دسته‌ها
ورزش

گُل‌نزن‌ ترینیم!

آمار گل‌های زده در لیگ‌های معتبر

لیگ برتر انگلیس: تمام فوتبالی‌های دنیا قبول دارند که لیگ برتر انگلستان جذاب‌ترین لیگ باشگاهی جهان به حساب می‌آید. در شرایط کنونی 9 هفته از این مسابقات برگزار شده و در 90 مسابقه 248 گل به ثمر رسیده‌ است، یعنی به‌صورت میانگین در هفته 27.5 گل و در هر بازی 2.75 گل.
بوندسلیگای آلمان: هفته هشتم مسابقات بوندسلیگای آلمان هم در شرایطی این هفته به پایان رسید که مجموع گل‌های زده در تمام مسابقات 225 عدد بود. این آمار نشان می‌دهد در هر هفته این لیگ 18 تیمی به‌صورت میانگین 28.12 و در هر بازی 3.12 گل وارد دروازه‌ شده است.
لالیگای اسپانیا: تا پایان هفته نهم،‌ آمار 218 گل زده در لالیگای اسپانیا به ثبت رسیده است. در این مسابقات 20 تیم حضور دارند و همین مسأله ما را به آمار 24.33 گل در هر هفته و 2.43 گل در هر بازی می‌رساند. خیلی‌ها بر این باورند که آمار گلزنی در فوتبال اسپانیا نسبت به سال‌های اخیر افت داشته است، اما با اوج‌گیری دوباره رئال ‌مادرید و بارسلونا‌ احتمالا در ادامه لیگ، آمار گلزنی در هر هفته بالاتر هم خواهد رفت.
کالچوی ایتالیا: شاید باور نکنید آمار گلزنی در فوتبال ایتالیا تا به اینجای فصل از انگلیس هم بهتر بوده است. با وجود این‌که تنها هشت هفته از مسابقات سپری شده،‌ 20 تیم حاضر در این رقابت‌ها توانسته‌اند در مجموع 223 گل بزنند. این عدد ما را به میانگین 27.87 گل در هر هفته و 2.78 گل در هر بازی می‌رساند.
لوشامپیونا فرانسه: اما در فرانسه 10 هفته از مسابقات لوشامپیونا به پایان رسیده است. آمار نشان می‌دهد 234 گل در کل مسابقات زده شده؛ پس در هر هفته این لیگ 23.4 گل و در هر بازی 2.34 گل به ثمر رسیده است.
سوپرلیگ ترکیه: ترکیه‌ با سرمایه‌گذاری هنگفت و برنامه‌ریزی بلندمدت تلاش می‌کند سطح فوتبال خود را به کشورهای قدرتمند اروپا برساند. پس باشگاه‌های این کشور همسایه ایران هم همسو با سیاست‌های فدراسیون فوتبال کشورشان به فعالیت خود ادامه می‌دهند. مسابقات سوپرلیگ ترکیه با حضور 18 تیم به پایان هفته هشتم رسیده و 201 گل هم مجموع گل‌های زده تیم‌هاست. پس در هر هفته 25.12 گل ثبت شده و در هر بازی 2.79 گل!
لیگ برتر روسیه: لیگ فوتبال روسیه که سردار آزمون هم در آن حضور دارد و برای زنیت بازی می‌کند، با حضور 16 تیم برگزار می‌شود و چند روز پیش مسابقات هفته سیزدهم به پایان رسید. مجموع گل‌های زده تا اینجای فصل 261 بوده؛ میانگین گل در هر هفته و در هر بازی 2.5 گل است.
سوپرلیگ بلژیک: در لیگ بلژیک هم بازیکنان ایرانی چون کاوه رضایی و علی قلی‌زاده حضور دارند. سرمربی تیم ‌ملی ایران هم که مارک ویلموتس بلژیکی است. لیگ ژوپیر هم با 16 تیم برگزار می‌شود و بازی‌ها در شرایطی به هفته دهم رسیده که برگزاری دو مسابقه به تعویق افتاده است. با وجود این، مجموع گل‌های زده در این لیگ 261 عدد است. میانگین گلزنی هم 26.1 گل در هر هفته و 3.26 گل در هر مسابقه است.
لیگ پرتغال: مهدی طارمی، مهرداد محمدی و امیر عابدزاده سه لژیونر شاغل در پرتغال هستند. لیگ این کشور 18 تیمی است و تنها هفت هفته از مسابقات سپری شده است. آمار هم به خوبی نشان می‌دهد تا اینجای فصل 156 گل تنها توسط تیم‌ها زده شده که میانگین گلزنی در این لیگ می‌شود 22.28 گل در هر هفته و 2.78 گل در هر بازی!
اردویژه هلند: در بین لیگ‌های معتبر اروپایی‌، هلند پرگل‌ترین لیگ است. همیشه مسابقات باشگاهی این کشور آمار گلزنی قابل توجهی دارد و امسال هم آمار ثبت شده دوباره این واقعیت را به همه نشان می‌دهد. لیگ اردویژه در شرایطی به هفته دهم رسیده که تماشاگران شاهد 300 گل در کل مسابقات بوده‌اند. آمار فوق‌العاده 30 گل در هر هفته و 3 گل در هر بازی نشان می‌دهد شما از تماشای بازی‌های لیگ هلند اصلا خسته نخواهید شد.


مهاجمان گل‌نزن در ایران

برسیم به لیگ برتر ایران که مسابقات آن به پایان هفته هفتم رسیده است. تاکنون تنها 120 گل در 56 مسابقه به ثمر رسیده است. جدول لیگ برتر ما را به میانگین گلزنی 17.14 گل در هر هفته و 2.14 گل در هر بازی می‌رساند. نکته قابل توجه دیگر اینجاست که در تمام لیگ‌های معتبر اروپایی که آمار گلزنی آن را به‌صورت کلی بررسی کردیم،‌ مهاجمان وظیفه گلزنی را برای تیم‌ها به‌درستی انجام می‌دهند. در فوتبال ایران اما به نظر می‌رسد مهاجمان حال و روز خوبی ندارند. علی علیپور آقای گل دو فصل قبل که‌ سال قبل هم سومین گلزن برتر لیگ بود تاکنون گلی نزده است. کی‌روش استنلی آقای گل فصل قبل تنها دو بار موفق به گلزنی شده و لوسیانو پریرا هم درخشش‌ سال قبل را نداشته است. بهترین گلزن لیگ برتر هم تاکنون شهریار مغانلو، ‌هافبک پیکان است که پنج گل برای این تیم به ثمر رسانده است. این آمار نشان می‌دهد وضع فوتبال هجومی کشور زیاد خوب نیست و باشگاه‌ها و مدیران فوتبال کشور باید فکری اساسی به حال این بحث بسیار جدی کنند.


آمار فاجعه در لیگ خلیج‌فارس

اگر جدول لیگ برتر ایران را به دو بخش هشت تیم اول و هشت تیم دوم تقسیم و آمار گلزنی آنها را بررسی کنیم به نکته جالب توجه و حیرت‌انگیزی می‌رسیم. تعداد گل‌هایی که هشت تیم نیمه دوم جدول تا پایان هفته هفتم به ثمر رسانده‌اند از هشت تیم بالایی جدول بیشتر است. تیم‌های نیمه دوم جدول 61 گل به ثمر رسانده‌اند و تیم‌های بالای جدول 59 گل! در هیچ‌کدام از جداول لیگ‌های معتبر اروپایی که به آن اشاره کردیم چنین چیزی را مشاهده نمی‌کنید و تیم‌های بالای جدولی علاوه بر امتیاز‌، از نظر گلزنی هم آمار قابل قبولی دارند. در شرایط کنونی پیکان با 13 گل بهترین تیم لیگ از این نظر است و در رده 13 جدول قرار دارد. نساجی با 12 گل دومین تیم برتر است که در رده نهم قرار گرفته است. سپاهان صدرنشین مسابقات و استقلال تیم هشتم جدول هم 10بار موفق به گلزنی مقابل حریفان شده‌اند. این نکته را هم فراموش نکنیم که تیم‌های بالای جدولی به لطف خط دفاعی قدرتمند خود و خوردن گل کمتر نسبت به تیم‌های نیمه دوم جدول،‌ شرایط بهتری دارند و امتیاز بیشتری تا اینجا جمع کرده‌اند.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

دود از نیمکت بلند می‌شود!

