دسته‌ها
سبک زندگی

ازدواج و انتخاب همسر شانسی است؟

اگر افراد باورها یا انتظارات غیرواقع‌بینانه‌ای در مورد انتخاب همسر داشته باشند، بیشتر احتمال دارد که دچار تردید، ناکامی و دلسردی شوند. هدف این مطلب شناساندن رایج‌ترین باورهای غیرمنطقی‌ در مورد انتخاب همسر است. باید توجه داشت که اگر افراد بتوانند این باورها را تغییر دهند، به کاهش اضطراب، ناکامی و دلسردی خودشان کمک می‌کنند و رابطه‌ای رضایت‌بخش با همسرشان خواهند داشت.

شاهزاده رویاها

این باور غیرمنطقی به این صورت است: تنها یک شخص مناسب در دنیا برای ازدواج با هر شخصی وجود دارد. سوالاتی که این‌جا مطرح می‌شود اینهاست: یک فرد چگونه تعیین ‌می‌کند که چه موقعی این فرد مناسب را خواهد یافت؟ آیا ممکن است در مواجهه با آن شخص مناسب احساس خاص و جادویی را تجربه کند؟ آیا با در انتظارآمدن آن شخص مناسب، شانس‌های دیگر فرد برای ازدواج از دست نخواهد رفت؟ بی‌تردید، چنین باوری باعث انفعال در فرآیند انتخاب همسر می‌شود.

برای مثال برخی از افراد باور دارند که شاهزاده رویاهای‌شان سرانجام می‌رسد و بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند. شاهدی این باور را تأیید نمی‌کند زیرا اگر این‌چنین باشد، چه دلیلی دارد که بسیاری از افراد طلاق بگیرند و دوباره ازدواج کنند.

همسر کامل و بی‌نقص

برخی از افراد باور دارند تا زمانی که شخص کاملی برای ازدواج نیافته‌اند، نباید ازدواج کنند. آلبرت الیس، روانشناس مشهور آمریکایی، این باور را انتظاری غیرمنطقی می‌داند. چنین تمایلی برای کمال، توانایی فرد را برای یافتن راه‌حل‌ها کاهش می‌دهد و می‌تواند منجر به عکس نتیجه دلخواه شود.

یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی‌های شخصیتی‌اش متضاد با او باشد

همه ما در دنیای احتمالات زندگی می‌کنیم. میل به حقیقت کامل تنها منجر به بزرگ‌شدن بیش از حد انتظاراتی می‌شود که نمی‌تواند رضایت‌بخش باشد و در نتیجه باعث تردید و اضطراب می‌شود. افرادی که این باور را دارند، اغلب درگیر روابط کوتاه‌مدت می‌شوند؛ یعنی به جای شناخت درست فرد مقابل‌شان، آنها را با معیارهای نادرست خود ارزیابی می‌کنند.

این افراد سپس الگویی از چند رابطه کوتاه‌مدت در زندگی‌شان ایجاد می‌کنند که منجر به ناکامی و دلسردی می‌شود. بیهودگی این باور با این نظر تقویت می‌‌شود که بدانیم افراد طی زمان تغییر می‌کنند. شخصی که در شروع ازدواج به نظر می‌رسد که فرد کاملی است ناگزیر بعدا چنین به نظر نخواهد رسید.

کامل‌بودن خود

برخی افراد باور دارند که هر فرد قبل از این‌که تصمیم به ازدواج بگیرد باید کاملا احساس کفایت و قابلیت را برای همسربودن داشته باشد. این افراد به دلیل این باور به مدت طولانی مجرد می‌مانند؛ زیرا افراد معدودی هستند که کاملا احساس کفایت در این مورد دارند.

به‌علاوه ازدواج موفق به همکاری و تلاش دو نفر نیاز دارد و کامل‌بودن یک نفر برای موفقیت ازدواج کافی نیست. البته برخی افراد از این باور به‌عنوان توجیهی برای ترس اساسی‌شان از ازدواج استفاده می‌کنند. یک باور جایگزین معقول‌تر در این‌جا می‌تواند این باشد که فرد باید نسبتا احساس قابلیت همسربودن را داشته باشد؛ اما اکثر افراد به دلیل اضطراب نمی‌توانند قضاوت درستی از میزان قابلیت و کفایت خود در این مورد داشته باشند. اضطراب نباید فرد را از ازدواج‌کردن دور کند. این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که هیچ‌کس کامل نیست.

