دسته‌ها
سبک زندگی

شمشیر دولبه الگوهای جوانان

نگاهی به یک تحقیق

مدتی قبل یک دانشجوی كارشناسی ارشد دانشگاه علم و فرهنگ، پایان‌نامه خود را با موضوع الگوهای ‏اجتماعی دانش‌آموزان شرق تهران انجام داد. مطالعه‌ای که نتایج آن برای خیلی‌ها جالب بود.  براساس ‏این تحقیق، احسان علیخانی، با 30درصد آرا محبوب‌ترین الگوی دانش‌آموزان دختر بود و رامبد جوان ‏با 49‌درصد آرا صدرنشین الگوهای مورد علاقه دانش‌آموزان پسر. پرطرفدارترین الگوی ورزشی ‏دانش‌آموزان دختر و پسر به ترتیب، محمد موسوی (والیبالیست تیم ملی) و رونالدو هر کدام با 28‌درصد ‏آرا بودند.

‎ ‎الگویم باش

اگر از آن دسته افرادی هستید که با خواندن این آمارها سر تکان می‌دهید و زیر لب به نوجوانان خرده ‏می‌گیرید، بد نیست به یک سوال اساسی جواب بدهید. آیا هر کدام از ما به‌عنوان افراد جامعه و خانواده ‏و … الگوی دیگری به نوجوانان ارایه کرده‌ایم؟ اصلا آیا الگوبرداری از این افراد که یکی از مهمترین ‏ویژگی‌های آنها شهرت است، لزوما بد یا خوب است؟

الگوبرداری مانند یک شمشیر دولبه است که می‌تواند خوب یا بد باشد. همه ما به صورت طبیعی از ‏طریق مشاهده رفتار دیگران از آنها چیزهایی می‌آموزیم و با رفتارمان دیگران را تحت‌تاثیر قرار ‏می‌دهیم، اما این‌که فردی را به‌عنوان الگو انتخاب کنیم، موضوعی قابل بحث و بررسی است

دکتر امان‌الله قرایی مقدم در پاسخ به این پرسش‌ها می‌گوید:  «این الگوبرداری‌ها کاملا طبیعی هستند ‏و نمی‌توان انتظاری غیراز این داشت، چرا که یکی از کارهای نوجوانان و جوانان الگوبرداری و ‏شخصیت‌سازی است و چیزی که باعث شده این افراد به‌عنوان الگوهای نوجوانان مطرح شوند شهرت ‏آنهاست که آن را هم مدیون رسانه‌های جمعی هستند‎.» این جامعه‌شناس در ادامه تأکید می‌کند: «الگوهای دوران نوجوانی در طول زمان تغییر می‌کند و ‏دوام زیادی نخواهد داشت و  خیلی زود الگوهای جدیدی جایگزین آنها می‌شود. درواقع این الگوها ‏نهادینه نمی‌شود، نسل جوان آنها را چند صباحی سرمشق خود  و بعد فراموش‌شان می‌کند.»‎

وی جوانان را عامل نوگرایی و پویایی هر جامعه‌ای می‌داند و می‌افزاید: «نوجوانان و جوانان ‏الگوپذیر هستند، اما نباید نقش تاثیرگذار آنها را در جامعه فراموش کرد. آنها الگوهایی را انتخاب و ‏سپس شروع به گسترش دیدگاه‌های تازه می‌کنند و این همان چیزی است که باعث حرکت رو به جلو و ‏تغییر جوامع در طول تاریخ شده است. بنابراین همیشه نباید در برابر چیزهایی که با نظرمان همخوانی ندارد ایستادگی کنیم، چرا که شاید این انتخاب نگاهی نو به جهان باشد.»