رواج قلیان‌کشی بین مربیان

از گوشه و کنار زیاد می‌شنویم که یکی از تفریحات اصلی مربیان لیگ برتری، کشیدن قلیان است. شب قبل و بعد از مسابقه هم ندارد. برخی مربیان عادت خود را حتی زمانی که در اردوی تیمشان هستند نیز، ترک نمی‌کنند. رسول کربکندی، پیشکسوت فوتبال ایران با اشاره به این موضوع می‌گوید: «مربی‌ای که قلیان می‌کشد، به جایگاه خودش و بقیه مربیان بی‌احترامی کرده و وقتی من خودم سیگار بکشم، چگونه می‌توانم به فرزندم بگویم سیگار یا قلیان نکش؟ وقتی الان در صفحات مجازی عطسه و سرفه‌کردن افراد را درمی‌آورند، مربیان و بازیکنان باید حواسشان باشد در فضایی نباشند که قلیان بکشند و همه آنها را ببینند.»

استخدام قلیان چاق‌کن برای آقای مربی!

موضوع قلیان‌کشیدن مربیان تا جایی پیش رفته که شنیده می‌شود حتی یکی از آنها فردی را برای چاق‌کردن قلیان استخدام کرده است! قطعا این موضوع به خانه آن مربی مربوط نمی‌شود و فردی که استخدام شده، باید همواره در اردوی تیم کنار آقای مربی باشد تا قلیانش را چاق کند! تاکنون هم برخوردی با چنین افرادی نشده و فقط ورود کمیته اخلاق به حوزه بازیکنان بوده است. البته مربیان خیلی ترسی هم از این‌که بگویند قلیان می‌کشند، ندارند. حتی خداداد عزیزی چندباری در مصاحبه‌هایش عنوان کرده که نه‌تنها خودش بلکه خیلی از مربیان و بازیکنان فعلی فوتبال ایران قلیان می‌کشند!

قلیان به جای آنالیز و استراحت

موضوعی که بیش از همه مورد توجه قرار می‌گیرد و غیرحرفه‌ای به حساب می‌آید، حضور اکثر مربیان و کادرفنی برخی تیم‌ها در سفره‌خانه شب قبل از مسابقه است. درحالی ‌که شب بازی معمولا باید جلسات آنالیز برگزار شود یا اعضای تیم برای آرامش بیشتر به استراحت بپردازند. برخی مربیان ترجیح می‌دهند اردو را ترک کرده و راهی سفره‌خانه شوند! اینجاست که قلیان جای آنالیز فنی را می‌گیرد و مربیان تا آخرین ساعات شب در سفره‌خانه‌ها به سر می‌برند.

از سفره‌خانه مربیان چه خبر؟

شاید ایرادی حتی از نظر حرفه‌ای هم به این‌که یک مربی کسب‌و‌کاری خارج از فوتبال دارد، وجود نداشته باشد، اما جالب است بدانید که یکی از مربیان فعلی لیگ‌برتر در غرب تهران سفره‌خانه دارد! شاید این مربی هم بگوید که خودش قلیان استفاده نمی‌کند، اما شاید خیلی عرف نباشد که یک فرد در حد مربی فوتبال و کسی که خودش قبلا فوتبالیست بوده، شغل دوم خود را سفره‌خانه‌داری بداند.

 


درخشان: فدراسیون از مربیان و بازیکنان تست بگیرد

حمید درخشان، پیشکسوت فوتبال و سرمربی سابق چند تیم لیگ برتری درباره قلیان‌کشیدن مربیان به «شهروند» می‌گوید: «شاید در نگاه اول بگوییم که این یک مسأله شخصی برای هر انسانی است و نباید به آن ورود کنیم. این دیدگاه هم درست است، اما وقتی یک فرد به فضای ورزشی ورود می‌کند، مردم به او مثل یک الگو نگاه می‌کنند؛ حالا چه در کسوت مربیگری و چه به‌عنوان بازیکن. نگاه مردم به ورزش همواره پاکی و سلامتی بوده و باورش سخت است که ورزشی‌ها را درحال استعمال دخانیات ببینیم. خودمان همیشه به‌عنوان یک فرد ورزشکار توصیه می‌کنیم که مردم این کار را نکنند، پس چطور خودمان دنبال قلیان و سیگار می‌رویم؟»
وی همچنین می‌افزاید: «مربی‌ای که خودش قلیان می‌کشد، چطور توقع دارد بازیکن تیمش قلیان نکشد؟ متاسفانه کشیدن قلیان و سیگار خیلی در فوتبال ایران افزایش یافته و حتی حرمت ورزش و فوتبال را هم زیرسوال برده است. شاید برخی فکر کنند همه فوتبالیست‌ها و مربیان قلیان می‌کشند، اما فقط برخی این کار را می‌کنند و برخوردی هم با آنها نمی‌شود.»
درخشان در پایان درباره راهکارهای جلوگیری از استعمال قلیان بین مربیان و بازیکنان می‌گوید: «فدراسیون فوتبال می‌تواند راهکاری برای برخورد با این افراد درنظر بگیرد. چطور شما وقتی می‌خواهید گواهینامه بگیرید، تست اعتیاد می‌دهید، این‌جا هم یکی از شروط صدور کارت مربیان و بازیکنان تست نیکوتین باشد. حتما که یک ورزشکار نباید موادمخدر استفاده کند. اتفاقا اگر فدراسیون چنین تستی را بگذارد، کار کاملا پسندیده‌ای است.»

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

تاریخ‌ساز 1998 در نقش طلسم‌شکن 1398

با شرایط فعلی امکان ندارد تیم امید المپیکی شود

مسعود اقبالی / کارشناس فوتبال

من ریشه تمام مسائل موجود را در تیم امید به فدراسیون فوتبال ربط می‌دهم. افراد کمیته فنی فدراسیون فوتبال از دوستان من هستند، اما آنها کاره‌ای نیستند و دستورها از جا‌های دیگر می‌آید و آنها فقط می‌گویند چشم. به غیر از معینی، سایر اعضای کمیته فنی افرادی هستند که اهل فوتبال نیستند. آنها افرادی نیستند که رزومه داشته باشند و بتوانند سیاست‌گذاری کنند و مسائل را موبه‌مو بشکافند. شما به چند ماه قبل نگاه کنید و ببینید چگونه مربی خارجی به نام کرانچار را که مشغول انجام کارش بود برکنار کردند تا مربی بومی برگزینند. وقتی این‌گونه می‌شود،‌ باید انتظار هرگونه اتفاق و دخالت را داشت. وقتی شما مربی داخلی انتخاب می‌کنید و از او حمایت نمی‌کنید، دیگران از بیرون دخالت می‌کنند و نمی‌توان در این فضا کار کرد. در این شرایط سرمربی منتخب می‌رود و در فاصله دو ماه تا مسابقات بومی دیگری باید کار را در دست بگیرد. حالا هم خیلی‌ها می‌گویند باید از استیلی و کادر فنی حمایت کنیم؛ مشکلی نیست و همه حمایت می‌کنیم اما با این وضع امکان ندارد تیم به المپیک برسد. این تیم در گروه سختی قرار دارد و با این شرایط که اردوهای مناسبی نیز نداریم، چگونه می‌تواند برای المپیک و جام‌جهانی آینده کار کند؟ برای همین است که 44‌سال نتوانسته‌ایم به المپیک برویم و همیشه درگیر این سیاسی‌بازی‌ها هستیم.

