دسته‌ها
جهان

سرنخ ترامپ درباره رابطه بیل کلینتون با اپستین

دونالد ترامپ روز سه‌شنبه در گفت‌وگویی با خبرنگاران به‌طور ضمنی به رابطه نزدیک بیل کلینتون با جفری اپستین اشاره کرد. ترامپ البته گفت نمی‌داند آیا بیل کلینتون مسئول خودکشی جفری اپستین در زندان است یا خیر. ترامپ البته گفت کلینتون رابطه بسیار نزدیکی با اپستین داشته است. او گفت: «من می‌دانم بیل کلینتون 27 یا 28بار سوار هواپیمای جفری اپستین شده است، اما چرا خودش گفته تنها 4بار سوار هواپیما شده است؟ ترامپ همچنین گفته است نمی‌داند بیل کلینتون به جزیره خصوصی اپستین رفته است یا خیر».

جفری اپستین به جرم قاچاق انسان، بهره‌کشی جنسی از دختران زیر 18‌سال و پولشویی در زندان به سر می‌برد و چند روز پیش از افشای مدارک جدیدی از فسادش، خود را با ملحفه زندان حلق‌آویز کرد. گفته می‌شود افراد بانفوذ و سیاستمداران قدرتمندی از دوستان صمیمی اپستین بوده‌اند. حالا ترامپ پای بیل کلینتون را وسط کشیده است، درحالی‌ که اپستین دوست صمیمی ترامپ نیز بوده است. البته بیل کلینتون نیز با اپستین رفاقت داشته است و در ‌سال 2002 در سفری طولانی به همراه اپستین به 5 کشور آفریقایی سفر کرده است. در این سفر کوین اسپیسی و کریس تاکر نیز آنها را همراهی می‌کردند. روزنامه دیلی بیست نیز نوشته، اپستین در زمان ریاست‌جمهوری کلینتون بارها به کاخ سفید رفته است.

دسته‌ها
جهان

صدای پای رکود اقتصادی بیخ گوش ترامپ

اقتصاددان‌های بانک آمریکایی مریل لینچ اعلام کرده‌اند که شانس وقوع یک رکود اقتصادی در یک تا 12 ماه آینده یک به سه است. غول اقتصادی گلدمن سکس نیز در پیش‌بینی‌های اقتصادی خود، رشد اقتصاد آمریکا در سه ماهه چهارم ‌سال‌جاری را کاهش داده و به 1.8‌درصد رساند. این موسسه اعلام کرده خطر وقوع رکود اقتصادی به دلیل جنگ تجاری آمریکا با برخی کشورها افزایش یافته است. موسسه مورگان استانلی معتقد است بالا رفتن بیشتر تعرفه‌های ترامپ علیه چین می‌تواند به رکودی جهانی برسد.

از زمان جنگ داخلی،‌ تنها یک رئیس‌جمهوری با رکودی که در دو‌سال پایانی نخستین دور تصدی خود داشت توانست در انتخابات دوباره پیروز شود و او کسی نبود جز ویلیام مک‌کینلی. از آن زمان تمام چهار رئیس‌جمهوری که در دوران‌شان رکود وجود داشت برای پیروزی دوباره در انتخابات شکست خوردند: ویلیام تافت، هربرت هوور، جیمی کارتر و جورج هربرت واکر بوش. در همین گستردگی، تمامی ۱۰ رئیس‌جمهوری که با رکود مواجه نبودند، پیروز شدند: وودرو ویلسون، فرانکلین روزولت، دوایت آیزنهاور،‌ ریچارد نیکسون، رونالد ریگان، بیل کلینتون، جورج بوش و باراک اوباما. یک رکود برای ترامپ به نظر آسیب‌رسان می‌آید. میزان محبوبیت او به پایین‌ترین سطح در اواسط دهه ۴۰ رسیده است، حتی با یک اقتصاد قوی و نرخ بیکاری ۳.۷ درصدی. برخی از نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اکثریت آمریکایی‌ها عملکرد کاری او در اقتصاد را تایید می‌کنند، اما هیچ‌کدام از آنها در دیگر مسائل به ۵۰‌درصد نرسیده است. بیشتر کارشناسان شانس انتخاب دوباره او را حدود ۵۰ – ۵۰ یا کمتر می‌دانند.

