهور برایتان بگویم که می‌گوید «یک ملت نمی‌تواند آزاد باشد و در عین حال دیگر ملت‌ها را سرکوب کند». در ‌سال ١٩١٤ لنین کتابی به نام «حق ملت‌ها برای تعیین سرنوشت» نوشت. سپس بعد از وقوع انقلاب اکتبر، او با استالین درباره این موضوع وارد بحث و مجادله شد. روسیه استالین در آن زمان دولتی تمرکزگرا و بسیار بسته‌ بود. متحدان ما و کشورهای شرق اروپا نیز تحت نظارت شدید روسیه قرار داشتند. در طول سالیانی که پروستریکا به اجرا درآمد، ما دکترین «استقلال محدود» را کنار گذاشتیم. وقتی به رهبران این کشورها گفتم که در تصمیم‌گیری‌هایشان مستقل هستند، در ابتدا خیلی‌ها حرف‌مان را باور نکردند، اما حرف‌مان را عملی کردیم. به همین دلیل بود که در تحولات اتحاد دو آلمان هیچ دخالتی نکردیم.
 شما به مردم آلمان اجازه داديد دوباره متحد شوند، اما خیلی زود خودتان جایگاه‌تان را در اتحاد جماهیر شوروی از دست دادید. نظرتان درباره آن اتفاقات چیست؟
چرا از من نمی‌پرسيد آیا از اجرای پروستریکا پشیمانم یا خیر؟ پاسخ این است که خیر. پشیمان نیستم. دیگر نمی‌شد آن‌طور به زندگی ادامه داد و یکی از مهم‌ترین بخش‌های پروستریکا طرح‌ریزی شیوه‌ای جدید در سیاست خارجی بود. ما باید ارزش‌های جهانی و خلع سلاح اتمی را در نظر می‌گرفتیم و به انتخابات آزاد روی می‌آوردیم. نمی‌توانستیم آزادی و حق انتخاب را به مردم خودمان بدهیم اما مردم کشورهایی نظیر آلمان شرقی و غربی، چک و اسلواکی و مجارستان را از این حقوق منع کنیم. وقتی پروستریکا را آغاز کردیم، می‌دانستیم دست به خطر بزرگی زده‌ایم، اما همه مقامات سیاسی روسیه معتقد بودند تغییر ضروری است. آنها که ما را به دلیل پروستریکا و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سرزنش می‌کنند همان کسانی هستند که کودتای ماه اوت‌ سال ١٩٩١ را اجرا کردند و از موقعیت ضعیف رئیس‌جمهوری اتحاد جماهیر شوروی سوءاستفاده کردند.
آیا در مقایسه با دوران جنگ سرد، امروز دنیا جای بهتری برای زندگی است؟
وقتی صحبت از جنگ سرد می‌شود هیچ حس نوستالژیکی به آن ندارم و برای هیچ‌کسی آرزو نمی‌کنم که‌ آن روزها برگردد. البته باید بپذیریم که بعد از جنگ سرد، رهبران جدید جهان در معماری نظام امنیتی مدرن شکست خوردند. این اتفاق خصوصا در اروپا رخ داده است. در نتیجه این شکست بود که خطوط افتراق و شکاف ایجاد شد و ناتو سعی کرد به سمت شرق گسترش یابد و به‌سوی مرزهای روسیه حرکت کند.
 آیا روابط میان روسیه و غرب به بدی روابط دو طرف در زمان جنگ سرد است؟
اگر یک طرف مدام یک درخواست را تکرار کند، هیچ اتفاق خوبی رخ نخواهد داد. اینها نشانه‌هایی است که ثابت می‌کند هم روسیه و هم غرب دریافته‌اند کانال‌های ارتباطی باید فعال باقی بماند. رجزخوانی‌ها به‌تدریج تغییر خواهد کرد. شاید این نخستین گام باشد. مسلما ما برای برقراری اعتماد میان روسیه و غرب راه درازی در پیش داریم. معتقدیم باید این راه را با خلع سلاح هسته‌ای آغاز کنیم. اخیرا از همه قدرت‌های هسته‌ای خواسته‌ام بیانیه‌ای مشترک علیه سلاح‌های هسته‌ای صادر کنند. مذاکرات میان آمریکا و روسیه باید از سر گرفته شود و مشورت‌ها میان قدرت‌های هسته‌ای دوباره آغاز شود.
خیلی از مردم اروپا با نگرانی تحولات روسیه را دنبال می‌کنند. به نظر می‌رسد مسکو از اصول پروستریکا فاصله گرفته است؟
فکر نمی‌کنم شرایط آنقدرها که شما توصیف کردید بد باشد. مردم خیلی خوب می‌دانند چه پیشرفت‌هایی در روسیه صورت گرفته است. حالا ما با چالش جدیدی روبه‌رو هستیم و نام آن جهانی‌شدن است.
 آلمان متحد چه رویکردی را باید در قبال روسیه اتخاذ کند؟
مهم است که آلمانی‌ها، به‌خصوص سیاستمداران‌شان، روس‌ها را درک کنند. روسیه از دوران اتوکراسی، بردگی و فلاکت و سرکوب استالینیستی گذر کرده است. تاریخ روسیه مملو از سختی و مشقت است. در دهه ١٩٨٠ ما مسیر اصلاحات را در پیش گرفتیم. اشتباه و شکست‌ داشتیم. می‌توانیم در این‌باره که مسیر اصلاحات تا چه حد پیش رفته ‌است، بحث کنیم اما هرگز قصد نداریم بار دیگر در دامن تمامیت‌خواهی بیفتیم. امروز ما باید به جلو نگاه کنیم و دستاوردهایمان را مبنا قرار دهیم. روح توافقی که درباره اتحاد دو آلمان امضا شد، می‌تواند چراغ راه ما باشد.