 


بگذاریم امیدها راه‌شان را بروند

مجید جلالی/کارشناس فوتبال

وظیفه همه‌ ماست که از استیلی و کادری که انتخاب کرده است حمایت کنیم. اگر موفقیتی حاصل شد باعث افتخارمان است و اگر هم نتوانستیم به المپیک برویم باز هم نباید همه چیز را گردن استیلی بیندازیم و یک نفر را قربانی کنیم. اگرچه نداشتن برنامه‌ریزی درست از چهارسال قبل برای تیم امید نقطه تاریکی در کارنامه مدیران فوتبال است،‌ اما من فکر می‌کنم در شرایطی که فدراسیون تصمیم به جدایی فرهاد مجیدی گرفت، استیلی بهترین گزینه برای هدایت امید‌ها بود. به ‌هرحال، او ماه‌هاست کنار تیم حضور دارد و همه شرایط را درک می‌کند. استیلی بهتر از هر کسی مشکلات را می‌داند و در این فاصله کم تا مسابقات انتخابی المپیک او بهترین کسی است که می‌توانست در جایگاه سرمربی بنشیند. می‌شنوم که برخی در مصاحبه‌های خود با ناامیدی محض از صعود نکردن به المپیک حرف می‌زنند، اما به اعتقاد من فوتبال قواعد خودش را دارد و شما هرگز نمی‌توانید پیش‌بینی کنید. اگرچه تدارکات و امکانات مهم است، اما در فوتبال ممکن است معجزه‌هایی هم رخ دهد. دلیل امیدواری من هم این است که بازیکنان تیم امید اگرچه روزهای سخت و پرچالشی را گذرانده‌اند اما چندین‌سال است کنار هم حضور دارند. پس چه بهتر که انتقادها را به آینده موکول کنیم و اجازه دهیم امیدها آن‌طور که بلدند راه را بروند؛ خدا را چه دیدید، ‌شاید بالاخره رنگ المپیک را دیدیم.

 


صعود هم کردیم، گذشته را از یاد نبریم

ابراهیم قاسم‌پور/کارشناس فوتبال

انتظارات را از حمید استیلی و شاگردانش بالا نبریم؛ این می‌تواند بزرگترین ضربه به آنها باشد. حقیقت تلخ این است که امید و شانس داریم ولی به آینده تیم امید و صعود به المپیک نباید زیاد خوشبین بود. تغییرات مداوم در کادر فنی، حاشیه‌های بسیار زیاد،‌ نداشتن تدارکات مناسب‌ و برنامه‌ریزی استاندارد،‌ بی‌توجهی به برگزاری مسابقات دوستانه بزرگ و مداوم و … باعث شده تیم امید زمان را از دست بدهد. الان هم در آستانه مسابقات قهرمانی آسیا و انتخابی المپیک هستیم و باید خوش‌شانس باشیم که با روحیه تیمی و دوندگی در زمین مسابقه نتیجه بگیریم. فراموش نکنیم که اگر هم با تلاش بچه‌ها و خواست خدا معجزه شد و به المپیک صعود کردیم نباید این روزهای بدی را که گذشت فراموش کنیم. مدیریت و حمایت از تیم المپیک ایران مثل تمام چند دهه گذشته درست، اصولی و مناسب نبود. نگاه کنید کشورهای دیگر چه برنامه‌ریزی‌ای برای تیم‌های المپیک خود داشته‌اند. آنها در مسیری تعیین شده به شکلی کاملا حرفه‌ای حرکت کردند و برای آینده خود برنامه دارند. هر نتیجه‌‌ای هم که بگیرند روی همان موارد اصولی است که به آن اشاره کردیم. درباره تیم المپیک ایران اما این موضوع صادق نیست. در فوتبال ایران هم وقتی نگاه مدیریت به تیم امید تغییر نکند و تبعیض وجود داشته باشد،‌ همواره شاهد بی‌نظمی‌، حاشیه‌ و جنجال‌ خواهیم بود.

دسته‌ها
ورزش

قحطی آلترناتیو در فوتبال ایران!

دایره محدود مربیان لیگ

با این‌که تغییرات روی نیمکت تیم‌های لیگ برتری اصلا کم نیست، اما دایره مربیان لیگ برتری را می‌توان محدود دانست. بارها اتفاق افتاده یک مربی قبل از پایان فصل، با باشگاه دیگری برای فصل بعد به توافق رسیده، تا خیالش بابت یک فصل دیگر هم راحت باشد. به همین راحتی نیمکت‌های لیگ برتر تکمیل می‌شود و نهایتا دو، سه مربی که در چرخه مربیان لیگ برتری قرار گرفته‌اند، مجبور هستند در ابتدای فصل بیرون بنشینند و منتظر اخراج یکی از همکاران خود باشند! از سوی دیگر تنها شاید هر فصل فقط یک یا دو مدیر باشگاه سراغ مربیانی خارج از این چرخه بروند. آنها هم این کار را برای خودشان ریسک می‌دانند و نام مربیان ثابت لیگ برتری را باتجربه می‌گذارند. آنهایی هم که خارج از این دایره هستند، بی‌تجربه محسوب می‌شوند. نمونه این اتفاق را می‌توان ورود ابراهیم صادقی به چرخه مربیان لیگ در فصل جدید دانست که با اعتماد باشگاه سایپا به نیمکت نارنجی‌پوشان رسید.

کربکندی: برخی مربیان حمایت می‌شوند!

رسول کربکندی، کارشناس فوتبال که خودش سال‌هاست از دایره مربیان لیگ برتری خارج شده، درباره محدودشدن چرخه مربیان در لیگ ایران به «شهروند» می‌گوید: «متاسفانه فوتبال ما فقط اسم حرفه‌ای دارد و شاهد رفتار حرفه‌ای در آن نیستیم. این‌که می‌گوییم دایره مربیان محدود شده، به دلیل بی‌برنامگی و بی‌نظمی است که البته در فوتبال ما به اتفاقی عادی تبدیل شده است. یک عده به دلیل لیاقت و یک عده هم به دلیل ارتباطاتی که دارند، تیم می‌گیرند و مدام دنبال درآمد بیشتری هستند. به نظر می‌رسد همه ارکان فوتبال بسیج شده‌اند تا این دست مربیان همیشه سرکار باشند. من فقط تعجب می‌کنم چند مربی از همین دست مربیان که الان بیرون هستند، چرا تیم نمی‌گیرند!»
وی همچنین می‌افزاید: «نباید نقش رابطه و دلال‌ها را در این ماجرا نادیده بگیریم. آنها تعیین‌کننده هستند و روی تصمیم‌گیرندگان فوتبال هم تاثیر مستقیم می‌گذارند. این‌که مربیان خاصی برای تیم‌های لیگ برتری انتخاب می‌شوند، موضوعی فراتر از بحث باشگاه‌هاست و از رده‌های بالاتر در فوتبال ایران هدایت می‌شود. البته نباید فراموش کنیم که در این میان مربیانی هستند که هم سالم هستند و هم خوب کار می‌کنند. از طرف دیگر برخی یاد گرفته‌اند که با مسیرهای غیرفوتبالی جلو بروند و با حمایتی هم که می‌شوند، کسی نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد.» کارشناس فوتبال ایران در پاسخ به این سوال که فدراسیون و سازمان لیگ می‌توانند برای جلوگیری از تکرار این اتفاق، قانونی را وضع کنند، می‌گوید: «در ایران دنبال چنین چارچوب‌ها و قانون‌هایی نگردید. پول در بی‌قانونی است! همان‌هایی که تصمیم‌گیرنده هستند، خودشان از این ماجرا نفع می‌برند. به نظرم نباید وقت خودتان را برای تغییر در رویه فعلی تلف کنید، چون برنامه نود هم که آمد چنین کاری کند، نابود شد! مرحوم ناصر حجازی به درستی می‌گفت که از حرفه‌ای‌شدن فقط شماره پیراهن‌مان خارجی
شده است!»