دسته‌ها
جهان

بس است؛ دیگر نیایید!‏

همچنانکه تجربه اورست نشان داد، سفر به مکان‌های معروف و شناخته‌شده باعث چیزی می‌شود که اقتصاددان‌ها آن را تراکم ‏خارجی می‌نامند. یعنی وقتی شما به یک مکان معروف می‌روید، حضور شما باعث می‌شود که احساس راحتی دیگران کمی ‏کاهش پیدا کند. حالا اگر این تعداد بازدیدکنندگان چندین برابر شود و به‌میلیون برسد، آن زمان است که متوجه می‌شوید ‏توریست‌ها و گردشگران در سراسر دنیا درحال از بین بردن راحتی یکدیگر هستند. به‌عنوان مثال در شهر توکیو، کافه‌ای ‏مخفی و دنج وجود داشت که تقریبا افراد زیادی از این موضوع باخبر نبودند، اما پس از مدتی گردشگران چینی و غربی به ‏آنجا هجوم بردند و دیگر آن کافه‌ای نبود که بتوان مثل قبل لذت برد.‏

این مسأله برای شهرها بیشتر آزاردهنده است. حتی هنگامی که دلارهای توریستی وارد یک شهر می‌شوند و در مغازه‌ها و ‏فروشگاه‌های آن‌جا خرج می‌شوند، اما هیچ‌گاه زیرساخت‌های این شهر برای هجوم این تعداد توریست ایجاد نشده است. ‏اگر قرار باشد زیرساخت‌های جدیدی در این شهر ایجاد شود، مثل ساخت‌وساز هتل‌ها، مغازه‌ها و غیره باید برای مدتی آن ‏خیابان‌ها و ایستگاه‌های مترو بسته شوند و همین امر باعث از بین رفتن جذابیت‌های توریستی می‌شود. ‏

اگر تا زمانی که هتل‌های جدید ساخته نشده‌اند، گردشگران بخواهند خانه یا آپارتمان‌ها را اجاره کنند و در آن‌جا بمانند، ‏این مسأله باعث افزایش تقاضا و درنهایت موجب افزایش اجاره‌ها برای مردم محلی که در آن‌جا زندگی می‌کنند، ‏می‌شود.‏
به طور کلی و به لحاظ منطقی، در هر نقطه از جهان اگر بیش از حد توان آنجا، تقاضا برای جا و مکان، غذا، حمل‌ونقل و سایر ‏امکانات وجود داشته باشد، شرایط آن‌جا مختل می‌شود و کارآمدی خود را از دست می‌دهد.‏

این مشکلات درحال بدتر شدن هم هستند، چراکه تعداد بیشتری از کشورهای آسیایی و آفریقایی درحال پیوستن به ‏کشورهای توسعه یافته هستند. حالا طبقه متوسط هند، بنگلادش و اندونزی بسیار بیش از گذشته درحال بازدید از سوییس، ‏ونیز و نیویورک هستند.‏
متاسفانه به‌زودی به نقطه‌ای می‌رسیم که به لحاظ منطقی، تجمع بیش از حد توریست‌ها باعث می‌شود سفر برای سایر ‏توریست‌ها و گردشگران سخت‌تر شود و دیگر لذت‌بخش نباشد. البته می‌توان این مشکل را تا حدی حل کرد؛ همان‌طور که ‏ژاپن سعی کرده تا گردشگران را به سمت مکان‌های کمتر شلوغ بفرستد. برخی از مناطق مثل آمستردام درحال کم کردن ‏تبلیغات برای جذب توریسم هستند. اما درنهایت چاره‌ای جز این نمی‌بینند که هزینه توریست‌ها و گردشگران را افزایش دهند.‏