رابطه کامل

برخی افراد باور دارند که هر زوج باید قبل از ازدواج ثابت کنند که رابطه‌شان خوب است. این افراد به مدت طولانی ازدواج خود را به تعویق می‌اندازند تا برای‌شان ثابت شود که رابطه‌شان خوب خواهد بود. آنها حتی موقعیت‌هایی ایجاد می‌کنند تا قدرت رابطه‌شان را امتحان کنند و بارها و بارها نامزدشان را آزمایش می‌کنند.

احتمالا پس از مدتی، نامزد این فرد از این آزمون‌ها خسته می‌شود و رابطه را قطع می‌کند. باید توجه داشته باشیم که متأسفانه ما در دنیایی ناکامل با آدم‌ها و روابط ناکامل زندگی می‌کنیم. به‌علاوه استرس‌ها و بحران‌ها و چالش‌های آتی رابطه را نمی‌توان به درستی پیش‌بینی کرد.

برخی از افراد باور دارند که شاهزاده رویاهای‌شان سرانجام می‌رسد و بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که فعالانه به شناخت دیگران برای ازدواج بپردازند

تلاش سخت

این باور غیرواقعی به این صورت است که شخص می‌تواند با هر کسی که برای ازدواج انتخاب می‌کند شاد باشد؛ اگر سخت تلاش کند. این باور متضاد با باور همسر کامل است؛ چون شامل داشتن دیدی علت و معلولی به فرآیند انتخاب همسر است.

بسیاری از افرادی که ازدواج کرده‌اند این باور را ماه‌ها یا سال‌ها داشته‌اند بدون آن‌که برای‌شان موفقیتی به همراه داشته باشد، زیرا ازدواج رابطه‌ای دوجانبه است که به همکاری دو طرف برای حل مشکلات زناشویی نیاز دارد. به نظر می‌رسد برخی از افراد وجود دارند که حاضر نیستند دوجانبه برای زندگی موفق تلاش کنند. ازدواج با این افراد تلاش‌ برای زندگی موفق را بی‌اثر می‌کند. برخی از این افراد به‌طور مشخص عبارتند از:

1  افراد معتادی که به دنبال بهبودی نیستند.

2 افراد خشن یا از لحاظ عاطفی سوءاستفاده‌گر.

3 افرادی که دیدگاه‌های دینی و فرهنگی کاملا متفاوتی دارند.

متضادهای مکمل

یک باور اشتباه این است که شخص باید کسی را برای ازدواج انتخاب کند که ویژگی‌های شخصیتی‌اش متضاد با او باشد. پیامد منفی این باور این است که 1- افراد را تشویق می‌کند تا به جای افراد مشابه در جست‌وجوی افراد متفاوت از خودشان باشند. 2- مانع تغییر شخص می‌شود. (برای مثال شخص فکر می‌کند که به جای تغییر خود به دنبال کسی باشد که متضاد با او باشد و ضعف‌های او را بپوشاند.) اگر چه در برخی موارد متضادها جذابند، ازدواج با کسی که صفاتش به نحو چشمگیری متفاوت است معمولا منجر به تعارض و نارضایتی می‌شود.