دو تیم بدون سرمربی و بدون گزینه!

وینکو بگوویچ و سپس عبدالله ویسی، نخستین مربیان اخراجی لیگ نوزدهم بودند. چند روزی از خالی‌شدن نیمکت این دو تیم می‌گذرد و هیچ‌کدام هنوز نتوانسته‌اند مربی جدیدی را برای نیمکت خود انتخاب کنند. جالب اینجاست بین گزینه‌های سرمربیگری دو تیم هم مربیان جدیدی به چشم نمی‌خورد و آنها نیز سراغ همان گزینه‌های همیشگی رفته‌اند. شاید اگر در سال‌های اخیر مربیان بیشتری وارد چرخه لیگ می‌شدند و می‌توانستند تجربه کسب کنند، مدیران این باشگاه‌ها نیز دست‌شان برای انتخاب جانشین بگوویچ و ویسی بازتر بود.

یک مربی و چند مشتری

اتفاق عجیب‌تر در لیگ حرفه‌ای ایران به جایی برمی‌گردد که یک مربی چند مشتری همزمان دارد. درواقع نه‌تنها ابتدای فصل یک مربی با چند پیشنهاد روبه‌رو می‌شود، بلکه در طول فصل هم وقتی همان مربی در باشگاهی مشغول به کار است، از تیم‌های دیگر پیشنهاد همکاری دریافت می‌کند! این کار که یک تخلف از سوی باشگاه به حساب می‌آید، در ماجرای اخیر دو باشگاه لیگ برتری رخ داده و این دو باشگاه سراغ مربیانی رفتند که خودشان الان در لیگ برتر تیم دارند. این‌که شرایط بهتری جلوی پای یک مربی لیگ برتری قرار دهید، تا تیم خودش را رها کرده و به تیم شما بیاید، تا حدی باورنکردنی است.

چرا گزینه جدید نداریم؟

اعتمادنکردن به مربیان جوان و ارتباطاتی که پشت‌پرده بین باشگاه‌ها، مربیان و برخی دلال‌ها وجود دارد، باعث شده گزینه‌های جدید کمتری به دایره مربیان لیگ اضافه شوند. از سوی دیگر برخی مربیان هم که در این سال‌ها در لیگ برتر مشغول به کار بودند، با محدودیت‌هایی مواجه هستند. به‌عنوان مثال علی دایی که بعد از کنار رفتن از سایپا در فصل گذشته دیگر در تیمی سرمربیگری نکرده، تا به حال چند پیشنهاد از تیم‌های شهرستانی داشته، اما ترجیح می‌دهد همیشه در تهران مربیگری کند! او حتی گزینه اصلی تیم گل‌گهر سیرجان برای جانشینی بگوویچ بود، اما پاسخ منفی داد. مربیانی مثل مجید جلالی و فیروز کریمی هم که سال‌ها سابقه سرمربیگری در لیگ برتر را دارند، در خیلی از تیم‌های فعلی لیگ حضور داشتند و شاید به همین علت بازگشت آنها کمی سخت به نظر بیاید.

 

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

مرا با یک پرنده‌فروش مقایسه نکنید

  • هنوز زمان زیادی از حضورت در فوتبال ایران نمی‌گذرد؛ اما انتقادها درباره عملکرد تو تمامی ندارد؛ حتما به گوش خودت هم رسیده است…
    بله، اما طبیعی است که من برای رسیدن به شرایط ایده‌آل نیاز به زمان داشته باشم. سابقه فوتبالی من مشخص است و در تیم‌های مختلفی بازی کردم. شاید این شرایط برای هر فوتبالیستی پیش بیاید که وقتی به کشور دیگری می‌رود، نتواند اوایل کار آن‌طور که دوست دارد بازی کند. خیلی مسائل در فوتبال ایران با برزیل و کشورهایی که من در آن‌جا بودم،‌ فرق دارد و نیاز به زمان است تا به‌طور کامل بتوانم توانایی‌هایم را نشان بدهم.
  • تو از رزومه خوبت حرف می‌زنی، درحالی‌که طی دو سه‌سال اخیر در تیم‌های دیگر هم چندان گلزن نشان ندادی!
    سابقه من مشخص است. شما خودتان تحقیق کنید و ببینید چه اتفاقاتی را پشت سر گذاشتم. اگر منظور شما از آمار بد دوره آخر حضورم در تیم گویاس برزیل است، باید بگویم که من مجبور شدم به این تیم بروم. همسر من باردار بود و من در لودوگورتس بلغارستان بازی می‌کردم. من باید به برزیل می‌رفتم تا پیش همسرم باشم و به همین خاطر با مسئولان باشگاه حرف زدم و آنها نیز مرا به تیم گویاس قرض دادند. آن‌جا هم با شرایط ذهنی چندان خوبی حاضر نبودم و بقیه داستان را هم خودتان انگار بهتر می‌دانید!

من پنج روز بعد از آن‌که پسرم به دنیا آمد، همسرم و او را رها کردم و به ایران آمدم. می‌خواهم بدانید که چقدر برای موفقیت در تیم جدیدم مصمم هستم

  • یعنی به هواداران پرسپولیس قول می‌دهی شرایط درباره تو تغییر کند؟
    قطعا همین‌طور است. در این چند روز اتفاقات زیادی افتاده که از نظر روحی حالم را خراب کرده است. برایم عجیب بود که می‌گفتند پرسپولیس یک مهاجم برزیلی داشته که پرنده‌فروش بوده و من را با سابقه مشخصم با او مقایسه می‌کردند. نمی‌دانم معنی این کارها چیست، اما همیشه یاد گرفته‌ام که با شرایط سخت مبارزه کنم. می‌دانم هنوز کاری برای پرسپولیس نکردم، اما زمان به اندازه کافی دارم و می‌دانم که می‌توانم اعتمادبه‌نفس از دست رفته‌ام را برگردانم.
  • با کالدرون صحبتی درباره شرایطت کرده‌ای؟
    واقعا باید از کالدرون و مدیرعامل باشگاه پرسپولیس تشکر کنم که این‌قدر از من حمایت می‌کنند. من چندین بار با آنها حرف زدم و جز امیدواری و روحیه‌دادن هیچ نگفتند. از اعتماد آنها ممنونم و شک نکنید در آینده خوشحال‌شان می‌کنم.
  • در لابه‌لای صحبت‌هایت گفتی که از ایران و پرسپولیس شناختی نداشتی؛ بهتر نبود قبل از حضور در ایران درباره کشور ما پرس‌وجو می‌کردی تا زودتر با شرایط خو بگیری؟
    قطعا این کار را کردم. من در اینترنت خیلی درباره ایران و پرسپولیس تحقیق کردم. می‌دانستم به چه تیم بزرگی در آسیا و ایران می‌آیم. این وظیفه مرا سخت می‌کرد که مهاجم یک تیم بزرگ در آسیا باشم، اما انتخابش کردم، چون به خودم ایمان داشتم. من تجربه بازی در تیم‌های بزرگ را داشته‌ام و الان هم با استفاده از همین تجربه از این روزهای سخت عبور می‌کنم.
  • به نظرت پرسپولیس امسال می‌تواند به قهرمانی برسد؟
    شک نکنید که می‌توانیم. ما یک بازی را باخته‌ایم و زمان برای جبران زیاد داریم. همه چیز درست می‌شود، من مطمئن هستم که هواداران‌مان را خوشحال می‌کنیم. یک نکته را هم درباره خودم یادتان نرود، من پنج روز بعد از آن‌که پسرم به دنیا آمد، همسرم و او را رها کردم و به ایران آمدم. می‌خواهم بدانید که چقدر برای موفقیت در تیم جدیدم مصمم هستم. امیدوارم همه چیز در آینده تغییر کند. من که انگیزه زیادی برای این تغییر دارم.
دسته‌ها
تیتر یک ورزش