دکتر مجید ابهری، آسیب‌شناس و متخصص علوم رفتاری هم معتقد است: «کمبود نشاط اجتماعی و ‏امکانات تفریحی و ورزشی یکی از علل گرایش بیشتر نوجوانان به انتخاب چنین الگوهایی  است.» ‏هرچند او تأکید می‌کند که انتخاب الگو یکی از نیازهای طبیعی نوجوانان و جوانان است، ولی متذکر ‏می‌شود که وقتی الگوی مناسبی از سوی نهادهای متولی ارایه نشود، نوجوان خودش به دنبال الگو ‏خواهد گشت و حتی ممکن است این الگوبرداری از روی نیازهای جسمی و جنسی و نه نیازهای ‏تربیتی انتخاب شود‎.

جای خالی یک زن

یک نکته جالب و شاید هم سوال برانگیز در آمارهای تحقیق بالا این بود که در بین الگوهای دانش‌‏آموزان دختر حتی یک خانم هم وجود نداشت. دکتر قرایی مقدم علت این مسأله را تا حدودی مردسالار ‏بودن جامعه می‌داند و می‌گوید: «واقعا کدام یک از چهره‌های مشهور خانم به اندازه این افراد شهرت ‏دارند؟ خب طبیعی است که در جامعه‌ای با ریشه‌های مردسالارانه بیشتر و شاید هم تمام الگوهای ‏دختران نوجوان را مردها تشکیل دهند‎.»

لگوهای دوران نوجوانی در طول زمان تغییر می‌کند و ‏دوام زیادی نخواهد داشت و  خیلی زود الگوهای جدیدی جایگزین آنها می‌شود. درواقع این الگوها ‏نهادینه نمی‌شود، نسل جوان آنها را چند صباحی سرمشق خود  و بعد فراموش‌شان می‌کند

‎ ‎الگوهای بهتر می‌خواهید، آستین بالا بزنید

در عصر ارتباطات و زمانی که دیگر مانند گذشته نمی‌توان دسترسی نوجوانان به دنیای بیرون را ‏محدود کرد، طبیعی است که گاهی آنها انتخاب‌هایی داشته باشند که چندان به مذاق بزرگترها خوش نیاید. ‏با این حال به‌طورحتم با اجبار و پند و نصیحت راهی به جایی نخواهد برد. دکتر ابهری با اشاره به ‏این که ما دچار نوعی پرکاری فرهنگی بیرونی و کم‌کاری فرهنگی درونی شده‌ایم، یادآور می‌شود ‏متاسفانه ما آموزش دینی را جایگزین تربیت دینی کرده‌ایم.

منظور از آموزش دینی ارایه مطالب نظری و مفهومی است، مطالبی که گذرا خواهند بود و خیلی زود ‏به دست فراموشی سپرده می‌شوند، درحالی‌که تربیت نهادینه می‌شود و به گونه‌ای با فرد عجین می‌‏شود که جزیی از زندگی او خواهد شد. تربیت دینی توأم با تعهد بوده و یکی از اهداف آن انتقال ارزش ‏ها از نسلی به نسل دیگر است‎.

در تربیت اسلامی خود والدین به‌عنوان الگوهای رفتاری فرزندانشان عمل می‌کنند و به جای این‌که ‏در گفتار امر و نهی کنند در رفتار خود به‌طور غیرمستقیم به آنها آموزش می‌دهند. فرزندی که ‏والدینش دروغ نمی‌گویند، در عمل می‌آموزد که دروغ نگوید. بر همین اساس الگوهایی که جامعه به ‏نوجوانان ارایه می‌دهد می‌تواند مهم باشد، چرا که یک الگوی ضداخلاقی به گفته دکتر ابهری می‌تواند ‏تاثیرات مخربی داشته باشد و همین امر وظیفه سنگینی را بر دوش افراد مشهور که جوانان از آنها ‏الگوبرداری می‌کنند، قرار می‌دهد.

الگوبرداری خوب یا بد؟

دکتر مهدی دوایی | روانشناس‏

الگوبرداری مانند یک شمشیر دولبه است که می‌تواند خوب یا بد باشد. الگوبرداری یا به قول ‏روانشناسان یادگیری مشاهده‌ای، یکی از مباحث مهم روانشناسی است. همه ما به صورت طبیعی از ‏طریق مشاهده رفتار دیگران از آنها چیزهایی می‌آموزیم و با رفتارمان دیگران را تحت‌تاثیر قرار ‏می‌دهیم، اما این‌که فردی را به‌عنوان الگو انتخاب کنیم، موضوعی قابل بحث و بررسی است.