آن‌چه نیاز دارید، عشق است

استیون همیشه عاشق نیک بوده، اما معتقد است که موفقیت‌شان در ازدواج مربوط به پایبندی‌شان در تعهد و همراهی همیشگی آنهاست. نیک هم می‌گوید: «من خودمان را به چشم یک گروه نگاه می‌کنم. ما هر دو به سمت یک نقطه حرکت می‌کنیم و آرزوی چیزهای مشابهی داریم. من روابطی را که تا امروز داشتیم، مقدس می‌شمارم و او را به خاطر این همراهی بیشتر از همیشه دوست دارم.» امروزه ما می‌اندیشیم که عشق رمانتیک جزء سازنده هر ازدواجی است، در حالی ‌که این‌گونه نیست؛ چرا که ازدواج قرن‌ها پیش از آن‌که عشق به جزء اصلی و سازنده آن بدل شود، وجود داشته است. ازدواج از گذشته تا امروز تنها راه موفق همراهی دو نفر براساس ارزش‌های برابر و احترام متقابل بوده است. دکتر شیمون مور، روانشناس دانشگاه متروپولیتن لندن، می‌گوید: «ممکن است انسان‌ها به خاطر عشق به هم برسند اما فقط زمانی که روابط موفقیت‌آمیزی دارند، می‌توانند تا انتها با هم باقی بمانند. این ازدواج درست است که اجازه می‌دهد عشق شکوفا شود. شما همدیگر را دوست دارید، چون می‌توانید زندگی را با هم قسمت کنید.»

ما باید با هم یکی و شبیه به هم باشیم

ماری 42 ساله می‌گوید: «ما هرگز مدت زیادی از هم جدا نیستیم.» اندرو 45 ساله هم اضافه می‌کند: «اصلا ازدواج چه فایده‌ای دارد، اگر شما دایم کنار هم نباشید؟» ماری و اندرو طی دوازده ‌سال زندگی مشترک‌شان واقعا به هویتی واحد تبدیل شده‌اند.

ممکن است انسان‌ها به خاطر عشق به هم برسند اما فقط زمانی که روابط موفقیت‌آمیزی دارند، می‌توانند تا انتها با هم باقی بمانند

آنها همه‌جا با هم می‌روند. وقتی یکی حرف می‌زند، دیگری جملات او را تکمیل می‌کند. حتی اخیرا لباس‌هایی هم که می‌خرند، جفت است. سوزانا ایبس، رفتاردرمانگر، می‌گوید: «بهتر است به همسرمان اجازه دهیم تا احساس کند فردی متفاوت با دیگری است.»

پرل هم می‌گوید: هیچ‌ وقت سعی نکنید تفاوت‌های میان خود را از میان بردارید؛ چراکه این مسأله می‌تواند آغازی بر مرگ روابط میان همسران باشد.»

اگر زن و مرد تفاوت‌های خود را با یکدیگر حفظ کنند، روابط آنها می‌تواند همچنان لذتبخش باقی بماند؛ اما اگر زن و شوهری سعی در تشابه‌سازی رفتار یکدیگر داشته باشند، خواهند گفت که ما با هم‌خانه یا دوست‌مان زندگی می‌کنیم؛ و چون که این مسأله باعث نزدیک‌شدن خلق و‌ خوی آنها به هم می‌شود، باعث کاهش روابط جنسی می‌شود.  این یعنی فاصله مناسب میان خود را حفظ کنید.

فرزند، رابطه شما و همسرتان را تقویت می‌کند

ایبس می‌گوید: «زمانی در رضایت از ازدواج غوطه‌ور می‌شوی که کودکی متولد شود و تا زمانی هم که آنها خانه را ترک نکنند، این رضایت افزایش نمی‌یابد.» شما با به دنیا آوردن کودک نه‌تنها فرد سومی وارد ساختمان نیمه‌کاره اتحاد دونفره‌تان می‌کنید، بلکه او همان کسی است که فشار زیادی بر تخریب روابط‌تان وارد خواهم کرد. تعجبی نیست که مردم می‌گویند نتیجه اصرارشان برای ورود فرزندی جدید به خانواده حتی به خیانت همسرشان منتهی شده است.

مور می‌گوید: «اگر شما نمی‌توانید خوب زندگی را پیش ببرید، بچه‌آوردن به نیت بهبود روابط ممکن است کوبیدن آخرین میخ بر تابوت زندگی‌تان باشد و با برانگیختن حسادت همسرتان احساسات او را بکشید. حسادت به بچه ممکن است زخم عمیقی بر پیکره عشق شما بزند.