خطر مرگ براي دو فوتباليست ليگ برتري

اطلاع به باشگاه و بازیکن

روش کار ایفمارک این‌گونه است که بعد از انجام تست‌های پزشکی نتایج را بعد از چند روز به باشگاه‌ها اعلام می‌کند و اگر بازیکنی مشکل آسیب‌دیدگی یا بیماری داشته باشد، می‌تواند تست دوباره بدهد یا این‌که باشگاه با همان تست اول او را دیپورت کند. در تست‌های به عمل آمده از بازیکنان 16 تیم لیگ برتری مشخص شده که دو بازیکن شاغل در لیگ با بیماری قلبی مواجه‌ هستند و ظاهرا این موضوع به اطلاع باشگاه‌هایشان نیز رسیده است. اگرچه باشگاه‌ها هنوز در این خصوص اقدامی نکرده‌اند، اما به نظر می‌رسد طی روزهای آینده اتفاقات جدیدی را در این خصوص شاهد باشیم.

هراتیان: هر دو بازیکن ایرانی هستند

برای این‌که از جزییات ماجرای بیماری قلبی دو بازیکن لیگ برتری باخبر شویم، با زهره هراتیان، رئیس مرکز پزشکی ایفمارک تماس گرفتیم. این مقام مسئولان به خبرنگار ما گفت: «این موضوع صحت دارد و در تست‌های انجام‌شده ما دو بازیکن با بیماری قلبی را یافتیم، اما طبق قوانین اجازه نداریم نام بازیکنان و باشگاه‌شان را اعلام کنیم. ما به باشگاه این دو بازیکن و خود آنها اعلام کردیم که شرایط حضور در مسابقات را ندارند و باید رعایت کنند.» به هراتیان گفتیم که حداقل اعلام کند آنها خارجی هستند یا داخلی که او عنوان کرد: ‌‌«ایرانی هستند؛ چند بازیکن خارجی که مشکل داشتند تا به مرحله کمیسیون برسند را خود باشگاه‌ها نخواستند و دیپورت کردند. من حتی پرونده‌های این بازیکنان را برای پزشکانی در آلمان و آفریقای جنوبی که عضو کمیسیون پزشکی فیفا هستند، فرستادم تا نظر آنها را بپرسم و آنها هم گفتند که صلاح نیست ورزش حرفه‌ای انجام بدهند.» رئیس مرکز پزشکی ایفمارک با اشاره به زیادشدن مشکلات قلبی نزد بازیکنان فوتبال خاطرنشان کرد: «برخی بازیکنان امسال و ‌سال گذشته بودند که مشکلاتی داشتند، اما این مشکلات حل‌شدنی بود و آنها با بستری‌شدن یکی دو روزه در بیمارستان توانستند مشکلشان را حل کرده و مجوز بازی بگیرند. اما بازیکنانی که مجوز نگرفته‌اند، مشکل قلبی دارند. فیفا بشدت روی این موضوع حساس است که بازیکنان مشکلات قلبی نداشته باشند، چراکه نمی‌خواهد بازیکنی در وسط بازی به خاطر ایست‌قلبی دچار مشکل شده یا فوت کند.»

دسته‌ها
ورزش

رمزگشايي از لوگوي عجيب جام‌جهاني

با ابتکاري جالب اين لوگو ساعت 20:22 سه‌شنبه‌شب به وقت دوحه رونمايي شد؛ لوگويي که نکته‌هاي زيادي را در خود جاي داده و براي درک آن ميزبان جام‌جهاني 2022 در 8 بند توضيحاتي را ارايه کرده است.  اين لوگو در نگاه اول تمام دنيا را به هم وصل کرده و همچنين درعين حال اين نماد داراي عناصر از فرهنگ محلي و منطقه‌اي عرب است. البته که شکل آن را مي‌توان تقريبا مانند جام‌جهاني فوتبال دانست که هر دوره توسط کاپيتان تيم قهرمان بالاي سر برده مي‌شود. توپي که بالاي جام است، شکلي هندسي بوده که در فرهنگ عربي وجود دارد.

برجستگي‌هاي بالاي لوگو نماد شال عربي است که همواره توسط مردمان کشورهاي حوزه خليج‌فارس استفاده مي‌شود. نقطه‌هاي بالاي اين لوگو هم نشان‌دهنده نقطه‌هاي موجود در الفباي زبان عربي است که بالا و پايين کلمات نوشته مي‌شوند. سه‌بعدي‌بودن آن هم، توسط ميزبان به‌عنوان اهميت بالاي مسابقات و براي جذابيت بيشتر اين لوگو طراحي شده تا تماشاگران را به وجد بياورد. دايره سه‌بعدي آن، هم نماد کروي‌بودن کره‌زمين است و هم توپ فوتبال را نشان مي‌دهد. منحني‌هاي خميده لوگو نمايانگر عايق‌هاي تپه‌هاي بياباني است.

بيش از همه شايد گلدوزي‌هاي روي اين لوگو به چشم بيايد که قطري‌ها آن را براي نشان‌دادن فرهنگ و هنر اصيل خود طراحي کرده‌اند. اگر کمي توجه کنيد، متوجه مي‌شويد که اين لوگو به نوعي عدد 8 را هم نشان مي‌دهد. اين عدد هم به معناي 8 ورزشگاهي است که جام‌جهاني 2022 برگزار خواهد شد. همچنين اين لوگو به علامت بي‌نهايت هم تشبيه شده که از علاقه‌مندي بالاي مردم دنيا به جام‌جهاني خبر مي‌دهد.

قطري‌ها سعي کردند در فضاي مجازي بعد از رونمايي از اين لوگو سروصداي زيادي به پا کنند و با استفاده از پتانسيل خيلي از ستاره‌هاي فوتبال آن را به همه مردم دنيا نشان دهند.

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

پایان برنامه‌های چالشی؛ بعد از ۹۰ «فوتبال یک» هم تعطیل شد

وقتی لیگ یک زیر ذره‌بین بود

در 3‌سال اخیر برنامه «فوتبال یک» از شبکه ورزش با تهیه‌کنندگی و اجرای مجتبی پوربخش روی آنتن می‌رفت و هرهفته به سبک برنامه نود به صورت تخصصی به بررسی بازی‌های لیگ یک می‌پرداخت. به گفته خیلی از مربیان و کارشناسان فعال در لیگ آزادگان، این برنامه کمک زیادی کرده بود تا تخلفات در لیگ دسته اول کاهش یابد، اما در شرایطی که «فوتبال یک» جای خود را بین اهالی فوتبال باز کرده بود و جایی برای شفاف‌سازی و افشای حاشیه‌های پرتعداد لیگ دسته یک بود، پخش آن در فصل جدید متوقف شد! حتی اخیرا این برنامه به فوتبال پایه نیز ورود کرده بود و پرونده‌های زیادی را از این بخش هم رو کرد، اما گویا این برنامه هم به تاریخ پیوسته است.