‏انتخاب الگو کاملا طبیعی است و یک نوجوان به دلیل میل و گرایش به هویت‌جویی و علاقه به متمایز بودن از دیگران سعی می‌کند از فردی الگوبرداری کند و طبیعی است که افراد مشهور بیشتر از ‏سایرین مورد توجه قرار می‌گیرند. نکته مهم در این الگوبرداری، انتخاب الگوهاست، چراکه همین ‏الگوها می‌توانند فرد را به سوی یک هویت موفق یا هویت شکست سوق دهند. منظور از هویت موفق ‏این است که فرد بتواند به الگوی خود افتخار کند و هویت شکست زمانی شکل می‌گیرد که موارد ‏سازنده هویت فرد برای او دوست‌داشتنی و قابل احترام نباشد.

به‌طور مثال ممکن است کسی اسم ‏خودش را دوست نداشته باشد، این مسأله در شکل‌گیری هویت شکست موثر است. همان‌طور که اشاره ‏شد یکی از عوامل سازنده هویت، الگوها هستند، اگر فرد به این نتیجه برسد که الگوی او چیزی برای ‏ارایه ندارد و نمی‌توان به او افتخار کرد، گامی به سوی هویت شکست برداشته است‎.‎

انتخاب الگو یکی از نیازهای طبیعی نوجوانان و جوانان است، ولی وقتی الگوی مناسبی از سوی نهادهای متولی ارایه نشود، نوجوان خودش به دنبال الگو ‏خواهد گشت و حتی ممکن است این الگوبرداری از روی نیازهای جسمی و جنسی و نه نیازهای ‏تربیتی انتخاب شود

اما شاید بپرسید چرا باید یک نفر الگویی را انتخاب کند که او را قابل افتخار نمی‌داند و ویژگی مثبتی ‏در او نمی‌بیند، جواب را باید در کمبودهای این فرد جست‌وجو کرد. این فرد به دلیل کمبودهایش از ‏انتخاب این الگو به‌عنوان نوعی مکانیزم دفاعی بهره می‌گیرد. بنابراین ‏اصلا اشکالی ندارد اگر یک نوجوان از یک هنرپیشه، مجری، ورزشکار و … الگوبرداری کند، نکته ‏مهم این است که واقعا این الگو کیست و چه ویژگی‌هایی دارد.

اگر این فرد ویژگی‌های مثبتی داشته ‏باشد، این الگوبرداری مشکل‌ساز نخواهد بود‎.‎ اگر می‌خواهیم فرزندان‌مان الگوهای مناسبی داشته باشند، باید خودمان به‌عنوان پدر و مادر که نخستین ‏الگوهای آنها هستیم، الگوی خوبی باشیم. در این صورت در آینده هم فرزندان‌مان به دنبال یافتن الگوهای ‏خوبی خواهند بود‎ .‎

 


بهترین و بدترین الگوها برای جوان غربی

دنیای مجازی از خبرهای مربوط به جزیی‌ترین مسائل ستاره‌ها یا همان به اصطلاح سلبریتی‌ها پر شده، ‏کی چی می‌پوشد، چه عطری می‌زند، مارک کفش او چیست و با چه جواهری قرار است در  فرش قرمز ‏بعدی بدرخشد و فلان بازیگر چرا از نامزدش جدا شده و ‏خیلی چیزهای دیگر. اما این سلبریتی‌ها که کوچکترین حرکت و رفتار و گفتارشان زیرذره‌بین است، تا ‏چه اندازه در الگوسازی برای نوجوان‌ها و جوان‌ها موفق بوده‌اند؟ بچه‌های اروپایی و آمریکایی از چه ‏کسانی در زندگی‌شان الهام می‌گیرند؟