فقط تعداد کمی از شهرها و کشورها درحال انجام چنین کاری هستند. ونیز به‌زودی برنامه خود را برای گرفتن هزینه‌ای به ‏عنوان ورودی آغاز خواهد کرد. نیوزیلند نیز مالیاتی را به‌عنوان مالیات توریسم در نظر گرفته است. چندین کشور و شهر دیگر ‏در اروپا نیز به دنبال ایجاد مالیات در هتل‌ها و اقامتگاه‌هایشان هستند.‏

این ساده‌ترین راه برای مقابله با هجوم بیش از حد توریست‌هاست که منافع اقتصادی هم دارد.‏ افزایش اجتناب‌ناپذیر قیمت‌ها اما می‌تواند خبر بدی برای طبقه نوظهور متوسط در جهان باشد. این بدان معناست که دیگر ‏نمی‌توانید به همه‌جای دنیا با قیمتی ارزان سفر کنید؛ دست‌کم به مکان‌های معروف نمی‌توانید بروید. احتمالا در آینده‌ای نه ‏چندان دور، بازدید از مکان‌هایی مثل ونیز فقط از عهده افراد پولدار برخواهد آمد.‏

دسته‌ها
جهان

چرنوبیل دوم در راه است؟

در ابتدا مقامات روسیه گفته بودند که در این حادثه در محل سایت موسوم به نیونوکسا دونفر کشته و 6نفر زخمی شدند. «روس‌اتم» به رسانه‌های روسیه اعلام کرده که تیم‌های فنی و مهندسی‌اش درحال رسیدگی به آن‌چه که این شرکت «یک منبع قدرت ایزوتوپی» برای سیستم پیشران موشک خوانده، بودند.
سایت نیونوکسا تقریبا برای تمامی آزمایشات موشک‌های مورد استفاده نیروی دریایی روسیه استفاده می‌شود. مقامات شهر سورودوینسک گفتند که بعد از این انفجار برای حدود ۴۰دقیقه سطح تشعشعات رادیواکتیوی بالاتر از حد معمول رفت اما در ادامه این تشعشعات کاهش یافت.
درعین حال گزارش شده مقامات محلی سریعا به دنبال خرید قرص‌های یُد رفتند و گزارش شده که محموله‌های قرص‌های یُد نزد داروخانه‌ها در شهرهای سورودوینسک و آرخانجلسک تمام شده‌اند. رسانه‌ها گزارش دادند که وضع چیزی شبیه به وضع زمان وقوع فاجعه هسته‌ای‌ سال ۱۹۸۶ در نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل اوکراین است که متعاقب آن محموله‌های قرص‌های ید برای مردم منطقه‌های اطراف این نیروگاه استفاده شدند.
این دومین حادثه رخ‌داده در یک هفته گذشته، در ارتباط با انفجار مهمات و موشک‌ها در روسیه است. روز دوشنبه گذشته نیز یک‌نفر در آن‌چه که مقامات روسیه انفجار انبار مهمات در سیبری خواندند، کشته و 8نفر دیگر زخمی شدند. در پی این حادثه نیز، مقامات اعلام کردند که نزدیک به ۱۱‌هزار نفر را از مناطق اطراف تخلیه کرده‌اند و فیلمی تأیید نشده نیز در شبکه‌های اجتماعی از این حادثه منتشر شد که وقوع آن را نیز منتسب به انفجار مواد و مهمات هسته‌ای دانسته بود.
خبرگزاری رویترز گزارش داد، کارشناسان هسته‌ای آمریکا در پی انفجار روز پنجشنبه، آن را ناشی از «یک اشتباه سهوی» در زمان تست یک موشک کروز مجهز به سیستم پیشران هسته‌ای دانسته‌اند که در نتیجه آن، افزایش تشعشعات رادیواکتیو در شمال روسیه ثبت شده است.