تعطیلی فوتبال یک ربطی به نود داشت؟

با این‌که گفته می‌شود نداشتن اسپانسر باعث شده تا فوتبال یک روی آنتن نرود، اما شایعات حکایت از دلایل دیگری دارند. برخی معتقدند بعد از تعطیلی برنامه نود مسئولان سیما علاقه‌ای به روی آنتن‌رفتن یک برنامه چالشی دیگر در حوزه فوتبال نداشتند، حتی برخی ارتباط خوب پوربخش، مجری این برنامه با عادل فردوسی‌پور را دلیل جلوگیری از پخش این برنامه می‌دانند! با این‌که شبکه ورزش نسبت به شبکه سه سازوکار جداگانه‌ای دارد، اما گویا سیاست‌هایی که در شبکه سه باعث تعطیلی برنامه نود شد، دامن فوتبال یک را هم گرفته است. درحالی نداشتن اسپانسر بهانه‌ای برای تعطیلی این برنامه شده که طبق اطلاع «شهروند» هزینه تهیه هر برنامه فوتبال یک حدود 10 تا 12‌میلیون بوده و بعید است این برنامه نسبتا پرمخاطب نتواند اسپانسری که ماهیانه 40‌میلیون بپردازد را پیدا کند.

پوربخش: با فوتبال یک جادو، دلالی و تبانی کم شده بود

مجتبی پوربخش: به گواه خیلی از مربیان و مسئولان حاضر در لیگ یک، برنامه ما در این چند‌سال در مبارزه با ناپاکی‌ها قدم بزرگی برداشته. خیلی‌ها به ما گفتند که بعد از پخش‌شدن فوتبال یک، اتفاقاتی همچون جادو، دلالی و تبانی در لیگ یک به مراتب کمرنگ شده

برای اطلاع بیشتر از دلایل پخش‌نشدن فوتبال یک در فصل جدید با تهیه‌کننده و مجری این برنامه تماس گرفتیم. مجتبی پوربخش در این‌باره به شهروندآنلاین می‌گوید: «ما حتی پروانه ساخت برنامه را هم گرفتیم، اما می‌گویند به خاطر نداشتن اسپانسر برنامه اجازه پخش ندارد. در سال‌های قبلی اسپانسر داشتیم و هیچ مشکلی نبود. به ‌هرحال فوتبال یک تنها برنامه‌ای در صداوسیما بود که به صورت انحصاری به لیگ یک می‌پرداخت و اخیرا به بررسی لیگ‌های فوتبال پایه هم مشغول بودیم، حتی قرار بود برای‌ سال جدید به فوتبال بانوان هم بپردازیم.»
وی در پاسخ به این سوال که تعطیلی این برنامه قطعی شده، می‌افزاید: «یقینا با این وضع برنامه پخش نمی‌شود. الان هم 3 هفته از لیگ یک گذشته و می‌گویند تا اسپانسری نیاید، برنامه پخش نخواهد شد. متاسفانه همیشه همین‌طور بوده که چنین برنامه‌های پرمخاطب و جذابی خیلی راحت کنار گذاشته می‌شوند. فکر می‌کنم فعلا حساسیت چندانی روی پخش‌شدن یا نشدن فوتبال یک وجود ندارد!» پوربخش با اشاره به تأثیر پخش‌نشدن فوتبال یک روی لیگ آزادگان می‌گوید: «به گواه خیلی از مربیان و مسئولان حاضر در لیگ یک، برنامه ما در این چند‌سال در مبارزه با ناپاکی‌ها قدم بزرگی برداشته و با پخش‌نشدن صحنه‌های داوری، اتفاقات حاشیه‌ای و مشکوک شاید حساسیتی روی اتفاقات لیگ یک وجود نداشته باشد. خیلی‌ها به ما گفتند که بعد از پخش‌شدن فوتبال یک، اتفاقاتی همچون جادو، دلالی و تبانی در لیگ یک به مراتب کمرنگ شده، اما الان 3 هفته از فصل جدید گذشته و مردم اصلا خبر ندارند چه اتفاقاتی در لیگ آزادگان افتاده است.»
تهیه‌کننده برنامه فوتبال یک در پایان می‌افزاید: «برنامه ما تازه بین مردم و فوتبالی‌ها جای خود را باز کرده بود. بخش‌های جدیدی مثل مستند مربیان قدیمی فوتبال را ایجاد کرده بودیم و حتی مستندهایی را از شهرهای محروم و جریان‌داشتن فوتبال در آنها می‌ساختیم. لیگ‌های دسته دوم و سوم و فوتبال پایه را هم پوشش می‌دادیم، اما متاسفانه فعلا که به بهانه نداشتن اسپانسر نمی‌توانیم به کار خود ادامه دهیم.»

دسته‌ها
ورزش

پیرمردها پا پس نمی‌کشند

سیدجلال حسینی؛ باتجربه و استوار

کاپیتان پرسپولیس که همچنان یکی از باکیفیت‌ترین بازیکنان لیگ برتر به حساب می‌آید، با 37‌سال سن شاید ‏مسن‌ترین بازیکن لیگ نوزدهم به حساب بیاید. سیدجلال که مدتی است از تیم‌ملی هم خداحافظی کرده، با ‏ورود کالدرون نیز به کار خود در قلب خط دفاعی پرسپولیس ادامه خواهد داد. تا به حال گمانه‌زنی‌های زیادی ‏درباره خداحافظی حسینی شده، اما شاید این فصل دیگر آخرین فصل حضور او در لیگ برتر باشد.‏

مهدی رحمتی؛ ادامه فوتبال در مشهد

شاید برخی فکر می‌کردند مهدی رحمتی که چند باری در طول دوران فوتبالش به استقلال آمده و از این تیم ‏جدا شده، با پیراهن آبی از فوتبال خداحافظی کند، اما او ترجیح داد برای این‌که از حواشی دور باشد، به مشهد ‏برود. مهدی رحمتی با 36‌سال سن به پدیده رفته و باید دید چند فصل دیگر می‌تواند به کار خود ادامه دهد. البته ‏با توجه به این‌که دروازه‌بان‌ها معمولا تا سنین بالا هم به بازی ادامه می‌دهند، بعید نیست حداقل 2، 3‌سال دیگر ‏شاهد حضور رحمتی در لیگ برتر باشیم.‏

محمد نوری؛ ثبات در پارس جم

کاپیتان سابق پرسپولیس که چند سالی است با پارس‌جنوبی به کار خود ادامه می‌دهد، امسال نیز به‌عنوان ‏کاپیتان جمی‌ها در لیگ حضور خواهد داشت. او به‌عنوان یک‌هافبک خلاق در میانه زمین هنوز هم جزو ‏بازیکنان شاخص لیگ به حساب می‌آید و فعلا تصمیمی برای خداحافظی نگرفته است.‏

قاسم حدادی‌فر؛ مقاومت مقابل مصدومیت‌ها

کاپیتان باتجربه ذوب آهن با این‌که در چند‌سال اخیر 2 بار با مصدومیت سخت پارگی رباط صلیبی مواجه شده، ‏اما همچنان به‌عنوان یک مهره کلیدی در ترکیب سبزپوشان اصفهانی به کارش ادامه می‌دهد. حدادی فر در ‏سال‌های اخیر چند باری با پیشنهادات خوبی از استقلال و پرسپولیس مواجه شد، اما درنهایت تصمیم گرفت به ‏کار خود در ذوب آهن ادامه دهد.‏

رضا خالقی‌فر؛ تنوع طلب!‏

با این‌که خالقی فر در سال‌های اخیر چند باری تیم خود را تغییر داده، اما همچنان در تیم‌های شهرستانی ‏خواهان دارد. این بازیکن که در پست‌های مختلف در دوران فوتبالش به میدان رفته و یکی، 2 فصل هم زیر ‏نظر برانکو در پرسپولیس حضور داشته، حالا با 36‌سال سن با پارس‌جنوبی در لیگ نوزدهم شرکت می‌کند.‏