دسته‌ها
تیتر یک جهان

دیوار برلین همچنان پابرجاست

با گذشت سه دهه از آن روز، گر چه دیوار برلین فرو ریخته است، اما هنوز دیواری حایل و نامرئی آلمان را به دو تکه تقسیم کرده است. گر چه این مرز در حال برچیده شدن است اما هنوز وجود دارد. هر دو کشور یعنی جمهوری دموکراتیک کمونیست آلمان (موسوم به آلمان شرقی) و جمهوری فدرال غربی آلمان (موسوم به آلمان غربی) کمتر از یک ‌سال پس از فرو ریختن دیوار برلین دوباره متحد شدند. به گفته «استفن مائو» جامعه‌شناس دانشگاه هومبولتِ برلین، بسیاری از اختلاف‌ها خصوصا اختلاف‌های اقتصادی بسیار کم شده‌ است.
او به سی‌ان‌ان گفته است: «اما شما هنوز هم اختلاف‌های زیادی را در نگرش و روحیه مردم در شرق و غرب آلمان می‌بینید. حتی نگاه مردم به جمهوری دموکراتیک کمونیست آلمان سابق بین مردم شرق و غرب کاملا متفاوت است. نگاه آنها به نهادهای داخلی، نگرش روشنفکران و رسانه‌های آنها و حتی رویکردشان به روابط با روسیه نیز متفاوت است.» حتی مردم نگاهی که به خودشان (چه در غرب و چه در شرق) و کشور سابق‌شان دارند، هم متفاوت است.
مائو می‌گوید: «اکثر آلمانی‌های غربی می‌گویند که دیگر هیچ تفاوتی بین مردم شرق و غرب آلمان نیست و همه تفاوت‌ها از میان رفته است؛ در حالی ‌که اکثر شرقی‌ها معتقدند که هنوز هم اختلاف‌ها و تفاوت‌هایی میان شرق و غرب وجود دارد.» استفن مائو به استناد چندین مطالعه و پژوهش انجام‌شده می‌گوید که نیمی از مردم شرق آلمان هنوز احساس می‌کنند که «شهروندان درجه دو» هستند. به لحاظ ثروت ٦ ایالت شرقی آلمان از زمان فروپاشی دیوار برلین هنوز اختلاف زیادی با غربی‌ها دارند. به خاطر ده‌ها‌ سال سیطره کمونیسم، اقتصاد آسیب‌دیده و مردم شرق فقیر شده‌اند.
مردم آلمان شرقی در‌ سال ١٩٩١ به‌طور میانگین هر کدام در هر‌ سال ٩‌هزار و ٧٠١ یورو درآمد داشته‌اند؛ اما درآمد مردم در غرب سالانه به ‌طور میانگین ٢٢‌هزار و ٦٨٧ یورو بوده است. گر چه این اختلاف شدید در سال‌های گذشته کاهش یافته اما همچنان وجود دارد؛ چه به لحاظ سرانه تولید ناخالص داخلی و چه به لحاظ درآمدها. «هولگر اشمیدینگ» اقتصاددان ارشد بانک «برنبرگ» می‌گوید که تفاوت‌های باقیمانده باعث ایجاد مسأله مهمی شده است: اکثر ثروتمندان آلمان در بخش غربی زندگی می‌کنند.
اشمیدینگ می‌گوید در حالی ‌که شهرهای آلمان شرقی به لحاظ استانداردهای زندگی در حال نزدیک‌شدن به استانداردهای شهرهای غربی است، اما «بزرگ‌ترین استثنا این است که کمپانی‌های بزرگ و درآمدهای زیاد در شرق تقریبا وجود ندارد».
بر اساس اطلاعات موسسه مطالعات اقتصادی «هاله» تنها ٣٦ مورد از ٥٠٠ کارخانه بزرگ آلمان در محدوده شرقی است.
اشمیدینگ این را هم اضافه می‌کند که با کم‌شدن فاصله میان شرق و غرب، اختلاف دیگری –‌میان جامعه شهری و روستایی آلمان- به وجود آمده است؛ خصوصا از آنجایی که شرق عموما روستایی‌تر است، تقسیمات جدید اقتصادی تقسیمات قدیمی را منعکس می‌کنند: «شرق مناطق فراموش‌شده بیشتری دارد». در میان نخبگان آلمان نیز اکثر جایگاه‌ها از آنِ غربی‌هاست. پروفسور مائو می‌گوید: «سه‌چهارم موقعیت‌های مهم در شرق آلمان توسط مردمی با پیشینه غربی اشغال شده است.»
شرق به لحاظ مساحت و تعداد جمعیت  کوچک‌تر است؛ به استثنای برلین که پایتخت است، ١٢,٥‌میلیون نفر در بخش شرقی زندگی می‌کنند؛ در حالی ‌که در بخش غربی ٦٦‌میلیون نفر ساکن هستند. این اختلاف‌ها در نمودارهای آماری مشاهده می‌شود. به‌عنوان مثال، از ١٨ تیمی که در لیگ برتر آلمان (بوندس‌لیگا) بازی می‌کنند، تنها دو تیم از بخش شرقی هستند.
به طور کلی جمعیت شرقی پیرتر، فقیرتر و جمعیت مردان نیز در آن بیشتر است؛ این البته به خاطر خروج زیاد اتباع آلمان شرقی به آلمان غربی به دنبال فروپاشی دیوار برلین است. از زمانی که دو کشور آلمان غربی و شرقی دوباره متحد شدند، حدود ٢‌میلیون نفر شرق را رها کرده و به غرب رفتند که به طرز چشمگیری دو‌سوم آنها زنان بودند. پروفسور مائو می‌گوید که این به دليل  موقعیت و شرایط قوی‌ای بود که زنان در جمهوری دموکراتیک کمونیست آلمان داشتند: «زنان و مردان در سنین جوانی ازدواج می‌کردند و به‌سرعت هم طلاق می‌گرفتند. آمار طلاق در شرق بسیار بالا بود. بنابراین زنان بسیار مستقل بودند و اساسا بخشی از زندگی مردان به شمار نمی‌آمدند و درواقع زندگی خودشان را داشتند. زنان در شرق بسیار متکی به خود بودند.»
مائو می‌گوید که همچنین زنان در شرق راحت‌تر با جامعه آلمان غربی ادغام می‌شدند. در حالی ‌که مردان مهاجر زیادی دوباره به شرق بازگشتند اما زنان در آنجا می‌ماندند و زندگی خوبی برای خود دست ‌و پا می‌کردند و مردان شرقی اما به راحتی خود را وفق نمی‌دادند. امروزه، دوسوم روابط شرقی-غربی میان زنان شرقی و مردان غربی است.
مائو می‌گوید: «زنان آلمان شرقی موفق هستند.» یک مثال برای این موضوع این است که در میان حدود ٢٠٠ نفر از کسانی که در ٣٠ شرکت بزرگ آلمان کار می‌کنند، تنها ٤ نفر شرقی هستند و از این ٤ نفر، ٣ نفر زن هستند. هنوز هم زنان شاغل در شرق آمار بالاتری نسبت به غرب دارند و تفاوت دستمزدهای آنها با مردان کمتر از غرب است. اشمیدینگ می‌گوید: «این دو کشور (با تقسیم‌بندی سابق) دو فرهنگ رسمی کاملا متفاوت داشتند که در شرق زنان تشویق به کارکردن می‌شدند. این بدان معنا است که وضع نگهداری از کودکان هم در شرق بسیار بهتر بوده است.»
اشمیدینگ می‌گوید: «شاید شما معلمان را دوست نداشته باشید چون آنها ایدئولوژیست بودند؛ اما دست‌کم در آن زمان کسانی بودند که از کودکان بسیار کوچک شما نگهداری کنند.» با وجود آنکه ٣ دهه از اتحاد دوباره دو آلمان می‌گذرد، هنوز هم تفاوت‌هایی در مورد آموزش‌وپرورش در آلمان وجود دارد. بچه‌های مدرسه‌ای در شرق امتیاز و نمرات بهتری را در امتحانات ریاضی و روخوانی کسب می‌کنند. در مورد امتحانات نهایی دبیرستان هم دانش‌آموزان شرقی نسبت به همسالان خود در غرب برتری دارند. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی اعلام کرده در حالی ‌که سیستم آموزش‌وپرورش در غرب سابق بر روی تقسیم‌بندی کودکان به گروه‌هایی با توانایی‌های متفاوت تمرکز داشت، در سیستم شرقی اما تمرکز بیشتر بر روی برابری بود.
با این حال با فرو ریختن دیوار برلین، شرق تمایل زیادی برای انجام‌دادن همه‌چیز ازجمله آموزش‌و‌پرورش به شکل غربی پیدا کرد. «باستیان بتویزر» پژوهشگر دانشگاه آکسفورد می‌گوید که این موضوع باعث شد تا برابری سیستم آموزش‌وپرورش شرق نیز کمتر شود. او می‌گوید: «پیش از فروپاشی دیوار برلین، هیچ‌کس در آلمان شرقی حق نداشت پیش از به پایان رساندن و تکمیل کلاس ١٠، مدرسه را ترک کند. حالا این قانون برای کلاس ٩ قرار داده شده و بنابراین اوضاع بچه‌ها خصوصا آنهایی که پیشینه کارگری دارند، بدتر شده است.»
بتویزر  می‌گوید: «در آلمان غربی مردم همیشه نگاه بدی به آلمان شرقی داشتند اما مهم است این را به خاطر بسپاریم که چیزهایی قطعی وجود داشته است؛ مثل این‌که برابری و عدالت تحصیلی در آنجا بیشتر بوده است. حالا سوال این است که آیا از دست‌دادن آن عدالت تحصیلی برای به‌دست آوردن سیستم سیاسی و آزادی‌های شخصی ارزشش را داشت؟ قطعا بله؛ اما من فکر می‌کنم که باید نگاه متفاوتی به این موضوع داشته باشیم -و نقاط قوت را هم ببینیم.»
به لحاظ سیاسی آلمان هنوز هم چند تکه است. رأی‌دهندگان در ایالت‌های کمونیستی پیشین تمایل بیشتری به احزاب تندروی راستگرا دارند. مائو می‌گوید که این تا حدودی به خاطر آسیب‌های روحی و روانی گذشته است. زندگی برای بسیاری از مردم آلمان شرقی، پس از اتحاد دوباره، به‌سختی می‌گذشت و مردم نمی‌توانستند خود را با تغییراتی که به سرعت نور صورت می‌گرفت، تطابق دهند: «بسیاری از مردم بیکاری را تجربه کردند، دوره‌های بسیار طولانی از ناامنی یا حتی بحران‌های وجودی را و نتیجه آن این بود که آنها آنچه را که دارند «حفظ» و از آن«دفاع» کنند و تغییرات بیشتر اجتماعی را نپذیرند.»
بتویزر اضافه می‌کند: «پوپولیسم در زمین حاصلخیزی در حال رشد است. مردم بیش از پیش می‌توانند و مایلند که بگویند، آنها (احزاب تندروی راستگرا) از آنچه که ما داریم، حفاظت می‌کنند؛ آنها از فرهنگ و مرزهای ما محافظت می‌کنند.» سایر تفاوت‌ها همچنان باقی است. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که تعداد کودکانی که بدون ازدواج پدر و مادرشان متولد می‌شوند، در شرق بسیار بیشتر شده است؛ در حالی ‌که مردم غرب محافظه‌کارتر و مذهبی‌تر هستند. همچنین تعداد زنانی که فرزند ندارند، در غرب بیشتر است.
تعداد مردمی که در غرب خودرو دارند بیشتر است. براساس آمارهای شرکت تحقیقاتی «گ.فا.کا»، مردم آلمان شرقی کمتر به خرید می‌روند و ‌هایپرمارکت‌ها را ترجیح می‌دهند؛ در حالی ‌که مردم غرب آلمان بیشتر ترجیح می‌دهند که سراغ مغازه‌های محلی و کوچک بروند. حتی ذایقه مردم شرق و غرب هم از یکدیگر متفاوت است. مردم آلمان شرقی همچنان به برندهای قدیمی‌شان وفادار مانده‌اند. برندهایی مثل ویتاکولا که نوعی کوکاکولا است و در آلمان شرقی بسیار پرطرفدار بود. براساس آمارهای وزارت غذا و کشاورزی، مردم شرق، گوشت بیشتری می‌خورند، درحالی‌که غربی‌ها عاشق شیرینی‌ها هستند.
سی.ان.ان