شما تمام روز سر کار هستید و وقتی به منزل برمی‌گردید، اولین کاری که انجام می‌دهید بوسیدن فرزندتان است.» وی ادامه می‌دهد: «می‌توانید یک هفته کودکی را به خانه بیاورید. من هیچ راه دیگری را که نشان دهد فرزند چه فشاری به زندگی وارد می‌کند، نمی‌شناسم. تا زمانی که این اتفاق نیفتد، بسیاری از زوج‌ها اندازه این فشار را درک نمی‌کنند. به همین دلیل است که پیش از تولد کودک اول باید رابطه زن و شوهر مستحکم شود.»

دسته‌ها
جامعه

چرا خانواده‌های ایرانی کوچک شدند؟

میانگین بُعد خانوار سرعت کمتری به خود گرفته

آمارها کوچک‌شدن خانواده‌های ایرانی را نشان می‌دهند؛ به‌طوری که گفته می‌شود از ۲۴میلیون خانوار، خانواده‌های هسته‌ای حدود ۶۱درصد را به خود اختصاص داده‌اند (خانواده‌ای که در آن والدین با فرزندان خود زندگی می‌کنند)، حدود چهاردرصد سهم خانواده گسترده است (خانواده‌ای که در آن والدین با فرزندان ازدواج کرده و نوه‌ها زندگی ‌می‌کنند).

در این میان، خانواده‌های تک‌والد حدود 7‌درصدند (خانواده‌ای که یکی از زوجین به دلیل فوت، طلاق یا مهاجرت حضور ندارند) و حدود ۲۵صدم‌ درصد را خانواده فرزند سرپرست و حدود 7درصد را خانواده تک‌نفره تشکیل می‌دهند.

کاهش باروری یکی از دلایل کوچک‌شدن خانواده‌هاست. میزان باروری کل در اوایل دهه60 اندکی بیش از 6 فرزند بود؛ درحالی ‌که این میزان در چندسال اخیر به حدود دوفرزند رسیده است

حالا محمدجلال عباسی‌شوازی، استاد جمعیت‌شناسی دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با «شهروند» کوچک‌شدن خانواده‌ها را وابسته به دلایل متعددی می‌داند و می‌گوید: «کاهش باروری، مهاجرت و شهرنشینی، تغییر سبک‌های زندگی جوانان و شیوه سکونت آنان، تغییر در نگرش‌های افراد به خانواده، به تأخیرانداختن ازدواج، مشکلات اقتصادی، بیکاری و… دلایلی‌اند که دست ‌به دست هم می‌دهند تا خانواده‌ها کوچک شوند؛ اگرچه توجه به این نکته مهم است بلکه سهم این عوامل به یک اندازه نبوده و این عوامل از یکدیگر تأثیر می‌پذیرند.»

کاهش قابل توجه باروری در دهه‌های اخیر در ایران و تاثیر آن بر میزان رشد، ترکیب و ساختار جمعیت کشور موضوع مهمی است که در سال‌های اخیر باعث تغییر سیاست‌های جمعیتی کشور شده؛ تغییرات مختلف نگرشی در زمینه مسائل باروری، ازدواج و خانواده در مسیر گذر اجتماعی در دهه‌های اخیر در ایران باعث شده تا شاهد تحولات گسترده‌ای در این حوزه باشیم.

عباسی‌شوازی در بحث کاهش باروری می‌گوید: «کاهش باروری یکی از دلایل کوچک‌شدن خانواده‌هاست. میزان باروری کل در اوایل دهه60 اندکی بیش از 6 فرزند بود؛ درحالی ‌که این میزان در چندسال اخیر به حدود دوفرزند رسیده است.

آمارها نشان می‌دهد در دهه60 حدود 70درصد خانواده‌ها سه‌فرزند و بیشتر داشتند، درحالی ‌که این رقم امروزه به نزدیک 23درصد رسیده، البته در علل کاهش تعداد فرزندان دلایل زیادی وجود دارد که در تحقیقات و گزارش‌های مختلف به تفصیل بررسی شده است.