تیلور سوئیفت بهترین، مایلی سایرس بدترین

نظر ‌سنجی که توسط مجله «تودی پرنتس» انجام شد، نشان داد خیلی‌ها مایلی ‏سایرس، خواننده آمریکایی را بدترین الگو برای نوجوان‌ها می‌دانند و در عوض معتقدند  تیلور ‏سوئیفت 25ساله می‌تواند بهترین مدل باشد! البته در این نظرسنجی کارداشیان‌ها (کیم، کلوئه و ‏کورتنی) هم به جایگاه بالایی در لیست بدترین الگوهای رفتاری برای نوجوان‌ها دست پیدا کردند؛ ‏سلبریتی‌هایی که خیلی‌ها فقط فکر می‌کنند مشهور هستند تا مشهور باشند! براساس این نظرسنجی ‏بدترین الگوها شامل آریانا گرانده، هیدی مونتاگ، کاینی وست و نیکی میناج بود و حتی ورزشکار ‏مشهوری همچون لوئیس سوآرز هم در لیست دیده می‌شد‎.

در نظرسنجی که توسط ‏گروه بارنا و با شرکت نوجوان‌های 13 تا 17 ساله انجام شده بود، مشخص شد فقط 6‌درصد از این ‏گروه سنی، بازیگرها و خواننده‌ها را مدل‌های محبوب و تاثیرگذاری می‌دانند و فقط 5درصدشان ‏ورزشکارها را به‌عنوان الگو قبول دارند

‎ ‎مدل‌سازی از نوع آمریکایی؛ از کلینت ایستوود تا رونالد ریگان

ایندیپندنت ژورنال ریویو ‌سال 2015  براساس نتایج نظرسنجی‌ای که توسط سرویس نظرسنجی گوگل ‏انجام شده بود، فهرستی از 16 الگوی برتر جوانان آمریکایی را منتشر کرد. این نظرسنجی نشان داد ‏کلینت ایستوود با اختلاف زیادی پیشتاز است. در این فهرست نام کسانی همچون رونالد ریگان در رتبه ‏سوم، تام هنکس در رتبه هفتم، تیلور سوئیفت در رتبه یازدهم، آنجلینا جولی و دنزل واشنگتن به ترتیب ‏در رتبه‌های سیزده و چهارده به چشم می‌خورد.

جالب این است ‌که در این نظرسنجی کارداشیان‌ها و مایلی ‏سایرس با اختلاف زیادی به جایگاه بدترین الگو دست پیدا کردند. البته در نظرسنجی دیگری که توسط ‏گروه بارنا و با شرکت نوجوان‌های 13 تا 17 ساله انجام شده بود، مشخص شد فقط 6‌درصد از این ‏گروه سنی، بازیگرها و خواننده‌ها را مدل‌های محبوب و تاثیرگذاری می‌دانند و فقط 5درصدشان ‏ورزشکارها را به‌عنوان الگو قبول دارند.

براساس این نظرسنجی رهبران سیاسی و مذهبی با 4‏درصد، رهبران اقتصادی و نویسنده‌ها با یک‌درصد و محققان و شخصیت‌های علمی با یک‌درصد آرا در ‏رتبه‌های بعدی قرار گرفتند. اگرچه در این نظرسنجی هم تیلور سوئیفت در کنار شخصیت‌هایی چون ‏اوباما، اپرا وینفری، استیون اسپیلبرگ و… جزو محبوب‌ترین الگوها برای نوجوانان بود‎.‎

‎الگوهای ورزشی؛ خوب، بد، زشت‎!‎

سال 2013 موسسه «سنجش افکار راسموسن ریپورتس» در مطالعه‌ای سراغ هزار نفر از افراد ‏بزرگسال آمریکایی رفت تا ببیند آیا ورزشکاران حرفه‌ای الگوهای خوبی برای کودکان و نوجوانان ‏هستند یا نه. نتیجه کمی غیرمنتظره بود؛ چون فقط 15‌درصد از بزرگسالان آمریکایی ورزشکارها را ‏الگوی خوبی برای بچه‌ها می‌‌دانند و در عوض 61‌درصد فکر می‌کنند ورزشکارهای حرفه‌ای مدل ‏خوبی برای کودکان و نوجوانان نیستند!