دسته‌ها
جهان

شلیک به کُردها با فسفر سفید

قوانین فسفر سفید یعنی ترکیه تنها نیست
قابلیت شیمیایی فسفر سفید در سوزاندن و تولید حرارت شدید، این ماده شیمیایی را به سلاح موثری در روشن کردن میدان جنگ و همچنین انتشار و تولید دود برای مخفی کردن حرکت نیروهای زمینی تبدیل کرده است. به دلیل سودمندی این سلاح، قوانین زیادی برای حفظ استفاده از فسفر سفید وجود دارد.
از سوی دیگر، «تولِفسِن»، رئیس بخش آلودگی تسلیحات در کمیته بین‌المللی صلیب‌سرخ می‌گوید: «معمولا فسفر سفید جزو مواد شیمیایی ذیل کنوانسیون سلاح‌های شیمیایی نیز به حساب نمی‌آید.»
تولِفسِن می‌افزاید: «فسفر سفید در اغلب انبارهای تسلیحاتی عُرفی در سراسر جهان وجود دارد و به منظور تولید دود، در عقب‌نشینی یا بازیابی نیروها در میدان جنگ، استفاده می‌شود. همچنین به دلیل این‌که فسفر سفید در صورت مجاورت با هوا دمای بسیار زیادی تولید می‌کند، می‌تواند به‌عنوان سلاحی برای مختل کردن تسلیحات دشمن، که با مادون قرمز و دوربین‌های حرارتی کار می‌کنند، به کار گرفته شود.»
در نتیجه، فسفر سفید معمولا ذیل پروتکل سوم کنوانسیون سلاح‌های متعارف قرار می‌گیرد. پروتکل سوم، به شکل ضعیفی مانع هدف قرار دادن غیرنظامیان با سلاح‌های آتش‌زا، خصوصا آنهایی که قدرت سوزانندگی شدید دارند، می‌شود؛ گرچه تسلیحاتی را که آتش و دود تولید می‌کنند و منجر به آسیب‌های مشابهی می‌شوند، صراحتا ممنوع نمی‌کند.
به همین دلیل است که از ٩٠‌سال پیش که کنوانسیون ژنو به تصویب رسید، فسفر همچنان به‌طور گسترده‌ به کار گرفته می‌شود. آمریکا نیز در ‌سال ٢٠٠٤، در فلوجه عراق از فسفر سفید استفاده کرده بود. مطالعه‌ای که در ‌سال ٢٠١٠ صورت گرفت، آثار سقط جنین و سرطان را بررسی کرد و به این نتیجه رسید که تبعات آن از آثار ناشی از بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی بیشتر است. اسراییل نیز در جنگ ٢٠٠٨-٢٠٠٩ علیه غیرنظامیان فلسطینی از مهمات حاوی فسفر سفید استفاده کرده بود.
سازمان ملل از تحقیقات امتناع می‌کند
ترکیه تاکنون همه اتهامات را در مورد استفاده از فسفر سفید در حملات اخیرش به شمال سوریه رد و ادعا کرده است که این حملات از سوی تروریست‌ها و به منظور بی‌اعتبار کردن «دقت و موفقیت» ارتش ترکیه صورت گرفته است. هیچ‌یک از عکس‌های حملات رأس‌العین که در نیوزویک یا تایمز لندن منتشر شده، از سوی کسی به چالش کشیده نشده است، اما رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه به‌طور کلی ادعا کرده گزارش‌هایی که در مورد استفاده از فسفر سفید منتشر شده است، «خبرهای دروغ» است. سخنان مشابهی هم از سوی وزرای او در کابینه دولت در روزنامه‌ها و رسانه‌های تصویری مطرح شده است. بسیاری از حساب‌های کاربری توییتری ملی‌گرا نیز با رد این اتهامات ادعا کرده‌اند که ترکیه هیچ دسترسی‌ای به سلاح‌های شیمیایی ندارد.کاخ سفید، وزارت دفاع آمریکا، وزرای خارجه بریتانیا و فرانسه و مقامات اتحادیه اروپا هنوز واکنشی به درخواست نیوزویک برای مصاحبه در این مورد نشان نداده‌اند. سازمان منع سلاح‌های شیمیایی که مورد حمایت سازمان ملل است، پیشتر تأیید کرده بود که از اتهامات علیه ترکیه آگاه شده است و گفته بود که این سازمان درحال «جمع‌آوری اطلاعات درباره استفاده احتمالی از سلاح‌های شیمیایی» است.با این حال، یکی از سخنگویان این سازمان به نیوزویک گفته است این سازمان درباره این مسأله تحقیق نمی‌کند و صرفا «شرایط را زیر نظر دارد». تایمز لندن نیز روز یکشنبه، گزارش داده که بازرسان سازمان منع سلاح‌های شیمیایی نه‌تنها درحال تحقیقات نیستند، بلکه حتی از دادن نمونه‌های پوست غیرنظامیان مصدوم و مظنون به سوختگی با فسفر سفید نیز امتناع و ادعا می‌کنند که این موضوع فراتر از مسئولیت آنهاست. این بدان معناست که نمونه‌هایی که توسط تیم‌های پزشکی کُرد گرفته و برای تحقیقات به اربیل در شمال عراق ارسال شده است، در سردخانه‌های آن‌جا رها شده ‌است.
هیچ‌کس نمی‌خواهد در این مورد تحقیق شود
متخصصان در سازمان منع سلاح‌های شیمیایی به روزنامه تایمز لندن گفته‌اند که برخی از سفارتخانه‌های کشورهای عضو ناتو به این سازمان گفته‌اند، رویکرد آنها باید عدم مداخله در این موضوع باشد. برتون گوردون به نیوزویک گفته است: «به خاطر نتایجی که ممکن است از تحقیقات حاصل شود، هیچ‌کس نمی‌خواهد در این مورد تحقیق شود.» او که پس از ٢٣‌سال حضور در بخش تسلیحات شیمیایی ارتش انگلیس، حالا هشت سال است که در گروه‌هایی نظیر سازمان منع تسلیحات شیمیایی، صلیب‌سرخ و دیده‌بان حقوق بشر و گروه‌های دیگر در سوریه فعالیت می‌کند، سعی می‌کند به مصدومان حملات شیمیایی کمک کند. او همچنین به این آژانس‌ها کمک می‌کند تا مکانیسم‌هایی را برای جمع‌آوری شواهد پیدا کنند. برتون گوردون می‌گوید: «گمان می‌کنم یکی از چیزهایی که مردم نگران آن هستند، این موضوع است که ترکیه درحالی مسئول این حملات شیمیایی است که یکی از اعضای ناتو است.»

دسته‌ها
تیتر یک جهان

خشم و هیاهو در سراسر جهان

معترضان در همه این شهرها، در چندماه گذشته در خیابان‌ها بوده‌اند، اما یک دلیل مشابه در میان همه این اعتراض‌ها وجود دارد: فشار بر طبقه متوسط، تحدید دموکراسی و ایمان به تغییر وضع اداره کشور. همه آنها عمیقا باور پیدا کرده‌اند که می‌توان کشور را به نحو بهتری اداره کرد، هرچند اگر آلترناتیو یا سیستم اداره جایگزینی به‌طور واضح وجود نداشته باشد.در ‌سال 2019، در گوشه و کنار جهان، اعتراض‌های بزرگی شکل گرفت. روسیه، صربستان، اوکراین و آلبانی همگی شاهد اعتراض‌های بزرگی بودند. همچنین در بریتانیا علیه برگزیت، جنبش جلیق‌زردها در فرانسه و استقلال‌طلبی در منطقه کاتالونیا در اسپانیا. ناآرامی‌ها و تشنج در خاورمیانه نیز به‌طور فزاینده‌ای گسترده شده؛ تا جایی که برخی از آن به موج دوم بهار عربی یاد می‌کنند.در آمریکای جنوبی، برزیل، پرو، اکوادور، کلمبیا و ونزوئلا، شاهد ناآرامی‌های مردمی هستیم و این فهرست همچنان درحال ادامه‌یافتن است.
«ژاکلین فن‌اِشکِلِنبورگ»، استاد دانشگاه «وریج» در آمستردام که تغییرات و نزاع‌های اجتماعی را مطالعه می‌کند، می‌گوید: «آمارها نشان می‌دهند که میزان اعتراض‌ها به اندازه دهه60 میلادی درحال افزایش است و این اعتراض‌ها از‌ سال 2009 آغاز شده یا شدت گرفته‌اند.»گرچه که همه اعتراض‌ها به خاطر دلایل اقتصادی و معیشتی نیست، اما گسترش شکاف‌ها میان داشتن‌ها و نداشتن‌ها، درحال رادیکال‌کردن بسیاری از مردم و خصوصا بسیاری از جوانان است.
آکسفام در ماه ژانویه اعلام کرد که 26 پولدار برتر جهان، صاحب ثروتی برابر با ثروت نیمی از جمعیت فقیر کره‌زمین هستند. میلیاردرها در‌ سال 2018، به‌طور میانگین، روزانه 2.5‌میلیارد دلار بر ثروت خود افزوده‌اند؛ این درحالی است که ثروت نسبی 3.8‌میلیارد نفر (نیمی از جمعیت کره‌زمین که فقیر هستند) روزانه 500‌میلیون دلار، کم شده است.اما موضوع، فقط بر سر ثروت نیست. هزاران نفر در سراسر جهان به تظاهرات علیه عدم اقدام مناسب در مقابل تغییرات آب‌وهوایی پیوسته‌اند و خواهان اقدامات جدی و سریع برای مقابله با این بحران شده‌اند.گرچه که اینترنت، عامل تعیین‌کننده نیست- چراکه در دهه1960 هیچ رسانه اجتماعی وجود نداشت- اما به وضوح، عامل مهمی است. انفجار اطلاعات و دسترسی آزاد به این اطلاعات، باعث افزایش فهم و درک مردم جهان شده است. تحلیلگران می‌گویند، مقامات کشورهای مختلف با نظارت گسترده یا فیلترینگ، می‌توانند گردش آزاد اطلاعات را محدود کنند، اما نمی‌توانند با آن مقابله یا آن را متوقف کنند.