مهاجرت‌های روستا- شهری و میزان بالای شهرنشینی و الزامات سکونتی آن هم در تغییر و کوچک‌شدن اندازه خانوار موثر بوده است.»
رئیس موسسه مطالعات جمعیتی کشور نقش تغییرات در سبک زندگی و شیوه‌های سکونت را هم در روند تحولات خانوار بسزا می‌داند: «در گذشته فرزندان پس از ازدواج در خانه والدین ساکن می‌شدند و این موضوع، موضوعی مرسوم بود، یعنی علاوه بر والدین و فرزندان آن‌ها افرادی دیگر مانند عروس، داماد و نوه‌ها هم در یک خانوار با هم زندگی می‌کردند اما امروزه فرزندان به محض ازدواج در خانه‌های جدا ساکن می‌شوند. نگاهی به روند خانوارهای گسترده این موضوع را بیشتر آشکار می‌کند.

در اوایل دهه 60 حدود 5‌درصد خانوارها تک‌نفره بودند و در ‌سال 1395 این رقم به 7‌درصد رسیده است

در ‌سال 1363 حدود 16درصد خانوارهای کشور از نوع گسترده بودند، درحالی ‌که سهم این خانوارها در ‌سال 1395 تنها 6درصد بوده است.»

او ادامه می‌دهد: «تاثیر این رفتار را همچنین می‌توان در سهم خانواده‌هایی دید که در آن والدین به تنهایی زندگی می‌کنند.

سهم این خانوارها در ‌سال 1395 حدود 5/13درصد بوده که 60درصد آنها زوج‌های بالای 50سال بودند و این افراد همان والدینی‌اند که فرزندانشان پس از ازدواج دیگر با آنها زندگی نمی‌کنند.»

عباسی‌شوازی معتقد است که سهم خانوارهای تک‌نفره در جامعه رو به افزایش است و ادامه می‌دهد: «هر چند هنوز هم سهم اندکی در کل خانوارها را به خود اختصاص داده‌اند.

در اوایل دهه 60 حدود 5‌درصد خانوارها تک‌نفره بودند و در ‌سال 1395 این رقم به 7‌درصد رسیده است.

نکته بسیار مهم این است که بیشتر این خانوارها به افراد بالای 50 سال تعلق دارد و عمده افزایش مشاهده‌شده هم مربوط به افراد سالخورده است.

درواقع برخلاف کشورهای غربی، سهم خانوارهای تک‌نفره جوان در کشور بسیار اندک است و بیشتر آنان هم به دلایلی همچون تحصیل یا کار در شهرهایی غیر از محل تولد خود، در خانوارهای تک‌نفره ساکن شده‌اند.»
رئیس موسسه مطالعات جمعیتی کشور تأثیر خانوارهای تک‌والد را در کاهش اندازه خانواده چشمگیر نمی‌داند: «آمارها نشان می‌دهد که سهم خانوارهای تک‌والد در اوایل دهه 60 حدود 6درصد بوده که این رقم در ‌سال 1395 اندکی بالاتر از 8‌درصد است.

این خانوارها به دو دسته پدروالد و مادروالد تقسیم می‌شوند که افزایش مشاهده‌شده بیشتر مربوط به خانوارهای مادروالد است که خود می‌تواند دو دلیل عمده داشته باشد: نخست این‌که تفاوت‌ها در امید به زندگی مردان و زنان و بالاتربودن امید به زندگی زنان سبب شده تا تعداد مادران بیوه بیشتر باشد، بنابراین همراه با افزایش امید به زندگی، تعداد خانوارهایی که مادربیوه در آن سرپرست خانوار باشد، هم افزایش پیدا کرده است.

دوم این‌که شانس ازدواج مجدد برای مردان بیشتر از زنان است؛ بنابراین احتمال این‌که زنان پس از طلاق همچنان مطلقه باقی مانده و سرپرست خانوار باشند، بیشتر است.»

دیگر نمی‌توان انتظار داشت فرزندان پس از ازدواج با والدینشان زندگی کنند

رئیس انجمن جمعیت‌شناسی ایران ادامه می‌دهد: «بُعد خانوار در ایران رو به کوچکترشدن گذاشته اما هنوز هم اکثریت خانوارهای ایرانی را خانوارهای هسته‌ای تشکیل می‌دهند (64درصد در ‌سال 1395) که در آن والدین به همراه فرزندان خود زندگی می‌کنند.