این درحالی است که سال 2009 نتایج یک نظرسنجی در ‏انگلستان نشان داده بود برای جوانان 13 تا 18 ساله اروپایی، اهالی موسیقی، ورزشکارها و ‏بازیگرها، محبوب‌ترین الگوهای رفتاری هستند و در عوض سلبریتی‌های تلویزیونی، کارآفرین‌ها و ‏سیاستمداران کمترین رتبه را دارند.‏

دسته‌ها
سبک زندگی

«سیکس‌پک» رویای جوانان ایرانی

این تفاوت نگاه‌ها را هم می‌توان در گفت‌و‌گو با خود این افراد شنید و هم از گرایش کم‌سابقه به این ورزش که حالا بیشترین باشگاه و ورزشکار در ایران را دارد، متوجه شد. روزگاری نه چندان دور، حوالی دهه شصت، این کشتی بود که هوش از سر نوجوانان و جوانان ایرانی مي‌برد و در هر خیابان و منطقه‌ای یک باشگاه کشتی وجود داشت اما در سال‌های بعد فوتبال گوی سبقت را ربود و بچه‌ها را دنبال توپ پلاستیکی راهی کوچه‌ها و زمین‌های خاکی کرد تا این‌که نوبت به برنامه‌ای تازه در کنداکتور تعطیلات نوروزی صداوسیمای ایران رسید؛ «مردان آهنین». این برنامه نزدیک به یک دهه جزو پرطرفدارترین یا دومین برنامه پرمخاطب تعطیلات نوروز صداوسیما شد تا خیلی زود پرورش اندام و بدنسازی جای خود را در ذهن ایرانی‌ها باز کند و رویای بدن‌های «سیکس‌پک» ساخته شود.

12‌هزار باشگاه بدنسازی در كشور فعالیت دارند كه به‌طور میانگین روزانه یكصد نفر در هر یك از باشگاه‌ها تمرین می‌كنند؛ یعنی یك‌میلیون و 200‌هزار ایرانی فعالیت روزانه در این باشگاه‌ها دارند

حالا آمار و ارقام رسمی می‌گوید که بدنسازی بیشترین ورزشکار را در ایران دارد و روزانه نزدیک به یک‌میلیون و۲۰۰هزار نفر نوجوان، جوان، میانسال و حتی کهنسال در باشگاه‌های ورزشی و ساعاتی در روز با وزنه‌ها و دستگاه‌ها روزگار می‌گذرانند. با این اعداد جدا از تجارت بالای این ورزش می‌شود محاسبه کرد که چه وقتی از ورزشکاران گرفته‌ می‌شود. ورزشی که به اعتراف اغلب این ورزشکاران تنها برای بالا بردن اعتماد به‌نفس و ظاهر بهتر است و حتی به بالا رفتن روحیه ورزشی هم نمی‌انجامد.

آمار بدنسازان و باشگاه‌های ایران

موضوع بدنسازی و انتظارات نادرست از این ورزش تا چه اندازه در بین ایرانی‌ها رایج است؟ اگر چه در پاسخ به این پرسش نمی‌توان به عدد دقیقی رسید، اما در گام اول می‌توان تعداد افراد فعال در این زمینه را بررسی کرد. پیش از این «ناصر پورعلی فرد» رئیس فدراسیون بدنسازی‌وپرورش‌اندام از فعالیت روزانه یک‌میلیون و ۲۰۰هزار ایرانی در بیش از ۱۲‌هزار باشگاه ورزشی خبر داده بود. پورعلی فرد گفته بود: «12‌هزار باشگاه بدنسازی در كشور فعالیت دارند كه به‌طور میانگین روزانه یكصد نفر در هر یك از باشگاه‌ها تمرین می‌كنند؛ یعنی یك‌میلیون و 200‌هزار ایرانی فعالیت روزانه در این باشگاه‌ها دارند. ورزش بدنسازی و پرورش اندام جزو رشته‌های پرطرفدار در كشور است كه علاوه بر رشد قابل توجه در عرصه قهرمانی، در بخش همگانی هم جهش قابل توجهی دارد.» البته میانگین حضور افراد در هر باشگاه و در طول یک روز معمولا بیشتر از صد نفر است و می‌تواند عدد بیان‌شده از زبان پورعلی فرد، رئیس فدراسیون بدنسازی‌وپرورش‌اندام، را کف آمار دانست. موضوع دیگر این‌که ‌درصد بالایی از افرادی که به ورزش بدنسازی می‌پردازند در هفته به‌ طور متوسط دو تا سه جلسه به باشگاه می‌روند. علاوه‌براین بسیاری از افراد آماتور در حوزه این ورزش، بعد از چند ماه آن را کنار می‌گذارند و شاید بر همین اساس بتوان تخمین زد که سالانه بیش از 2 تا 3 میلیون ایرانی چند ماهی از ‌سال را به ورزش بدنسازی مشغولند؛ آمار ورزشکاران حرفه‌ای این رشته البته بسیار پایین‌تر از این عدد است.