مسعود شجاعی؛ کاپیتان تیم‌ملی در تبریز

سال‌های زیادی مسعود شجاعی در لیگ‌های اروپایی به میدان می‌رفت و در تیم‌ملی هم حضور ثابتی داشت. او ‏که هنوز هم تصمیم به خداحافظی از بازی‌های ملی نگرفته، از‌سال گذشته تصمیم گرفت به لیگ ایران بازگردد ‏و در ترکیب تراکتوربه میدان رفت. با وجود شایعات فراوان شجاعی تصمیم گرفت در تبریز بماند و بازوبند ‏کاپیتانی را بر بازو بندد.‏

فرناندو دخسوس دروازه‌بانی که در ایران ماندگار شد

از چند‌سال قبل فرناندو دخسوس با استقلال خوزستان در فوتبال ایران مطرح شد و یکی از دلایل اصلی قهرمانی ‏این تیم در لیگ پانزدهم بود. او بعد این‌که عملکرد فوق‌العاده‌ای در جمع آبی‌های اهواز داشت، در لیگ ایران ‏مشتریان زیادی پیدا کرد. این دروازه‌بان برزیلی بعد از گذراندن یک فصل در ماشین‌سازی حالا با پارس‌جنوبی به ‏کار خود ادامه می‌دهد.‏

لوسیانو پریرا؛ آقای گل مسن

شاید باور کردنش سخت باشد که یک مهاجم در 35 سالگی این‌قدر آماده بتواند به کار خود ادامه دهد. لوسیانو ‏پریرا که فصل گذشته به همراه کی روش استنلی به‌عنوان آقای گلی لیگ برتر رسید، با فولاد به کار خود ادامه ‏می‌دهد و امید اصلی گلزنی این تیم در خط حمله خواهد بود. ‏

دسته‌ها
تیتر یک ورزش

تا کی حسرت همسایه را بخوریم؟

خبرنگاران بی‌نظم، میکسدزون شلوغ

میکسدزون ورزشگاه وودافون پارک بشیکتاش اما به محلی برای گرفتن عکس سلفی و یادگاری خبرنگاران کشورهای مختلف به‌ویژه ترکیه با ستاره‌های دوتیم تبدیل شده بود. خبرنگاران که با مجوز یوفا این فرصت را پیدا کرده بودند از نزدیک شاهد یکی از جذاب‌ترین مسابقات فوتبال باشگاهی جهان باشند، نمی‌خواستند شانس عکس‌گرفتن با چهره‌هایی چون لمپارد، کانته، یورگن کلوپ، فن دایک، مانه، فیرمینیو، صلاح و… را از دست بدهند. به همین ترتیب در دو راهرو آخر میکسدزون، کنترل نظم از دست مسئولان رسانه‌ای یوفا خارج شده بود. ضبط‌کردن آی‌دی کارت سه خبرنگار هم کمکی به حل این مشکل نکرد. با این حال نکته قابل توجه اینجاست که در میکسدزون شما فقط شاهد حضور خبرنگاران بودید. در ایران اما تماشاگران به سادگی خودشان را به میکسدزون می‌رسانند و بدون مشکل با بازیکنان عکس می‌گیرند. در استانبول تماشاگران اصلا امکان راه پیداکردن به این منطقه را نداشتند.

کارناوال شادی در کنار نیروهای پلیس

در کشورهای دیگر سعی می‌شود مقدماتی فراهم شود که مردم با فوتبال از زندگی بدون هیچ مشکلی لذت ببرند. وقتی فلسفه این است، فضای آن هم فراهم می‌شود. سوپرکاپ ساعت 10شب به وقت استانبول شروع شد. تماشاگران از حوالی ساعت 5 بعدازظهر خودشان را به منطقه بشیکتاش رسانده بودند. با توجه به این‌که تمام تردد خودرو در تمام خیابان‌های منتهی به ورزشگاه ممنوع بود، تماشاگران با قدم‌زدن در خیابان‌های زیبا و تماشای آثار تاریخی به ورزشگاه می‌رسیدند. در تمام خیابان‌ها و اطراف ورزشگاه‌ها مردم به شادی و پایکوبی و طرفداری از تیم خود مشغول بودند. این کارناوال شادی فوتبالی تا زمان شروع مسابقه ادامه داشت و پلیس هم نهایت همکاری را با مردم داشت و شادی طرفداران چلسی و لیورپول در کنار هم، نه‌تنها بحران و مشکلی درست نکرد، بلکه باعث نشد که خون از دماغ کسی پایین بیاید. مهم این بود که پلیس امنیت کامل را برقرار کرده بود تا مردم با فوتبال از زندگی لذت ببرند.

ورزشگاهی که نیم‌ساعت قبل از شروع پر شد

در ایران وقتی قرار است مسابقات بزرگی برگزار شود، همه می‌خواهند از صبح زود به ورزشگاه‌ بروند تا جای خوبی برای نشستن پیدا کنند. در واقع برای داشتن جای خوب، شما باید ساعت‌ها وقت عمرخود را هدر بدهید و منتظر بمانید. همه می‌دانیم که در فوتبال اروپا اما سال‌هاست که این بحران برطرف شده است. درهای استادیوم تحت هیچ شرایطی از صبح روز بازی به روی مردم باز نمی‌شود. چهارشنبه‌شب هم تقریبا از ساعت 19:30 دقیقه بود که پلیس درهای ورزشگاه را به روی مردم باز کرد. جالب اینجاست که بدانید تا نیم‌ساعت قبل از شروع مسابقه هنوز بسیاری از صندلی‌ها خالی بود. در واقع پرشدن گنجایش ورزشگاه از ساعت‌ها قبل از شروع مسابقه در فوتبال روز دنیا اتفاقی برای افتخارکردن نیست بلکه سوء‌مدیریت و فاجعه به حساب می‌آید. با اجرای بلیت‌فروشی اینترنتی و فرهنگ‌سازی و داشتن امکانات و سخت‌افزار پیشرفته، تمام این مشکلات حل می‌شود و مردم هم می‌دانند که فقط می‌توانند سرجای خود بنشینند و اگر یک‌نفر بلیت داشته باشد و به ورزشگاه نیاید هم، صندلی‌اش به کسی دیگری تعلق نمی‌گیرد. روی بلیت شماره گیت ورودی، شماره سکو و شماره صندلی ثبت شده بود و همه می‌دانستند که از کدام نقطه استادیوم باید وارد و خارج شوند. همچنین تماشاگر دقیقا به تعداد صندلی‌های نصب‌شده در استادیوم حضور دارد و هیچ خبری از ازدحام جمعیت و درگیری نیست. تماشاگران دو تیم چلسی و لیورپول در بسیاری از نقاط ورزشگاه بدون مشکل در کنار هم نشسته بودند و بازی را بدون دشمنی تماشا می‌کردند.

بدون ترافیک، راحت تا ورزشگاه

ترافیک سنگین در خیابان‌های منتهی به ورزشگاه؟! درست است که همیشه در زمان برگزاری بازی‌های بزرگ این مشکل در ایران وجود دارد اما در اروپا سالیان زیادی است که با گسترش حمل‌ونقل شهری این مشکل را برطرف کرده‌اند؛ مثلا شما اگر با تراموا به سمت ورزشگاه بشیکتاش حرکت می‌کردید، در آخرین ایستگاه یعنی کاباتاش پیاده می‌شدید و با 3 تا 5دقیقه قدم‌زدن در میان جمعیت تماشاگر فوتبال و البته حضور پرتعداد پلیس، به استادیوم می‌رسیدید. حالا شما ایستگاه متروی ورزشگاه آزادی را با این مثال مقایسه کنید. مسیری که علاوه بر امنیت نداشتن، طولانی هم هست. به این ترتیب زیاد مورد استقبال مردم قرار نمی‌گیرد.