از این تعداد 23درصد دارای سه ‌فرزند و بیشتر و 40درصد آنها دو فرزند دارند.

امروزه دیگر نباید انتظار داشت همچون گذشته فرزندان پس از ازدواج با والدین زندگی کنند و خانوارهای گسترده تشکیل دهند.

مسائل اقتصادی خود سبب شده تا جوانان ازدواج‌شان را به تأخیر بیندازند و هم فرزندان کمتری به دنیا بیاورند. با این حال عمومیت ازدواج همچنان در سطح بالایی است و همان‌گونه که نتایج مطالعات مختلف هم نشان داده، میانگین تعداد فرزندان حدود دو فرزند است»

خانوادهآینده‌ای شاید بدون خانواده

خانواده گسترده، خانه‌های حیاط‌دار و بزرگ‌شدن در کنار پدرومادربزرگ‌ها بخشی از تاریخ زندگی اجتماعی ایران‌ است؛ دوره‌ای که بچه‌ها قرار بود عصای پیری باشند و در کودکی همبازی هم و در بزرگسالی پشتیبان خواهر و برادرها اما در گذر زمان این تعاریف تغییر پیدا کردند و تعداد فرزندان خانواده‌ها نسل‌به نسل کم شد تا جایی که حالا از خانواده‌های هسته‌ای، تک‌والد، خانواده‌های تک‌نفره صحبت به میان می‌آید.

افسر افشارنادری، جامعه‌شناس در گفت‌وگو با «شهروند» خانواده‌های هسته‌ای را بخشی از واقعیت جوامع شهرنشینی امروزی می‌داند: «خانواده گسترده بحثی تاریخی است و جامعه دیروز ایران آن را به خود می‌دید؛ اما دستخوش روند تکامل تاریخی شد و به سمت خانواده هسته‌ای رفت.

خانواده هسته‌ای خانواده‌ای است که یک نسل در یک خانه با هم زندگی می‌کنند در حالی ‌که خانواده گسترده سه نسل را به خود می‌دید؛ خانواده‌ای که سال‌هاست آن را نداریم و موجودیتش به روستاها منتهی می‌شود؛ چون ضرورت زندگی روستایی خانواده گسترده را ایجاب می‌کند.»

افشارنادری همه ابعاد زندگی اجتماعی را در گسترش خانواده‌های هسته‌ای دخیل می‌داند: «خانواده امروزی با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و… روبه‌رو است. شرایط مسکن و هزینه تأمین آن با گذشته تفاوت چشمگیری داشته و حتی ابعاد خانه‌ها هم دچار تغییر شده‌ تا جایی که در آگهی‌های فروش و اجاره متراژ خانه‌ها 50-60 متری است، به‌واقع در چنین شرایطی آیا می‌توان به خانواده گسترده دیروز اندیشید؟»

این جامعه‌شناس صحبت از کوچک‌شدن خانواده بدون در نظر گرفتن روند تکامل تاریخی را رویه‌ای درست نمی‌داند و ادامه می‌دهد: «کوچک‌شدن خانواده‌ها در حالی به ‌عنوان پدیده‌ای که نظام خانواده را تحت‌ الشعاع قرار می‌دهد، مطرح می‌شود که روند تکامل تاریخی از نظرها دور می‌ماند.

نمی‌توانیم بگوییم جامعه تکامل بیابد و تغییر داشته باشد اما خانواده شکل گذشته خود را داشته باشد. خانواده نهادی است که با تغییرات جامعه تغییر می‌یابد.»

سازمان ملل متحد در‌ سال ۱۹۹۴ خانواده را چنین تعریف کرده است: «خانواده یا خانوار به گروه دو یا چند نفره‌ای اطلاق می‌شود که با هم زندگی می‌کنند؛ درآمد مشترک برای غذا و دیگر ضروریات زندگی دارند و از طریق خون، فرزندخواندگی یا ازدواج با هم نسبت دارند.»