دسته‌ها
جهان

جاسوس‌های اغواگر دوران تحریم!

یکی از این معامله‌گران میثم شریفی است که در تهران ساکن است. او می‌گوید: «گاهی فکر می‌کنم که یک بازیگر هستم که در یک فیلم هولناک جاسوسی بازی می‌کند.» از زمانی که پرزیدنت ترامپ تحریم‌های نفتی ایران را از‌ سال پیش فعال کرده است، اطلاعات نفتی و خرید و فروش‌های ایران به اطلاعاتی مهم و به سلاح ژئوپلیتیک باارزشی تبدیل شده است. به همین دلیل هم خرید و فروش نفت ایران که روزی بسیار امن و سودآور بود، حالا به یک بازی جاسوسی و ضدجاسوسی خطرناک جهانی مبدل شده است.
ماه گذشته ایران اعلام کرد که 17 نفر را به جرم جاسوسی برای سازمان سی.آی.ای بازداشت کرده است. دولت ایران در مورد موضوع جاسوسی آنها چیزی نگفت اما حالا مشخص شده که آنها در تلاش بودند تا به‌ طور مخفیانه اطلاعات معاملات نفتی ایران را جمع‌آوری کنند.
پرزیدنت ترامپ این موضوع را انکار کرده که این افراد برای سی.آی.ای کار می‌کرده‌اند. این اقدام اما یک رفتار غیرمعمول است؛ چراکه پیش‌تر در چنین موضوعاتی هیچ‌گاه از سوی رئیس‌جمهوری آمریکا یا دولت این کشور بیانیه‌ای در تأیید یا رد اتهام حرفی منتشر نمی‌شد. با این حال، سخنگوی سازمان سی.آی.ای از اظهار نظر در این باره خودداری کرده است.