سیستم سنتی اِعمال قدرت از بالا به پایین، به‌طور جدی درحال به چالش‌کشیده‌شدن است.
یک انقلاب اجتماعی درحال وقوع است که خواهان دموکراسی مشارکتی است

«تی‌یری دمونت‌بریال» عضو موسسه روابط بین‌الملل فرانسه می‌گوید: «سیستم سنتی اِعمال قدرت از بالا به پایین، به‌طور جدی درحال به چالش‌کشیده‌شدن است. یک انقلاب اجتماعی درحال وقوع است که خواهان دموکراسی مشارکتی است.»
به گفته او، حالا نه‌تنها با «جریان اطلاعات» روبه‌رو هستیم، بلکه چیزی به نام «جریان انسانی» هم وجود دارد: «جوانانی که در بهار عربی حضور داشتند، به هر طریقی افرادی را می‌شناختند که خارج از مرزهای کشورشان و درکشورهای پیشرفته زندگی می‌کنند و این موضوع، باعث احساس محرومیت نسبی در آنها می‌شد و این جوانان نیز با خود می‌اندیشیدند که «من هم آن زندگی را می‌خواهم.»
افزایش اعتراض‌ها به هیچ‌وجه ضمانتی برای پیروزی این اعتراض‌ها نیست. «یوسف شریف»، تحلیلگر سیاسی و یکی از نویسنده‌های تحقیقات جدید درمورد موفقیت جنبش‌های اعتراضی می‌گوید: «به صحنه آمدن (ایجاد تظاهرات) دیگر کار دشواری نیست. مشکل این است که پس از آغاز اعتراض‌ها چه باید کرد و چگونه به اهداف مورد نظرتان که برای آنها اعتراض می‌کنید، برسید. این سخت‌ترین بخش کار است.»
او می‌گوید که اعتراض‌ها و خیزش‌ها با شعارهایشان تعریف می‌شوند، اما تغییرات سیستماتیک کار بسیار سختی است: «شما می‌توانید بخشی از یک سیستم را درهم بشکنید و تغییر دهید، اما تغییر همه سیستم، که متشکل از موسسات و شبکه‌های پیچیده است، کار بسیار دشواری است.»
ماهیت بدون رهبری اعتراض‌ها، گرچه مقابله با آنها را برای دولت‌ها دشوار می‌کند (چراکه فرد مشخصی برای بازداشت وجود ندارد)، اما همین موضوع پایداری این جنبش‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد و دشوار می‌کند.

هنگ‌کنگ

چه کسانی تظاهرات می‌کنند؟
هسته اصلی اعتراض‌ها را جوانانی تشکیل می‌دهند که بسیاری از آنها دانشجویان دانشگاهی هستند. اما افراد مختلفی از سطوح مختلف اجتماعی نیز به این اعتراض‌ها پیوسته‌اند.
دلیل اعتراض چیست؟
در اصل لایحه استرداد مجرمان به چین و محاکمه آنها در دادگاه‌های تحت کنترل حزب کمونیست، دلیل اصلی آغاز اعتراض‌ها بود. گرچه این لایحه به حال تعلیق درآمد اما حالا معترضان خواهان مقابله با وحشی‌گری‌های پلیس و نحوه مواجهه دولت با اعتراض‌ها هست. آنها همچنین مخالف نفوذ چین در هنگ‌کنگ هستند.
واکنش مقامات چیست؟
بیش از 2هزار نفر بازداشت شدند و پلیس درحال اِعمال رفتارهای سخت‌تری است تا اعتراض‌ها را خاموش کند. ازجمله استفاده از گاز اشک‌آور و آبپاش‌هایی که فلفل در آنها وجود دارد و گاهی هم استفاده از تیرهای جنگی. مقامات، درخواست جوامع مدنی برای برگزاری راهپیمایی را رد می‌کنند و همچنین ممنوعیتی را برای پوشیدن ماسک صورت اِعمال کرده‌اند.
چه خواهد شد؟
پنج ماه از آغاز اعتراض‌ها می‌گذرد و از تعداد افرادی که در این اعتراض‌ها شرکت می‌کردند، کم شده است. با این حال نشانه‌های اندکی وجود دارد که این تظاهرات‌ پیش از رسیدن به خواسته‌هایشان به پایان خواهد رسید.

لبنان

چه کسانی تظاهرات می‌کنند؟
بخش بزرگی از جامعه از مذاهب و نگرش‌های سیاسی مختلف که باعث آغاز یک جنگ داخلی 15 ساله در ‌سال 1975 شد، همگی در این تظاهرات شرکت می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد که یک‌میلیون و 300‌هزار نفر؛ یعنی 20‌درصد از جمعیت این کشور، در روز یکشنبه، در بزرگترین اعتراض‌های تاریخ این کشور حضور داشتند.
دلیل اعتراض چیست؟
دولت با ائتلافی ناپایا، تقسیم‌شده و ناکارآمد است و نتوانسته یا تمایلی نداشته تا بر روی جاده‌های خراب کشور، به‌روز‌رسانی شبکه برق (که قطع برق به یک مشکل روزانه مبدل شده) و سیستم جمع‌آوری زباله و رفع بیکاری جوانان سرمایه‌گذاری کند. آغاز اعتراض‌ها اما اِعمال مالیات بر روی تماس‌های واتس‌آپ بود که دولت اعلام کرد از این طریق می‌خواهد بخشی از بدهی بزرگ خود را جبران کند.
واکنش مقامات چیست؟
از آنجا که کابینه حاکم متشکل از احزاب سیاسی مختلف است، برای دولت ناممکن است که با صدایی واحد با معترضان سخن بگوید. به ‌طور کلی رهبران سیاسی سعی کرده‌اند که با معترضان ابراز همدلی کنند اما در عین حال از سیستم موجود دفاع کرده و خواهان بازگشت به قانون شده‌اند. هفته گذشته کابینه با بسته اصلاحی موافقت کرد و روز گذشته نیز سعد حریری، نخست‌وزیر لبنان، استعفا کرد. برخی با تفنگ سعی داشتند که معترضان را بترسانند و ارتش نیز با استفاده از گاز اشک‌آور با معترضان مقابله می‌کند.
چه خواهد شد؟
با استعفای سعد حریری و ادامه اعتراض‌ها و تقسیمات عمیق سیاسی و مذهبی، نگرانی‌هایی در مورد گسترش ناآرامی‌ها وجود دارد. از آنجا که این جنبش اعتراضی هیچ رهبری ندارد، حتی اگر بتواند دولت را سرنگون کند، مشخص نیست که چه گزینه‌ای به جای آن قرار خواهد گرفت.

شیلی

چه کسانی تظاهرات می‌کنند؟
اعتراض‌ها از شهر سانتیاگو آغاز شد. جوانان و دانشجویان در قلب این اعتراض‌ها قرار دارند. با این حال اما معترضان اعتراض‌ها را به خارج از پایتخت و شهرهای دیگر کشانده‌اند. بسیاری از اعتراض‌ها صلح‌آمیز است اما در این میان عده‌ای هم دست به دزدی و حمله به سوپرمارکت‌ها، ایستگاه‌های زیرزمینی، ساختمان‌های دولتی و یکی از روزنامه‌های محافظه‌کار زده‌اند.
دلیل اعتراض چیست؟
آغاز اعتراض‌ها در حقیقت به دلیل افزایش قیمت بلیت مترو بود. در اوایل ماه اکتبر، بچه‌های دبیرستانی در مقابله با تصمیم دولت به ایستگاه‌های مترو هجوم بردند و از آن پس اعتراض‌ها گسترده‌تر شد و موضوعات دیگری را ازجمله اعتراض به نابرابری‌ها، خدمات عمومی ناکافی، دستمزدهای کم و سرکوب‌های دولتی دربرگرفت.
واکنش مقامات چیست؟
«سباستین پینه‌را» رئیس‌جمهوری راست میانه شیلی در نگاه اول سازش‌ناپذیر می‌آمد. او هفته گذشته شرایط را اضطراری اعلام کرد و دستور استقرار هزاران نیروی نظامی را در خیابان‌های سانتیاگو داد. او سپس «وضعیت جنگی» را با بزهکاران شیاطینی اعلام کرد. بیش از 2600 نفر بازداشت شدند و 15 نفر نیز جان‌شان را از دست دادند. پینه‌را درنهایت با رهبران مخالفان دیدار کرد و از یک‌سری اصلاحات اجتماعی ازجمله افزایش حداقل حقوق‌ها سخن گفت و بابت «کوته‌بینی» برخی از رهبران سیاسی شیلی عذرخواهی کرد.
چه خواهد شد؟
مشخص نیست که آیا تلاش پینه‌را برای آرام‌کردن اوضاع به نتیجه می‌رسد یا نه؛ خصوصا این‌که شیلی ماه دیگر میزبان رهبران جهان ازجمله دونالد ترامپ و شی‌جینپینگ، رئیس‌جمهوری چین، در اجلاس همکاری‌های اقتصادی آسیا و اقیانوسیه خواهد بود- با این حال برخی از مخالفان معتقدند که این اعتراض‌ها تازه ابتدای کار است و «شیلی بیدار شده»!

عراق

چه کسانی تظاهرات می‌کنند؟
تا این ماه، اعتراض عراقی‌ها بدون رهبر بود و بیشتر توسط جوانان و افراد بیکار مدیریت می‌شد. آمار بیکاری و فقر در این کشور بسیار بالاست و بیش از یک‌چهارم مردم در فقر شدید به سر می‌برند.
دلیل اعتراض چیست؟
پس از یک دهه تحریم، حمله آمریکا و سال‌ها جنگ داخلی ازجمله جنگ با داعش، زیرساخت‌های عراق بسیار آشفته و به‌هم‌ریخته شده است. خدمات عمومی در این کشور غیرعادلانه و اقتصاد در حال فروپاشی است. فساد بسیار گسترده شده و به مشکلی اساسی بدل شده که احزاب سیاسی دیگر تمایلی به مقابله با آن ندارند؛ در این شرایط اعتراض عراقی‌ها به همه این سیستم است.
واکنش مقامات چیست؟
تقریبا 150 نفر در این اعتراض‌ها کشته شده‌اند. حدود 70‌درصد مرگ‌ومیر به خاطر زخم‌های ناشی از شلیک به سر یا سینه آنها بوده است. همچنین بسیاری از معترضان توسط یک تک‌تیرانداز کشته شده‌اند. کمیته‌ای که توسط دولت تشکیل شد، اعلام کرده که این تک‌تیرانداز از یک ساختمان متروکه در بغداد به معترضان شلیک می‌کرده است. در گزارش این کمیته آنها خواستار برکناری ده‌ها تن از مقامات امنیتی دولت شده‌اند.
چه خواهد شد؟
روز جمعه، دوباره برای موج تازه اعتراض‌ها درخواست‌هایی شد. در سالروز یک سالگی نخست‌وزیری عادل‌ عبدالمهدی، حالا او قول داده تا اصلاحات و تغییراتی را در کابینه‌اش برای راضی‌کردن معترضان انجام دهد.