شبکه‌های اجتماعی و در رأس آنها شبکه عکس‌محور اینستاگرام تأثیر فراوانی در جذب افراد به باشگاه‌های بدنسازی

پورعلی‌ فرد پیش از این در این‌باره گفته بود: «200‌هزار ورزشكار به صورت سازمان‌یافته تحت پوشش فدراسیون بدنسازی و پرورش اندام كشور فعالیت دارند.» معنای دیگر این اعداد، این است که در بالاترین حالت ۵درصد از این ورزشکاران به صورت حرفه‌ای فعالیت می‌کنند. سوال اینجاست که در کنار همه مخاطرات و دوپینگ‌ها، دستاورد این ورزشکاران چیست و منش پهلوانی و ایده‌های عالی ورزش و رقابت چه مفهومی برایشان دارد؟

چرا باشگاه می‌رویم؟

«سارا» نزدیک به دو ‌سال است که به باشگاهی نزدیک خانه خود می‌رود. می‌گوید یکی از دلایل انتخاب این ورزش همین نزدیک‌بودن به خانه است. او ۲۷سال دارد و از این‌که بدنش فیت باشد، لذت می‌برد: «ببین اولش خیلی برام فرق نمی‌کرد. می‌خواستم یه ورزشی را انتخاب کنم، چون باشگاه بدنسازی تقریبا همه جا هست، خیلی‌ها سراغ بدنسازی می‌روند. البته این‌که باشگاه همه‌جا هست هم نشون می‌ده که علاقه به این ورزش زیاد شده دیگه.»
او می‌گوید در بین افرادی که به این باشگاه می‌آیند، اهداف مختلفی دیده می‌شود: «یکی برای این‌که خوش‌لباس بشه میاد، یکی ورزشکاره و عضو تیم قایقرانی و خب نیاز به بدنسازی داره ولی اکثریت که آماتور هم هستن دوست دارند که بهتر به نظر برسند. مرتب و فیت باشند.» براساس گفته‌های سارا شبکه‌های اجتماعی و در رأس آنها شبکه عکس‌محور اینستاگرام تأثیر فراوانی در جذب افراد به باشگاه‌های بدنسازی دارد: «از یک طرف همه این روزها با یک کلیک یا چهارتا حرکت انگشت اشاره توی گوشی، کلی آدم با بدن‌های خیلی سر حال می‌بینیم و این به ما می‌گه که چقدر بدنسازی خوبه و اگر ما هم بریم ممکنه بدنی این شکلی یا شبیه به آن پیدا کنیم.

از طرف دیگه الان همه توی اینستاگرام از خودشون عکس می‌ذارن و دوست دارند که این عکس برای بقیه زیبا و جذاب باشه، خب میان سراغ بدنسازی.» اگر چه سارا می‌خواهد این ورزش را به همین شکل و بدون استفاده از مواد مکمل ادامه دهد، اما «مرجان» برنامه‌ای کوتاه‌مدت دارد. او که زنی سی‌ودوساله است، می‌گوید برای کاهش وزن و همچنین مناسب‌سازی بدنش به باشگاه می‌رود: «من بعد از بارداری هم چاق شدم و هم حس خوبی نسبت به بدنم ندارم.