مقامات آمریکایی اما اذعان دارند که اطلاعات معاملات نفتی ایران برای سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا بسیار مورد توجه است. هر کسی که در حال جاسوسی است، به خوبی می‌داند که همین بازی خطرناک نیز باعث کاهش معاملات نفتی ایران شده است. معامله‌گران می‌گویند که به آنها انواع و اقسام پیشنهادات اغواکننده در ازای اطلاعات داده شده است.
یکی از این دلالان ادعا کرده است که از سوی برخی نهادهای آمریکایی به او پیشنهاد 5‌هزار دلار به ازای یک ماه تحقیق در مورد صنعت نفت ایران داده شده است. زنان ارمنی در شکل بازرگانان و به بهانه دیدن از شیراز و اصفهان وارد ایران می‌شوند و با این دلالان ارتباط برقرار می‌کنند.
برخی دیگر از معامله‌گران نفتی می‌گویند که خارجی‌هایی که برای آمریکا کار می‌کنند مبالغ نجومی از 100‌هزار دلار تا یک میلیون دلار را به آنها پیشنهاد داده‌اند تا فقط شماره حساب‌های نفتی‌ای که وزارت نفت ایران با آنها کار می‌کند را اعلام کنند. آمریکا به برخی از این افراد خارجی قول دادن ویزای آمریکا را داده است.
یکی از این معامله‌گران می‌گوید که گول یکی از همین زنان ارمنی را خورده است. او می‌گوید که چند زن ارمنی او را قانع کردند تا با اسم‌های آنها در شرکت‌های ارمنستان ثبت‌نام کند تا معاملات را راحت‌تر انجام دهد. او گفته است که وقتی این زنان در ایران بازداشت شدند، نیروهای امنیتی ایران او را برای بازجویی فراخواندند و او هم به این روابط پایان داد.
مشتریان خارجی هم نگران شرایط هستند؛ چراکه اگر از ایران نفت بخرند و آمریکا این را متوجه شود، آمریکا تحریم‌های ثانویه‌ای را در مورد آنها اعمال می‌کند. معامله‌گران می‌گویند که در سفرهای خارجی، مشتریان آنها در نیمه شب از آنها می‌خواهند تا هتل‌هایشان را عوض کنند. حتی گاهی در فرودگاه‌ها آنها را سوال و جواب می‌کنند که مبادا جاسوسان آمریکایی باشند.
حتی تماس‌های آنها با وزارت نفت ایران نیز شنود می‌شود.
یکی از معامله‌گران می‌گوید که پس از آن‌که یک فرد اروپایی مشکوک وارد دفترش شد، با بخش اطلاعات وزارت نفت ایران تماس گرفت و اطلاعاتی را در مورد او خواست. دیگری می‌گوید که پیام یک زن که خود را دانشجوی سوئدی معرفی کرده بود که بر روی موضوع تجارت نفت ایران تحقیق می‌کند را پاک و شماره او را نیز بلاک کرده بود؛ چون مشکوک به جاسوسی برای آمریکا بود.
حسن سلیمانی، سردبیر مشرق‌نیوز تأیید کرده است که حلقه جاسوسان نفتی دستگیر شده‌اند. یک سیاستمدار ایران و دو تاجر نفتی دیگر هم که نام خود را فاش نکرده‌اند، این خبر را تأیید کرده‌اند. معامله‌گران می‌گویند که 17 نفری که به جرم جاسوسی دستگیر شدند، در بخش نفت و انرژی به‌ عنوان معامله‌گر و دلال کار می‌کردند. آنها به خاطر تماس با بیگانگان در سفرهای خارجی بازداشت و تحت نظارت قرار گرفتند.
در ماه ژوئن نیز ایران گفته بود که یک زن را که برای یک شرکت انرژی اروپایی کار می‌کرده را به جرم جمع‌آوری اطلاعات از طریق ارتباط با مدیران میانی وزارت نفت بازداشت کرده است. از آن‌جا که اقتصاد ایران به نفت وابسته است و از سوی دیگر به خاطر فرار از تحریم‌ها، اطلاعات خرید و فروش نفت بسیار حیاتی و محرمانه است. سلیمانی، می‌گوید: «این‌که چگونه ما از تحریم‌ها فرار می‌کنیم و نفت خود را می‌فروشیم و این‌که این پول را چگونه جابه‌جا می‌کنیم، اطلاعات بسیار مهمی است. شاید هیچ اطلاعاتی از این مهمتر نباشد.»
بیژن زنگنه، وزیر نفت ایران، از ‌سال پیش یعنی زمانی که آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران خارج شد و تحریم‌های نفتی را برقرار کرد، انتشار اطلاعات نفتی را ممنوع کرد. آقای زنگنه گفته بود: «اطلاعات در مورد صادرات نفت ایران اطلاعات جنگی است.» دونالد ترامپ گفته بود که هدف تحریم‌ها برای این است که فروش نفت ایران را به صفر برساند تا ایران رفتار خود را تغییر دهد. تخمین‌ها حاکی از آن است که فروش نفت ایران از پیش از تحریم‌ها از روزی 2.5‌میلیون بشکه نفت به حدود 500‌هزار بشکه در روز رسیده است؛ اما آمریکا هیچ‌گاه نتوانسته این فروش را به صفر برساند.
ایران از سال‌ها پیش راه‌هایی را برای دورزدن تحریم‌ها پیدا کرده و حالا نیز از آنها برای فروش نفت خود استفاده می‌کند. از خاموش‌کردن جی‌پی‌اس نفتکش‌ها گرفته تا انتقال نفت از یک نفتکش به نفتکش دیگر بر روی آب یا مخلوط‌کردن نفت خود با نفت عراق در هنگام بارگیری در بندر بصره.
معامله‌گران نفتی می‌گویند که ایران در سیستم جدید فروش نفت به راحتی کار خود را انجام می‌دهد. یکی از این افراد که پیش‌تر در کار معامله نفتی بوده، می‌گوید: «بزرگترین ترس ما از فروپاشی اقتصادی محقق نشد. ایران بسیار خلاق بوده و مبتکرانه به دنبال راه‌های فروش نفت خود می‌گردد.»