دسته‌ها
تیتر یک جهان

پرزیدنت پنس؟

نیوزویک در گزارشی نوشته است: «گرچه این سناریو تا چند هفته آینده بسیار بعید به نظر می‌رسید، زیرا تعداد سناتورهای جمهوری‌خواهی که با دموکرات‌های مجلس علیه ترامپ همراه شوند، به حد نصاب نرسیده بود، اما پرزیدنت ترامپ هنوز موفق‌نشده رسوایی «اوکراین-گیت» را از بین ببرد. رسوایی‌ای که یکی از اعضای آژانس اطلاعاتی آمریکا آن را فاش کرد و گزارش داد ترامپ در گفت‌وگو با رئیس‌جمهوری اوکراین، از وی باج‌خواهی کرده تا علیه «جو بایدن» و پسرش «هانتر» تحقیقاتی را راه بیندازد.
کاخ سفید و شخص ترامپ در ابتدا معتقد بودند در مورد این موضوع بزرگ‌نمایی می‌شود، اما با انتشار متن مکالمات نه‌تنها شرایط به نفع ترامپ تغییر نکرد، بلکه فشارها بر او تشدید شد. فاکس‌نیوز، شبکه نزدیک به ترامپ و جمهوری‌خواهان در نظرسنجی اعلام کرد درحال حاضر اکثریت مردم آمریکا (51درصد) خواهان استیضاح و برکناری او از ریاست‌جمهوری هستند. این نخستین و تنها نظرسنجی‌ است که نشان می‌دهد اکثر مردم آمریکا خواهان برکناری ترامپ هستند.
اما مسأله جالب اینجاست آن تماس تلفنی که باعث افزایش احتمال برکناری دونالد ترامپ شده و شانس ریاست‌جمهوری مایک پنس را به همان اندازه افزایش داده، تماس تلفنی دیگری به جز صحبت با رئیس‌جمهوری اوکراین است.
ششم اکتبر تماس تلفنی دونالد ترامپ با رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه باعث شد ترامپ نیروهای آمریکایی را از شمال‌شرق سوریه خارج کند و چراغ سبزی به ترکیه برای آغاز عملیات نظامی علیه کُردها در خاک سوریه بدهد. این همان تماسی بود که باعث خشم جمهوری‌خواهان شد. آنها استدلال می‌کردند تنهاگذاشتن کُردها از آن‌جا که آنها متحدان آمریکا در جنگ با داعش بودند و هزینه زیادی در این راه متحمل شدند، آسیب بزرگی به ثبات منطقه، دستاوردهای آمریکا و اعتبار این کشور می‌زند و دیگر کسی به دولت این کشور اعتماد نخواهد کرد. رهبران جمهوری‌خواه از این موضوع بسیار خشمگین بودند که چرا باید متحدان نیمه‌جان‌شان را رها کنند.
حتی یک نفر از جمهوری‌خواهان نیز از این اقدام ترامپ حمایت نکرد. میچ مک‌کانِل جمهوری‌خواه، رهبر اکثریت سنا مانند سناتور لیندسی گراهام از طرفداران سرسخت ترامپ به صورت علنی اقدام ترامپ را محکوم کردند.
برخی از دموکرات‌ها به دنبال بهترین سناریوی ممکن در موضوع رسوایی اوکراین هستند: برکناری ترامپ و معاونش، همزمان! مایک پنس هم درگیر رسوایی اوکراین است. ترامپ ماه سپتامبر او را به لهستان فرستاده بود که به زلنسکی فشار وارد کند تا جلوی فساد را بگیرد. گرچه ترامپ او را نفرستاده بود که مشخصا در مورد جو بایدن و پسرش صحبت کند.
با این حال، نهم اکتبر مایک پنس در پاسخ به سوال خبرنگاری چیزی دراین‌باره نگفت که او از تصمیم ترامپ برای خراب‌کردن جو بایدن خبر داشته یا نه.
در هر صورت، اگر مایک پنس هم به هر دلیلی برکنار شود، نانسی پلوسی دموکرات، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، رئیس‌جمهوری خواهد شد. با این حال، به نظر می‌رسد این سناریو (افتادن همزمان ترامپ و مایک پنس) بیشتر شبیه یک فانتزی باشد. بنابراین موضوع محتمل این است که سنا به برکناری ترامپ رأی می‌دهد، مایک پنس هم از این مخمصه نجات پیدا می‌کند و رئیس‌جمهوری می‌شود.

ریاست‌جمهوری پنس چگونه خواهد بود؟

پس از نزدیک به یک دوره کامل هرج‌و‌مرج ناشی از ریاست‌جمهوری ترامپ، در زمان ریاست‌جمهوری مایک پنس احتمالا شرایط کمی آرام شود و به حالت نرمال بازگردد. شاید در مقایسه با دوران ترامپ کمی کسل‌کننده به نظر برسد، اما بسیاری از آمریکایی‌ها از این وضع استقبال خواهند کرد. دیگر نه توییتی خواهد بود و نه جنجال توییتری. مایک پنس احتمالا بسیاری از دوستان و همکاران قدیمی خود را که در زمان فرمانداری ایندیانا آنها را می‌شناسد، تیم خود را در کاخ سفید می‌چیند. تعدادی از آنها در زمان ترامپ در کاخ سفید حضور داشتند.
احتمالا نزدیک‌ترین مشاور مایک پنس هم «کارن پنس»، همسر 62ساله‌اش باشد. همچنین به نظر می‌رسد او کاخ سفید را با دیسیپلین و نظم بیشتری نسبت به شرایط کنونی اداره کند.
در نگاه بسیاری از جمهوری‌خواهان مایک پنس محافظه‌کاری محکم و سنتی است که سرسختانه طرفدار مسیحیت است. او حامی ازدواج سنتی است که ریشه در عقاید دینی‌اش دارد.
برخی از دوستان پنس می‌گویند او حتی می‌تواند برای‌سال بعد در انتخابات ریاست‌جمهوری شرکت کند و رئیس‌جمهور شود. او سال 2016 هم تصمیم به کاندیداشدن در انتخابات ریاست‌جمهوری گرفت، اما درنهایت منصرف شد و تصمیم گرفت در انتخابات مجدد برای حفظ سِمَتِ فرمانداری ایندیانا شرکت کند.
مایک پنس 60 ساله در خانواده‌ای پرجمعیت از طبقه متوسط و کاتولیک در شهر کلمبوسِ ایندیانا متولد شد. او سومین فرزند از 6 فرزند این خانواده است. سیاست موضوع قابل بحثی در خانه آنها نبوده است و خود مایک پنس می‌گوید نخستین آموزه‌های سیاسی او، آموزه‌های دموکرات‌ها بوده و او بسیار «جان اف.کندی» و «مارتین لوتر کینگ جونیور» را ستایش می‌کرده است.
جیمی کارتر دموکرات که رئیس‌جمهوری مخالف مسیحیت بود، سال 1976 انتخاب شد. مایک پنس هم به او رأی داده بود، اما کم‌کم از او روی برمی‌گرداند و بعدها عاشق «محافظه‌کاری منطقی و عقلانی» رونالد ریگان می‌شود و از آن زمان به بعد جمهوری‌خواه باقی می‌ماند.
در جولای 2016 به مایک پنس خبر رسید ترامپ قرار است تا نیم ساعت دیگر با او برای پیشنهاد معاون اولی تماس بگیرد. مایک پنس به همراه همسر و تعدادی از دوستان مذهبی‌اش در دفتر کارش بود. او از همه آنها می‌خواهد تا دستان یکدیگر را بگیرند و دعا کنند. نیم ساعت بعد، ترامپ زنگ می‌زند. پنس همیشه دلش می‌خواست رئیس‌جمهوری شود و حالا در یک قدمی ریاست‌جمهوری قرار دارد.
حالا سوال اینجاست که اگر قرار باشد سنا در مورد سرنوشت دونالد ترامپ رأی‌گیری کند، مایک پنس، همسرش و دیگر مشاوران او دست یکدیگر را می‌گیرند و دعا می‌کنند؟ اگر آری، برای چه دعا خواهند کرد؟ رأی نیاوردن استیضاح یا ریاست‌جمهوری مایک پنس؟