در بین مردانی که به صورت آماتوری باشگاه می‌روند اما یک پاسخ بیشتر از همه تکرار می‌شود: داشتن ظاهری بهتر!

فرصت و شرایط این‌که همیشه باشگاه برم را ندارم. اول از این دوره‌های بدنسازی با دستگاه رفتم که انگیزه بگیرم و خُب بدنم خیلی تغییر کرد. الان هم هفته‌ای دو جلسه باشگاه می‌روم.» او می‌گوید که از یک مربی برای هر ماهش برنامه ورزشی و همچنین غذایی می‌گیرد: «به مربی گفتم می‌خوام نهایتا 6 ماه باشگاه برم. خب اولش مخالفت کرد که ادامه بده و این حرفا ولی شرایطش را ندارم. خلاصه بر همین اساس هم برنامه گرفتم. این مدت هم به تغذیه‌ام می‌رسم و تخم‌مرغ و سیب‌زمینی را توی برنامه‌ام دارم ولی برای چند ماه.»

او می‌گوید که این ورزش چندان جذابیتی برایش ندارد: «چه جذابیتی آخه؟ مگه می‌شه با زور و فشار وزنه زد و خوشحال هم بود؟ من هدفم مشخصه. می‌خوام بدنم تغییر کنه، همین. الان هم دارم برای این کار سختی می‌کشم.» در بین مردانی که به صورت آماتوری باشگاه می‌روند اما یک پاسخ بیشتر از همه تکرار می‌شود: داشتن ظاهری بهتر. «علی» ۲۲‌ساله نزدیک به ۸ ماه‌ است که به‌طور مرتب باشگاه می‌رود. او درباره هدف خود می‌گوید: «بالاخره الان سیکس‌پک بودن برای همه جالبه. منم دوست دارم، جامعه دوست داره، فقط من تنها نیستم، وقتی همه به بدن حجیم و ماهیچه‌ای علاقه دارند، من نمی‌توانم این نگاه را تغییر دهم.» او پیش از این هم در ۱۹ سالگی باشگاه می‌رفت، اما با شروع سربازی آن را کنار گذاشت: «بدی باشگاه همینه که اگر یه مدت کنار بگذاری بدنت آب می‌رود. انگار نه انگار که این همه جون کندی و وزنه زدی. یکی دو ماه قبل از سربازی و چند ماه بعد سربازی من باشگاه نرفتم و بدنم از روز اول بدتر شد. الان دوباره شروع کردم، ولی فعلا ادامه می‌دم.»

آن‌‌طور که علی می‌گوید این ورزش جذابیتی برای او ندارد: «خب بدنسازی که فوتبال نیست گل بزنی و خوشحال بشی، هیجانی نداره، اما من موقع وزنه‌زدن به بدن ماهیچه‌ای فکر می‌کنم، یعنی یک رویا دارم و دارم براش سختی می‌کشم. ما که نمی‌خوایم قهرمان بشیم. عرق می‌ریزیم که جذاب به نظر برسیم. بالاخره هرکسی برای این جذاب‌بودن یک هزینه‌ای می‌کند، من هم به همین شکل عرق می‌ریزم و هزینه‌اش را می‌دهم.»
او البته مثل بسیاری از دیگر علاقه‌مندان این ورزش از مواد مکمل هم استفاده می‌کند: «خب ما روزی دو ‌روزی یه شونه تخم‌مرغ و دو سه کیلو سیب‌زمینی می‌خوریم. باید هم به بدن این مواد برسه، اما کافی نیست. همه‌جا از مکمل و پروتیین استفاده می‌شه و این‌جا هم ما استفاده می‌کنیم. فقط آدم باید حواسش باشه که تاریخ مصرف داشته باشند.» مشابه این نظرات را می‌توان در گفت‌و‌گو با دیگر افراد حاضر در باشگاه‌های ایران هم شنید. این اظهارات درحالی است که برخی گزارش‌ها نشان می‌دهد بدنسازی در بسیاری از کشور‌های توسعه‌یافته اگرچه علاقه‌مندان زیادی دارد، اما اغلب با هدف تناسب فیزیکی با نظارت شدید و بدون استفاده از مواد مکمل رواج دارد.