اما جوامع امروزی با اشکال مختلف خانواده‌ها روبه‌رو هستند و آنها را بخشی از واقعیت مدرنیته می‌دانند، اشکالی که تا حدودی در جوامع پذیرفته شده‌اند یا به مرور زمان این انتظار می‌رود، قابل پذیرش ‌شوند.

افشارنادری می‌گوید: «خانواده هسته‌ای نشانه توسعه است؛ توسعه یعنی اهمیت‌دادن به کیفیت زندگی. در گفتن از خانواده و مسائل مرتبط با آن باید واقع‌بین بود و همه ابعاد را با میزان اهمیت و تاثیرگذاری که دارند، باید مدنظر قرار داد.

فردگرایی در جامعه نهادینه شده و نسبت به گذشته افراد اهمیت بیشتری به خود و خواسته‌های‌شان می‌دهند و این بخشی از واقعیت جوامع امروزی است و این‌که هر فردی حق زندگی دارد بنابراین باید راحت زندگی کند، سرلوحه زندگی بخش قابل‌ملاحظه‌ای از جامعه است.»

این جامعه‌شناس خانواده‌های تک‌والد را خطری بر نظام خانواده می‌داند و می‌گوید: «شکل‌های جدیدی از خانواده که در جامعه به چشم می‌خورد؛ اگر چه آمار دقیقی هم از آنها در دست نیست و با وجود این نظام خانواده را به خطر می‌اندازند.

به نظر می‌رسد تا به امروز تنها از خانواده و شکل‌های مختلف آن و تهدیدهایی که متوجه جامعه می‌کنند، صحبت شده در حالی ‌که شاید راه درست و منطقی این باشد که همه ابعاد را در کنار خانواده واکاوی کرد؛ واکاویی این‌که هر کدام از این موارد چرا به‌ وجود می‌آیند و چطور می‌توان به شیوه درست و اصولی با آن مقابله کرد.

واقعیت امر این است که تنها نکوهش مسأله‌ای نمی‌تواند راه‌برون رفت از آن باشد، به‌خصوص در مورد مسائلی که اجتماع را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

خانواده نهادی اجتماعی است و به راحتی نمی‌توان از کنار مسائل دخیل در آن گذشت؛ به ‌عنوان مثال نمی‌توان با وام 30میلیونی ازدواج، جوانان را به ازدواج تشویق کرد؛ وامی که در یک بازه زمانی باید بازپرداخت شود! واقعیت امر این است که اگر دولت‌ها نسبت به بهبود شرایط اجتماعی اهمیت ندهند، آینده‌ای را می‌توان به تصویر کشید که خانواده‌ در ایران از بین می‌رود.»