دسته‌ها
تیتر یک جهان

شورش لبنان علیه فساد و فقر

گاردین گزارش داده، معترضان روز یکشنبه به خیابان‌های اصلی شهر بیروت آمده‌اند تا علیه مسئولانی که به گفته آنان، ‏مانع اصلاحاتی می‌شوند که اگر انجام شود، جلوی دزدی‌هایشان گرفته می‌شود، اعتراض کنند. مردم معترض می‌گویند که این ‏مسئولان درصدد هستند تا با افزایش مالیات‌ها، کمبود درآمد دولت را از جیب فقرا تأمین کنند.‏
آغاز اعتراض‌ها از روز پنجشنبه، پس از آن بود که مالیات‌های جدیدی ازجمله مالیات 6 دلار در ماه برای پیام‌رسان‌هایی مثل ‏واتس‌اپ اِعمال شد. حالا همین پیام‌رسان، به نرم‌افزاری کارآمد برای کشاندن معترضان به خیابان‌ها تبدیل شده است. ‏خشونت‌ها در روز جمعه بشدت بالا گرفت؛ تا جایی که منجر به غارت چندین فروشگاه در بیروت و مرگ یک نفر در شمال ‏شهر طرابلس شد.‏
از آن زمان، معترضان به صورت آرام و مسالمت‌آمیز و فارغ از مرزهای فرقه‌ای و اجتماعی، گرد هم می‌آیند و هر روز هم بر ‏تعداد و انرژی‌شان افزوده می‌شود؛ این درحالی است که رهبران لبنان در تلاشند پاسخ درخوری به آنها بدهند و معترضان ‏را آرام کنند.‏
روز یکشنبه، پرچم لبنان در غیاب پرچم‌های احزاب و گروه‌های سیاسی و حتی شبه‌نظامی، در دست معترضان در بیروت ‏برافراشته شده بود؛ فقدان پرچم‌های گروه‌های سیاسی در تجمع‌های اخیر، امری کم‌سابقه است.‏

در حالی که تظاهرات در لبنان امر غیرمعمولی نیست، اما چنین جمعیتی از زمان انقلاب موسوم به انقلاب سرو در‌سال ‏‏2005 دیده نشده بود

شیخ فادی سعد، از روحانیون شیعه می‌گوید: «من مرد خدا هستم [نه آدمِ کسی]. بنابراین باید در کنار مردم بایستم. من دو پسر دارم، یکی از آنها در لیون و ‏دیگری در ورسای فرانسه زندگی می‌کند؛ چرا آنها باید در آنجا و نه در کشور خودشان کار کنند؟ دیگر هیچ عزت و شأنی در ‏این کشور باقی نمانده است.»‏
در حالی که تظاهرات در لبنان امر غیرمعمولی نیست، اما چنین جمعیتی از زمان انقلاب موسوم به انقلاب سرو در‌سال ‏‏2005 دیده نشده بود.‏
آن زمان، قرار بود دوره جدیدی از حکمرانی ایجاد شود که در آن، مقامات محلی برای مدیریت امور کشور، آزادتر باشند. در ‏عوض اما فساد و پارتی‌بازی گسترده موسسات دولتی را در سراسر کشور فراگرفت و شکاف میان طبقه ممتاز جامعه با بقیه ‏مردم افزایش یافت.‏ به علاوه، اقتصاد لبنان در‌سال گذشته با بدهی‌ای معادل 150‌درصد تولید ناخالص داخلی مواجه شد؛ درحالی‌که ذخایر ‏بانک مرکزی، تنها 30‌درصد افزایش پیدا کرد و در ماه‌های اخیر، ارزش پول ملی بشدت در مقابل دلار، سقوط کرد.‏
علی 32 ساله، یکی از هزاران بیکار لبنانی است. او به خبرنگار گاردین می‌گوید: « در حقیقت منزلت ‏و شأن انسانی ماست که بیدار شده است. ما سال‌های زیادی آرام و ساکت بودیم، اما اکنون از آن خواب بیدار شده‌ایم. آنها ‏برای ما، برای مردم، غروری باقی نگذاشتند. اما ما نشان‌شان خواهیم داد.»‏
کاهش ارزش پول ملی در مقابل دلار، به‌عنوان نقطه عطف اقتصاددان‌ها و دیپلمات‌ها دیده می‌شود. آنها از رهبران لبنان ‏خواسته‌اند اصلاحات ساختاری و اساسی را برای آزادسازی درآمدها و هموار کردن مسیر برای دریافت وام 11‌میلیارد دلاری ‏بلاعوض از سوی کشورهای دیگر انجام دهند و اقتصاد را به تحرک وادارند.‏
این بسته کمکی از سوی فرانسه ارایه شده است؛ فرانسه تلاش‌های زیادی می‌کند تا در شبکه پشتیبانی مالی، تغییرات ‏عمیقی ایجاد کند؛ شبکه‌ای که در آن، رهبران سیاسی با خرج کردن میلیاردها دلار از سرمایه‌های کشور، سعی می‌کنند آرای ‏رأی‌دهندگان خود را تثبیت و تضمین کنند.‏
زنی در بیروت که نمی‌خواهد نامش فاش شود، می‌گوید: «یکی باید بیاید تا همه دزدها را به زندان بیندازد. ‏سیاستمداران ما هیچ رحمی ندارند. آنها حقوق و زندگی ما را می‌دزدند. من پسری دارم که نمی‌توانم او را به مدرسه بفرستم. ‏چرا پول ندارم فرزندم را به مدرسه بفرستم؟ چرا من بیمه ندارم؟ چرا من برق ندارم؟ چرا خیابان ما پر از آشغال و زباله است؟ ‏جوانان ما همه به خاطر بیکاری معتاد شده‌اند؛ پدران و مادران ما به این دلیل که ما نمی‌توانیم از پس هزینه‌های درمانی‌شان ‏بربیاییم، می‌میرند.»‏

خوردن غذاهای خوشمزه دیگر برای ‏ما یک چیز لاکچری به حساب می‌آید. با این حال حتی یک سیاستمدار را هم نمی‌بینم که حاضر باشد از حقوق خودش ‏بگذرد. آنها نه‌تنها دزدی می‌کنند، بلکه با بی‌شرمی این کار را می‌کنند

در کنار آن زن، حسین الحک 21 ساله حضور دارد. او نیز بیکار است. حسین می‌گوید: «خوردن غذاهای خوشمزه دیگر برای ‏ما یک چیز لاکچری به حساب می‌آید. با این حال حتی یک سیاستمدار را هم نمی‌بینم که حاضر باشد از حقوق خودش ‏بگذرد. آنها نه‌تنها دزدی می‌کنند، بلکه با بی‌شرمی این کار را می‌کنند. آنها به معنای واقعی سرطان مردم شده‌اند. همه آنها ‏بیش از آن اندازه که لیاقت داشته باشند، در قدرت می‌مانند و وقتی هم که می‌روند، فرزندان‌شان جای آنها را می‌گیرند. من ‏دیگر از پس هزینه‌های روزمره خودم هم برنمی‌آیم. من نمی‌توانم عاشق شوم، ازدواج کنم؛ من حتی نمی‌توانم از خودم ‏مراقبت کنم. این دقیقا همان دلیلی است که به خاطرش اعتراض می‌کنیم. من نمی‌توانم بیش از این به کسانی وفادار ‏بمانم که حتی نمی‌توانند شکم من را سیر کنند.»‏

دسته‌ها
جهان

نامه بدون امضای جانسون به اتحادیه اروپا

حامیان برگزیت حتی از این موضوع نگران بودند که مبادا پارلمان، توافق جانسون با اتحادیه اروپا را ‏تصویب کند و نخست‌وزیر را از هرگونه تعهدی برای به تعویق انداختن برگزیت، معاف کند.‏‎ ‎در همین ‏میان، ناگهان اولیور لتوین، نماینده سابق حزب محافظه‌کار، کسی که مدتی پیش بوریس جانسون او را از ‏حزب محافظه‌کار بیرون انداخته بود، طرح اصلاحیه را پیشنهاد کرد و با تصویب آن، جانسون مجبور به ‏فرستادن نامه درخواست به اتحادیه اروپا برای به تأخیر انداختن برگزیت شد.‏
با تصویب این لایحه، نمایندگان می‌توانند بررسی دقیق‌تری بر طرح بوریس جانسون انجام دهند.‏‎ ‎در جریان رأی‌گیری روز شنبه، علاوه بر بیشتر نمایندگان حزب کارگر، تمامی اعضای احزاب لیبرال ‏دموکرات، ملی اسکاتلند، پلاید کامری (ولز)، سبز و ۱۷ تن از نمایندگان مستقل رأی موافق دادند. ‏همچنین همه اعضای حزب «اتحادطلب دموکراتیک» ایرلند شمالی که از متحدان حزب محافظه‌کارند نیز به این اصلاحیه رأی موافق دادند.‏

جانسون در نامه اول ‏‏(نامه بدون امضا) خطاب به دونالد تاسک، رئیس شورای اتحادیه اروپا از این اتحادیه درخواست کرده ‏بود که خروج بریتانیا را به تعویق بیندازند؛ اما در نامه دوم که آن را امضا کرده و به نامه اول پیوست ‏کرده بود، نوشت که «هرگونه تاخیری در روند برگزیت، اشتباه است»