تبلیغات گسترده در سطح شهر

مسئولان شهر استانبول تبلیغات گسترده‌ای برای بازی سوپرکاپ اروپا داشتند و در تمام سطح شهر تبلیغات این مسابقه نصب شده بود. ورزشگاه هم درست از دو روز قبل از مسابقه به صورت کامل آماده میزبانی شد، البته نصب بنرهای گرافیکی که نمای زیبایی به استادیوم و محوطه بیرونی آن داده بود، تا یک روز قبل از بازی طول کشید. این یک آماده‌سازی و تمرین بزرگ برای میزبانی از فینال لیگ قهرمانان اروپای فصل آتی است که باز هم قرار است در استانبول و این بار در ورزشگاه آتاتورک برگزار شود، همان ورزشگاهی که میزبان فینال تاریخی لیورپول میلان در‌ سال2006 بود. پس از حالا خودتان را آماده و ارتباط‌تان با یوفا را بیشتر کنید، تا وقتی اطلاعیه فروش بلیت فینال ‌سال آینده، ماه‌ها بعد منتشر شد، شما از قافله عقب نمانید و بتوانید بلیت مهمترین بازی باشگاهی دنیا را تهیه کنید.

ایرانی‌های پرتعداد بدون بلیت ماندند

برای سوپرکاپ تعداد زیادی از ایرانی‌ها توانسته بودند به استانبول بیایند و مسابقه را از نزدیک تماشا کنند. البته خیلی‌ها به خاطر محدودیت در خرید بلیت از این اتفاق محروم شدند. به‌هرحال با توجه به گنجایش کم ورزشگاه، یوفا مجبور بود با سهمیه‌بندی و قرعه‌کشی برای تماشاگران انگلیسی و ترکیه‌ای و سپس تماشاگران سایر کشورها بلیت‌ها را بفروشد، یعنی اول شما باید ثبت‌نام کرده و پس از قرعه‌کشی با شرایط خاص اگر نامتان درمی‌آمد نسبت به خرید بلیت اقدام می‌کردید. این پروژه برای فینال لیگ قهرمانان اروپا‌ سال آینده هم تکرار خواهد شد.

بشیکتاش جهنم چلسی شد

محمد صلاح محبوب‌ترین بازیکن حاضر در سوپرکاپ بود، از طرفی هم بیش از 80‌درصد سکوهای ورزشگاه در اختیار تماشاگران لیورپول بود، به این ترتیب باید گفت وودافون پارک به یک جهنم واقعی برای اعضای تیم چلسی تبدیل شده بود. به این ترتیب حسابش را بکنید وقتی لیورپول قهرمان شد، پخش سرود اختصاصی و مشهور این تیم (تنها قدم نخواهی زد) و همخوانی تماشاگران، بازیکنان و مربیان چه جوی را در ورزشگاه حکمفرما کرد.

اقدام انسان‌دوستانه یوفا

یکی از اقدامات انسان‌دوستانه یوفا دعوت از چند کودک معلول و نزدیک‌شدن آنها به دو تیم چلسی و لیورپول بود. بیش از 20کودک معلول در آخرین تمرین تیم‌ها یک روز قبل از مسابقه حاضر شدند و با بازیکنان دو تیم به تمرین پرداختند و این برنامه به گرفتن عکس یادگاری و امضا ختم شد. محمد صلاح و یورگن کلوپ البته ارتباط گرم‌تری با این کودکان برقرار کردند. این برنامه در روز بازی هم تکرار شد و این کودکان در کنار دو تیم بودند. تماشاگران هم برایشان سنگ‌تمام گذاشتند. هنگام مسابقه‌های رسمی در ایران خیلی کم پیش آمده که به این شکل شاهد چنین برنامه انسان‌دوستانه‌ای باشیم.

فقط تفریح سالم

با سختگیری یوفا فروش مشروبات الکی در استادیوم ممنوع بود و به دنبال آن طبیعی است که هیچ تماشاگری حق نداشت با مشروبات و سیگار به ورزشگاه بیاید. به این ترتیب بوی بد سیگار جو ورزشگاه‌ها را مسموم نمی‌کرد، ابری از دود سیگار در آسمان ورزشگاه به وجود نمی‌آمد و قانون به درستی و بدون مصلحت‌اندیشی اجرا می‌شد. جالب اینجاست که بدانید در چند ساعت حضور در اطراف و داخل ورزشگاه در روز قبل و روز مسابقه سوپرکاپ حتی یک مورد هم ندیدیم که پلیس و نیروهای امنیتی برخورد فیزیکی با تماشاگران داشته باشند.

برنامه‌ریزی رسانه‌ای منسجم

برنامه‌ریزی رسانه‌ای یوفا به معنای واقعی پیشرفته و فوق‌العاده بود. از آنجایی که برای نخستین بار این اتفاق رخ داد که یک داور زن بتواند مسابقه به این مهمی در سطح قاره‌ای فوتبال مردان را قضاوت کند، این اتفاق بازتاب رسانه‌ای زیادی هم در جهان داشت. استفانی فراپار، داور باتجربه که اخیرا فینال جام‌جهانی زنان را هم قضاوت کرده بود، نخستین داور زن تاریخ لقب گرفت که مسابقه مردان را سوت زد و مسئولان یوفا یک روز قبل از بازی کنفرانس خبری 30 دقیقه‌ای هم برای او با حضور رسانه‌ها ترتیب دادند. فرانک لمپارد و یورگن کلوپ سرمربیان چلسی و لیورپول و عوامل این باشگاه‌ها هم از این تصمیم حمایت قاطعی داشتند و رئیس یوفا نیز در اظهاراتی گفته بود: «داوران زن تمام تست‌های مربوط به داوران مرد برای داشتن آمادگی قضاوت یک مسابقه را پشت سرگذاشته‌اند. استفانی الهام‌بخش میلیون‌ها زن و دختر دیگر شد که رویای ورود به فوتبال و داوری را در سر دارند و ما در یوفا تمام امکانات و ابزارهای لازم برای پیشرفت و توسعه فوتبال زنان را فراهم کرده‌ایم.» گفتنی است دو ساعت مانده به شروع سوپرکاپ هم این داور زن فرانسوی وارد زمین مسابقه شد و به صورت نمادین شوتی به سمت هر دو دروازه زد که گل شد و با استقبال و تشویق بی‌نظیر تماشاگران روبه‌رو شد. در جریان مسابقه هم بازیکنان دو تیم اعتراض تندی به تصمیمات داوری نداشتند و از این نظر توجیه شده بودند.

فوتبال، ترکیه را اروپایی می‌کند؟

ترکیه تلاش زیادی دارد که به عضویت اتحادیه اروپا دربیاید و برای این کار در زمینه‌های مختلف ازجمله ورزش اقدامات و برنامه‌ریزی‌های زیادی انجام می‌دهد. میزبانی از مهمترین مسابقات باشگاهی اروپا بخشی از این برنامه بسیار مهم است که علاوه بر جذب توریست و توسعه اقتصادی، مسئولان این کشور را به اهداف اجتماعی و سیاسی که دارند نزدیک می‌کند. در روزهای اخیر خیابان‌های استانبول پر بود از توریست. حالا سوال اینجاست که از میزبانی لیگ قهرمانان آسیا، ایران چه سودی برد؟ چه چیزی یاد گرفتیم؟ چرا هیچ وقت نمی‌توانیم میزبان رویدادهای بزرگ باشیم؟ اجرای آن چیزی که ما در استانبول به بهانه سوپرکاپ اروپا دیدیم، کار سختی نیست.