دسته‌ها
جامعه

عقد آریایی دیگر چه صیغه‌ای است؟

چند روز گذشته رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق از ‏وجود دفترهای غیرمجاز و غیررسمی خبر داده که عقد آریایی جاری می‌کنند. علی مظفری در مورد این دفاتر هشدار داده ‏و به باشگاه خبرنگاران جوان گفته: «دریافت مجوز دفاتر ازدواج و طلاق محدودیت‌ها و معذوریت‌های قانونی دارد، به همین ‏دلیل اخیرا شاهد هستیم افرادی اقدام به تأسیس دفاتر غیرقانونی ازدواج و طلاق با عنوان «دفتر ازداوج شیک» کرده‌اند که ‏هیچ مجوز قانونی ندارد‎.‎‏ در دفاتر رسمی ازدواج باید مسائلی مانند حجاب اسلامی و پخش موسیقی رعایت شود، همچنین ‏دفاتر رسمی ازدواج مجاز به تبلیغات نیستند، اما اخیرا مشاهده شده است افرادی اقدام به تأسیس دفاتر غیرمجاز ازدواج ‏کرده‌اند که در این دفاتر مراسم عقد به صورت مختلط برگزار می‌شود و مسائل شرعی در این اماکن رعایت نمی‌شود‎.‎‏»‏
او ادامه داده: «ما در قانون و شرع چیزی به نام عقد آریایی نداریم و دفاتری که این مراسم را اجرا می‌کنند، غیرمجاز ‏هستند‎.‎‏ در تابلوی سردر دفاتر رسمی ازدواج و طلاق کدی درج شده است در صورتی که اگر شهروندان به تابلوی سردر ‏دفاتر ازدواجی که در آنها مراسم‌ غیرمتعارف برگزار می‌شود دقت کنند هیچ کدی درج نشده است‎.‎‏ عقدی که در دفاتر ‏ازدواج غیرمجاز انجام می‌شود در هیچ جا ثبت نمی‌شود و در آینده برای زوجین مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.»‏
با وجود این‌که مظفری تأکید کرده که اجرای عقدهای غیرمتعارف در دفترهای غیررسمی و غیرمجاز برگزار می‌شود، اما ‏با یک جست‌وجوی کوتاه در گوگل، کانال‌های تلگرامی و اینستاگرام به انواع و اقسام دفترهای ثبت ازدواج رسمی و مجوز ‏دار بر می‌خوریم که عقد آریایی انجام می‌دهند. سردفتر یکی از این دفترها به «شهروند» می‌گوید: «به هر حال مردم می‌‏خواهند یک سری امکانات دریافت کنند و وقتی ما می‌توانیم این امکانات را برایشان فراهم کنیم چرا این کار را نکنیم؟»‏
او ادامه می‌دهد: «کارهایی مانند پهن کردن سفره عقد مجلل، فیلمبرداری و عکاسی هم در زمره وظایف ما نیست، اما چرا ‏نباید آنها را هم انجام دهیم؟ اجرای عقد آریایی هم همین‌طور است.»‏
او در مورد مشکلاتی که این کار می‌تواند برای زوج‌ها به وجود آورد می‌گوید: «اولا خیلی بعید می‌دانم زوجی به یک ‏دفترخانه غیررسمی بروند و عقد آریایی بخوانند و بعد هم خودشان را زن و شوهر بدانند. مردم بالاخره یک چیزهای اولیه‌‏ای را می‌دانند. روش کار به این شکل است که عقد شرعی و قانونی به صورت مختصر خوانده می‌شود و بعد هم عقد ‏آریایی که از زوج‌ها درخواست کرده‌اند اجرا می‌شود. اتفاقا خانواده‌ها هم خیلی خوششان می‌آید و استقبال می‌کنند.»‏
به گفته او یک روش دیگر هم هست که عقد آریایی نیست، اما هر روز متقاضی‌های بیشتری پیدا می‌کند. آن هم خواندن عقد ‏شرعی به زبان فارسی و همراه با شعرهایی از حافظ و سعدی و مولاناست. او می‌گوید: «در این روش هم اول عقد ‏شرعی عربی را بدون طول و تفصیل می‌خوانیم و بعد همان را به فارسی اجرا می‌کنیم چون مردم عربی نمی‌دانند و دلشان ‏می‌خواهد مفهوم پیمانی که می‌بندند را بدانند. در این روش هم که محبوبیتش درحال جلو زدن از عقد آریایی است شعرهایی ‏از شاعران بزرگ می‌خوانیم و فیلمبرداری انجام می‌شود.»‏
چندین دفترخانه دیگر هم به «شهروند» جواب‌هایی مشابه دادند. فقط یکی از آنها وجود دفترهای غیررسمی را تأیید کرد و گفت: ‏‏«بعضی‌ها قبلا عقد کرده‌اند و حالا فقط می‌خواهند به صورت فرمالیته آن را به صورت آریایی انجام دهند. به همین ‏دلیل هم سراغ ما که به‌هرحال هزینه‌های خاص خودمان را طلب می‌کنیم نمی‌آیند و به جایی می‌روند که این خدمات را می‌‏دهند، اغلب این دفترها اصلا کارشان تشریفات عروسی است و این کار را هم می‌کنند. این‌که یک نفر دفترخانه تقلبی بزند ‏فرق دارد با این‌که خدماتی به این شکل ارایه کند.»‏