از دیگر سو 6تن از اعضای حزب کارگر نیز در کنار هفده نماینده مستقل، طرف دولت را گرفتند.‏‎ ‎با این ‏حال، جانسون پس از رأی‌گیری باز هم تأکید کرد که بریتانیا باید 31 اکتبر از اتحادیه اروپا خارج ‏شود و حاضر نیست از اتحادیه اروپا درخواست تمدید زمان خروج را بکند.‏‎ ‎از سوی دیگر اما از آنجایی که ‏این لایحه به تصویب مجلس رسیده بود، او موظف بود تا پایان شب، درخواست تأخیر در برگزیت را به ‏اتحادیه اروپا ارایه دهد. چیزی که جانسون پیشتر گفته بود حاضر است «بمیرد اما این کار را ‏نکند»‏.
در نهایت بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا نیمه‌شب شنبه نامه تعویق برگزیت را به اتحادیه اروپا ‏فرستاد؛ اما آن را امضا نکرد و نامه دیگری را با امضای خود به آن پیوست کرد. ‏‎ جانسون در نامه اول ‏‏(نامه بدون امضا) خطاب به دونالد تاسک، رئیس شورای اتحادیه اروپا از این اتحادیه درخواست کرده ‏بود که خروج بریتانیا را به تعویق بیندازند؛ اما در نامه دوم که آن را امضا کرده و به نامه اول پیوست ‏کرده بود، نوشت که «هرگونه تاخیری در روند برگزیت، اشتباه است».‏‎ ‎او در این نامه همچنین از رهبران ‏اتحادیه اروپا درخواست کرده تا از پارلمان بریتانیا بخواهند به توافقی که دولت بریتانیا با اتحادیه اروپا ‏کرده، به سرعت رأی بدهند. جانسون همچنین در نامه دوم خطاب به دونالد تاسک نوشته بود که به تعویق ‏افتادن برگزیت می‌تواند به منافع بریتانیا و شرکای ما در اتحادیه اروپا و همچنین روابط میان ما آسیب بزند.
از‌سال 2016 که مردم بریتانیا به خروج از اتحادیه اروپا رأی دادند، این کشور درگیر منازعات و ‏کشمکش‌های سیاسی بر سر چگونگی خروج از این اتحادیه بوده است. با تصویب تأخیر روند برگزیت، حالا ‏مسیر حرکت جانسون به سمت برگزیت با توافق، گل‌آلود و مبهم شده است. این بدان معناست که ‏اگر اتحادیه اروپا هم درخواست به تعویق افتادن برگزیت را بپذیرد، جانسون باید به فکر تعیین زمان ‏دیگری برای برگزیت باشد. کاری که او قول داده هیچ‌گاه انجام نخواهد داد.‏
بوریس جانسون پس از رأی‌گیری نمایندگان مجلس اعلام کرد: «من هیچ‌گاه بر سر به تعویق افتادن ‏برگزیت با اتحادیه اروپا مذاکره نخواهم کرد؛ قانون هم مرا مجبور به انجام چنین کاری نمی‌کند.»‏‎ ‎او ‏همچنین گفت: «امیدوارم مجلس هم این را بداند که نتیجه رأی‌گیری، نه من را ناراحت کرده و نه ‏دلهره‌ای در دلم انداخته است. من به دوستان و همکارانم در اتحادیه اروپا دقیقا همان چیزی را می‌گویم ‏که در 88 روز گذشته به همه گفته‌ام: این‌که تعویق برگزیت برای این کشور بد است، برای اتحادیه اروپا بد ‏است و برای دموکراسی بد است.»‏
با پایان رأی‌گیری، تعداد زیادی از افراد مخالف برگزیت، از دیدن نتایج شروع به تشویق و خوشحالی ‏کردند. روزنامه نیویورک‌تایمز در گزارشی نوشته است که حتی حامیان بوریس جانسون نیز به او و ‏حامیان سرسخت طرح برگزیت اعتماد کامل ندارند و نگرانند که مبادا حمایت از طرح برگزیت جانسون ‏باعث شود که بریتانیا بدون توافق از اتحادیه اروپا خارج شود و مسئولیت عواقب آن، با آنها باشد. نتیجه ‏رأی‌گیری اخیر این بود که روز شنبه، روزی نبود که قانون‌گذاران به‌طور کامل برگزیت را تأیید یا رد ‏کنند.‏
با رأی‌گیری روز شنبه، حالا قانون‌گذاران نه‌تنها به معامله جانسون رأی قطعی می‌دهند، بلکه ‏می‌توانند با بحث، اصلاح و رأی‌گیری، این معامله را به قانون تبدیل کنند. حزب اتحادطلب دموکراتیک ‏ایرلند شمالی که بشدت مخالف جانسون است، پیشتر هشدار داده بود که به طرح اصلاحیه ‏لتوین رأی خواهد داد. «سامی ویلسون»، یکی از اعضای این حزب به نیویورک‌تایمز گفته است: «اگر ‏حزب ما نتواند باعث تغییر در معامله برگزیت شود، ما در عمل به وظایف‌مان شکست خورده‌ایم.»‏
بوریس جانسون، پیش از آغاز رأی‌گیری در مجلس، سخنرانی پرشوری کرد که از نگاه بسیاری از ‏تحلیلگران، بزرگترین و مهمترین سخنرانی او بود. او گفت که توافق او بهترین توافق ممکن ‏برای خروج از اتحادیه اروپاست و بریتانیا نباید حتی یک روز دیگر را برای کش دادن این موضوع تلف ‏کند. او در میان فریادهای مخالفانش با شور و حرارت صحبت کرد: «حالا زمان آن رسیده که مجلس ‏بزرگ عوام در کنار هم قرار بگیرند.» جانسون اضافه کرد که هرگونه تاخیری در روند برگزیت، بی‌معنا، ‏پرهزینه و از بین‌برنده اعتماد عمومی خواهد بود.‏‎ ‎حالا دوباره مهمترین سوال این است که آیا بوریس ‏جانسون موفق می‌شود برگزیت را به آن شکلی که می‌خواهد به سرانجام برساند یا به سرانجام ترزا می‌‏دچار خواهد شد؟

دسته‌ها
تیتر یک جهان

چه کسی از تسلیحات شیمیایی استفاده کرد؟

هلال‌احمر منطقه کُردنشین، در بیانیه‌ای اعلام کرد که 6بیمار ازجمله نظامی و غیرنظامی در بیمارستانی در حسکه دچار ‏سوختگی با «سلاح نامشخصی» شده‌اند و این سازمان در حال بررسی این مسأله است که چه سلاحی استفاده شده.‏
هلال احمر اعلام کرده که نمی‌تواند استفاده از سلاح شیمیایی را تأیید کند و آنها «در حال همکاری با شرکای بین‌المللی ‏هستند تا در مورد این موضوع، تحقیقات‌شان را کامل کنند.»‏
در همین حال، کارشناس بریتانیایی تسلیحات شیمیایی، عکس‌هایی فرستاده که کودکی را با بدن سوخته در ‏بیمارستانی در خط مقدم نشان می‌دهد. این کارشناس گفته، گمان می‌کند این سوختگی‌ها ناشی از سلاح‌های ‏شیمیایی باشد.‏
هامیش دبرتون گِردون، یکی از فرماندهان سابق گروه شیمیایی، بیولوژیکی، رادیولوژی و هسته‌ای انگلیس گفته است: ‏‏«محتمل‌ترین دلیل این اتفاق، استفاده از فسفر سفید است. این سلاحی وحشتناک است که بارها در طول جنگ داخلی ‏سوریه استفاده شده و متاسفانه استفاده از آن، به شکل فزاینده‌ای عادی شده است.»‏
فسفر سفید، به‌طور معمول در دست نظامیان در سراسر جهان قرار دارد و به صورت قانونی در جنگ‌ها برای ایجاد دود در طی ‏روز و روشن کردن یک منطقه در شب استفاده می‌شود. اما استفاده از آن علیه غیرنظامیان، ممنوع است، چراکه برخورد ‏گازهای آن با پوست بدن، باعث سوختگی شدید و فوق‌العاده دردناک می‌شود.‏
هفتم اکتبر، ترامپ ناگهان اعلام کرد که نیروهایش را از شمال شرق سوریه خارج می‌کند و بدین ترتیب، ‏مانعی که جلوی حمله ترکیه به کُردهای دموکراتیک سوریه را می‌گرفت، از میان برداشت. ‏
ترکیه حملات نظامی خود را در خاک سوریه آغاز کرد و حالا پس از چند روز از آغاز حملات،‌ درخواست آمریکا را برای ‏اعلام آتش‌بس در روز پنجشنبه پذیرفته، اما گزارش‌ها حاکی از آن است که درگیری‌ها در روز جمعه در مناطق شمالی ‏سوریه ادامه داشته.‏
تنها چند ساعت پیش از اعلام آتش‌بس، مقامات کُرد، روز پنجشنبه، ترکیه را به استفاده از «سلاح‌های غیرمتعارف» در این ‏حملات متهم کردند و از بازرسان بین‌المللی خواستند تا مصدومان و آسیب‌دیدگان را معاینه کنند.‏
ترکیه اما می‌گوید که این اتهامات، دروغ است. «خلوصی آکار»، وزیر دفاع ترکیه گفته است: «این واقعیت است و همه ‏آن را می‌دانند که هیچ سلاح شیمیایی‌ای در انبار نیروهای مسلح ترکیه وجود ندارد.»‏
به نظر می‌رسد این حادثه، (استفاده از سلاح‌های شیمیایی) در اطراف شهر مرزی رأس‌العین اتفاق افتاده، اما هنوز ‏کسی از جزییات آن اطلاعی ندارد که دقیقا چه شده و این‌که آیا غیرنظامیان، به صورت عمدی مورد هدف قرار گرفته‌اند ‏یا نه.‏ سازمان منع تسلیحات شیمیایی گفته هنوز صحت این اتهامات را تأیید نکرده و بازرسان همچنان درحال بررسی ‏شرایط هستند.‏