منبع: نیویورک‌تایمز

دسته‌ها
جهان

صدور فاکتور در ازای حضور نظامی آمریکا

او طی دو توییت جداگانه به دفاع بی‌چشمداشت واشینگتن از متحدانش در طول سالیان گذشته پرداخته و سپس با ظرافت پایان دوران ارایه سرویس مجانی را اعلام کرد و با تأکید بر ثروتمندبودن کره جنوبی، دریافت پول بیشتر برای اخذ خدمات ارتش ایالات متحده را یک امر عادی جلوه داد. ترامپ تا پیش از این چنین لحنی را فقط برای عربستان ‌سعودی به کار برده و علنا ثروتمندبودن ریاض را مجوزی برای صدور صورتحساب از سوی واشینگتن قلمداد کرده بود. اکنون به نظر می‌رسد دایره کشورهایی که باید سر کیسه را برای این تاجر کهنه‌کار نیویورکی شل کنند، در حال افزایش است.

درآمدزایی از شرق آسیا

اگر قرار باشد روند صدور فاکتور برای کشورهایی که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد، ادامه یابد، چیزی در حدود 30 کشور از آسیا و اروپا گرفته تا اقیانوسیه و آمریکای جنوبی همگی در صف بدهکاران بالقوه قرار دارند. هر چند که براساس قاعده «کندن مو از کف دست» ترامپ آن‌قدر باهوش هست که بداند برای سرکیسه کردن ابتدا باید سراغ کدام کشورها برود. امروز نزدیک به 60‌هزار سرباز آمریکایی در ژاپن و 30‌هزار نفر دیگر در کره‌ جنوبی مستقر هستند؛ اما وقتی به یاد بیاوریم بیش از هفت دهه از پایان جنگ جهانی دوم و جنگ کره می‌گذرد، لزوم ادامه چنین سیاستی پرسش‌برانگیز می‌شود. در این میان شاید وجود کره‌شمالی در منطقه شرق آسیا توجیه‌کننده حضور نظامی فوق باشد اما واقعیت این است که نیروی نظامی ژاپن و کره ‌جنوبی به لحاظ تجهیزات از هر نظر بر ارتش پرتعداد اما مستهلک کره ‌شمالی برتری دارند و تنها تفاوت آنها در داشتن سلاح اتمی است که اگر پیونگ‌یانگ تصمیم به استفاده از آن بگیرد، چه آمریکایی‌ها در منطقه باشند و چه نباشند، علاجی برای آن وجود نخواهد داشت.

اروپا، هدف بعدی ترامپ

جالب است بدانید که دامنه حضور نظامی آمریکا در دیگر کشورهای جهان فقط مختص منطقه شرق آسیا و خاورمیانه نبوده و در همین لحظه‌ای که مشغول خواندن این متن هستید، بخش اعظمی از نظامیان این کشور در پایگاه‌های خود در دل اروپا به سر می‌برند. سابقه حضور نظامی ایالات متحده در خاک اروپا به بعد از جنگ جهانی دوم برمی‌گردد و این کشور برای محافظت از کشورهای اروپای غربی در برابر اتحاد جماهیر شوروی نسبت به ایجاد پایگاه‌های نظامی در سرتاسر خاک قاره سبز اقدام کرد؛ اما جالب اینجاست که با گذشت نزدیک به سه دهه از فروپاشی شوروی و انحلال پیمان ورشو، نه‌تنها حضور نظامی آمریکا در خاک اروپا کاهش نیافته که بر تعداد این نیروها نیز افزوده شده است. جولان سربازان آمریکایی در خاک اروپا طی 30‌سال گذشته همواره ذیل ماموریت در قالب پیمان ناتو توجیه شده است، اما حالا باید دید با سیاست جدید ترامپ و طلب‌کردن هزینه‌ها از شرکا، کمیت و کیفیت این حضور دستخوش چه تحولاتی خواهد شد.