کودکان از چه سنی باید سمت بدنسازی بروند؟

باشگاه بدنسازیاین‌روزها به هر باشگاهی که سر بزنید ممکن است با کودکی مواجه شوید که همراه پدر یا مادرش در این مکان حضور پیدا کرده و تحت‌تاثیر این الگو به سمت ورزش سنگین بدنسازی روی آورده باشد. علاوه‌براین اگر سری به صفحات قهرمان پرورش‌اندام ایران در شبکه‌های اجتماعی هم بزنید، تصاویری از فیگورگرفتن این کودکان در کنار پدران خود می‌بینید.

«هادی چوپان» ملقب به «گرگ ایرانی»، بدنساز حرفه‌ای که تاکنون چندین‌بار قهرمانی دنیا را به دست آورده‌، در پاسخ به این پرسش «شهروند» که بدنسازی از چه سنی باید شروع شود، می‌گوید که نمی‌توان سن خاصی در نظر گرفت. او رشته بدنسازی را برای هر سنی مفید می‌داند. او که در ‌سال 2017 براساس رتبه‌بندی یک پایگاه معتبر آمریکایی عنوان برترین بدنساز جهان را به دست آورد، دراین‌باره می‌گوید: «ورزش کردن در روند فرهنگ ورزشی و سلامت جسمی و تقویت قوای سیستم امنیتی و عصبی بدن هیچ‌گاه سن‌و‌سال نمی‌شناسد. ورزش با علم و رویدادهای درست نه‌تنها مفید است، بلکه باعث رشد بدن در هر سنی می‌شود.» این میل و علاقه اگرچه با توجه به رواج بدنسازی در جامعه ایران تا اندازه‌ای ممکن است عادی به نظر برسد، اما از نظر کارشناسان نادرست است و می‌تواند منجر به آسیب‌های اساسی شود. پیش از این «منیره قهرمانی»، رئیس انجمن روش‌های تمرینی فدراسیون ورزش‌های همگانی از رواج بدنسازی کودکان انتقاد کرده و دراین‌باره گفته بود: «متاسفانه در بعضی از باشگاه‌ها به واسطه ناآگاهی مربی، رده‌های سنی پایین‌تر از ۱۲‌سال به سوی دستگاه‌های بدنسازی سوق داده می‌شوند که نباید چنین باشد.

کودک در این سن باید بازی کند و به فعالیت‌های توأم با شادی و نشاط ویژه این دوره بپردازد.» او درباره آسیب‌هایی که کودکان از این وضع می‌بینند هم گفته بود: «زمانی که کودکان به باشگاه ورزشی مراجعه می‌کنند، هیجان زیادی دارند تا از دستگاه‌های ورزشی استفاده کنند، اما نباید این‌گونه باشد. دستگاه‌های آمادگی جسمانی به‌طور مثال وایپر ۲ کیلوگرمی برای یک کودک کافی است. به همین دلیل با انجام این‌گونه تمرین‌ها کودکان میل این را دارند که به سوی شیوه‌های نوین حرکت کنند و علاوه بر ورزش شاهد آسیب‌دیدگی کودک نخواهیم ‌بود.» این اطلاعات درحالی است که سنین مختلفی از سوی کارشناسان برای آغاز دوران بدنسازی تعریف می‌شود و البته کمتر فرد صاحب‌نظری سن پایین‌تر از ۱۲‌سال را پیشنهاد ‌دهد. درباره دوره بین ۱۲ تا ۱۸‌سال هم متخصصان هشدار می‌دهند که کودک نباید سمت دستگاه‌ها و حتی وزنه‌ها برود که به‌طور خلاصه می‌توان دراین‌باره از سن ۱۸‌سال به‌عنوان زمان مناسب آغاز بدنسازی نام برد.