عفو بین‌الملل: جرایم جنگی روی داده است

از سوی دیگر، سازمان عفو بین‌الملل اطلاعیه‌ای در محکومیت حملات ارتش ترکیه علیه مردم عادی منتشر کرد. این ‏سازمان می‌گوید نظامیان ترکیه و ائتلاف شورشیان سوری تحت حمایت این کشور، مرتکب تخلفات و جرایم جدی جنگی در ‏مناطق کردنشین سوریه شده‌اند.‏
خبرگزاری آلمان در گزارشی به نقل از عفو بین‌الملل نوشته، شواهد محکمی از نقض قوانین بین‌المللی در حمله به ‏کُردهای سوری وجود دارد. این سازمان حمله ارتش ترکیه و متحدانش را به مناطق مسکونی، کشتار غیرنظامیان و قتل «هورین ‏خلف»، سیاستمدار کُرد سوری محکوم کرده است.‏
عفو بین‌الملل می‌گوید این اطلاعیه براساس گفت‌وگو با ۱۷پزشک، روزنامه‌نگار، امدادگر محلی و بین‌المللی، جنگ‌زدگان ‏کُرد، ویدیوهای منتشر شده از منطقه و گزارش‌های پزشکی، مستندسازی و اعتبارسنجی شده است.‏
این اطلاعیه که روز جمعه منتشر شد، یادآوری می‌کند که شواهد محکمی مبنی بر حملات غیرقانونی نظامیان ترکیه به ‏مناطق مسکونی و مردم غیرنظامی کُرد وجود دارد. عفو بین‌الملل اعلام می‌کند اطلاعاتی نیز از قتل دهشتناک خانم ‏‏«هورین خلف»، چهره سیاسی کُرد سوری، توسط گروه «احرار الشرقیه» به دست آورده است.
دبیرکل ‏عفو بین‌الملل می‌گوید سربازان ترکیه و متحدان آنها، حقوق غیرنظامیان را نادیده گرفته و مردم عادی را کشته یا ‏مجروح کرده‌اند. مقامات درمانی ناحیه خودمختار کردستان سوریه، گفته‌اند که از زمان شروع حملات ترکیه، دست‌کم ۲۱۸ ‏غیرنظامی ازجمله ۱۸کودک، جان خود را از دست داده‌اند.‏
روز پنجشنبه، ترکیه، درخواست آتش‌بس آمریکا را پذیرفت. طبق قرارداد آتش‌بس، نیروهای دموکراتیک سوریه، باید از «منطقه ‏امن»ی که ترکیه در پی ایجاد آن است و 32 کیلومتر تا مرز فاصله دارد، خارج شوند و عقب‌نشینی کنند.‏
پیشنهاد آتش‌بس که از سوی آمریکا مطرح شده، به شدت مورد انتقاد قرار گرفته است؛ از جمله، دونالد تاسک، رئیس شورای ‏اتحادیه اروپا که از این آتش‌بس به «درخواستی برای تسلیم‌شدن کُردها»
یاد کرده است.‏
در بیانیه‌ای مشترک و کم‌سابقه، روسای کمیته روابط خارجی بریتانیا، فرانسه، آلمان، اتحادیه اروپا و نمایندگان کنگره آمریکا، ‏اقدام نظامی ترکیه را به‌عنوان یک تجاوز نظامی محکوم کرده و آن را نقض قوانین بین‌الملل دانسته‌اند. همچنین در این بیانیه ‏مشترک آمده که تصمیم ترامپ برای تنها گذاشتن کُردهای سوریه، احتمالا منجر به تجدید حیات داعش خواهد شد.‏

دسته‌ها
جهان

چه کسی نیروهای داعش را آزاد کرد؟

ارتش آزاد سوریه، گروهی از شبه‌نظامیان عرب در سوریه هستند که ترکیه از آنها حمایت می‌کند؛ گفته می‌شود که این گروه در طی عملیات نظامی ترکیه به شمال سوریه برای مقابله با کُردها، عمدا حدود 800نفر از خانواده زندانیان داعشی را از کمپ‌ها، آزاد کرده‌اند.
روز دوشنبه نیز، پنتاگون، وزارت دفاع آمریکا، در بیانیه‌ای از سوی مارک اسپر، وزیر دفاع این کشور اعلام کرد که ترکیه، و نه کُردها، مسئول آزادکردن زندانیان داعشی است. در این بیانیه، مارک اسپر گفته است: «برخلاف مخالفت‌ها و هشدارهای آمریکا و جامعه بین‌الملل، رجب طیب اردوغان دستور حمله یک‌جانبه به شمال سوریه را صادر کرد که باعث تلفات گسترده، مهاجرت عده زیادی از مردم، خرابی، ناامنی و افزایش تهدیدات برای نیروهای آمریکایی شده است.»
او در این بیانیه اضافه کرده است: «این تهاجم غیرقابل قبول، همچنین ماموریت موفق کشورهای جهان برای شکست داعش در سوریه را تضعیف کرده و باعث آزادشدن بسیاری از زندانیان خطرناک داعشی شده است.»
تا مدتی پیش، نیروهای کُرد، متحدان آمریکا در جنگ با داعش به شمار می‌آمدند. نیروهای دموکراتیک سوریه که تحت رهبری کُردها قرار داشتند، نقشی حیاتی در درهم‌شکستن خلافت خودخوانده داعشیان بازی کردند و در این جنگ، چیزی حدود 11‌هزار نفر تلفات دادند.
اما دونالد ترامپ به ناگاه هفته پیش تصمیم گرفت تا کُردها را در این منطقه تنها بگذارد. به دنبال تماس تلفنی او با رجب طیب اردوغان، کاخ سفید اعلام کرد که آمریکا نیروهایش را از شمال‌شرق سوریه خارج می‌کند؛ اقدامی که راه را برای هجوم نیروهای ترکیه به خاک سوریه و حمله به کُردها هموار کرد.
اقدام ترامپ برای عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از شمال سوریه، از سوی جمهوریخواهان کنگره نیز محکوم شد. آنها معتقد بودند از آنجایی که کُردها در مبارزه با داعش هم‌پیمان آمریکا محسوب می‌شدند، خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، خیانت به آنها و فراموش‌کردن کُردهاست که می‌تواند باعث شود تا دیگر کسی به آمریکا اعتماد نکند و از سوی دیگر، موجب ناامنی در منطقه شود و خطر ظهور مجدد داعش را به دلیل ایجاد خلأ امنیتی، به همراه داشته باشد.
نیروهای کُرد، چیزی حدود 11‌هزار داعشی، ازجمله 2‌هزار نیروی خارجی داعش را اسیر کرده‌اند، اما حالا این کُردها مجبور شدند تا توجه و توان خود را به مقابله با حملات نیروهای ترکیه معطوف کنند.
پس از آن‌که گزارش‌هایی از فرار صدها تن از خانواده داعشیانی که در کمپ‌هایی در شمال سوریه زندانی بودند، منتشر شد، ترامپ روز دوشنبه در توییتی نوشت: «اروپا شانس این را داشت که زندانیان داعشی خود را پس بگیرد، اما تحمل هزینه‌های آنها را نداشت. آنها می‌گفتند: بگذارید آمریکا هزینه این زندانی‌ها را بدهد. شاید هم کُردها برای این‌که ما را درگیر جنگ کنند، این زندانیان را آزاد کرده‌اند. البته ترکیه یا کشورهای اتحادیه اروپا که بسیاری از داعشی‌ها از آن‌جا می‌آیند، می‌توانند این زندانیان فراری را دوباره دستگیر کنند، اما باید عجله کنند.»
هیچ شاهدی برای سخن ترامپ مبنی بر این‌که کُردها این زندانیان داعشی را آزاد کرده‌اند، وجود ندارد و از سوی دیگر، یک مقام ارشد آمریکایی به خبرگزاری سی.ان.ان گفته است: «این ادعا که کُردهای اس.دی.اف، یا همان نیروهای دموکراتیک سوریه، زندانیان داعشی را آزاد کردند، حرف نادرستی است؛ چراکه خودِ این افراد بودند که داعش را شکست دادند؛ این حرف، اشتباه است، چون همین کُردها درحال حاضر جانشان را به خطر انداخته‌اند تا از نیروهای ما دفاع کنند.» روزجمعه به نیروهای آمریکایی که در شهر کوبانی مستقر بودند، از سوی توپخانه‌های ترکیه شلیک شد. گرچه هیچ‌کدام از این نیروهای آمریکایی آسیبی ندیده‌اند، اما برخی از گزارش‌ها نشان می‌دهند که اینها تلاش‌هایی عمدی از سوی ترکیه است تا آمریکا را مجبور کند که تصمیمش برای خروج نیروهایش را زودتر عملی و نیروهای آمریکایی را از منطقه خارج کند.
درعین حال، پنتاگون در اواخر هفته پیش اعلام کرده که 1000نفر از نیروهای باقیمانده‌اش در شمال سوریه را به ‌زودی از این کشور خارج خواهد کرد.
روزدوشنبه نیز، نیروهای ارتش سوریه به دستور بشار اسد، رئیس‌جمهوری این کشور شروع به پیشروی به مناطق کُردنشین کردند تا با هجوم نیروهای ترکیه مقابله کنند. کُردها یکشنبه‌شب با دولت بشار اسد به توافقی دست یافتند تا در ازای سپردن کنترل چند شهر کلیدی به دولت سوریه، نیروهای نظامی این کشور از آنها محافظت کنند. گرچه نیروهای ارتش سوریه، کمتر از یک روز پس از این توافق وارد مناطق شمال و شمال‌شرقی شدند و تا نزدیکی مرز با ترکیه هم پیش رفتند، اما هنوز،- تا زمان نگارش این گزارش- هیچ خبری مبنی بر درگیری نیروهای بشار اسد با ارتش اردوغان گزارش نشده است.
مارک اسپر، وزیر دفاع آمریکا، در مصاحبه با برنامه «روبه‌رو با ملت» شبکه سی.بی.اس نیوز در روز یکشنبه گفت: «ما نیروهای آمریکایی‌ای داریم که میان دو ارتش مخالف و پیشروی‌کننده گیر افتاده‌اند و این شرایط، غیرقابل تحمل است.»
بیزینس اینسایدر